انشا صفحه ۷۳ و ۷۴ کتاب نگارش دوازدهم نامه ای به معلم درس نگارش خود بنویسید و دیدگاه هایتان را درمورد این درس و روش تدریس با ایشان در میان بگذارید از سایت نکس لود دریافت کنید.

نامه ای به معلم نگارش کتاب نگارش دوازدهم

کارگاه نوشتن تمرین 2 صفحه 73 و 74 نگارش دوازدهم

امروز میخواهیم جواب بخش اول سوال کتاب نگارش 3 بخش کارگاه نوشتن صفحه 73 و 74 که با موضوع از بین سه مورد زیر یکی را به دلخواه برگزیده و نامه ای بنویسید و سوال اول یک نامه خصوصی به معلم درس نگارش تان بنویسید و دیدگاه های تان را در مورد این درس و روش تدریس ایشان با وی در میان بگذارید به صورت کامل و رایگان به زودی در همین پست خواهیم نوشت و برای شما عزیزان قرار خواهیم داد.

انشا با موضوع نامه ای به معلم نگارش پایه دوازدهم

سلام. نمی دانم از کجا شروع کنم و چه بنویسم. من تا به حال برای معلمم نامه ننوشته ام. آن هم معلم نگارش! اگر معلم فیزیک یا شیمی بودید نوشتن برایم خیلی راحت تر بود. حداقل می دانستم که باید از سختی درس ها شکایت کنم و جهت دریافت نمرۀ ارفاقی درخواست کنم. اما حالا نمی دام چه بگویم! شاید بهتر باشد من اصلا چیزی نگویم و اجازه دهم کلمات از مغزم تراوش کنند و خود را در صفحه کاغذ به تصویر کشند. نمیدانم در بین تمام دانش آموزان ایران زمین چند نفر به درس شیرین تر از قند ادبیات و نگارش علاقه مند هستند. من هم یک از آنها هستم. اما نمیدانم چرا ادبیات و نگارش به من علاقه ندارند و سر کلاس هایشان خواب مرا رها نمی کند. همیشه دلم می خواست یکی از معدود کسانی باشم که سر کلاس نگارش با ذوق لطیفی به انشای همکلاسی هایش گوش میدهد اما متاسفانه چشمانم یاری نمی کنند و اغلب اوقات تاب نمی آورند و بسته می شوند. نمیدانم اگر چه کنید کلاس فضای بهتری خواهد داشت آخر من اصلا نمیدانم فضای کلاس چگونه است که بخواهم در جهت بهبود آن نظریه ای ارائه دهم یا راه حل وپیشنهاد و انتقادی داشته باشم. تنها نظرم این است که همین گونه که سهت ادامه پیدا کند. همین که کسی از کلاس های نگارش گله ندارد و کلاس آنقدر ساکت است که بنده می توانم کمبود خوابم را جبران کنم خداراشاکرم البته اینکه ممکن است دیگر همکلاسی هایم نیز مانند من سر کلاس های نگارش می خوابند شاید در ساکتی کلاس بی تاثیر نباشد. در هر حال سپاسگزرم از شما معلم نگارش عزیزم بابت تمام تلاش هایتان.

نامه ای به معلم نگارش نگارش دوازدهم

معلم ای که نفس هایت زندگی ام را طراوت می بخشد و ساحل نگاهت دلم را آرامش حرفهایت چون جواهر به صندوقچه ذهنم به یادگار می ماند پرنده ذهنت نامه رسان عشق و محبت است.

ای که صفای روحی و صبوری به قامت سرو دلت به صافی آینه و دستانت یاری در راه های دشوار زندگی ام است با چشمانم میبینم که چون شمع میسوزی و با گوش هایم میشنوم که صدایت آرام آرام رسم دوستی را در گوشم زمزمه میکند با قلبم حس می کنم که تپش ثانیه ها را آرام کرده ای که با گچ و تخته روزهای درس را برایم خاطره ای جاودانه می کنی.

ای که با خنده های تو کوله باری از غم را از دوشم برمیداری ای پنجره رو به دریای من من با حافظ و سعدی و مولوی تو به قصه تکرار آتش پای می نهم و با راز موفقیت او وارد خانه ی زن پارسا میشوند و با اداب زندگانی اش می گیرم.

و با شازده کوچولو تو به تماشای بهار میرسم ای که مهرت از خورشید هم تابان تر است دفترچه خاطرات زندگی را با تو شناختم و می دانم که با تو آن را به پایان می رسانم.

ای ساحل در سکوت مانده ی پر هیاهو ای معلم عزیزم ! می دانم گوشه ای از سخنان گهربارت را با هدیه ی کوچک حرف هایم نمی توانم جبران کنم اما از اعماق وجودم می گویم : دوستت دارم

انشا درمورد نامه ای به معلم درس نگارش دوازدهم

به نام خدا
نامه ای به معلم نگارش

خدمت معلم عزیزم سلام عرض میکنم امیدوارم که از کارروزانه خسته نباشید.

