انشا بازگردانی و بازپروری صفحه ۵۵ کتاب نگارش پایه دهم ایستاده ام ایستاده ای ایستاده ایم جنگلیم تن به صندلی شدن نداده ایم معنای شعر درک و دریافت مفهوم شعر گردانی غلامرضا بکتاش درباره درمورد چند سطر از سایت نکس لود دریافت کنید.

بازگردانی ایستاده ام ایستاده ای ایستاده ایم

معنای شعر ایستاده ام ایستاده ای ایستاده ایم

انشا بسیار سخت می باشد و در مورد اتحاد حرف می‌زنند که نباید در مقابل زورگویی ها و ظلم ایستاد و باید با ظلم و استبداد جنگید و هیچ وقت تن به صندلی شدن نداده ایم یعنی منظور این است که هیچ وقت مثل صندلی یک جا ساکن و سکون باشیم که هر اتفاقی می‌خواهد بیفتد ما این پست رو زدیم تا محققان سایت نکس لود تحقیق درباره جواب انشای صفحه ۵۵ کتاب نگارش ۱ پایه دهم انشا درباره ایستاده ام ایستاده ای ایستاده ایم جنگلیم تن به صندلی شدن نداده ایم را در بیاورد و در ادامه مطلب جواب را گذاشته ایم.

انشا شعر ایستاده ام ایستاده ای غلامرضا بکتاش

مقدمه : برخیز! ثابت کن خداوند بزرگ تر الز تمام مشکلات توست! برخیز! بگذار عرق شرم زمانه از زمین زدنت گیاهان را سیراب کند. بگذار جهان بداند که تو قوی تر از آن هستی که با ایم اتفاقات از پا در آیی ! تو مرد روز های سختی! تو از نژاد آریایی هستی و از نوادگان کوروش کبیر! تو بیدی نیستی که در برابر این باد ها کمر خم کنی.

بدنه : هر اتفاقی هم که بیفتد تو ایستاده ای! بازهم خزرتو میزبان تمام ماجراجویان جهان است. بازهم شالیزار هایت آذوقه ایران را به ارمغان می آورند و بازهم عطر نارنج از باغ هایت شنیده می شود. بازهم مرکباتت مهمان مهمانی ها می شوند و باز هم ماهی گیرانت ماهی صید می کنند . بله! تو بازهم از نامردی های زمانه فرار می کنی! بازهم دست بر زانو می گذاری و بلند می شوی و ثابت میکنی تو شکست ناپذیری! خسته می شوی اما کم نمی آوری ! فقط زمانی دست از ادامه دادن می کشی که موفق شده باشی! من می توانم تو می توانی ما می توانیم.
گلستان! زیبای شمال ایران! مهد درختان سر به فلک کشیده! برخیز و بازهم ایران را آکنده از عطر گل هایت کن. نشان بده خورشید گلستان هنوز هم طلایی است و می درخشد. ثابت کن خزر گلستان هنوز هم آرام است. ثابت کن هنوز هم نسیم قطرات شبنم صبحگاهی را بر گونۀ گلبرگ ها می غلطاند. ثابت کن تو از سیل قوی تری!

نتیجه : گلستان! اگر گلستانی های بی مروت رهایت کردند و از بیم سیل به سرزمینی غریب پناه بردند ما کنار توییم. ایران کنار توست. من ایستاده ام تو ایستاده ای ما ایستاده ایم و تن به صندلی شدن نداده ایم. ما گلستانی خواهیم ساخت هزاربار با شکوه تر و مقاوم تر!

شعر گردانی ایستاده ام ایستاده ای ایستاده ایم جنگلیم

مقدمه : محکم تر از کوه ٬ درخشان تر از خورشید ٬ سبزتر از سرو و مقاوم تر از درخت زیتون ایستاده ایم ایستاده ای و ایستاده ایم!

بدنه : بگذار زمانه نامردی هایش را به رخ بکشد٬ بگذار ما بلند شویم و او مارا زمین بزند بگذار ما رود شویم و او سنگ شود و مسیرمان را ببندد بگذار ما کاج شویم و زمانه تبر شود و بر پیکرمان بکوبد بگذار ما دریا شویم و او کویر شود بگذار انواع نا ملایمت هایش را مهمان خانه مان کند ما مرد کوتاه آمدن نیستیم ما به دنیا آمده ایم برای تلاش و برای نجنگیده نباختن!
اشک هایت را با دستان خودت پاک کن بر سختی ها لبخند بزن و دست بر زانو بگذار و برخیز! برخیز که زمان منتظر نمی ماند و روزگار رحم نمیکند ! برخیز !

