انشا صفحه ۵۳ کتاب نگارش دوازدهم درباره درمورد حس و حال قار قار کلاغ پایه کلاس شنیدن صدا های زیر چه حس و حالی به شما میدهد ؟ یکی را انتخاب کنید و حس و حال خود را درباره آن بیان کنید از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا قار قار کلاغ نگارش هشتم

انشا صدای قار قار کلاغ مقدمه بدنه نتیجه

مقدمه : ذهنت را که از روز مرگی هایت آزاد کنی چشم هایت را که ببندی و تنها گو ش فرا دهی صداهای متفاوتی می شنوی ! گاهی باید در مورد صداها عمیق تفکر کنی صدایی مانند صدای غار غار کلاغ .

بدنه : کدام آتشی جانش را سوزانده که این چنین سوخته و سیاه شده است؟ شاید آتش تهمت هایی که بر او زده اند یا ضرب المثل هایی که ساخته اند. کدام کلاغی را دیده اید که خبرچینی کند؟ چرا کلاغ را به عنوان خبرچین می شناسند؟ چرا میگویند کلاغه خبر آورده؟ مگر کلاغ خبرنگار است؟ البته که نه! چرا میگویند یک کلغ چهل کلاغ؟ کدام کلاغی را دیده اید که خبر را آن گونه که صحت ندارد بازگو کند؟ چرا به کلاغ ها تهمت دزدی میزنیم؟ مگر کلاغ ها چیزی به غیر از یک قالب صابون ی خواهند؟ آن را هم برای این میخواهند که بال هایشان را برق بیندازند! چرا دزدهای سیری ناپذیر اطراف خود را نمی بینیم؟ از مظلومیت کلاغ چه بگویم که صدها بچه کلاغ قربانی تیر و کمان پسر بچه های بازیگوش شده اند. گاهی برخی انسان ها که به حیوانات یا پرندگان علاقه دارند، آنها را به عنوان حیوان خانگی نگه می دارند مثلا مرغ عشق ، طوطی یا قاری! اما تا بعه حال شنیده اید که کلغ حیوان خانگی باشد؟ مگر کلاغ چه گناهی مرتکب شده است؟ چرا اغلب از صدای کلاغ بیزاریم؟ چرا اگر هنگام صبح با صدای غار غار کلاغ از خواب برخیزیم چند حرف رکیک به آن میزنیم اما اگر با صدای بلبل یا مثلا قناری بیدار شویم قربان صدقه اش میرویم!

نتیجه : حقیقت این است که هیچ کس حیوانی از کلاغ ها بابت غارغارشان هنگام ورود شکارچی به جنگل تشکر نکرد. هیچ انسانی از کلاغ ها به خاطر غار غار و آواز روزمرۀ شان تشکر نکرد. بله! در دنیای ما زیاد که باشی زیادی میشوی!

حس و حال لحظه شنیدن قار قار کلاغ

مقدمه : در اطراف ما انسانها صداهای مختلفی وجود دارد که بعضی از آنان دلنشین و برخی گوش خراش هستند.
بعضی از صداها حاصل فعالیت انسان ها و عامل برخی دیگر جانوران هستند ، بعضی آنقدر بلند هستند که گو ش انسان قادر به شنیدن آنها نیست مانند صدای مورچه،و صداهای دیگر کمی آرامتر ، یکی از صداهایی که با گوش اغلب انسانها آشناست صدای قار قار کلاغ است .

بدنه : شیرین تراز خواب صبحگاهی آنگاه که خنکای نسیم موهایت را نوازش می کندو شبنم عشق گو نه هایت را می شوید سراغ داری ؟
حال اگر کسی یا چیزی چنین لذتی را از تو بگیرد چه می کنی؟اگر صدایی رو یاهایت را تبدیل به بیداری کند چه؟صدایی مانند قار قار کلاغ.
در صبحگاههای بهار و تابستان وقتی شب با خود عهد می بندی که فردا تا ساعت 12 ظهر خوابی و بیخیال زندگی می شوی در ساعت 7 صبح صدای قار قار کلاغهای مزاحم که در بین شاخ و برگ در ختان در حال جست و خیز هستند مزخرفترین صدای دنیاست .و لحظه ای که این صداها را می شنوی بدترین حس و حال را خواهی داشتذ. حس خواب آلودگی همراه با نفرت کریبانت را می گیرد از طرفی دوست داری سنگی برداری و بر سر کلاغها بکوبی یا گربه شوی و به جانشان بیفتی و یا محکم گلویشان را بگیری و مکنقار شان را به هم بدوزی اما افسوس که خواب رهایت نمی کند و حتی گاهی نمیتوانی برخیزی و پنجره اتاقت را ببندی تا شاید کمتر این صدای نا به هنجار را بشنوی و چنین لحظه ای به یاد آن شعرد وران کودکی می افتی کلاغه میگه قار قار مامانش میگه زهر مار و با خود میگویی زهر مار ، کوفت و از پهلویی به پهلوی دیگر می چرخی اما نه کلاغها بیخیال نمی شوند با خود می گویی ساعت 7 صبح چه حوصله ای دارند ؟اینقدر قار قار می کنند بالش را روی گوشت می گذاری و فشار می دهی اما نه این صدا قرار نیست قطع شود . حسی که در این لحظه داری شاید شبیه حس شخصی باشد که بستنی قیفی اش قبل از بلعیده شدن پخش زمین می شود نه بستنی مقصر است نه خود شخص و نه فروشنده و شخص نمیداند از دست چه کسی عصبانی باشد.

