جواب فعالیت های نگارشی صفحه ۹۲ کتاب نگارش پایه کلاس هشتم خوشه های نمودار متنی درباره نظر در مورد دیدگاه موضوع انشا بیمه تامین اجتماعی از نگاه از کار افتاده از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا بیمه تامین اجتماعی از نگاه از کار افتاده

انشا تامین اجتماعی از نگاه از کار افتاده

مقدمه : حضرت محمد (ص) فرمودند : اگر کسی برای انجام دادن کاری نیک برای خانواده اش از خانه خارج شود و در مسیر برایش اتفاقی بیفتد که منجر به مرگ وی شود مانند کسی است که شهید شده و اجر یک شهید را دارد.

بدنه : کسی که عازم محل کار می شود همیشه در معرض انواع خطرات و صدمات قرار دارد که ممکن است این صدمات در بیرون از محل کار باشد مانند سکته کردن، خطر تصادف و. . . . و گاهی اوقات ممکن است در محل کار رخ دهد مانند سقوط از ارتفاع، آسیب دیدن دست فرد در دستگاه، انفجار دیگ بخار، خطر سوختگی و. . . . که منجر به از کار افتادگی می شود. و شخص دیگر قادر به کار کردن نباشد.
در این بین سازمان اتامین اجتماعی طبق قوانین و مقررات وارد عمل می شود و شخص آسیب دیده را مورد حمایت قرار می دهد و برایش مستمری ماهیانه در نظر می گیرد که تا آخر عمر وی و خانواده اش پرداخت می شود. البته به شرطی که شخص آسیب دیده در زمان آسیب دیدن تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی باشد و حق بیمه را ماهیانه پرداخت کرده باشد. ممکن است خدمات تامین اجتماعی به صورتی باشد که یک کار ساده تر به شخص آسیب دیده بدهند که توانایی انجام دادن آنرا دارد. یا ممکن است اگر فرد اصلا توانایی انجام کار را نداشته باشد. در هر صورت نوع خدمات در مواقع گوناگون متفوات است.

نتیجه : سازمان تامین اجتماعی حافظ منافع تمام کسانی است که به نوعی از کارافتاده محسوب می شوند و فرد آسیب دیده حداقل دغدغه این را نخواهد داشت که گونه مخارج زندگی خود را تامین کند و فقط درد ناشی از از کارافتادگی را تحمل می کند و نه درد نیاز به غیر را.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : بر سر ساختمان ها ایستاده و بی هیچ حراسی از روی یک تکه چوب، به این سو و آن سو حرکت می کند و تنها دلیل شجاعتش، مزدی است که در قبالش دریافت می کند.
بتن را به دست گرفته و بر تکه چوبی می ایستد و با دقت و ظرافت بر اسکلت ساختمان می کشد، خارشی را بر بینی اش حس میکند، اما کار، برایش در اولویت است.
با تلاش هرچه تمام تر برای اتمام کار و شروع خاراندن بینی اش، بتن هارا تمام کرده و دستش را از ستون جدا میکند تا به بینی اش بکشد، اما ول کردن دست ستون همانا و پرواز مرد از بالای ساختمان به آغوش زمین همان.
همه ملت، فریاد سر گرفته و با جیغ و هوار به سمت او خیز بر می دارند و جویای حالش می شوند، با فرا رسیدن آمبولانس و حمل مرد به سوی بیمارستان، ساختمان نیمه کاره مانده و مرد دلهره دست مزدش دردش را دو چندان می سازد.
با عمل های پیاپی و خالی شدن حساب های بانکی تمام اعضای خانواده، هنوز ام دلهره ای از بی پولی در دلش طغیان نکرده است، چرا که از بدو ورود به ساختمان ها و سپردن خودش بر دست چند تکه چوب نازک، بیمه شده و در هرگونه مشکل و از کار افتادگی اش، بیمه ای دارد تا به دادش رسیده و مرحمی بر زخم هایش شود.

غزل : سلام امید وارم حالتون خوب باشه در دوران قرنطینه ای.. بنظرم باید در انشا مقدمه ای جالب داشته باشه و پایانی جالب
زیاد انشا تون دوست نداشتم امید وارم انشای جالب تری بنویسید وبه دانش اموزان ایران کمک کنه/