انشا درباره در مورد محل زندگی ما صفحه ۵۲ کتاب نگارش پایه کلاس هفتم زیبایی های محله خود را توصیف کنید مقدمه بدنه نتیجه روش پرسشگری تقسیم به ریز موضوع با نثر ساده و روان از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا محل زندگی ما نگارش هفتم

انشا درباره محل زندگی خود را توصیف کنید

مقدمه : بنام خداوندی که اسانها را مانند دندانه های شانه مساوی آ فرید و تنها ملا ک برتری را تقوا قرار داد نه مال و ثروت ونه مکان زندگی .

بدنه : ما در محله ای نسبتا قدیمی زندگی میکنیم با کوچه های قدیمی و خانه هایی که بعضی هم تازه ساز هستند وبعضیها قدیمی ،عرض کوچه ما چهار متر است به طوری که اگر دو تا ماشین پراید از روبرو بیایند نمیتوانند بدون برخورد از کنار هم عبور کنند . در وسط کوچه ما یک جوی آب روان قرار دارد که از هر خانه یک لوله باریک برای دفع فاضل آب اززیر آسفالت رد شده است . خانه ما وخانه های همجوار یک پله از سطح کوچه بالاتر است وهمین باعث شده است عصرها زنها ی همسایه بیایند بیرون وروی آن بنشینندو با هم درد دل کنند و گاهی اوقات سبزی هم پاک کنند.با اینکه محله ما پایین شهر است ولی من فکر میکنم از بالا شهریها پول دارتریم چون هر کدام از همسایه ها 3یا 5تا بچه دارند در حالی که پولدارها یا بچه ندارند یا تنها یک بچه دارند.شاید دلیل آن این باشد که پایین شهریها به رشد جمعیت کشور علاقه بیشتری دارند ویا میخواهند که نوه های آنها وقتی به دنیا می ایند دایی و خاله وعمه وعمو داشته باشند . به هر حال من کوچه های تنگ وباریک و شلوغ خودمان را به کوچه های بالای شهر که شبیه خیابان است وهمیشه هم خلوت است ترجیح میدهم .
در محله ما همسایه ها قدیمی هستند وهمه هم همدیگر را میشناسند و در شادی و غم کنار هم هستند و در عزا و عروسی به داد هم میرند و کارها را مانند اعضای خانواده تقسیم میکنند . در محله ما عشق و صفا ودوستی حرف اول را میزند واز چشم وهم چشمی ها وغیبت وحسادت خبری نیست .

نتیجه : آری من محل زندگیم را با تو جه به تمام کمیت ها و کاستیهایی که دارد دوست دارم امیدوارم روزی گذر شما به محله ما بیافتدوشما هم محبت وعشق و دوستی را در آنجا تجربه کنید.

انشا با موضوع محل زندگی ما نگارش هفتم

مقدمه : اگر از من بپرسند محل زندگی ات کجاست شاید لحظه ای نام خیابان و کوچه و…. به ذهنم برسد! امانه ! محل زندگی من جایی است که قلب من برای آنجا زیستن می تپد و روحم هردم به آنجا سرک می کشد.

بدنه : محل زندگی من همین نزدیکی هاست! خیابان محبت کوچه صفا و پلاک یکرنگی! همان جایی که هردم بوی آشنایی و زمزمۀ مهربانی روح را شست و شو می دهد. همان جایی است که آشوب و خشونت و سنگدلی با آن بیگانه است.
محل زندگی من همان جاست که هر ثانیه بهار در می زند و خبری از سرمای زمستانی و گرفتگی پاییز و خشونت آفتاب نیست همان جا که عطر بهارنارنج شنیده می شود.
محل زندگی من شبیه هیچ کجا نیست. شبیه برج های بیست طبقه استخر و سونا دارد نیست! شبیه خانه هایی که پارکی را انحصارا حیات نامیده اند نیست! شبیه ویلاهایی که پنجره اش به سوی دریا گشوده می شود نیست! استخر ما حوض کوچک وسط حیات نقلی مان است و سقف کاه گلی مان گاهی چکه می کند چون طبقه بالای ما پشت بام است و پس از آن آسمان خدا! حیاتمان بزرگ نیست اما نزدیکی خانه مان یک پارک هست که غروب ها مهمانش می شویم و به صدای خنده کودکان گوش میدهیم.

