شعر گردانی صفحه ۷۶ و ۷۷ کتاب نگارش پایه دوازدهم ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار انشا مفهوم معنی دریافت تعبیر از سایت نکس لود دریافت کنید.

شعر گردانی ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

شعر گردانی ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

با سلام خدمت شما دوستان عزیز در این مطلب قرار است که جواب شعر گردانی صفحه ۷۶ کتاب نگارش پایه و کلاس دوازدهم شعر حافظ با عنوان ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار نکته‌ای روح فزا از دهن دوست بگو نامه‌ای خوش خبر از عالم اسرار بیار تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام شمه‌ای از نفحات نفس یار بیار در ادامه مطلب برای شما عزیزان قرار داده ایم برای دریافت این شعر گردانی به ادامه مطلب مراجعه کنید.

معنی مفهوم شعر ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار

شعر گردانی ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر……
این شعر وصف حال انسانی است که در شهری غریب است و محبوب او از او دور مانده است به طوری که دست به دامان باد صبا شده است و از او میخواهد که بوی خوشی را از کوی یار برای او بیاورد تا به واسطه آن اندوه را از دل بزداید و مژده وصل دلدار رابشنود.
از قول دوست که میتواند خداوند و یا معشوق او سخنی شادی بخش را بگویدو از سلامت جسم وروح او با خبر باشدکه این خبر برایش بسیار مهم است به طوری که آن رانامه ای از علم اسرار میپندارد.
میخواهد اندکی از بوی خوش یا را برایش بیاوردتا مشام را از بر کت آن بوی فرا انسانی معطر سازد و مانند حضرت یعقوب بوی پیراهن فرزندش او را به زندکی امید وارتر کند . امیدوارم همه ما انسانها از این بوی خوش استشمام کنیم وبرای رسیدن به محبوب ومعبود خود را آماده و مهیا گردانیم.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : باید دید، باید لمس کرد، باید نگاه کرد تا آرام گرفت! باید خبری از رسیدن یار شنید تا بدون بغض نفس کشید ! تا نفسی مملو از آرامش کشید. می آید ؟نمی آید؟ مسئله اینجاست. بیاید هم باید بماند باید بخواهد که بماند. نیاید هم که ایرادی ندارد ؛ فقط خبری از سلامتش بدهد، کافیست!یار که کنارت نباشد هر نسیمی که می وزد، بوی او را به مشامت می رساند. بوی تن او را، خنده های او را، حال خوش او را. همین را برای عاشق بس !عاشقی کردن آسان است ؛ عاشق ماندن دشوار! باید خیلی چیزها را به جان خرید و دم نزد ؛ فراق، دلتنگی، تنهایی، ملامت. آری اینها را تنها مبتلای عشق می داند. “با بوی خوش یار عاشق ماندن” عاشقی کردن راستین است.

عطا : آرزو میکنم که تمام خواهر بردار های عزیزم معنی واقعی عشق را بفهمند تا ببینند چه لذتی دارد.فقط خدا عاشقی را با جدا کردن وی از معشوقش امتحان نکند بخصوص جدایی که یک سویش بهشت باشد.

Z&Z : گاه باید رها کرد همه چیز را تا عشق نفس بکشد نفسی که بازدم ان با باد راهی خانه معشوق شود حالش را ب خوبی گل تازه شکفته کنند.

مهسا :‌
تمام دنیا را اگر به معشوق ببخشی واو سلطان بی چون و چرای عالم هم که باشد تامعشوق رادر بر نبیند وبو نکشد وحس نکند لطفی و‌شوقی برای او ندارد.

نویسنده :‌او دست به دامن باد صبا شده از او می خواهد بوی خوش یار را از دیارش به پیش او اورد تا با بو معشوقش دوباره جان بگیرد وعاشقی کند با بوی معشوقش احساس می کند به او نزدیک شده فراغ او دارد به پایان می رسد او از باد صبا خبر سلامتی معشوقش را می خواهد زیرا عاشق جز سلامتی معشوقش ارزوی دیگری ندارد حتی اگر معشوقش تن به امدن ندهد.

عاطفه رضایی : ای آنکه تویی مرا دلدار و دلخواه
خبرم بیاور از بودنت و ماندنت
ی لحظه هم مخواه شوی دور از ما
بیا و بیا و دست بگیر این دل مارا
خواهان نگاهِ تُ ام ای همراز من
بیا با دلِ سازم بزن ساز دلت را
تا رقصان شوم با تُ ای حضرتِ یار…
“سپاس از توجّه و لطف شما”.