انشا صفحه ۵۳ کتاب نگارش پایه هشتم درباره در مورد انشا حس و حال خود با شنیدن صدای لالایی مادر با موضوع چه حسی دارد با مقدمه بدنه نتیجه از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا صدای لالایی مادر نگارش هشتم

انشا حس و حال شنیدن صدای لالایی مادر کتاب نگارش هشتم

مقدمه : می گویند هر چیزی که به دست می آوری باید در مقابلش چیزی از دست دهی… راست می گویند. بچه بودیم و آرزوی مان بزرگ شدن بود. 18 ساله شدن بود!
بزرگ شدیم ! به ارزوی مان رسیدیم اما تاوان سختی برایش دادیم. تاوانش کودکی بود. خنده های بی دریغ و آغوش مادر بود. تاوان بزرگی وداع با لالایی های مادرانه بود که حسرتش در اتاقک کوچک قلب هایمان خانه دارد.

بدنه : از لالایی مادرم چیزی به یاد ندارم. آخر آن زمان که برایم لالایی می خواند خیلی کوچک بودم. نمیدانم وقتی صدایش را می شنیدم خوش حال بودم یا ناراحت! آرامش آغوشش وجودم را فرا می گرفت یا هیاهوی ترس رهایی ام پس از به خواب رفتنم. مهم نیست چندسال از زندگی ات گذشته باشد. کوچک باشی یا بزرگ! مرد باشی یا زن! هرقدر هم غرق مشکلات باشی بازهم صدای لالایی مادرت در غالب نگرانی هایش و دلتنگی هایت به دلت می نشیند.
چقدر پول و جواهرات زحماتت را جبران می کند مادرم؟
شب هایی که در کنار گهوارۀ من خواب شیرین تر از عسل را رها کردی و برایم لالایی خواندی و حواست به همه چیز بود که مبادا چیزی خواب را از چشمان فرزندت بدزدد. چرا آن لحظه حواست به خواب خودت نبود؟
مانند شمع در بر من سوختی و ساختی و دم نزدی و من احمقانه تر از همیشه به جانت نق زدم و بازهم دم نزدی!
در برابرش چه دریافت کردی؟ بهشت را ؟
به خاطر کدامین بهشت دنیایت به خاطر من جهنم شد؟

نتیجه : از مادرم پرسیدم چرا بهشت زیر پای توست؟ گفت چون آن را زیر پا گذاشتم و تو را در آغوش گرفتم. مادرم! تک ستاره آسمان تاریک قلب من که لالایی هاییت چنان نوای عاشقانه گیتار روحم را نوازش میکند ، تا ابد دوستت دارم.

انشا حس و خال شنیدن صدای لالایی مادر مقدمه بدنه نتیجه

مقدمه : تازه خوابم برده بود که مادرم شروع به خواندن لالایی کرد، عصبانی شدم وگفتم مادر من ، من که خوابم برای چه کسی لالایی می خوانی ؟فهمیدم مادرم با خواندن لالایی برای من خودش هم خوابش برده است و وقتی از خواب پریده، فکر کرده من هنوز بیدارم و به همین خاطر لالاییش رااز سر گرفته است .

بدنه : آری مادران بارها برای خواباندن ما خود خوابشان برده است ، چه بسا خستگی به آنان غلبه کرده و نا خواسته آنان یک چرت کوچکی زده اند .
اولین صدایی که ما در کودکی شنیده ایم صدای لالایی مادر است بعضی وقتها انقدر دیر می خوابیدیم که مادرمان سرمان داد می زد و می گفت : بخواب دیگر ذلیل شده دیگر گلی نمانده است که بگویم لالا لالا گل ……چه مرگت است که نمی خوابی ؟ شاید صدایش را دوست داشتیم و می خواستیم مدام صدایش را بشنویم ، شاید هم صدای مادر آ نقدر گوش خراش بود که باعث بی خوابیمان می شد . در هر صورت تلاش مادر بی وقفه ادامه داشت گاهی ما را روی پاهایش می گذاشت و آنقدر ما را تکان میداد تا خوابمان ببرد . گاهی ما را در گهواره می خوابانید و گاهی ما را به پشت خود می بست و آنقدر ما راه می برد تا خوابمان ببرد.به هر حال بد خوابیهای ما هم دلیل داشت یا دلمان درد می کرد یا گرسنه بودیم یا شاید هم گوش درد داشتیم که گوشمان صدای لالایی مادر را نمی شنید.

نتیجه : صدای لالایی مادر گاهی اوقات به ما می گفت فرزندم ارام بخواب چون من کنارت هستم و مگسها وپشه های مزاحم را از تو دور می کنم تا مزاحم خوابت نباشند . شاید لالایی مادر در غم از دست دادن فرزند دلبندش باشد که بسیار جانگداز و دردآور است و امیدوارم هیچ مادری مجبور به خواندن چنین لالایی برای فرزند نباشد. به هر حال لالایی مادر شیرین است چه صدای مادر گوش خراش باشد و چه گوش نواز . این لالایی میتواند کودکی را به هوش بیاورد وباعث شفای فرزند بیمارش شود. لالایی مادر یعنی معجزه خداوند که آن را با صدای مادر در گوش فرزند نجوا میکند وبهترین ورساترین وشیرین ترین صدای دنیا است . به امید سلامتی برای تمام مادران فداکار چه آنان که لالایی بلدند و چه آنان که لالایی بلد نیستند.

