انشا جواب صفحه ۶۶ و ۶۷ کتاب نگارش پایه دهم درباره در مورد کتابخانه مدرسه یا شهر گزارش نویسی گونه پرسش های عینی پاسخ گزینش و سازماندهی راجب از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا کتابخانه مدرسه یا شهر گزارش

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مریم : پرسش های عینی: آیا کتابخانه شهر شما سالن مطالعه دارد؟ چه نوع کتاب هایی در کتاب خانه شهرتان وجود دارد؟ چند کتابدار در کتابخانه مشغول کار هستند؟ چه تعداد کتاب در کتابخانه موجود است؟ کتابخانه در کجای شهر واقع است؟
سازمان دهی پرسش ها: کتابخانه در کجای شهر واقع است؟ چه تعداد کتاب در کتابخانه موجود است؟ چه نوع کتاب هایی در کتاب خانه شهرتان وجود دارد؟ آیا کتابخانه شهر شما سالن مطالعه دارد؟ چند کتابدار در کتابخانه مشغول کار هستند؟
گزارش: کتابخانه شهر ما در حومه شهر قرار دارد. شاید به خاطر این است که از سر و صدا ها و شلوغی ها کمی فاصله داشته باشد. در کتابخانه شهر ما حدود 5000 کتاب وجود دارد. کتاب هایی که خیلی ها تازه هستند و گویی حتی ورق نخورده اند و کتاب هایی که رنگ و روی شان رفته و برگه هایشا گویی پرپر شده است. کتاب ها در انواع موضوعات درسی، کمک درسی، تاریخی، ادبیات، جغرافیایی و. . . . هستند. در کتابخانه شهر ما یک سال مطالع بزرگ وجود دارد که روزهای زوج دختر ها از آن استفاده می کنند و روزهای فرد پسر ها. در سالن مطالعه حدود 30 میز و صندلی وجود دارد که افراد می توانند کتاب های مورد علاقه شان را بخوانند. در کتابخانه 5 کتابدار کار می کنند که یکی از دیگری مهربان تر و خوش اخلاق تر هستند. تنها مشکل این است که کتابخانه سالن غذاخوری ندارد و کسانی که می خواهند از صبح تا غروب در کتابخانه درس بخوانند محلی برای غذاخوردن ندارند و مجبورند مسافت های طولانی را تا خانه خود طی کنند و دوباره به کتابخانه برگردد.

مهدی : پرسش های عینی : کتابخانه کجا قرار دارد؟ ورودی آن چگونه است؟ چند کتاب وجود دارد؟ چند قفسه کتاب وجود دارد؟ چه نوع کتابهایی وجود دارد؟
سازمان دهی پرسش ها : کتابخانه کجا قرار دارد؟ ورودی آن چگونه است؟ چند قفسه کتاب وجود دارد؟ چند کتاب وجود دارد؟ چه نوع کتابهایی وجود دارد؟
گزارش : کتابخانه شهر ما در سر فلکه اصلی شهر و در داخل مسجد قرار دارد. حدود بیست پله به زیرزمین باید پایین رویم تا به کتابخانه برسیم. به داخل که میروی یک سطل زباله بزرگ به ما خوش آمد میگوید. درسمت چپ دو کتابدار در سمت چپ نشسته که سرشان تقریبا خلوت است و مراجعه کننده را به حرف می گیرند. حدود پنج هزار کتاب در کتابخانه در 7 یا 8 ردیف قفسه چیده شده است 20 درصد کتاب هارا کتاب های کمک آموزشی و کنکوری تشکیل میدهند که همه آنها نو و ظاهرا اهدایی هستند و ظاهرا همه یکبار مصرف بوده اند (حیف درختانی که قطع شده است) هر ردیف و هرقفسه با فهرست هایی مشخص شده اند که چه نوع کتاب هایی در آن قفسه وجود دارد، مذهبی ، علمی و… و همچنین کتابخانه شهر ما دارای دو سالن مطالعه است که در هر کدام حدودا 15 میز و 60 صندلی وجود دارد. برای استفاده از کتاب ها یا سالن مطالعه باید حتما در کتابخانه عضو بود به شما پیشنهاد میکنم که حتما در کتابخانه شهرتان عضو شوید.

