جواب کارگاه نوشتن حکایت نگاری صفحه ۱۰۱ و ۱۰۲ کتاب نگارش پایه یازدهم درس پنجم موضوعی انتخاب کنید و با رعایت مراحل نوشتن سفرنامه ای بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

سفرنامه صفحه 101 کتاب نگارش یازدهم

انشا سفرنامه با رعایت مراحل نوشتن نگارش یازدهم

مقدمه انشا : بنام خداوندی که انسان را آفرید وبه تمام نیازهایش توجه نمود یکی از احتیاجات هر انسانی سفر کردن به نقاط دیدنی است جاهایی را که تا به حالا ندیده است وبا دیدن مکانهای مختلف مانند کوهها، دریاها دشتها ، صحراها آبشارها ، غارها و جاهای دیگر پی به بزرگی خداوند میبرد زیرا خداوند نیز فرموده است که سیرو فی الارض در روی زمین بگردید تا با فرهنگ ها ، تاریخ و احوال گذشتگان آگاه شوید.

بند های بدنه : با توجه به دستور خداوند و امامان وپیامبران که به سفر توصیه فرموده اند وبا توجه به این که رشته تحصیلی اینجانب تاریخ بود بنابراین برای تحقیق وبازدید از شهر زیبای شیراز به همراه سایر همکلاسیها در روز سه شنبه آماده حرکت به شیراز شدیم به علت خواب ماندن یکی از دانشجویان که نقش کلیدی را هم برای گروه داشت با یک ساعت تاخیر به راه افتادیم در مسیر شهرهای زیادی بود که باید از آنها عبور میکردیم شهرهایی مانند ساوه ، دلیجان.قم ، اصفهان ،وشهرهای دیگر. در طول مسیر استاد راهنمایمان به نام آقای محمدی در مورد شهر شیراز و مکانهای دیدنی آنجا برایمان سخن میگفتند یکی ا از دانشجویان که از اهالی گچساران بود نیز اطلاعاتی در مورد این شهر زیبا در اختیارمان گذاشت . زمانی که ما دانشجو بودیم یعنی در سال 1373 هنوز گوشی و تلفن همراه مانند امروز فراوان نبود وکسی گوشی نداشت تا از مناظر در مسیر عکس بگیرد بنا برا ین دانشجویان به طور گروهی دوربین فیلمبرداری آورده بودند وبرای عکس گرفتن حداقل باید دو ساعت در هر مسیری صبر میکردیم یکی از جاهایی که هم برای صرف عصرانه توقف کردیم شهر اصفهان بود .( چون ناهار و شام را یکی کردیم تا بیشتر فرصت ماندن در اصفهان را داشته باشیم .بنابراین به خوردن عصرانه رضایت دادیم )در اصفهان ابتدا به چهار باغ رفتیم و با کالسکه ها ی کرایه ای آ نجا عکس گرفتیم .بعد از آن به مسجد شیخ لطف الله خان و بعد از آن به منار جنبان رفتیم منار جنبان یکی از عجایب معماری ایران است وتا انسان با چشم خود نبیند باورش نمیشود که با تکان دادن یکی از مناره ها مناره دیگری هم تکان بخورد.این کار را یکی از دانشجویان آقا به نام بهنام که از بقیه دانشجویان چاقتر بود انجام داد وما میتر سیدیم که اگر بهنام به داخل مناره رود دیگر نتواند از آنجا بیرون بیاید ولی برای اینکه همه تکان خوردن مناره کناری را ببینند با هر مصیبتی که بود این کار را انجام داد. وما با چشم خود این مسئله را از نزدیک دیدیم .و برای همکلاسی چاقمان آ رزوی سلامتی کردیم. محل بعدی که هم برای خوردن عصرانه و هم برای بازدید انتخاب کردیم زاینده رود زیبا بود هنگامی که ما به زاینده رود رسیدیم آفتاب کم کم داشت با زاینده رود خداحافظی میکرد و تا ما به خود بیاییم هوا تاریک شد بنابراین تصمیم گرفتیم که اتراق کنیم ولی هنگامی که با خیل عظیم سوسکها در انجا مواجه شدیم که از در و دیوار بالا میرفتند واین مساله دادو فریادهای دانشجویان خانم را سبب شد تصمیم به تر ک آنجا و خوردن شا م به صورت سرپایی گرفتیم و ادامه دادن به سفر را بر ماندن ترجیح دادیم .
بالاخره بعداز فراز وبشیبهای بسیا ر به شهر زیبای شیراز رسیدیم و از دروازه قرآن ردشدیم و بعد از یک ساعت توقف در آنجا به یکی از دانشگاههای شیراز که با هماهنگی قبلی برای خوابیدن در نظر گرفته شده بود رفتیم تا استراحتی کرده وفردا صبح به سفرمان ادامه دهیم .
صبح ابتدا به بازار وکیل رفتیم وبعد ازآن به طرف مرو دشت و دیدن تخت جمشید حر کت کردیم و وقتی به مرودشت رسیدیم نزدیک ظهر بود وآفتاب داغ شیراز را از نزدیک تجربه کردیم .
تخت جمشید یکی از شاهکارهای معماری ایران است حدود 150 تا پله در آنجا وجود دارد که ابتدا هر کس با خود فکر میکند که چگونه این همه پله را بالا رود ولی با بالا رفتن از این پله ها هیچکس احساس خستگی نمیکند زیرا فاصله پله ها ازهم بسیار کم است واین به دو علت است 1-زمانیکه پادشاهان میخواستند از آن پله ها بالا بروند خسته نشوند 2- هنگامی که یک پیک پیغامی را می آورد به راحتی این مسیر را طی کند .
شهر شیراز مکانهای دیدنی زیادی دارد مانند حمام وکیل ، مقبره داریوش وکوروش ،آرامگاه حافظ و سعدی و ارگ کریم خان و مسجد نصیر الملک ،باغ ارم و باغ دلگشا وباغ ملی و…. یکی از مکانهای بسیلر زیبا زیارتگاه شاه چراغ است که امیدوارم زیارت این امامزاده بزرگوار و دیدن این شهر زیبا نصیب همگان شود .
دیدار از شهر شیراز بعد از سه روز به پایان رسید و ما به شهر خودمان برگشتیم ولی بعد از گذشت این همه سال هنوز خاطرات آن سفر در یاد ما ماندگار است .