انشای ادبی درباره شنیدن صدای لالایی مادر حس و حال

مقدمه : عالم بی نظیر خالق هفت آسمان در تاریکی فرو رفته و ستارگان و ماه تماشاگر این عالم هستند و شب پرده سیاهی بر جهان افکنده است.

بند اول : از پنجره اتاق به آسمان مینگرم که ناگاه صدای مادر مرا به سوی خود میخواند… به سوی بستر میروم٬ چشم از عالم میبندم و سرتا پا گوش میشوم و جان میسپارم به صدایی که شاید بتوان در آن زندگی یافت صدای لالایی مادر…

بند دوم : آنگاه که تو لب میگشایی و لالایی ات شروع به نوازش روحم میکند٬ بی محبا وارد دنیایی میشوم که نامش خواب نیست ٬ آرامش است؛ آرامشی که نمیتوان از آن دل کند و شاید به سبب همین آرامش است که ساعت زنگدار قادر به فراخواندن من از آن دنیا نیست…

بند سوم : بخوان مادرم…. بخوان که با شنیدن صدای لالایی هایت غم هایم شرمسار میشوند افکارم را آشفته سازند… بخوان که من تا آخر عمر محتاجم به بودن و شنیدن صدای پرمهرت…. بخوان مادرم… لالا لالا گل پونه… گل توهستی ای گل باغ بهشت… گل تویی که حتی شب هایی که از فرط خستگی تاب استراحت نداری باز هم جانم را منتظر نمیگذاری و لالایی هایت را نثار روح بی تابم میکنی… بخوان..
بخوان که عشق درصدای پرمهرت معنا میشود… صدایی که زیباترین موسیقی دنیاست و من بی تابم برای دل سپردن به این موسیقی روح نواز….

نتیجه گیری : ای کاش زودتر میفهمیدم لالایی تو٬ صدای پرمهرت و نوازش های روح بخشت تاچه میزان از خستگی هایم می کاهد و اگر فهمیده بودم کودکی خردسال باقی می ماندم… کودکی تمام دنیایش فاصله شانه های مادرش است و در آغوش مادر زندگی میکند… و ای کاش زودتر فهمیده بودم هیچ چیز جز صدای لالایی هایت نمیتواند طنین انداز روح آشفته ام باشد… ای کاش…

انشا در مورد حس و حال شنیدن صدای لالایی مادر

مقدمه انشا : موسیقی از بهترین راه های رسیدن به آرامش است، بدون شک خداوند می دانسته لحظاتی از زندگی هر انسانی وجود دارد که هیچ چیز جز گوش دادن به موسیقی او را آرام نخواهد کرد و به همین دلیل موسیقی را خلق کرد، چه موسیقی های دل انگیز طبیعت مثل آواز پرندگان یا صدای خوب آب یا آهنگ های ساخته انسان که بعضی از آن ها به طرز شگفت انگیزی در اعماق روح ما نفوذ کند …

بند بدنه : صدای لالایی مادر یکی از زیباترین صداهای دنیا است، من موسیقی را با صدای لالایی مادرم درک کرده ام، صدایی سرشار از عشق و مهربانی و محبت که از اولین روزهای زندگی در شب های تاریک همراهی ام کرده و هر بار با شنیدن آن به خوابی شیرین و رویایی عمیق فرو می رفتم.

بند بدنه ۲ : لالایی مادر صدایی قوی و در عین حال پراحساس است که به هر نوزادی آرامش می دهد و در ذهن او اثبات می شود به طوری که در همه روزهای زندگی، چه کودکی، یا نوجوانی یا بزرگسالی و حتی پیری با به یاد آوردن آن، به یاد مادر و فداکاری ها و خواب های خوش کودکی می افتد.
صدای لالایی مادر علاوه بر به خواب رفتن کودک، به سلامت جسم و روان او هم کمک زیادی می کند، کودکانی که با صدای لالایی مادرشان به خواب می روند تغذیه بهتر دارند و لالایی روی هوش و مهارت صحبت کردن بچه ها اثر خوبی می گذارد.

