جواب کارگاه درس پژوهی صفحه ۱۱۳ کتاب فارسی ششم دبستان در مورد شخصیت بزرگمهر تحقیق کنید و شرح حال یا داستانی از زندگی او را در کلاس بخوانید از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب صفحه ۱۱۳ کتاب فارسی ششم دبستان

کارگاه درس پژوهی صفحه ۱۱۳ کتاب فارسی ششم دبستان ابتدایی در این بخش پرسیده شده است که تحقق پیدا کنید در مورد شخصیت بزرگمهر و درباره او داستان و شرح حال و زندگینامه ای بنویسید ما در این مطلب و در ادامه مطلب جواب این بخش ها قرار خواهیم داد و اگر شما عزیزان جواب این بخش را نوشته برای ما در نظرات پایین سایت بفرستید.

نویسنده : زندگی نامه بزرگمهر
“حکیم بزرگمهر” یا همان “بزرگمهر بختگان” که عربها به خاطر آنکه در الفبای خود حرف (گ) ندارند به ایشان بوذرجمهر می گویند در 18 دیماه حدود ششصد پس از میلاد در شهر مرو خراسان بدنیا آمد نام پدرش بُختَگ بود . حکیم بزرگمهر یکی از چهار حکیم تاریخ ایرانزمین است در واقع او نخستین حکیم تاریخ کشورمان می باشد که پس از او “حکیم فردوسی توسی” ، “حکیم خیام نیشابوری” و “حکیم ارد بزرگ” در این سرزمین بالیده اند .
حکیم بزرگمهر وزیر خردمند خسرو انوشیروان شاهنشاه ساسانی بود. در برخی نوشتارها آمده است انوشیروان ساسانی خوابی دید که همه خوابگزاران از تعبیر آن بازمانده و نتوانستند تعبیر کنند انوشیروان به سراسر ایران پیک فرستاد و از دانشمندان گوناگون خواست تا این خواب را تعبیر کنند یکی از این پیک ها به خراسان و شهر مرو که در آن زمان بخشی از ایران بود و امروزه متاسفانه بخشی از کشور ترکمنستان است رفت و از دانشمند شهر که خود استاد آموزشگاه جوانان شهر بود تعبیر خواست که او هم نتوانست اما در بین شاگردان استاد یک نفر بود که اجازه خواست و تعبیر خواب را گفت .
پیک ، آن شاگرد را به دربار پادشاه ایران انوشیروان آورد . آن جوان کسی نبود جز بزرگمهر حکیم . بزرگمهر با برزو یا برزویه پزشک دربار انوشیروان یکسان انگاشته شده است که شاید به دلیل هم‌زمانی این دو بوده باشد.
انوشیروان در آغاز بزرگمهر را برای آموزش و پرورش فرزند خود ، هرمز گماشت . هرمز نسبت به بزرگمهر خوش رفتاری ننمود و استاد را از خود آزرد، اما سپس از کرده خود پشیمان شده و جایگاه بزرگمهر بالا گرفت، تا آنکه به وزارت رسید و در امور کشوری با شایستگی بسیار به انوشیروان خدمت نمود.
خردمندی و تدبیر
داستان‌های بسیار از خردمندی او گفته‌اند. از داستان‌های مشهور بزرگمهر پاسخی است به این پرسش در پیشگاه انوشیروان داده است:
که بزرگ‌ترین بدبختی چیست؟
فیلسوف یونانی گفت پیری و کُودنی که با تنگدستی و نداری با هم باشد، دانشمند هندی گفت بیماری های جسمی که با دردهای روحی فزون گردد، بزرگمهر گفت که آدمی ببیند که عمرش در حال به پایان رسیدن است و کار نیکی نکرده باشد، این بدترین بدبختی هاست. این پاسخ در پیش خسرو بسیار پسندیده آمد و مقام و ارج بزرگمهر در برابر دانشمندان و فیلسوفهای خارجی نمایان شد.. اهل اندیشه او را حکیم یکم می خوانند ، حکیم فردوسی توسی ، حکیم خیام نیشابوری و حکیم ارد بزرگ ، حکمای دوم ، سوم و چهارم هستند به این چهار تن حکمای چهارگانه نیز گفته می شود .
همچنین گویند وقتی پادشاه هند دستگاه شطرنج نزد پادشاه ایران فرستاد، بزرگمهر اسرار آنرا کشف کرد و در برابر بازی نرد را اختراع نمود. این رویداد در متنی پهلوی بنام چترنج نامک آمده است. نوشتاری بزبان پهلوی بنام پندنامگ وزرگمهر بختگان یعنی پندنامهٔ بزرگمهر پسر بختگان بدو منسوب است که دارای ۴۳۰ کلمه است.
همچنین در جوامع الحکایات آمده است روزی از سرزمین روم نامه ای به انوشیروان رسید. در نامه مطلبی معما گونه نوشته شده بود. همه دانشمندان بزرگ شهر جمع شدند تا نامه را بخوانند، اما نتوانستند ولی بزرگمهر مطالب آنرا فهمید و مفهوم نامه را ترجمه کرد..