جواب پاسخ صفحه ۴۸ کتاب نگارش فارسی چهارم شعر باز باران را به صورت یک داستان بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب فعالیت نگارش چهارم دبستان

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : باران تندی می بارد و قطره های درشت آن به سقف خانه می خورد. روز بارانی مرا به یاد کودکی هایم انداخت زمانی که ده ساله بودم. در جنگل های گیلان زیر باران بازی و جست و خیز می کردم و همچون آهو می دویدم. گویی باد و باران با من گفت و گو می کردند و راز های زندگی را به گوشم می خواندند. برق مانند شمشیری ابرها را پاره می کرد و رعد انگار به ابر ها مشت می کوبید. باد در چنگل می چرخید و شاخه های درختان را مانند امواج دریا به حرکت در می آورد. دانه های درشت باران به زمین می افتادند و دریایی را زیر درختان می ساختند که تصویر درختان در آن منعکس می شد. صدای باران گویی در گوشم زمزمه می کرد که زندگی چه روشن باشد چه تیره زیباست و باید قدر آن را دانست.