نتیجه گیری : مادران خوب ایرانی از روش های مختلفی برای خواندن لالایی استفاده می کنند، بعضی از آن ها فقط با چند کلمه، آهنگ زیبای لالایی را می خوانند، بعضی دیگر فقط آهنگی بی کلام را زمزمه می کنند و بعضی مادرها از شعرهای کودکانه استفاده می کنند و جالب است که همه این لالایی ها به یک اندازه زیبا و تاثیرگذار و آرامش بخش هستند.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : موضوع : صدای لالایی مادر
مقدمه : با این سنی که گذرانده و رشت عقلی و جسمی که کرده ام ، باز هم صدایش مرا نوزادی کرده و به آغوشش فرا میخواند .
بدنه : طنین صدایش ، آواز قناری ها ، روانی و پاکی چشمه ها ، آرامش نماز و زیبایی زندگی را به خاطرم می آورد .
به خاطر صدای اوست که از کودکی تا حال ، آرامش وجود مرا فرا گرفته و لحظه ای از من جدا نمیشود .
با شروع لالایی های محلی و زیبایش ، چشمانم برق زده و پلک هایم سنگین و سنگین تر و به هر کلامش ، آلودگی و ناپاکی پ حسد و کینه ، از دلم ریخته و آرامش و زیبایی و شادی و محبت جایگزینش میشود .
و به راستی که بی صدا و طنینش چه میتوان کرد ؟ بی این حس آرامش ؟ بی آغوشش ؟
لالایی ، تنها وقتی برایم زیباست که از زبان مادرم خوانده شود ، حتی اگر برای کس دیگه بخواند ، باز هم آرمش را به من هدیه میکند .
نتیجه : کودک نیستم ،‌ اما با شنیدن این ریتم و آرامش ، کودکی میشوم دو ماهه که سخت به دست نوازشی نیاز دارد .

مهدی : بی شک همه ما وقتی بچه بودیم مادرهایمان برای ما لالایی خواندند.
لالایی هایی که هنوز هم به یاد داریم و همیشه با به یاد آوردنش نوعی خوشحالی ذات نصیب ما می شود.
مادران ما ناخودآگاه برای ما لالایی می خواندد،بدون اینکه از وزن و قافیه چیزی بدانند اما همان اندازه که نوعی آهنگ درونی هدایتشان می کرد کافی بود.
در واقع لالایی ها آغاز گر ادبیات زنانه بوده اند که در پای گاهواره بچه هایشان شروع کرده اند و این زبان نسل به نسل انتقال یافته و همه ما بدون شک در مورد آن چیز هایی می دانیم..مادران ما با خواندن لالایی گاهی برای ما سربلندی آرزو می کردند و گاهی سلامتی و بعضی اوقات هم همراه لالایی ها خودشان را فدای ما می کردند!!
رابطه لالایی بین مادر و کودک نوعی احساس به وجود می آورد که باعث می شود هر دو آرام باشند و کودک بدون اینکه گریه کند به صدای مادرش گوش دهد و همراه لالایی خوابش ببرد!
در لالایی خصلتی است که آن را تنها روان زنانه دریافت می کند. مادر لالایی را از خود آغاز می کند و در آن لحظه به جز کودک و گهواره و حال دل خویش به چیز دیگر نمی اندیشد. او روایت دل خود را می خواند ممکن است این روایت قصه ی جامعه باشد، ممکن است نباشد.
حتی اگر هم باشد این مادر نیست که آن را به جامعه تعمیم می دهد، بلکه خود لالایی است که قصه ی دیگران هم می شود. از این رو بسیاری از شاعران مرد که سعی کرده اند، لالایی بسرایند، در این زمینه موفق نبوده اند چرا که لالایی را از اجتماع آغاز کرده اند یا به زبان ساده تر لالایی را دستاویز گفته های اجتماعی خود کرده اند که از خصلت این ترانه های ساده بیرون است.

نویسنده : “مقدمه” لالا لالا گل🌹 پونه بابا رفته توی خونه لالا لالا گل آلو درخت سیب و زرد آلو لا لا لا گلی🌹 دارم به گام و بلبلی دارم “بدنه اول” این صدای مهربان صدای مادر من است صدایی که انسان را به وجد داریم آورد همان صدای افسانه ای۰۰۰۰۰ همان صدایی که از همه صداهای دنیا گوش نواز تر است و مرا به خواب می برد.

ناشناس : صدایی که هیچ موقع از آن خسته نمیشوم. همه مادران به طور خاصی برای کودکانشان لالایی میخوانند واین از نشانه ی عشق ومهربانی مادر به فرزندش است.

فاطمه : صدای مادر یکی از زیباترین صدا های زندگی هستش که یک بچه میتونه بشنوه امروز انشای درباره حس و حال صدایی لالایی مادر رو بهش میپردازیم که بسیار آرامش عجیبی دارد. مادر یکی از مهربان ترین موجودات روی زمین است که با تمام وجود به فرزند خود محبت می نوازد. مادر ها یکی از فداکارترین فرشته های روی زمین هستند انگار فرشته ای از اسمان خدا برای ما فرستادند. عشق مادر بسیار زیاد است و برای فرزند خود حاضرند هرکاری بکنند. مادر وقتی شب ها برای بچه اش لالایی میخواند. بهترین صدای که بچه باید بشنود را میشنود و با تمام وجود محبت مادرش را میپذیرد. با صدای آرام مادرش به راحت ترین حالت ممکن میرسید و چشم هایش را میبندد و به خواب عمیق فرو میرود و خواب هایی پر از عشق و مهربانی را مشاهده میکند. متن درباره حس صدای لالایی مادر یک بند درباره حس صدای لالایی مادر دوستان اگه انشایی درباره لالایی مادر دارید توی نظران برای ما بفرستید تا توی این پست بزاریم.