انشا دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد صفحه 51 پایه یازدهم ابری که در بیابان بر تشنه‌ ای ببارد

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
41,023 بازدید

معنی انشا صفحه ۵۱ نگارش یازدهم شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد درمورد و درباره نگارش 2 پایه کلاس یازدهم گسترش مثل نویسی برداشت مفهوم از سعدی بازگردانی از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا درباره شعر دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه‌ ای ببارداین انشا بسیار زیبا میباشد و برای شما عزیزان این انشا را در ادامه خواهیم گذاشت و شما میتوانید در ادامه مطلب انواع انشا ها درباره دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد را میتوانید دریافت کنید اگر شما عزیزان انشایی نوشته اید و میخواهید در این مطلب نمایش داده بشه در نظرات همین مطلب انشا را برای ما بفرستید تا انشا را با اسم شما در این مطلب قرار بدهیم. در مدرسه نمره بالا و ۲۰ بگیرید.

(بیشتر…)

انشا مهمانی خانوادگی گزارش نویسی پرسش های عینی صفحه 66 و 67 نگارش دهم

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
6,157 بازدید

انشا جواب صفحه ۶۶ و ۶۷ کتاب نگارش پایه دهم درباره در مورد مهمانی خانوادگی گزارش نویسی گونه پرسش های عینی پاسخ گزینش و سازماندهی راجب از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا گزارش مهمانی خانوادگی

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : کاش بچه ها جواب رو بفرستن.

فاطمه : پرسش های عینی : چه کسی مهمانی را ترتیب داده بود؟ چه کسانی در مهمانی حضور داشتند؟ علت ترتیب دادن مهمانی چه بود؟ اتفاق جالبی که در مهمانی افتاد چه بود؟ چه زمانی مهمانی برگزار شد؟
سازمان دهی پرسش ها : چه زمانی مهمانی برگزار شد؟ چه کسی مهمانی را ترتیب داده بود؟ علت ترتیب دادن مهمانی چه بود؟ چه کسانی در مهمانی حضور داشتند؟ اتفاق جالبی که در مهمانی افتاد چه بود؟
گزارش: هفته قبل به مناسبت قبول شدن پسر عمه ام در یک آزمون عمه ام مهمانی ای ترتیب داده بود. در آن مهمانی تمام فامیل چه کسانی که می شناختم چه کسانی که نمی شناختم در مهمانی حضور داشتند. مادرم میگفت عمه ات بخاطر فخر فروشی همه را دعوت کرده است. نمیدانم چرا اما همیشه مهمانی های عمه ام با کشمکش همراه است چرا که از یک هفته قبل مادرم به دنبال لباس مورد علاقه اش خیابان ها را متر میکند و پدرم با دست های لرزان حساب بانکی اش را چک میکند. مهمانی شروع شده بود و همه شام خورده بودیم و مادرم و یکی دیگر از خانم های فامیل در حال شستن ظروف بودند که عمه ام با ناز و کرشمه ظرف هایی که مادرم شسته بود را در دست گرفت و گفت : عزیزم ظرف ها را تمیز نشسته ای!!! مادرم لبخندی زد و پیش از اینکه چیزی بگوید ظرفی از دستش بر زمین افتاد و هزار تکه شد. حالا دیگر صورتم عمه ام به سرخی سیب شده بود! من که آخر نفهمیدم شکستن ظرف اتفاقی بود یانه و نفهمیدم چرا همیشه خواهر شوهر و عروس خانواده باهم درگیر هستند! اما فقط میدانم شکستن ظرف از نظر من یکی از اتفاقات جالب مهمانی خانوادگی ما بود.

انشا صندوقچه مادربزرگ صفحه 41 نگارش هشتم

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
799 بازدید

انشا فعالیت های نگارشی صفحه ۴۲ کتاب نگارش پایه هشتم جواب توصیف دیده ها صندوقچه مادربزرگ مقدمه نتیجه درباره درمورد با موضوع طنز خوب و دقیق دیدن از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم کاش یکی جواب رو بفرسته.

به تصویر ها نگاه کن و درباره هر یک از آن ها دو جمله بنویس صفحه 11 کتاب نگارش سوم ابتدایی

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
1,459 بازدید

جواب فعالیت صفحه ۱۱ کتاب نگارش فارسی سوم ابتدایی دبستان به تصویر ها نگاه کن و درباره هر یک از آن ها دو جمله بنویس از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب فعالیت کتاب نگارش سوم ابتدایی

به تصویر ها نگاه کن و درباره هر یک از آن ها دو جمله بنویس

1- دانش آموزان پایه سوم برای رفتن به پارک با نظم از دبستان خارج شدند.

2- آنها به همراه مربی خود سوار اتوبوس شدند.

1- پس از رسیدن به پارک دانش آموزان یکی از سرویس پیاده شدند.

2- دانش آموزان مواضع بودند به گل‌ها و درختان صدمه نزنند.

1- دانش آموزان به همراه قسمت های مختلف پارک حرکت کردند.

2- همه دانش آموزان به حرف‌های مربی خود گوش می‌دادند و طبیعت را تماشا می کردند.

