جواب شعر گردانی صفحه ۱۰۳ کتاب نگارش پایه یازدهم ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی معنی مفهوم دریافت حافظ شعر زیر را بخوانید و دریافت خود را از آن بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

شعر گردانی ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی

متن شعرگردانی ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی

شعر زیر را بخوانید و دریافت خود را از آن بنویسید. زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی حافظ.

دریافت شعر ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

مقدمه : “مهر از اختران دست طلوع بر سرمان کشیدو آغازگر روزی دگر شد. تکرر روزهایی که از پس یکدیگر میگذشتند، یکنواختی را پیشکش زندگی ام کرده بود. دیری نیست که یکنواختی، خود را با زندگی ام ادغام کرده، اما گویا سالهای دوری از آن روزها که خورشید در پس یک تبسم از صمیم قلبم، مزین بخش گیتی میشد، میگذرد.”

بدنه : “مدتها است که ظلمات جایش را به روشنایی در دلم داده است و در جواب تمام اتفاقات و احوالات زندگانی ام، تنها بی تفاوتی است که فریاد میکشد. مرور و گذر روزها از پس یکدیگر، با بی اعتنایی رفتارم خود را نمایان می سازند. مروری که روزی در پیِ عالَمی اعتنا میگذشت، به یکباره ورق برگرداند.
نوسان امواج دوست داشتن در آن ظلمات دلم، تیری است در تاریکی. امواجی که میخواهند خودی نشان دهند، اما در آن تاریکی انبوه به چشم نمی آیند. شاید چشم به راه تلنگری هستند تا دل به روشنایی رسانند و خود را به نمایش نهند.
شاید آن نوسانات دلم، گر در فروغ پا به عرصه نهند، نهال امید را در دلم بکارند. امیدی که در جواب تمام بی‌تفاوتی هایم، تفاوت نشان می دهد. در پاسخ به بی اعتنایی هایم، اعتنا و در تمام آن روز هایی که چیزی به نام زندگی جریان نداشت، مدار زندگی را به جریان اندازد.”

نتیجه : “شاید امید، عشق را به ضیافت دلم آورد و کاسه خالی زندگی ام را از آن سرشار سازد. شاید عشق در زمستان دلم، رستاخیزی به پا کند و طبیعت یخ زده‌ی آنرا به طبیعتی بکر مبدل سازد. زندگی در تلاطم گذران همین روزهاست. اما گویا من بدنبال چیز غریبی بودم. چیزی که فکر میکردم مرا در غربت انداخته و زندگی فرسخ ها با اینجا فاصله دارد. اما حال گویی به کشفی عمیق در خود رسیده ام. نسیمی که از نوسانات دلم به مشامم رسید، ریه هایم را از هوای زندگی پر ساخت. زندگی ای که به تک تک سلولهای تنم انتقال یافت و عشق حاصل جریان زندگی در تمام بند بند تنم است. تنی که از فرمان عشق به معراج میرسد.” 👤ف.میم

انشا ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی نگارش یازدهم

مقدمه : بنام خدایی که یادش آرام بخش دلهای بی قرار است خداوندی که انسان را خلق کرد و ابر و باد و ماه وخورشید و فلک را دراختیار او قراردادتا از آنها استفاده کند . یکی از نعمتهای خداوند که شاید کمتر مورد توجه و نظر قرار گرفته باشد باد است . بادی که وزیدن آن باعث خنک شدن زمین ودردریاها بوجود آمدن جزر ومد و برای گلها وگیاهان باعث گرده افشانی و افزایش آنها شده و برای درختان سبب شادی و سر زندگی می شود.