شنیدم ام که میگویند معلمی شغل انبیاست.. معلم تلاش میكند تا دانش آموز در راه راست قدم بردارد.. سختی میکشد تا دانش آموز بیاموزد پس از هرسختی آسانی است… از جان میگذرد تا دانش آموز جان بگیرد… از زندگی اش میگذرد تا دانش آموز زندگی کردن را بیاموزد.. اشک میریزد تا دانش آموز لبخند به لب داشته باشد… معلم همدمی است كه با دانش آموز میخندد و میگرید و کسی نیست که غم خوارش باشد… وقتی میخواهی معلم شوی باید از تفریحت بگذری.. از شادی ات بگذری.. باید دانش آموز شوی تا بتوانی دانش بیاموزی… باید سخت گیر باشی تا دانش آموز وظیفه شناسی و‌مبارزه با سختی را بیاموزد… باید مهربان باشی تا دانش آموز عطوفت را بیاموزد.. باید زیبا باشی تا دانش آموز باطنش را زیبا کند.. باید رفتارت نیک باشد تا دانش آموز نیک رفتاری را بیاموزد.. باید شنوا باشی تا دانش آموز شنیدن را بیاموزد… باید عاشق باشی تا دانش آموز عشق ورزیدن را بیاموزد.. و باید شمع باشی و بسوزی تا دانش آموز هنرآموختن را بیاموزد..

معلمم شمع شدی شعله شدی سوختی تا هنر خود به من آموختی

حضرت علی می فرمایند: ه‍رکس کلمه ای به من بیاموزد مرا تا آخر عمر بنده خود کرده است..
معلم دلسوز و مهربانم بابت تمام از خودگذشتگی ها و محبت هایت سپاس گذارم..و علت نوشتن این نامه تشکر از زحمات شماست و همچنین میخواستم خواهش کنم اگر برای تان مقدور است نمره نگارش مرا بالای ۱۸ بدهید چون من در نوشتن انشا ضعیف هستم و نمی توانم نمرهٔ خوبی بگیرم و این باعث میشود که معدل من کمتر از ۱۹ شود چون من بقیه دروس را خیلی خوب امتحان میدهم و تنها نگرانی من درس نگارش می باشد…
من درس درس نگارش ضعیف هستم و نمیدانم چگونه باید ضعفم را جبران کنم لطفا مرا راهنمایی کنید

باتوجه به اینکه در نظام جدید آموزشی درس نگارش یکی از دروس کنكور میباشد از شما خواهشمندم که در امر تست زنی و معرفی منبع بنده و همکلاسی هایم را راهنمایی کنید تا بتوانیم نتایج مطلوب را کسب کنیم و زحمات شما را جبران کنیم..
با تشکر
امیدوارم درخت زندگی تان پرثمر باشد

انشا با موضوع نامه ای به معلم درس نگارش

مقدمه : معلم ای که نفس هایت زندگی ام را طراوت می بخشد و ساحل نگاهت دلم را آرامش حرفهایت چون جواهر به صندوقچه ذهنم به یادگار می ماند پرنده ذهنت نامه رسان عشق و محبت است.

بدنه : ای که صفای روحی و صبوری به قامت سرو دلت به صافی آینه و دستانت یاری در راه های دشوار زندگی ام است با چشمانم میبینم که چون شمع میسوزی و با گوش هایم میشنوم که صدایت آرام آرام رسم دوستی را در گوشم زمزمه میکند با قلبم حس می کنم که تپش ثانیه ها را آرام کرده ای که با گچ و تخته روزهای درس را برایم خاطره ای جاودانه می کنی.

ای که با خنده های تو کوله باری از غم را از دوشم برمیداری ای پنجره رو به دریای من من با حافظ و سعدی و مولوی تو به قصه تکرار آتش پای می نهم و با راز موفقیت او وارد خانه ی زن پارسا میشوند و با اداب زندگانی اش می گیرم.

و با شازده کوچولو تو به تماشای بهار میرسم ای که مهرت از خورشید هم تابان تر است من با ضرب و حساب تو قضیه ی تالسی را  درک میکنم و با مساخت و حجم تو زمین را می شناسم. دفترچه خاطرات زندگی را با تو شناختم و می دانم که با تو آن را به پایان می رسانم.

نتیجه گیری : ای ساحل در سکوت مانده ی پر هیاهو ای معلم عزیزم ! می دانم گوشه ای از سخنان گهربارت را با هدیه ی کوچک حرف هایم نمی توانم جبران کنم اما از اعماق وجودم می گویم : دوستت دارم