نتیجه گیری : در آخر به تمام دوستان توصیه میکنم که در ایام عید اگر مقدور است به این شهر زیبا وتاریخی سفر کنند وبا کوله باری از لذت و تجربه تعطیلات را به پایان برسانند.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : موضوع: اردو مدرسه
از شب قبل، به علت شوق زیادی که در دل داشتم، ساکم را بسته و همه چیز را مرتب در کیف قرار داده و از استرس خواب ماندن فردا، دو ساعت زود تر از خواب عادی ام به خواب رفتم.
فردا، شاداب و سر حال از جایم برخواسته و صبحانه ای کم به دهان گذاشتم، چرا که قرار بود در مسیر کلی خوراکی خورده و بزنیم و برقصیم.
جلوی درب مدرسه، منتظر اتوبوس ایستاده و با فرا رسیدنش، همگی به سمت صندلی ها خیز برداشته و جایی را شکار کردیم.
در مسیر، با فکر کردن به مقصد هر دقیقه لبخندم شدید تر شده و ذوق نشسته در دلم بیشتر می شد، مقصد، همان جایی بود که همه چیز از گذشته تا حال نگه داری میشد، آری، موزه !
با ورود به موزه، تفکراتم به طرز مثبتی بهم ریخت، چرا که بزرگ تر، زیبا تر، و هیجان انگیز تر از آنچه بود که فکرش را می کردم، اما چه بد که پس از تمام شدن زمانمان، باید خارج شده و دوباره به اتوبوس باز گردیم.
در راه برگشت، همیشه آن زیبایی و شکوه و قدمت در سرم بوده و و عظمت خدا را شکر می کردم، کاش می توانستم ساعت ها در آن جا مانده و به آن همه زیبایی نگریسته و نام های سخت و عجیب غریبشان را بخوانم.
با رسیدن به درب مدرسه، مادر برایم دست تکان داده و به سویش دویدم، تا با تمام ذوق، از یکایک آن همه مجسمه و وسایل، تعریف کنم.