نتیجه گیری : شاید صدای نا به هنجار کلاغ به خاطر تکراری بودنش نا به هنجار است و اگر کلاغ هم مانند بلبل صدایش خیلی کم شنیده می شد آنگاه صدایش اینقدر مزخرف و گوش خراش نبود . هیچکس از کلاغها به خاطر آواز روزانه شان تشکر نمی کند بله زیاد که باشی ، زیادی میشوی.

انشا حس و حال قار قار کلاغ صفحه 53 نگارش هشتم

مقدمه : پرندگان جزء حیوانات با ارزشی هستند که همواره نمود آن را می توان در زندگی مشاهده کرد. یکی از پرندگان با ارزش کلاغ است.

بدنه : کلاغ پرنده ایی است ک همواره در فصل های سرد و گرم می توان پرواز زیبای او و قار قار او را در آسمان مشاهده کرد و شنید. کلاغ در اساطیر ایران و یونانی همواره پرنده ایی مقدس بوده و به عنوان پیک خورشید شناخته شده است و نمود مثبتی در جامعه باستانی ایرانی زمین داشته است .اما در زمان اکنون مااین معنای مثبت تغییر کرده است و معنای منفور و شوم یافته است .امروزه صدای قار قار کلاغ با معنای شگوم بد شناخته می شود ک جلوه ی بسیار ناپسندی است .

ای کاش تلاش کنیم با نگاهی بسیط تر و زیبا به پرندگان نگاه کنیم .درست است که کلاغ به رنگ سیاه است اما نشان نشان از سرنوشت تیره نیست. کلاغ از دیگر پرندگان عمر طولانی تر دارد.آن ها در فصل پاییز بیشتر در آسمان ها دیده می شود .زیرا تحمل سرما نسبت به دیگر پرندگانی چون گنجشک و قناری و…..دارند. بیایم تلاش کنیم کلاغ را بیشتر دوست داشته باشیم .

کلاغ با نام غراب در ادبیات فارسی ما جلوه گر بوده است . این معنای شومی کلاغ در ادبیات نیز مشهود است .صدای قار قار کلاغ هابیشتر در صبح ها می باشد. کلاغ ها جثه ایی بزرگ تر از گنجشک ها دارند.جثه انها به اندازه ی مرغ خانگی است. آن ها منقاری بلند و قوی دارند که در خوردن غذاهای مختلف به آن ها کمک می کند. کلاغ ها بیشتر حشرات را می خورند آن ها با قار قارشان باهم سخن می گویند. این پرندگان ب صورت جمعی باهم هستند و لانه ی خود را در بالاترین شاخه های درختان می سازند.

نتیجه گیری : کلاغ ها پرندگانی سودمند و به نوبه ی خود زیبا هستند .قدر آن ها را بدانیم. حیوانات همواره در حال آسیب هستند و باید مواظب تک تک آن ها باشیم یا از آسیب و شکار در امان بمانند.

پریچهر : در صدای او شکایت نمایان است ، شکایت از ظاهری به سیاهی شب و از صدایی به بدی زنگ ساعت صبحگاهی ، از قارقار او درماندگی حس می شود ، درماندگی از اینکه شکایت های او هیچ ثمره ای ندارد ، ویا شاید دلیل قار قار او انتقاد از شاعر شعر روباه و کلاغ باشد که او را موجودی خنگ بیان کرده است !
از این سو به آن سو پری‌ه و زیبایی های نداشته اش را به رخ می کشد، البته که این گمان های ما است، هرکس، به همان شکل و صورت که هست زیباست.
لباس سیاه به تن داشته و منقارش کج است، عصبی به نظر رسیده و در نزدیکی انسانی ظاهر نمیشود، از شلوغی گریزان و از ترس مردم، به خلوت خود رجوع می کند.
شاید قار قار او زنگ هشداری برای انسان های غافل است ! ، انسان هایی که با کارهای نا صالح آینده و سرشت خود را تاریک کرده اند و کلاغ به آن ها می گوید مانند من نباشید ، شاید این کلاغ از آفریدگار خود ناراضی باشد ولی روزی به حکمت آفرینش خود و تن بالای صدای خود خواهد رسید .
زشتی و زیبایی او، فقط بستگی به دید و نگرش ما داشته و تعیین کننده آن ما خواهیم بود، ما به او قدرت درخشش به شکل یک پرنده زیبا و قدرت تنها و خلوت کردنش از ترس زشتی اش، بر سر سرو بلند را می دهیم.