صفحه ۱۷ کتاب نگارش فارسی ششم در مورد یکی از آفریده های خدا که توجه شما را جلب کرده است تحقیق کنید و گزارشی در دو بند ارائه دهید از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا آفریده های خداوند نگارش ششم

در مورد در مورد یکی از آفریده های خدا تحقیق کنید و در دو بند بنویسید

خالق همه جهان را آفریده است همه ما انسان ها را خالق بزرگ آفریده است ما را باید پرستش کنیم و بر نعمت های او سپاس گذاری باید کرده‌اند و اندیشه کردن ان در خاک اندر کار خالق و مخلوق روشنایی افزاید اندر دل و غفلت از آنها اندیشیدن تاریکی افزاید اندر دل و نادانی گمراهی است متاسفانه این مطلب کیفیت لازم را برای انتشار نداشت ولی به هر حال این متن را گذاشتیم تا اگر شما عزیزان دیگری دارید برای ما بفرستید تا جایگزین این متن بکنیم.

دو بند درمورد یکی از آفریده های خدا نگارش ششم

من میخواهم راجع به چشم انسان بگویم. چشم انسان خیلی عجیب و خارق العاده است. مثلا چشم ها بی وقفه در طول شبانه روز کار میکنند از زمانی که بیدار می شویم تا شب که می خوابیم بر عکس بقیه اعضا، یا مثلا هرگز نمی شود با چشم باز خمیازه کشید یا مثلا چشم می تواند در هر ثانیه روی ۵۰ موضوع متمرکز شود، یا مثلا به طور متوسط ۱۷ بار در ثانیه و ۲.۵ ملیون بار در سال پلک میزنیم. ۸۰ درصد از چیزی که یاد میگیریم از چشم مان است. کدام دوربین است که بتواند سالهای طولانی کار کند و همه چیز را ذخیره کند؟معلوم است که فقط چشم انسان این توانایی را دارد. پس اینجاست که میتوان گفت فتبارک الله احسن الخالقین. خداوند چه عظمتی دارد و بی خبریم!که حتی شکرش هم نمیکنیم…!

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

نویسنده : خداوند هزاران نعمت به ما بخشیده است. مثل قلب. مدانید قلب هر روز حدود 100000 بار می زند. می دانید در هفتاد سالگی تعدادضربان قلبمان بیش از 2 میلیارد بار خواهد بود. قلبمان در هر دقیقه 5 لیتر خون پمپ می کند. می دانی قلب نوزاد در هر دقیقه 130 بار می زند. می دانید چگونه ضربان قلب خود را اندازه گیری کنیم می توانیم با مچ دست و جلو ارنج کنار گردن و بالای پا. می بینید خداون چه بزرگ است. بای ما انسان ها خدا را شکر کنیم.

نویسنده : داخل چشم انسان مانند سیاره ای دیگر است که پرازپستی وبلندی است.

حدیث : از نظر من یکی از شگفت انگیز ترین آفریدگار های خدا فصل ها هستند هر فصلی زیبایی خودش را دارد.

پریچهر : موضوع :خورشید مقدمه : چشم انتظار به نیمه شرقی آسمان خیره میشوم،پس کی از راه میرسد و انتظار های مرا برای دیدنش به اتمام میرساند!
بدنه : در حین همین انتظار با خود فکر میکنم که چگونه میشود در کنجی از آغوش آسمان جای بگیرد و در عوض یک دنیارا روشن کند؟
چگونه میشود ماه را کنار بزند و بر جایش بنشیند و کل روز را حکومت کند و مردم با دینش لبخند بزنند؟اصلا اگر نبود چه میشد؟چه بر سر زمین می آمد؟
نتیجه : فکرش هم عذاب آور است و نبودنش طاقت فرسا؛فکر کن،دیگر روز هم شب بود،روز هم ماه داشت و آسمان لباس سیاه بر تن،کاش که مارا محروم از نبودنش نسازد.