بدنه : شاعران زیادی در مورد باد شعر گفته اند و یا در اشعارشان از باد استفاده کردهاند حافظ شیرین سخن یکی از این شاعران گرانقدر است که می فرماید :
زکوی یا ر می آید نسیم باد نوروزی ازاین باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
در اینجا شاعر باد را مانند قاصدکی میداند که از کوی یار وزیدن گرفته است و مزده وصل و آمدن بهار را می دهد ، بهاری که با آن زندگی از نو آغاز می شود و با کلمه نوروز همراه است نوروزی که ما میتوانیم چراغ دلمان را با آن روشن کنیم و کینه ها را از دل بزدائیم ، یاد کسانی بیافتیم که دیگر نیستند و به این فکر کنیم که ما نیز روزی نخواهم بود. بنابراین باید از باد کمک بگیریم ، بادی که از سرزمین یار و دلد ار می وزد که یار میتواند درا ینجا خدای رحمان باشد و نوید بخش روشنی است باید ازاین روشنی کمک بگیریم و چراغ دلمان را روشن کنیم ، باید راه را یاد بگیریم وبه دیگران هم یاد بدهیم و روح خود را سیراب کنیم زیرا همه جا کوی یاراست و همه نشان دهنده چراغ معرفت هستند .
دراینجا باد را میتوان رحمت للعالمین از طرف خداوند دانست که به هر چیزی حیات تازه ای داده است به درختان ، به دریاها ، کوهها و هر آنچه آفریده است و به این اشرف مخلوقات یعنی انسان نیز توجه ویزه ای دارد و می خواهد که اگر ازاین رحمت می خواهد استفاده کند باید چراغ دلش را روشن کند ، خوب ببیند ، خوب بیاندیشد و برای آخرت خود توشه برداردو چراغ دلش را باآن روشن کند و
بدینوسیله راه رسیدن به خدا را هموارتر کند وزندگی را به جای مرگ،سر زندگی و شادابی را به جای یاس وناامیدی قرار دهد.

نتیجه گیری : انشاءالله درآستانه فرا رسیدن سال نو به دلهای خود جان تازه ای بدهیم و تا آنجایی که امکان دارد از هوای ناب بهاری استفاده کنیم و به فرموده حضرت محمد(ٌص) تن خود را از باد بهار نپوشانیم زیرا باد بهار با بدن ما آن میکند که با درختان میکند.

انشا شعر زکوری یار می آید نسیم باد نوروزی از پریچهر

حضرت علی می فرمایند: فرصت ها مانند ابرها می گذرند فرصت های نیک را غنیمت شمار.
باد بهاری که محیای نوازش گونه های طبیعت می شود آنقدر سریع می آید و بعد رخت سفر می بندد که کمتر کسی متوجه حضور آن می شود . فرصت های نیز مانند باد بهار هستند به آرامی می آیند و به آرامی می روند و هرکسی شاید متوجه حضورشان نشود. هنگام آمدن در نمی زنند اما هنگام رفتن چنان در بوق و کرنا می کنند که اگر انسان متوجه آمدنشان نشده باشد یک عمر پیشمان برایش باقی می ماند و اگر انسان فرصت هایش را غنیمت بداند و آنها را از دست ندهد به بهترین شکل می تواند آینده خود را رقم بزند.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : مقدمه : در زندگی با تمام فراز و نشیب هایی که دارد، فرصت هایی برای تو به وجود می اید که تو را خبر نمی کند ؛ و به قول گفتنی کبوتر شانس و اقبال روی شانه تو می نشیند. مثل نسیمی که از سمت یار بر می وزد و خوشبختی و سعادت را برایت به ارمغان دارد.

بدنه : اگر دلت روشن نباشد ، و کینه ای در دل داشته باشی هیچگاه از فرصت استفاده نمیکنی .تا تو تلاش و حرکت نکنی نمیشود؛ و اگر بشود ماندگار نیست. و آرزو و امید می توانند این فرصت ها را افزایش دهند و ما بهره ببریم و فرصت هارا چون ریسمان فرض کنیم و از پلکان زندگی بالا رویم و به درجات بالاتر دست یابیم. نوروز یعنی طراوت و تازگی و مصداق ان در این بیت به این دلیل است که با وزیدن نسیم فرصت ها، زندگی خود زا تازه کنیم و روشی نو و درست تر را در پیش بگیریم. و با راهنمایی چراغ دل به فرصت و هدف خود برسیم.

نتیجه گیری : پس بیایید کینه ها را‌از دل دور بریزیم و دلمان را چو اینه صاف کنیم و قلبمان را سرشار ارزو کنیم و بکوشیم تا انهارا به حقیقت‌ بپیوندیم.