نتیجه : نمیدانم محل زندگی شما کجاست! اما به نظر شما محل زندگی همان جایی نیست که دل خوش و لب خندان و غصه بیگانه و اشک ها از سر شوق اند؟ همان جایی که آرامش موج می زند و عشق فوران می کند؟

انشا در مورد محل زندگی ما پایه هفتم

مقدمه : زادگاه هر شخص نشان دهنده محلی که در آن متولد شده و رشد کرده و نمو پیدا کرده است می‌باشد که بسیار برای افراد مهم و با ارزش می باشد همیشه به این موضوع افتخار می‌کنند.

تنه انشا : ما ایرانی هستیم مهر ایرانی به واسطه اینکه فرهنگ بسیار عمیقی دارد به کشور و وطن خود بسیار افتخار می‌کند و شعار بیشتر ایرانی ها این است که افتخار می کنم که ایرانی هستم. ایرانشهر های بسیار زیادی دارد و مجموع این شهرها و روستاها تشکیل دهنده کشور می باشد. هر یک از شهرها و روستاها لهجه و گویش مخصوص خود را دارند و هر منطقه برای خود آداب و رسوم خاصی دارد برای مثال کرد و لر ترک و عرب و بلوچ گیلک و تالش با هم و در کنار هم در زیر سقف ایران زندگی می‌کنند و کشور عزیزمان ایران با صلح و دوستی این اقدام را در آغوش گرم خود نگه داشته است. من به عنوان دانشجو پس از اینکه ایرانی هستم می خواهم آداب و رسوم و شهری که در آن متولد شده‌ام را بررسی کنم من در گیلان بزرگ شدم شهری که کنار دریای آبی با هوای بسیار عالی و با لهجه مخصوص به خود خنک و دلپذیر است.شهری زیبا که هرسال بسیاری از گردشگران را از کل کشور به خود جذب می کند و برای من مکانی بسیار زیبا و آرامش دهنده است. خانه من نزدیک به دریا است به صورتی که با صدای زیبای دریا از خواب بیدار می شوم و روز خودم را آغاز می کنم. منطقه من ۱ محل بسیار پر رفت و آمد می باشد که افراد زیادی در آن حضور دارند و مردم در حال تکاپو و تلاش برای رسیدن به کار خود هستند. من محل زندگی خودم را با همین صدا های زیاد و هیاهو های روزانه و کشتی و موج ها و صدای پرنده های دریایی که پرواز می کنند و باران بسیار زیادی که هر سال می بارد دوست می دارم نه به همیشه به آن افتخار می کنم.

نتیجه گیری : محل زندگی هر کسی برای او محترم قابل احترام است و آن را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند و خود را همیشه متعلق به آنجا می داند حتی اگر فرسنگها از آن دور باشد دور از محل زندگی و وطن مایل ها فاصله داشته باشد. اما همیشه آن مکان را زادگاه خود به محل زندگی خود می داند.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : محل زندگی ما روستایی در حومه شهر است. روستایی که برکه اش محل تغذیه پرندگان و محل زندگی آبزیان و ماهی هاست. خانه های کاه گلی و سنگی که با بارش باران بودی دلنشینی را در فضا پر می کند. بویی که کافی است چشمانت را ببندی و نفس بکشی با تک تک سلولهایت. باریکی کوچه هایش می تواند یا آور قلبهایی باشید به وسعت دریا. خانه هایی با حیاط های زیبا که گوشه گوشه اش را درختان انگور و گل یاس پر کرده و یک حوض آبی با ماهی های قرمز که تابستان ها هندوانه داخل آن زیبایی اش را تکمیل می کند. کمی آن طرف تر چشمه آبی است که صدای شرشر بهم خوردن آب و سنگ، هوس بازی های کودکی را در دورنت زنده می کند. در کنار چشمه ی آب تپه هایی است با گلهای لاله و شقایق و درختان انبوه و در آخر پاییز روستایمان را با هیچ چیز عوض نمی کنم، پاییزی که صدای خردشدن برگهایش زیر پاهایم شاید زیباترین آهنگ طبیعت باشد.

نویسنده :محله ی ما هرجا باشد بالاخر در انجا اشک شادی یا دوستانی پیدا کردی الان باید ما خدا را شکر کنیم که درجایی هستیم وسقفی با سر ماهست بعضی ها هم این را ندارند.

نویسنده : امیرحسین کرمانی از بزنگان هستم .عرض کوچه ی ما خیلی کوچک است واگر دماشین بخاهد رد شود حتما گیر می کند.