انشا صفحه ۷۸ کتاب نگارش فارسی پنجم دبستان با موضوع گزارش بازدید از یک مکان تاریخی علمی آموزشی درس چهاردهم از سایت نکس لود دریافت کنید.

بازدید از یک مکان تاریخی نگارش پنجم

انشا درباره در مورد بازدید از یک مکان تاریخی علمی آموزشی صفحه 78 نگارش پنجم ابتدایی

یکی از موضوع های زیر را انتخاب کنید و گزارشی درباره ی آن بنویسید. با سلام خدمت دوستان عزیزی که این مطلب را می خوانید در این مطلب انشا درباره بازدید از یک مکان تاریخی علمی آموزشی و گزارش صفحه 78 نگارش پنجم دبستان و ابتدایی را در ادامه مطلب قرار می‌دهیم گزارش بازدید از یک مکان تاریخی علمی آموزشی در ادامه مطلب قرار خواهد گرفت و اگر شما عزیزان اطلاعاتی راجع به این موضوع دریا این انشا و گزارش را نوشته اید در نظرات پایین سایت برای ما بفرستید ما با اسم شما این مطلب را منتشر می‌کنیم.

انشای اول درباره بازدید از یک مکان تاریخی

پارسال عید بود که تصمیم گرفتیم بجای اینکه مثل هر سال بریم شمال و دریا و طبیعت سبز مناطق شمالی ایران را ببینیم، به شهر دیگری سفر کنیم.

پدرم به من و خواهرم گفت که بگردید و اگر شهر خاصی را پیدا کردید به من بگویید . ما هم ذوق زده ، شروع کردیم نقشه ایران را بالا و پایین کردن . خواهرم میگفت برویم شیراز و تخت جمشید را ببینیم . من اما جای خاصی را پیدا نکرده بودم که از ته دل بخواهم بروم و از نزدیک ببینم .

خلاصه بعد از دو روز پدرم از ما پرسید که تصمیمتان را گرفتید؟

که خواهرم حتی نگذاشت جمله پدرم تمام شود و سریع گفت : بله پدر ، برویم شیراز .

پدرم هم که چند سالی تنها در شیراز زندگی کرده بود و آنجا را خوب می شناخت ، قبول کرد.

خلاصه رفتیم شیراز ، از باغ ارم و آرامگاه سعدی و مسجد و بازار وکیل شروع کردیم به گشتن ، تا آرامگاه شاهچراغ و حمام وکیل و تخت جمشید ، تقریبا همه جای شیراز را گشتیم .

اما در میان همه ی این بازدید ها ، جایی رفتیم که برای من تجربه ی متفاوتی بود. آرامگاه حافظ یا همان “حافظیه” .

وقتی وارد شدیم کمی خسته بودم ، اما چند قدم که به سمت مقبره ی حضرت حافظ برداشتم ، یک حس عجیبی درونم بوجود آمد .

کمی قلبم تند تر میزد، پاهایم شل شده بود. بی اراده مدام غزلی از حافظ را زیر لب زمزمه می کردم .

فضای حافظیه با آن چیزی که در عکس ها دیده ایم ، خیلی خیلی فرق دارد . انگار که روح حضرت حافظ آنجا حضور دارد تمام محیط را شاعرانه می کند …

فاتحه خواندم ، قدم زدم ، درختهای حیاط خانه ی ابدی حافظ را دیدم و بر تنشان دست کشیدم …

اما بی اراده زیر لب زمزمه می کردم ؛

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند

جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

انشا گزارش بازدید از یک مکان تاریخی متن دوم

از طرف مردسه قرار بود به دیدن یک مکان تاریخی برویم .

همه مان ساعت ۴ در مدرسه جمع شدیم و پول و رضایتنامه را تحویل داده و بلیط گرفتیم و راه افتادیم .

خیلی خیلی خوشحال بودم و مدام با دوستم درباره بازدید صحبت می کردم .

پس از اینکه رسیدیم معلم تاریخمان در مقابل بچه ها ایستاد و شروع کرد به صحبت کردن .

سپس به سمت در ورودی موزه و بنای تاریخی حرکت کردیم .

واقعا مکان زیبا و با شکوهی بود .

هرچه نگاه می کردم خسته نمی شدم و برعکس حس کنجکاوی بیشتر در من شکل می گرفت .