نتیجه : ما زنده هستیم و ایستاده ایم و تا آرمان هایمان اهداف مان زنده هستند پویا و در تکاپو هستیم ! ما توانا هستیم و تا ابد در کنار هم مقاومت میکنیم و تن به صندلی شدن نمیدهیم.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : ما ، همگی ، شانه به شانه و پشت به پشت یک دیگر ایستاده و اجازه کوچک ترین نفوذ و دخالت دشمن را حتی به وجبی از خاک وطن خود نمیدهیم ، وطن ما آبادی ماست و آبادی ما دلیل نفس هایمان ، پس اجازه نخواهیم داد که دشمنان ما را در مشت گرفته و بر سرمان آوار شوند ، اجازه نمیدهیم از ما استفاده کرده و بعد چونان زباله ای به کنار بیندازند ، بلکه ما همه برادر و برابر بوده و برای دفاع ، تا قطره آخر خونمان پا پس نمیکشیم .

مهدی : زندگی با تمام سختی هایش می گذشت، در مقابل سختی ها، دلتنگی ها، تنهایی و تو بی تفاوت از تمام موجودیت عشق، لبریز بودن احساساتم و آغوش های تنهایی ک برای خود رقم می زدم. من هم بی تفاوت بودم، به زندگی ام، آینده و عمری که می گذشت و سرخوش از لحظات پر اما خالی از زندگی ایده آل. تو نیز بودی. اما نه در کنار من، نه در کنار او، دروجکز نامعلومت که هوای چه کرده ک آنچنان بی رحم و سنگ شده ؟ هوای چه کرد که قلبم را پس می زند ؟ هوای چه کردع که تنهایی را باهم آغوشی از عشق ترجیح می دهد ؟ مابودیم، پیش هم، اما نه پشت به پشت یکدیگر که حتی دلخوشی در زندگی شود. قصمه مان قصه ی همان درختی است; که هوای همدمی را کرزه که بنشیند و حرف بزند اما باید برای آن دست از زندگی بکشد…! آیا همان سرسبزی ظاهر و بیابان درونش حفظ کند تا زندگی اش را پیش ببرد و همانند درختان جنگل شود. ایستاده ام ایستاده ایی ایستاده ایم جنگلیم اما تن به صندلی شدن نمی دهیم.

فاطمه : همه میدانیم که انقلاب اسلامی برای این انجام شد که از سلطه گری کشورهای استعمارگر بر ما فاصله بگیریم و بر خود متکی باشیم. ایرانی ها پس از پیروزی انقلاب با تمام توان کمر انفلاب را نگه داشتند و پشت آن ایستادند تا او نیز بایستد و از جایش تکان نخورد. این کار با مقابله با اولین دشمن انقلاب اسلامی یعنی حزب های گوناگون ضدانقلابی صورت گرفت. تا ما دوباره به دوران پیش از انقلاب باز نگردیم. بعد از آن جنگ تحیمیلی هشت ساله را به ما تحمیل کردند اما جوانان ایرانی باز هم ایستادند و گفتند : ایستاده ایم ایران تا کمرت را نشکنند. این کشور های ابر قدرت جها باز هم شکست خوردند ولی باز هم کاری کردند تا شاید بتوانند این کشور را از هم بگسترانند و به همین دلیل دست به تحریم زدند و باز هم ایران به آن ها گفت: ایستاده ام استوار به خاطر این که مردمم پشتم را گرفته اند. این بار نیز ایرا این گربه توانمند جهان با مشکلات مقابله کرد و نگذاشت که شمنان شکل و باطنش را تغییر دهند. پس هیچگاه نا امیدی جواب نمی دهد و باید ایستاد و امیدوار ماند چون دشمن از امیدواری ما شکست می خورد و با نا ایمیدی ما شکل و باطن ما را تغییر می دهد.

