انشا صفحه ۸۱ کتاب نگارش نهم درس ششم هدف زندگی در قالب داستان خاطره گزارش طنز زندگی نامه سفرنامه نامه رسمی غیر رسمی درباره درمورد قالبی برای نوشتن برگزینیم از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا هدف زندگی قالب نوشتاری

انشا موضوع هدف زندگی در قالب حقیقی علمی

مقدمه : زندگی بی هدف مانند قفل بودن کلید است و هر کس برای ادامه ی زندگی خود و دست یافتن به موفقیت ها به هدف نیاز دارد تا آن را سر لوحه ی خود قرار دهد تا انگیزه ای داشته باشد برای زندگی بهتر و موفق تر.

بدنه : بیشتر مردم زندگی نمی‌کنند ، فقط با هم مسابقه دو گذاشته‌اند ! می‌ خواهند به هدفی در افقِ دوردست برسند ولی در گرماگرمِ رفتن آنقدر نفس‌شان بند می‌آید و نفس نفس می‌زنند که چشمشان زیبایی‌ها و آرامش سرزمینی را که از آن می‌گذرند نمی‌بینند و بعد یک وقت چشم‌شان به خودشان می‌افتد و می‌بینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمی‌کند به هدف‌ شان رسیده‌اند یا نرسیده اند .ولی غافل از این هستند که هر فرد برای ادامه و دست یافتن به اهداف باید تلاش و کوشش و پشتکار داشته باشد و هیچ چیز مانع از منصرف شدن از اهداف زندگیشان نشود.

نتیجه گیری : زندگی انسان بی هدف پیش نمیرود و اگر هم پیش رود آنچنان سرد و تکراری و بی رنگ میشود که هر روز از زندگی شیرین خود دور میشود و هر روز حسرت دیروز را میخورند.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : هرفردی در هر دوره‌ای از زندگی هدف‌هایی دارد. برخی هدف‌ها در طول عمر ثابت هستند و برخی دیگر با گذر زمان تغییر می‌کنند.
اهداف زندگی میتواند در هر سن و هر طرز فکری تغییر کند این موضوع اهمیت چندانی ندارد مهم نیست ما از این اهداف است ، مثلا اگر هدف ما خوب بودن و خوبی کردن به دیگران باشد حتی اگر به یک هدف نرسیم اما در هر کجا که باشیم و خوبی کنیم و بنده خوبی برای خداوند باشیم در واقع به اهداف خود رسیده ایم و رضایت از رسیدن به اهداف زندگی لذت بخش ترین بخش زندگی هر کسی است .
کسی که برای زندگییش هدف داشته باشد هیچ گاه وقت خود را به کارهای بیهوده تلف نمی کند و با آزار و اذیت بدخواهان، دست از تلاش برنمی دارد زیرا می داند که رسیدن به هدفش مهم تر است. البته هدف زندگی انسان باید خوب و سازنده باشد نه مخرب؛ گاهی برخی انسان ها اهداف پوچ و گذرا دارند که حتی با رسیدن به آن هم پیشرفتی برایشان حاصل نمی شود.
هدف زندگی به آن چشم اندازهایی گفته می‌شود که یک انسان برای آینده مد نظر قرار می‌دهد و به سمت آنها حرکت می‌کند تا در نهایت بتواند سرنوشتی برای خود رقم بزند که با سعادت و خوشبختی همراه باشد.

پریچهر : مقدمه : هوالحکیم…
درجهانی زیستن را اغاز نمودیم ک خداوندش حکیم است و کار عبث دور از جکمت اوست.
پس رواست جانشین خداوند در زمین بی هدف و عبث به زیستن ادامه دهد؟

بدنه : وقتی از هدف سخن می گوییم اهداف مختلفی به ذهن مان می رسد.
اهداف کوچک و بزرگ!
برخی دل به اسرار جهان سپرده اند!
برخی به تحصیلات روی آورده اند!
برخی ثروت را هدف قرار داده اند!
برخی کمک به هم نوعان و…
اما به راستی کدام هدف درست است؟
هدف من چیست؟
شاید هدفم نه پول باشد نه ثروت و نه قدرت و نه علم و نه…
هدف من عاشقی است و عاشقی کردن و عشق ورزیدن!
و کجاست آن کس که معانی عشق و محبت را در دنیایی که ستون هایش سنگی اند درک کند.
کجاست کسی که به او عشق بورزیم و پشیمان نشویم؟
کجاست آن عشق های دو طرفه؟
کجاست آن دوستی ها؟
چرا عشق یک طرفه در اکثر روابط غالب است؟
چرا کسی پاسخگوی سوال هایم نیست؟
مگر نمی دانید زندگی من و هدف زندگی من در گرو پاسخ به این سوالات است؟
در جهانی که خدایش ساکت است شما دیگر سکوت نکنید.

نتیجه : هدفی را در زندگی اتخاب کنیم که سال ها بعد با تکبر از آن حرف بزنیم و به خود بگوییم: این بود هدف من! این بود سهم من از زندگی!

پریچهر : موضوع : هدف زندگی
قالب : گزارش
هدف هایی را در ذهنم طبقه بندی کرده و هر طبقه مخصوص یک هدف ، در یک بازه زمانی از طول عمرم است .
در طبقه ای پزشک شده و مطبی پر از بیمار در انتظارم بوده و همه گی سلامتشان را از من طلب میکنند ، در طبقه ای هنوز در فکر کنکور بوده و سخت برای آن مطب و بیمار ها تلاش میکنم ، در طبقه ای ، در سمیناری بزرگ پشت میزی ایستاده و از تجربیات خود به پرستار های تازه وارد میگویم ، در طبقه ای ، مشغول تمیز کردنه خانه ام و کودکانم هستم ، در طبقه ای نیز این احتمال را گذاشته ام که به هیچکدام نرسم ، اما آن طبقه ، طبقه اخر بوده و حتی مرگم نیز ممکن است از آن بالاتر قرار بگیرد ، که شاید بمیرم اما ممکن نیست به اهدافی که از زمان کودکی در ذهن چیده ام نرسم ، تمام آن ها مال من بوده و در آخر ، تک تکشان را با افتخار و سینه ای سپر با تک به تک انگشتانم ، لمس خواهم کرد .