جواب فعالیت های نگارشی صفحه ۹۲ کتاب نگارش پایه کلاس هشتم خوشه های نمودار متنی درباره نظر در مورد دیدگاه موضوع انشا بیمه تامین اجتماعی از نگاه مزد بگیر از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا بیمه تامین اجتماعی از نگاه مزد بگیر

انشا تامین اجتماعی از نگاه مزدبگیر

مقدمه : در معنای لغوی مزدبگیر به کسی می گویند که در ساعت معینی سرکار حاضر میشود و ساعت معینی را کار می کند و در مقابل ان مزد می گیرد. این مزد ممکن است روزانه هفتگی یا ماهانه باشد. که معمولادر کشور ما به صورت ماهیانه پرداخت می شود.

بدنه : معمولا کارفرما در مقابل مزدی که پرداخت می کند انتظار دارد کار به بهترین وجه انجام شود تا هم برای کارفرما و هم کارگر مشکلی پیش نیاید.
معمولا کسی که مزد را پرداخت می کند همیشه مبلغی از آن کسر می کند که صرف بیمه و مالیات شود. کسی که مزد می گیرد و در جایی مشغول کار است این کسری را با جان و دل می پذیرد زیرا مانند پس انداز کردن است برای زمانی که به آن نیاز دارد.
انسان در مقابل کاری که انجام میدهد و مزد میگیرد بهایی را هم پرداخت میکند و آن بالارفتن سن و پایین آمدن توان بدنی است تا جایی که انسان به سنی می رسد که دیگر توان کار کردن را ندارد. بنابراین باید از اندوخته اش که همان کسرهایی است که از حقوقش صورت گرفته استفاده کند.
همیشه به صورت مثبت و با کمال رضایت این کار را انجام میدهد و آن را به صورت پشتوانه ای می داند که می تواند به آن تکیه کند و مابقی عمر را با عزت و سربلندی بگذراند زیرا زحمت کشیده و حال اندوخته ای دارد که می تواند از آن اندوخته استفاده کند و از خرج کردن آن و گذراندن امور زندگی لذت ببرد.

نتیجه : بنابراین برای تامین اجتماعی یک مزد بگیر ارزش و احترام زیادی قائل است و آنرا پستوانه ای محکم و همیشگی می داند.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : بیمه را فراهم و کارش را نیز در کنارش داشت، نه به آن صورت رسمی و قطعی، زیرا چندین سال به صورت رسمی کار کرده و حقوقش را دریافت می کند، اما، هرکس می داند که پیرمرد ها، پس از بازنشستگی، طاقت خانه ماندن را نداشته و به کار های متفرغه دیگر روی می آورند.
او نیز، از سر ناچاری و بیکاری، در قنادی ای نزدیک خانه، مشغول به کار شده و حقوقی نیز دریافت می کند، گرچه نا چیز است ، اما در کنار بیمه او، به اندازه ای بوده که دست و بالش را گرفته و چرخ زندگی اش را به حرکت در بیاورد.
اما، به آن فکر می کند که او با مزد قنادی در کنار بیمه، باز هم آن چنان که بخواهد خودش و کودکانش در رفاه کامل به سر نمی برند، پس بیکار ها چه میکنند؟ و یا آن هایی که از کار افتاده و دیگر توان کار کردن در وجودشان نیست، آن پول را به کدام زخم مرحم می کنند؟ پس چه خوب است که با آمدن به این قنادی، در کنار خوشحالی به هنگام بستنی بر دست کودکان دادن بعد مدرسه، دست مزدی دارد که با آن روزی اش به دست آمده و لنگ و محتاج کسی نمی شود، بلکه نون حلال بازوی خودش را به خانه می برد.