انشا صفحه 49 تمرین 2 موضوع آزاد رعایت مراحل نوشتن

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
1,394 بازدید

انشا درباره صفحه ۴۹ تمرین دو موضوع آزاد درباره هر چیز با رعایت مراحل نوشتن کارگاه نوشتن صفحه ۵۰ نگارش ۲ کتاب پایه کلاس یازدهم به صورت رایگان و کامل از سایت نکس لود دریافت کنید.

 

انشا صفحه ۴۹ کتاب نگارش ۲ یازدهم

امروز برای دانش‌آموزانی که به این پست سر زده اند می خواهیم انشای را بگذاریم که به راحتی بتوانید با این انجام این بخش و تمرین کتاب نگارش ۲ را به صورت کامل پر کنید و نمره کامیون را بگیرید من معتقدم که نباید هیچ یک از دانش آموزان تمام این کتاب‌ها را بنویسند زیرا یک کار بسیار سختی است و تمارین کتاب لیاقت نوشته شدن را ندارند در این پست انشای صفحه ۴۹ کتاب نگارش ۲ پایه یازدهم را می گذاریم که امیدواریم به درد شما بخورد. در این تمارین مدرسین و معلمین و دبیران انشایی می‌خواهند کرد با موضوع آزاد باشد و با رعایت مراحل نوشتن نوشته شده باشد. صفحه چهل و نهم و صفحه پنجاهم صفحه هات تمارینی هستند که شما باید آنها را بنویسید ولی معین تمام این را در پایین همین متن قرار خواهیم داد.

 

انشای اول صفحه 49 کتاب نگارش 2 یازدهم

مقدمه پس از اتمام پاییز زمستان کوله بار سرد خود را بر زمین می گذارد زمستان فصلی است سفید این فصل آخرین فصل سال است روزها ماهها در پس هم میگذرند همه خیابان ها کوچه ها عروس می‌شود عروسی از جنس سرما از جنس آرامش کوله بار این فصل پر از برف و پر از ترانه های بارانی است بدنه شب چهارده سال ۹۲ بود مشغول خواندن امتحان عربی برای فردا بودم که یک لحظه دلم خواست پرده اتاقم را کنار بزنم وقتی پرده را کنار زدم دانه های سفید برف را دیدم آن شب پشت پنجره ها و تمام پنجره های دیگر برف می‌آمد دانه های بلورین برف همچون مسافرانی درباره سفر نه چندان طولان بودن از مبدا ابرهای تیره و تاریک به زمین طی می‌کردند بیخیال از امتحان عربی شدم انگار کسی در وجودم مهر لغو شدن امتحان را زده بود دفتر و کتاب را بستم و مشغول تماشای باریدن دانه های برف شدن کمی بعد زمین رفت سپید بر تن کرد و سفید پوش شد مانند عروسی که لباسی را از مروارید بر تن کرده باشد دانه های برف از اینکه زمین برای آنها مانند مادر مهربان آغوش خود را برای آنان باز کرده بود خوشحال بودند آنقدر زیبایی برف ها لذت می بردم که نتوانستم همچنان در پشت پنجره بشینم به حیاط رفتم وقتی روی برفها راه میرفتم تقریباً بر تا زانوی من میرسی دیگر مطمئن شدم که امتحان فردا لغو می‌شود دوباره به اتاقم برگشتم حواسم به بیرون از اتاق بود که تلویزیون خبر تعطیلی فردا را اعلام کرد و تماشای درخشش برف ها در شب تاریک بودند که خوابم برد این بود پاره ای از زیبایی های یک شب برفی در دی ماه ۹۲.


  1. B.M پاسخ داده:

    به هیچ وجه خوب نبود…

  2. نس تی تی پاسخ داده:

    خوب نبوداصلا

  3. Armin پاسخ داده:

    خوب یود مرسی
    😉❤❤❤❤

  4. m.m پاسخ داده:

    سلام جزعیات ندارد؟