شاهین : هوای کتابخانه در این ایام سرمست کننده است، فوق العاده و بی نظیراست شاید بارها توصیف فضای بیروی کتابخانه مدرسه را در خاطراتم نوشته ام اما هربار دوباره دلم می خواهد این فضای بکر و زیبا را به تصویر بکشم… باورتان نمی شود… باید بیایید و این زیبایی را با چشم های خودتان ببینید و ریه هایتان را از هوای پاک و مطبوع و ملایم صبحگاهی اینجا پر کنید و گوشهایتان را با صدای پاک طبیعت نوازش دهید، نوای گوش نواز جریان آب که این روزها همیشه در جوی میان کتابخانه جاری است به همراه صدای آواز بلبلکان میان درختان گردو و چنار و زردآلو… خدای من… باور نکردنی است… من هرروز در بهشت ساعت می زنم…صبح که در ورودی کتابخانه مدرسه را باز می کنم دوان دوان به سمت دستگاه ساعت زن می روم و پس از اعلام حضور، قفل و کلید و کیف و کتاب را بر روی میز رها می کنم و به سوی حیاط می دوم… از برخورد نسیم ملایم و مطبوع برخاسته از آب روان با صورتم احساس شعف می کنم… در این کتابخانه باید حسابی حواست جمع باشد که پا به حیاط نگذاری… چرا که به حیاط آمدن همان و مجذوب زیبایی های طبیعت شدن و باز ماندن از کارهای روزانه و دانش اموزانی که خواهان کتا هستند باز میمانم! در لابلای درختان انگور و زردآلو و گردو و بوته زیبای نسترن که این روزها به گُل نشسته است و سخاوتمندانه فضای ورودی کتابخانه را معطر می کند، قدم می زنم و بعد به سراغ میز کارم می روم و مشغول اصلاح رده های نادرست! می شوم و خود را با کاتر و رده و موضوع و نشانه مولف و باقی قضایا مشغول می سازم… انگار این اصلاح رده تمام نشدنی است و البته گاهی گیج کننده و حرص درآر هسن… آنقدر منتظر به پایان رسیدن این رده های نادرست هستم که روزی که در سامان گزارش اصلاح رده گرفتم و عدد صفر مقابل تعداد یافته ها به نمایش در آمد، حتماً آن روز را جشن خواهم گرفت و به مناسبت این اتفاق مهم و باشکوه، هیچ کاری نخواهم کرد و فقط در میان باغ قدم خواهم زد و چای می نوشم و بی هیچ اضطراب و فشار کاری از رنگ سبز غالب شده بر فضای کتابخانه لذت می برم و هز از گاهی هم سری به قفسه های کتاب می زنم و کتاب های مختلف را که سال هاست انتظار خواندنشان را می کشم از میان قفسه ها بیرون می آورم و چند صفحه از آن را با صدای بلند می خوانم و روی میز رهایشان می کنم و می روم سراغ کتاب بعدی…. بابا لنگ دراز اثر جین وبستر، سینوحه، ابن سینا نابغه شرق، اِما اثر جین آستین، کتاب های خواهران برونته، کتاب های اسلامی ندوشن، صدای پای سهراب و هزار و یک اثر فاخر دیگر از ادبیات ایران و جهان.. و خیلی کتاب های دیگر در کتابخانه مدرسه وجود دارد.

کامران : چه شبی بود، مادرم باز رو انداخت که باید چند انشایی برای خواهرت بنویسی، رفتم دیدم خواهرم دوباره برگه‌هایی از انشا در مورد فصول، طبیعت و موضوعاتی دیگر را در دست گرفته و حفظ می‌کند. چاره‌ای نبود، قلم را برداشتم و در مورد آزادگان به دلیل تناسب روز مطلبی نوشتم، اسراف موضوع بعدی بود، دیگر حوصله‌‌ام سر رفت، بقیه را به فردا صبح موکول کردم، راستش یاد دوران تحصیلات خودم افتادم، زنگ انشا جزء بدترین ساعات درسیم بود. و هنوز هم تفاوتی ایجاد نشده، بچه‌های این نسل هم از نوشتن می‌ترسند، نمی‌دانند چه بنویسند، چگونه و از کجا آغاز کنند؟ چگونه ادامه بدهند و چگونه به پایان برسانند؟ حالا تصور بکنید در این فضا که مدیران ومعلمان و آموزش و پرورش هیچ نوآوری و شکوفایی نداشته‌اند، و نتوانسته‌اند از دامنه این بحران بکاهند، کودکان باید در مورد نوآوری و شکوفایی انشا بنویسند. انشایی از انشاء همه دارند عرق می‌ریزند، صورت‌ها در هم فشرده است، کاغذها را خط خطی می‌کنند وگلوله‌های مچاله شده را پرت می‌کنند توی سطل آشغال. یکی زلزده به پنجره، فکرش به جایی نمی‌رسد، یکی ته مدادش را گاز می‌گیرد و پلک‌هایش را روی هم فشار می‌دهد، یکی می‌گوید من هیچ چی به فکرم نمی‌رسد، آن یکی می‌گوید چند خط باید باشد، یکی مدام لب‌ها و گاهی هم ناخن می‌جود معلم دفترش را ورق می‌زند، محکم دستش را روی میز می‌کوبد و با صدای بلند می‌گوید ساکت کلاس گرم است، بچه‌ها کت‌شان را در می‌آورند، هی روی صندلی جابجا می‌شوند، غر می‌زنند، از دست هیچ کس کاری بر نمی‌آید، زیاد فرصت ندارند، الان زنگ می‌خورد، بالاخره دانش‌آموزان از روی ناچاری کاغذهای خط خطی و نوشته‌های درهمشان را جمع می‌کنند و می‌دهند دست معلم وقت تمام شد. این کلاس، کلاس انشا بود آب، بابا سرمشق‌های آب، بابا یادمان رفت رسم نوشتن با قلم‌ها یادمان رفت گل کردن لبخندهای همکلاسی در یک نگاه ساده حتی یادمان رفت ترس از معلم، حل تمرین، پای تخته آن روزهای بی‌کلک را یادمان رفت راه فرار از مشق‌های زنگ اول ای وای ننوشتیم آقا یادمان رفت آن روزها را آن قدر شوخی گرفتیم جدیت تصمیم کبری یادمان رفت شعر خدای مهربان را حفظ کردیم یاش بخیر اما خدا را یادمان رفت در گوش‌مان خواندند رسم آدمیت آن حرف‌ها را زود اما یادمان رفت فردا چه کاره می‌شوی، موضوع انشا ساده نوشتیم آنقدر تا یادمان رفت دیروز تکلیف آب بابا بود و خط خورد تکلیف فردا نان و بابا یادمان رفت.