موزه پر است از جاذبه های زیبا و تاریخی کشورمان و با دیدن آن احساس غرور می کنیم .

هرچه جلوتر می رفتیم معلم تاریخ درباره قدمت بنا اطلاعات بیشتری در اختیارمان قرار می داد .

ما هم یکی یکی یادداشت برداری می کردیم تا مبدا آنها را فراموش کنیم .

زیرا آقای معلم گفته بود که قرار است از ما امتحان بگیرد .

برخی از دوستان با خود دوربین به همراه آورده بودند و تند تند عکس می گرفتند .

برخی دیگر در حال طراحی بودند .

برخی دیگر با تعجب نگاه می کردند و معلوم بود کلی سوال در ذهنشان مرور می شود .

پس از اتمام بازدید کم کم به صف شدیم و از داخل ساختمان بیرون آمدیم .

سپس سوار اتوبوس مدرسه شدیم و سر جای خود نشستیم .

در تمام مسیر موزه تا مدرسه همه ش به چیزهایی که دیده بودم فکر می کردم و حس بسیار خوبی داشتم .

انشا بازدید از یک مکان تاریخی شیوه پرسش و پاسخ سازی

مرحله اول : پرسش های عینی

۱.ایا این اردو پایان خوشی دارد؟
۲.ایا از اردویی ک در پیش داریم چیزهای خوبی را یادمیگیریم؟
۳.ایا مکان های تاریخی نشانه چیست ؟
۴.ایا این مکان های تاریخی نشانه چیست ؟
موضوع : بازدید از یک مکان تاریخی

مرحله دوم : گزینش و ساماندهی پرسش

از طرف مدرسه قرار بود به دیدن یک مکان تاریخی برویم .
همه مان ساعت ۸صبح در مدرسه جمع شده بودیم و پول و رضایتنامه را تحویل داده و بلیط را گرفتیم و راه افتادیم .
خیلی خیلی خوشحال بودم و مدام با دوستم درباره بازدید گفت و گو می کردم .
پس از اینکه رسیدیم معلم درس تاریخمان رو به بچه ها ایستاد و شروع کرد به حرف زدن کرد.
سپس به سمت در ورودی موزه و بنای تاریخی حرکت کردیم .
واقعا مکان زیبا و با شکوهی بود .
هرچه نگاه می کردم خسته نمی شدم و برعکس حس کنجکاوی بیشتر در من شکل می گرفت .
موزه پر است از جاذبه های زیبا و تاریخی کشورمان و با دیدن آن احساس غرور می کنیم .
هرچه جلوتر می رفتیم معلم تاریخ درباره قدیمی بودن این بنا اطلاعات بیشتری در اختیارمان قرار می داد .
ما هم یکی یکی یادداشت برداری می کردیم تا مبادا آنها را فراموش کنیم .
زیرا آقای معلم گفته بود که قرار است از ما امتحان بگیرد .
برخی از دوستان با خود دوربین عکاسی همراه آورده بودند و تند تند عکس می گرفتند .
برخی دیگر در حال طراحی بودند .
برخی دیگر با تعجب نگاه می کردند و معلوم بود کلی سوال در ذهنشان شکل می گرفت.
پس از تمام شدن بازدید کم کم همگی به صف شدیم و از داخل ساختمان موزه بیرون آمدیم .
سپس سوار اتوبوس و راهی مدرسه شدیم و سر جای خود در کلاس نشستیم .
در تمام مسیر موزه تا مدرسه همه ش به چیزهایی که دیده بودم فکر می کردم و حس بسیار خوبی داشتم .

مرحله سوم : گزارش

از این بازدیدی که از مکان تاریخی داشتیم بسیار عالی بود و باعث شد ما به حقایقی که در گذشته بود را ما به راحتی بدانیم و یاد بگیریم که زر گذشته چه ادم ها و حاکمایی بودند که از خودشان اثری به جا می گذارند .

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

سیما : وقتی به خانه رسیدم همه چیزهایی را که در بازدید دیده بودم به پدر مادر و برادرم تعریف کردم و گفتم که گرچه این بازدید مدت طولانی نبود ولی در عوض چیزهای زیادی یاد گرفتم و به تجربیاتم اضافه شد..