بازنویسی حکایت صفحه 95 کتاب نگارش و انشا پایه هفتم

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
214 بازدید

بازنویسی حکایت صفحه 95 کتاب نگارش و انشا پایه هفتم

را میتوانید در وبسایت نکس لود به صورت رایگان و مستقیم با بالاترین کیفیت متنی رعایت ادبیات و قواعد دریافت کنید و از آن استفاده کنید . در ادامه با ما همراه باشید تا بتوانید این حکایت را بازنویسی شده بخوانید ! این متون برای مدارس آماده شده اند و کار گام به گام را انجام میدهند .

بازنویسی حکایت صفحه 95 کتاب نگارش و انشا پایه هفتم

روزی یک شخص شتری که داشت را گم کرده بود و هرچقدر که به دنبال آن میگشت آنرا پیدا نمیکرد . او برای اینکه شتر را پیدا کند تصمیم گرفت نذر کند و گفت اگر شتر را پیدا کند به مبلغ ناچیز یک درم خواهد فروخت . پس از مدتی شخص شتر را پیدا کرد و از گفته ی خود پشیمان شد اما او مجبور بود که به گفته ی خود عمل کند زیرا قسم خورده بود .

 

ادامه انشای کتاب نگارش :

پس با خود فکر کرد و تصمیم عجیبی گرفت ، او یک گربه را به گردن شتر انداخت ! سپس به بازار شهر رفت و فریاد زد که چه کسی این شتر را میخرد؟ من آنرا به یک درم میفروشم اما شرط من برای فروش این است که خریدار گربه را نیز همراه با شتر بخرد . قیمت گربه نیز صد درم است! شخصی که در آنجا نظاره گر این ماجرا بود برگشت و به او گفت : «این شتر قیمت ارزانی داشت و خریدار پیدا میکرد اگر که این قلاده را در گردن او نینداخته بودی» .

حکایت صفحه 95 نگارش و انشا


دیدگاه شما