حسین : من ایستاده ام تو ایستاده ای ما ایستاده ایم جنگلیم تن به صندلی شدن نداده ایم. بنام خدایی که انسان را به صورت آ زاد آ فرید و تنها ملاک برتری بر یکدیگر راتقوا قرار داد و به او فرمان داد تا اگر مورد ظلم وستم قرار گرفت سر به طغیان بگذارد و در برابر ظلم وظالم بایستد. من خرمشر هستم صدای تانکها و بمبهای دشمن بعثی را میشنوم تا تو برسی من ایستاده ام. من کرمانشاه هستم. من نیز این صدا را شنیدم من نیز می ایستم. بنابراین ما ایستاده ایم. ما اهواز و آبادان ودزفول و ایلام وکردستان و… هستیم ما نیز این صداها را شنیده ایم و ایستاده ایم. من تهران هستم، این صداها را از دور میشنوم ولی برای با تو بودن به آنجا می آیم و در کنارت می ایستم. من مشهد هستم شهر گنبد طلایی، شهر 72 ملت من نیز این صداها را از دور شنیدم. من می آیم که با توباشم. من قزوین هستم، من نیز کرج هستم من زاهدانم. من کرمانم. من قم هستم ما با هم به نزد شما می آییم تا در کنار شما بایستیم، ما درد زخمهایتان را به جان می خریم. ما کودکانتان را تنها نخواهیم گذاشت گوش شما گوش ماست مانیز شنیده ایم ما می آییم زیرا ما سروهای آزاده ایم و باید در کنار هم باشیم تا جنگل شویم و جنگل بمانیم ما باید از یک خورشید نور بگیریم و رشد کنیم ما نباید به صندلی تبدیل شویم ما باید خود صندلی بسازیم و به دیگران بیاموزیم که ما در کنار هم یک جنگل هستیم. من کرمانشاه هستم و دیگر صدایی نمی شنوم، من خرمشهر هستم ودیگر صدایی نمی شنوم اهواز و آ بادان و دزفول و ایلام وکردستان نیز دیگر صداهای گاه وبیگاه را نمی شنوند. من کرمانشاه هستم باز هم صدایی میشنوم صدای خنده کودکانی را که از مدرسه به خانه برمی گردند. صدای چکش آهنگران را هم میشنوم. صدای لالایی مادران را نیز می شنوم. صدای بع بع گوسفندان را نیز می شنوم. من صدای زندگی را می شنوم و نور خوشید را می بینم که بر این جنگل می تابد. من. . . . . . ایران هستم. زیبا وسربلند، سر بلند از 8 سال امتحان، سر بلند از ایستادگی، سربلند ازهمنوایی و همصدایی، سربلند ازدیدن لاله های سرخ. من کرمان هستم باز هم صدایی میشنوم صدای آوار، صدای خرابی، صدای شیون مادران، صدای گریه کودکان. من کرمانشاه هستم من نیزاین صداها را می شنوم، صداها از من دور هستند شاید این صداها از خانه همسایه شنیده می شود، از سر پل ذهاب و اطرافش صدای آوار و خرابی و گریه کودکان را می شنوم صدای ساز عزا می شنو م به جای صدای ساز عروسی، آیا باز هم کسی در کنار ما خواهد ایستاد؟ آ یا ما باز هم کمر راست خواهیم کرد ؟ آیا ما که درختان صنوبر این سرزمین هستیم باز هم یک جنگل خواهیم شد. آیا صدای خنده کودکانمان فضا را عطرآگین خواهد کرد ؟ من ایران هستم، صدای آوار و خرابی و شیون مادران و گریه کودکان و ساز عزارا شنیده ام من ایرانم مادر تو و تمامی کودکانت یک مادر همیشه و در همه حال صدای کودکانش را خواهد شنید من مشتاقتر از همیشه به سویت پر خواهم کشید و تو را در آغوش خواهم گرفت. من درد تو را به جان می خرم، بدون تو قامتم خمیده است تو فرزند عزیز و غم خوار منی تو همیشه سپر بلای من بودی تو نگین انگشتر منی تو را درسینه ام می فشارم گرمتر از همیشه تو باید باشی مادر بدون فرزند خوار وخفیف است تو مانند چنار سر بلندی تو مانند سرو آزاده ای، دو باره دردت را درمان می کنم زیرا من یک مادر هستم و به کودکانم آموخته ام که باید من بایستم تا تو بایستی، ما باید بایستیم تا جنگل بایستد ما تک تک درختان این مادر هستیم باید برای مادرمان فرزندان خوبی باشیم تا مادر به پشتوانه ما همیشه قامتش را راست نگه دارد. دوستت داریم مادر و برای سر بلندیت از جان شیرین نیز خواهیم گذشت. تقدیم به اهالی زلزله زده شهر زیبای کرمانشاه. امید سالی پر از سر بلند ی و سلامتی برای تمام هموطنان عزیز.