نامه خصوصی به معلم درس نگارشتان بنویسید

صد سبد سلام و بی نهایت درود بر هرکه و هر چه معلم! بر آن دریای علم و بر آن کوه حلم! بر آن باغ بینش و بوستان دانش! بر آن گنجینه ی رنج ها و معدن با ارزش ترین گنج ها! چه گنج هایی! گنج هایی از جنس متانت و صداقت، راستی و درستی، محبت و بصیرت.
سلام بر آن که شمع وار سوخت و مرا عاشقی آموخت، بر آن که الفبای آدم بودن و چگونه زیستن و پایبند ماندن به عهدنامه روز الست را نشانم داد. آن که مرا از خاک به افلاک رساند و غبار جهل و ناآگاهی را از ذهن و زبانم زدود و با جهان آگاهی و بینایی و روشنایی ها آشنایم نمود.
راستی را، کدام قلم یارای آن را دارد که در شان معلم چیزی بنگارد و حرفی بر کاغذ آرد؟
معلم عزیز! مدال و نشان افتخار تو را حضرت کردگار عطا فرموده است؛ زیرا بر تو و بر سلاح تو ، قلم، سوگند یاد نموده است: “ن والقلم و ما یسطرون”.
معلم عزیز! در بزرگی و عظمت جایگاه تو همین بس که؛ بزرگ ترین معلم بشریت و برگزیده ترین مخلوق خدا، محمد مصطفی(ص)، خود را معلم نامیده و به آن بالیده است؛آنجا که می فرماید:
“انما بعثت معلما”.
معلم عزیز! وقتی مولا علی(ع) می فرماید: ” هر کس یک کلمه به من آموزد مرا بنده خود کرده است”. پس چگونه من، خود را برای همیشه وامدار تو ندانم؟
ای معلم عزیز! بهترین واژه ای که می‌شود نام تو را موازی و مساوی و معادل آن دانست، “عشق “است و هنوز کسی از آدمیان، مدعی نیست که عشق را آن چنان که باید و شاید شناخته و توصیف کرده باشد. به قول یکی از خوب ترین معلمان عشق و عرفان ، جلال الدین مولوی، :
«شرح عشق ار من بگویم بردوام
صد قیامت بگذرد وان ناتمام»
ناچار، در پایان، اقرارکنان به عجز و ناتوانی خود از وصف تو، با همان صمیمیت کودکانه، بلند می سرایم تا در گوش قله ها و جاری جویباران و نبض دشت ها بماند:
معلم عزیزم!
“شمع شدی، شعله شدی،سوختی
تا هنرت را به من آموختی.”
پس تا ابد دوستت دارم.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : با سلام و عرض خسته نباشید به معلم مهربانم. اول از همه از شما تشکر می کنم، ممنون که به ما درست خواندن و درست نوشتن را می آموزی، ممنون که برایمان از جانتان مایه می گذارید، ممنونم که با خوبی ها و بدی های ما سازش می کنید و این همه بدخلقی ها و غرور جوانی هایمان را تحمل می کنید. من زنگ انشاء را دوست دارم آن هم برای آن که غرق می شویم در خیال ها و رویاهایمان ودور می شویم از دنیای نابسامان این روزها، اما ای کاش به جای نوشتن در مورد پاییز و زمستان یا توصیف ضرب المثل ها کمی به ما چگونه صبر کردن در برابر سختی ها بگویید، درس زندگی دهید، کاش بگویید چطور بعد از شکست بار دیگر برخیزیم، کینه را از دل بیرون کنیم و جواب بدی را با بدی ندهیم و به جای آن نهال محبت بکاریم تا هم خودمان  از سایه اش بهره ببریم و به دیگران نیز میوه ی درختان را هدیه دهیم، می دانم شما رفتار و منش یک انسان محترم را دارید و با تمام رفتار و گفتارتان به ما همه ی این ها را می آموزید اما ای کاش آنقدر آن را برایمان مثل کودکی هایمان دیکته کنید تا در ذهن ما ثبت شود مثل همان جدول ضرب آن موقع ها که بعد از گذر سال ها هم می دانیم که فراموش نمی کنیم، شود آنقدر بنویسیم صبر که صبوری پیشه کنیم، آنقدر بنویسیم محبت که مهربانی کنیم و آنقدر بنویسیم امید که توکل کنیم. و باز ممنونم که وقت گران بهایتان را برای من گذاشتید و باز ممنونم که مهربانانه و مادرانه(پدرانه) به ما محبت می کنید.

نویسنده : معلم مانند کوهی استوار است و صبری ایوب مانند دارد.

نسترن : با عرض سلام و خسته نباشید خدمت معلم عزیزم سرکار خانم……….
من به عنوان یکی از دانش اموزشما و از طرف تمامی دانش اموزان از زحماتی که برای ما کشیدی تشکر میکنم . و امیدوارم هر جا که باشی همیشه سرزنده و سلامت باشی .
ای کسی که تمام وقت و انرزی ات را صرف موفقیت ما دانش اموزان کردی و ای کسی که بی تابانه امیدوار به اینده ی ما بودی و همیشه مارا نصیحت و راهنمایی میکردی به اندازه ی یک دنیا از تو ممنونم به خاطر همه چیز و از خداوند تشکر میکنم به خاطر این معلم خوی که نصیب ما کرده .
من همیشه تو را الگوی خودم قرار میدهم و یکی از ارزو هایم این است که روزی مانند تو شوم و دیگرام مرا هم مانند تو الگوی خود قرار دهند دوستت دارم تا همیشه ..