انشا صفحه ۲۱ کتاب نگارش فارسی پایه کلاس پنجم دبستان ابتدایی درباره درمورد خاطره روزی که آدم برفی درست کردم از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا روزی که آدم برفی درست کردم

انشا روزی که آدم برفی درست کردم نگارش پنجم

روزی که آدم برفی درست کردم کنار پنجره اتاق ایستاده بودم برف تازه شروع به باریدن کرده بود دانه های زیبای برف که گاه بر روی شیشه پنجره اتاق میچسبید با اشکال بسیار زیبای هندسی بسیارجالب بود آرزو می کردم کاش این اشکال زیبا بزودی ذوب نمی شد کاش این دانه ها واقعاً بلوری و یا حتی از نقره و طلا بودند در این فکرها بودم که مادرم صدایم کرد باید شام می خوردم و زود می خوابیدم.

صبح با صدای مادرم بیدار شدم با عجله کنار پنجره رفتم باور نمیکردم ماشین پدرم تقریباً زیر برف پنهان شده بود و یک خبر خوشحال کننده تعطیلی مدارس بود با مادر و خواهر کوچکترم به پارک نزدیک خانه رفتیم مردم با شور خاصی در حال درست کردن آدم برفی بودند من و مادرم با خواهر کوچکترم هم شروع به درست کردن آدم برفی کردیم کلاه تابستانی خواهرم را بر روی سرش گذاشتیم آدم برفی ما خیلی زیبا شده بود شکل یک دختری شده بود که کلاه آفتاب گیر دارد این اولین آدم برفی بود که به دست من و مادرم ساخته شد.

نویسنده :‌ روزی که آدم برفی درست کردم روزی بود که من تازه درس خواندنم را شروع کرده که روزی بی نظیری بود که من از پشت پنجره به بیرون نگاه می کردم که مثل دانه های کریستالی به زمین می ریخت.