اکنون پس از انتخاب موضوع دلخواه، سفر نوشتن را آغاز کنید. با توجه به نقشه نوشتن که در درس آموختید، به سمت مقصد حرکت کنید. انشا درباره در مورد صفحه ۲۰ کتاب نگارش پایه و کلاس هشتم نقشه تصویر ذهنی از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا کتاب نگارش پایه هشتم

انشا صفحه ۲۰ کتاب نگارش پایه هشتم

در این پست میخواهیم برای شما دانش آموزان عزیز که به این سایت شریف آوردند اینجا درباره صفحه ۲۰ کتاب نگارش پایه و کلاس هشتم به اشتراک بگذاریم ولی متاسفانه این انشا هنوز در اینترنت موجود نمی باشد و نویسندگان سایت در حال تلاش برای پیدا کردن جواب این انشا هستند به زودی در این پست قرار گرفته خواهد شد.

انشا موضوع حیاط مدرسه نگارش هشتم

پنج دقیقه مانده به زنگ تفریح کم کم زیپ کیف ها قژقژشان بالا می گیرد. دست ها داخل کیف ها می روند، مثل جاسوس هایی که می خواهند چیزی را کشف کنند. بعد مشت های پر زیر مقنعه ها قایم می شوند. از زیر مقنعه ها صدای وزوز پوست شکلات با صدای ریز نخودچی ها می اید که با هم دربارة قشنگی خودشان حرف می زنند. کم کم کلاس از این صدای ریز پر می شود… زنگ که می خورد بچه ها کتاب هایشان را داخل کیف ها می چپانند و با سرعت به حیاط مدرسه می دوند. انگار که داخل حیاط مدرسه می خواهند چیزی را خیر کنند. دم دکة قاسم خان آن قدر شلوغ می شود که فکر می کنی بچه ها آدم معروفی را دیده اند و می خواهند از او امضا بگیرند. بعضی بچه ها هم دستشان را پشت سرشان نگه می دارند و همراه دوستانشان حیاط را مدام دور می زنند مثل یک چرخ و فلک چرخ می زنند و چرخ می زنند و حرف زدنشان گل می کند. از آشپزی و گلدوزی گرفته تا مدل بینی دختر همسایه، حرف می زنند و حرف می زنند. حالا حیاط مدرسه است که دست هایش را دو دستی روی گوش هایش گرفته است و می خواهد یک جیغ بلند بکشد که دست خانم ناظم زنگ را فشار می دهد و ترمز دستی همة پچ پچ ها، دویدن و… را می کشد و بچه ها را به طرف کلاس می برد. حالا حیاط مدرسه تا یک ساعت و نیم بعد می تواند یک نفس خالی از صدا و دویدن و… بکشد.