انشا صفحه ۴۴ متن کوتاه جشن دهه فجر عید نوروز شب یلدا کتاب نگارش فارسی ششم یکی از موضوعات زیر را انتخاب کنید و خاطره ی خود را از آن بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

خاطره ای درباره جشن دهه فجر عید نوروز شب یلدا صفحه 44 کتاب نگارش فارسی ششم

خاطره درباره جشن دهه فجر عید نوروز شب یلدا

با سلام خدمت دوستان عزیزی که ششمین هستید و کلاس ششم و پایه ششم درس ای وطن را مطالعه می کنید و در درس نگارش فارسی کتاب ششم ابتدایی و دبستان بخشی آمده است که در صفحه 44 نوشته شده است یکی از موضوعات زیر را انتخاب کنید و خاطره خود را از آن بنویسید ما پس از بررسی فراوان شب یلدا را برای شما عزیزان می نویسیم که اینگونه است قرار بود مهمان بیاید چون هر سال ما به خانه پسر عموم اینا می رویم یا آنان می آیند نوبت ما بود لحظه‌شماری می‌کردم تا آنها بیایند نام پسر آنها پرهام و پدرام است من و خواهرم سما با آنها مسابقه پشمک می‌دهیم مسابقه یک جایزه که صاحب خانه میخرم دارد من و سما جایزه را بردیم.

خاطره ای درباره شب یلدا انشا

بالاخره روزهای بارانی و سرد آخر آذر هم به پایان رسید و شب یلدا با سوز و سرما فرا رسید. شب یلدایی که از زمانی که یادم هست برایم خاطره انگیز و فراموش نشدنی بوده و برای رسیدنش لحظه شماری می کردم.
امسال نیز مانند هر سال از عصر روز آخر آذر به منزل پدربزرگ رفتیم، آن جا تنها جایی است که خاطرات روزهای کودکی ام را همچنان برایم زنده می کند.
بچه تر که بودیم همه خانواده ها زودتر دور هم جمع می شدیم، مادرها با کمک هم شام شب یلدا درست می کردند، مردها دور کرسی می نشستند و از هر دری حرف می زدند و ما بچه ها سرگرم بازی می شدیم اما هر سال که می گذرد مشغله ها بیشتر شده و جمع یلدایی مان دیرتر دور هم جمع می شود.
رسم است هر سال هندوانه را خود پدربزرگ می خرد و همه به احترام او این سنت را حفظ کرده اند و کسی هندوانه به دست نمی آید.
سفره رنگینی بود و هندوانه قرمز پدربزرگ در وسط سفره خودنمایی می کرد. همه آرام و تا حدی رسمی دور سفره نشسته بودیم.
نوجوان ها و بزرگ تر ها گاه و بیگاه سر در موبایل های خود می کردند و هرازگاهی با گله مادربزرگ که می گفت: «امشب دیگه لطفا خبری از گوشی و موبایل نباشه!» گوشی را کنار می گذاشتند.
پدربزرگم هر سال به شیوه ای سنتی و آرام برای تک تک ما دیوان حافظ باز می کند و چند بیت شعر برای هر کس می خواند، همه ما فال حافظ پدربزرگ را دوست داریم و آن را مثل تحفه ای ارزشمند از طرف پدربزرگ تلقی می کنیم.
امسال نیز با وجود اصرار بقیه که می گفتند با گوشی فال بگیریم پدربزرگ با دیوان حافظ قدیمی اش برای همه فال گرفت.
در راه بازگشت به خانه مدام به این فکر می کردم که یلداهای کودکی هایم آنقدر خوش بودیم که آخر شب می گفتیم: «چقدر زود گذشت!»
اما این سال ها، یک دقیقه ی بیشتر شب یلدا هم خیلی طولانی تر می گذرد!
مادربزرگ راست می گوید که «یلدا هم یلداهای قدیم ….!»

انشا خاطره ای درباره عید نوروز نگارش ششم

بهار،شروعی دل نشین و پر طراوت است که عید نوروز دارد و شاید هم برعکس،اما هرچه هست، ارامش و و شادابی و نشاط را به وجودت سرازیر میکند، تو را پر‌میکند و حس‌خوب،حس بودن؛ بالاخره شروع بهار است دیگر، فصل دوباره زنده شدن درخت ها و گلها و در اصل طبیعت. نوروز زمان خوبیست برای وقت گذراندن کنار خانواده و اقوام، زمان خوبی برای خندیدن از ته دا کنار کسانی که دوستمان دارند و دوستشان داریم ، رگ و ریشه ما اند و به قولی مثل گوشت و استخوان خودت می مانند.همه ی ما قبل از نوروز شروع به خامه تکانی خانه هایمان میکنیم از گردگیری گفته تا تر و تازه کردن اسباب خانه و با شاید تغیر دکور. اما ایا دل هایمان هم خانه تکانی میکنیم؟ ایا کینه ها و ناراحتی را دور میریزیم و با کسانی که قهر هستیم اشتی میکنیم؟ ایا بدی های افراد اطرافمان را فراموش میکنیم و خوبی هایشان رادر مغزمان هک کنیم؟
نوروز، از انجایی که روزی نو است‌فرصت خوبی برای فکر کردن به این چیزهاست. فرصتی برای تفکر در افرینش خداوند یگانه. ایا تا بحال به چگونگی افرینشش فکر کرده ایم؟ به اینکه چگونه دوباره به طبیعت مرده جان میبخشد و طوری همه چیز را تر‌ و تازه و با طراوت میکند که انگار از همان ابتدا همین گونه بوده اند وبی هیچ تغییری.نوروز لبخند خدا به طبیعت است و البته که هر محبتی محبت می اورد و شکوفه ها هم به خالقشان لبخند میزنند و این لبخند است که طراواتی نو به طبیعت بخشیده. و دگر هیچ حرفی نیست چون چیزی که خالقش خدا باشد دیگر حرفی برای گفتنش نیست…..!

انشا درباره دهه فجر نگارش ششم دبستان

دهه فجر دهه ای که همه ما ایرانی ها با ان اشنایی کامل را داریم.دهه ای که هر سال امدنش را جشن میگیریم و به سور و شادی می پردازیم. دهه فجر از ۱۲تا ۲۲ بهمن است که از روزی که امام دوباره پا به وطن خود گذاشت و انقلابی به پا کرد. و ۲۲ بهمن پیروزی انقلابی که رهبر فرهیخته اش امام بود ،انقلابی که تحولات عظیمی در کشور به پا کرد و حال حدودا ۴۰ سال می گذرد از ان انقلابی که مثل بمب در جهان ترکید و صدا داد. دهه فجر ، دهه ای که برای ما نشان از خواستن توانستن است دارد و می تواند درس بزرگی برای همه مردم در هر کشوری و با هر نزاد و زبانی باشد و حتی ایندگان و فرزندان خودمان. مثال بارز خواستن توانستن است چون مردها و زنان ان زمان خواستند و تلاش کردند و شد ؛ انقلابی رخ داد که تاریخ را درگیر کردو حال ما ۴۰سال است که هرسال ان را جشن میگیریم و شادی میکنیم برای نجات ایران،وطنمان، که از چنگ بیگانگان انسان نما ازاد کردیم. شادی برای استقلالی که پیدا کردیم،برای رها شدن از بیگانگی و خیانت.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

نویسنده : دهه فجر ده اسلامی است ما انسان ها باید به جشن ده فجر اهمیت کنیم