جواب حکایت نگاری صفحه ۷۱ کتاب نگارش پایه دهم بازنویسی به زبان ساده نویسی یکی را از حکما شنیدم که میگفت بازگردانی نثر روان گلستان باب چهارم در فواید خاموشی از سایت نکس لود دریافت کنید.

بازنویسی حکایت یکی از حکما شنیدم که می گفت

متن حکایت نگاری صفحه 73 نگارش دهم

یکی از حکما شنیدم که می گفت : هرگز کسی را به جهل خویش اقرار نکرده است، مگر ان کسی که چون دیگری در سخن باشد. هم چنان نا تمام گفته، سخن اغاز کند. سخن را سر است ای خردمند و بن میاور سخن در میان سخن خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش نگوید سخن تا نبیند خموش.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : یکی از حکیمان می کفت: تنها یک شخص به نادانی خودش اعتراف می کند و آن کسی است که هنگامی که شخص دیگری در حال سخن گفتن است و سخن آن به اتمام نزسیده، شروع به سخن گفتن می کند؛ که این نشانه نادانی چنین شخصی است. ای انسان دانا، سخن شروع و پایان دارد پس در میان سخنان دیگران صحبت نکن. چون انسان دانا و با فرهنگ هنگامی سخن می گوید که سکوت باشد.

زهرا : روزی روزگاری دانشمدی لب به سخن باز کرده بود و داشت پند و نصیحت میداد در میان سخن او شنیدم ک گفت : تا به حال کسی را ندیده ام ک از خود بدگویی کرده باشد و با زبان خویش جهل و نادانی اش را اقرار کند به غیر از زمانی ک شخصی در حال سخن گفتن بود و سخنش هنوز تمام نشده بود که کسی بین سخن او امد و سخنش را قطع کرد. این سخن از گذشته های دور بر زبان همگان بود ک میگفتند هیچ گاه نباید در میان حرف و سخن کسی وارد شد و حرفش را قطع کرد این کار نه تنها برا شخص مقابل توهینی به شمار میرود بلکه برای شخصی ک سخن قطع میکند نیز نوعی افت شخصیت است ..حتی درباره این موضوع بارها شعر و حکایت هم به میان انده است که یکی از آنها عبارتند از : ای انسان خردمند و باریشه هیچگاه سخن کسی ک در حال بیان است را قطع نکن و هیچ گاه نباید در میان سخن کسی سخن بگویی …خداوند با تدبیر و فرهنگ و ذکاوت هیچ گاه سخن نمیگوید مگر آنکه شخصی را در حال سکوت ببیند. مفهوم کلی این شعر این است ک ای ادم نادان و جاهل خداونر با آن مرتبه بالایی که دارد هیچ گاه سخن نمیگوید مگر اینکه کسی را تنها ببیند زیرا کسی ک حرف کسی را قطع میکند جهالت و کم شعوری خود را نشان می دهد پس بهتر است پر حرف تباشیم ک قبل از سخن گفتن به عاقبتش نیز فکر کنیم.

فاطمه : من نظرم رو به دوستان این سایت میگم بنا به دلایلی نمیتونم انشای خودم رو بنویسم اما به دوستان علاقه مند دوست دارم بگم اگر این حکایت رو در قالب یک داستان تعریف کنید جذاب تره و مخاطب بیشتری هم داره انشای دوستا ن رو که خوندم فقط شاخ و برگ داشت اما اگر یک داستانی که برای خودتون اتفاق افتاده یا ساخته تخیلتون باشهرو بنویسید خیلی قشنگ تره.