حسین : پرسش های عینی : ۱ شماره ی کتاب انتخابی خود را یادداشت کند. ۲ شخصا در قفسه های کتاب،کتاب مورد نظرش را جست و جو و پیدا کند. ۳ فهرست مطالب و مندرجات کتاب را مطالعه کند . ۴ همه ی کتاب را ورق بزند تا شکلها و نقشه های آن را ببیند. ۵ وقتی کتاب را پیدا کرد مؤلف و ناشر و تاریخ انتشار آن را مطالعه کند.
گزینش و ساماندهی پرسش : در مدارس جدید، کتابدار عضو مهم و مؤثر سازمان مدرسه است؛ زیرا او در رشد و توسعه ی امیال خواندن کودکان و استفاده ی مؤثر و نتیجه بخش از ادبیات، مسئولیت و نقش عمده ای را به عهده دارد.
کتابدار مدرسه می تواند شش یا هفت سال با یک کودک کار بکند در صورتی که معلم ایشان هر سال عوض می شود. از این رو، کتابدار بهتر از معلمان می تواند با گذشت زمان، رشد و تکامل امیال، تواناییها و نیازهای کودکان را مشاهده کند و مناسب با نیازهای ایشان برای کتابخانه، کتاب فراهم سازد. همچنین، کتابدار به علت اطلاعات بیشتری که درباره ی هر فرد از کودکان دارد بهتر می تواند معلم تازه را در امر تدریس و تربیت، راهنمایی کند و او را با امیال و استعدادها و احتیاجات دانش آموزان آشنا سازد.
گزارش : وظیفه ی دیگر کتابدار مدرسه، همکاری با معلم است. او از معلمان می خواهد که کتابهای مورد نیاز برای کتابخانه مدرسه را پیشنهاد کنند. همچنین، معلمان را به کتابهای تازه ای که خریداری شده اند، راهنمایی می کند و آنان را از موضوعهایی که برای انتخاب واحد کار در مطالعات اجتماعی و علمی، موجود در دسترس هستند آگاه می سازد. کتابدار می تواند معلم را در تشویق کودکان به مطالعه و استفاده از کتاب، کمک کند و چون دانش آموزان به علت نزدیکی زیاد با کتابدار بیشتر مشکلات عاطفی خود را با او در میان می گذارند بنابراین، او می تواند در کشف و تشخیص احتیاجات و امیال کودکان با معلم کلاس همکاری کند.

زهرا : پرسش های عینی : کتابخانه مدرسه شما در کدام طبقه مدرسه قرار دارد؟ کتابخانه حدودا چند متر است؟؟ کتابخانه مدرسه شما چند کتاب دارد؟ کتابخانه مدرسه شما چند میز و صندلی دارد؟ کتابخانه مدرسه شما به چه شکلی تزیین شده است؟ دیوارهای کتابخانه مدرسه شما به چه رنگی است؟
گزینش و ساماندهی پرسش : کتابخانه مدرسه شما در کدام طبقه مدرسه قرار دارد؟ کتابخانه حدودا چند متر است؟ کتابخانه مدرسه شما چند میز و صندلی دارد؟ کتابخانه مدرسه شما چند کتاب دارد؟ دیوارهای کتابخانه مدرسه شما به چه رنگی است؟ کتابخانه مدرسه شما به چه شکلی تزیین شده است؟
گزارش انشا : مدرسه ما دارای سه طبقه و ۱۸ کلاس و یک کتابخانه و یک سالن مطالعه بزرگ است که کتابخانه در طبقه سوم قراردارد و مساحت آن تقریبا ۲۰۰ متر مربع است که در آن انواع کتاب ها در قفسه های قهوه ای چیده شده اند سالن مطالعه کتابخانه مدرسه ما دارای ۱۲ میز و ۴۸ صندلی میباشد و همچنین مجهز به تخته هوشمنداست که برای تدریس و کنفرانس از آن استفاده میشود در کتابخانه مدرسه ما ۱۲۰۰ جلد کتاب با موضوعات تاریخی روانشانسی و….وجود دارد دیوارهای کتابخانه به رنگ سفید است که فضایی روشن تر را برای مطالعه محیا سازد و همچنین با انواع عکس ها و روزنامه دیواری ساخته شده توسط دانش آموزان تزیین شده است.