انشا دوست دارید چه چیزی را اختراع کنید صفحه 109 و 110 کتاب نگارش فارسی چهارم

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
9,528 بازدید

انشا صفحه ۱۰۹ و ۱۱۰ کتاب نگارش فارسی چهارم انشا دوست دارید چه چیزی را اختراع کنید یکی از موضوع های زیر را انتخاب کنید و آن را در دو صفحه یا چند بند بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

دوست دارید چه چیزی را اختراع کنید

انشا دوست دارید چه چیزی را اختراع کنید نگارش چهارم

اگر می توانستم چیزی اختراع کنم شاید دستگاه دروغ سنج می ساختم. یا نه ! شاید دستگاهی می ساختم که باطن و اصل هرچیزی را به نشان دهد.
باطن انسان هایی که افکار پلیدی در سر دارند ، افکار انسان هایی که بی هوا می آیند و بی هوا می روند ، باطن انسان هایی که پدر مادر خود را در سنین بالا در خانه سالمندان رها می کنند ، باطن کسی را که کودک چند ماهه را شهید می کند، باطن کسی را که موشک بر خودروی سردار سلیمانی می زند ، باطن کسی را که جنگ را شروع می کند ، باطن کسی که به جای کمک به کودکان کار انها را مسخره می کند!
علاوه بر تمام اینها دستگاهم باید بتواند باطن پزشکی که جانش را در دست می گیرد و برای نجات بیمار فدا می کند ف یا باطن پرستاری را که روزها در بیمارستان می ماند و در حالی که دلتنگ فرزندش است به مراقبت از فرزند دیگری می پردازد یا باطن پزشکی را که خود بیمار است و سرم در دست دارد ولی به علت کمبود پزشک بازهم به درمان و مداوای بیماران می پردازد. یا باطن کسی را که بدون ذکر نام از خودش به دیگران کمک می کند .
دوست دارم دستگاهم بتواند باطن انسان ها را مقایسه کند و به من بگوید با وجود اینکه همه ما دست و پا و ساختار جسمی یکسانی داریم و نحوه تولد و مرگمان یکی است و همه می دانیم در این جهان ماندنی نیستیم بااین حال چرا انقدر باهم متفاوتیم.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمی دونم, کاش بچه ها جواب های بیشتری بفرستن.

نویسنده :‌ کاش می‌شدیم یک چیزی اختراع میکردم که میتوانستم زبان حیوانات را بفهمیم وما هم بتوانیم با آنها حرف بزنیم.

نویسنده : من دوست دارم داروی حساسیت به اب رو بسازم و جون اون یک نفری که از بین هزاران و هزارن ادم گرفته رو نجات بدهم من بارانم و ۱۰ سالمه از اهواز هستم.

فاطمه شفیعی : من دوست دارم وسایل دکتری بسازم تا جون بیمار هارا نجات بدهم.

نویسنده :‌ من دوست دارم چیزی رو اختراع کنم که کار هایی که سال مندان دارند انجام دهد.

تنا : به‌نظر من کاش می‌توانستیم یخچالی درست کنیم که وقتی پودر ژله و آب‌جوش را در آن بریزیم خودش ژله را درست کند و وقتی ژله درست شد به اعضای خانواده خبر بده که ژله آماده شده است و وقتی ژله ها تمام شد با ریختن آب و مایع ظرفشویی در درونش ظرف را هم بشورد.

محمد امین یعقوبی : ولی هنوزم میشه یه چیزی ساخت که بقیه خوششون بیاد آره آره میشه.

باران سلیمانی : من دوست دارم یک درخت اتوماتیکی اختراع کنم
که یک کنترل داشته باشد که با آن دکمه همه میوه آن درخت داشته باشد.

باران سلیمانی : من دوست دارم یک درخت اتوماتیکی اختراع کنم
که یک کنترل داشته باشد که با آن دکمه همه میوه آن درخت داشته باشد.

هلیا :‌
ماشین اختراع می کردم که بدون بنزین کار کند و اینجوری هوا آلوده نمی شود و آدم ها کمتر مریض می شوند بر اثر آلودگی هوا.

انشا با یکی از دانشمندان به صورت خیالی گفت و گو کنید صفحه 109 و 110 کتاب نگارش فارسی چهارم

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
4,114 بازدید

انشا صفحه ۱۰۹ و ۱۱۰ کتاب نگارش فارسی چهارم انشا با یکی از دانشمندان به صورت خیالی گفت و گو کنید یکی از موضوع های زیر را انتخاب کنید و آن را در دو صفحه یا چند بند بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

با یکی از دانشمندان خیالی گفت‌ و گو کنید

انشا با یکی از دانشمندان به صورت خیالی گفت و گو کنید نگارش چهارم

اگر بتوانم روزی با یک دانشمند صحبت کنم با توجه به اینکه چه اختراعی کرده سوالاتم را شروع میکنم.
مهم ترین سوالی که می توانم بپرسم این است که چندبار در مسیر موفقیتش شکست خورده است.
شاید او پاسخ دهد که 10 بار یا 20 بار یا شاید هم بیشتر.
شاید از او بپرسم که چرا شکست را نپذیرفت و او مانند بقیه موفق ها بگوید شکست در تضاد با موفقیت نیست بلکه قسمتی از موفقیت است. یا شاید بگوید باهر شکست چیز جدیدی می آموختم و هر اشتباه یک اشتباه از اشتباهاتم را کم می کند.
از او می پرسم چه چیزی به او انگیزه داده است و او در پاسخ شاید خانواده و دوستان یا شخصی را که الگوی خود قرار داده است معرفی کند یا مانند فیلم ها یک رقیب یا دشمن خود یا کسی را که به او گفته است نمی توانی را معرفی کند و بگوید هر زمان که بر تعداد دشمنانت اضافه شد بدان که به موفقیت نزدیک تر شده ای.
درمورد درس ها و مشق هایی که در طول زندگی اش انجام داده می پرسم که آیا مباحث سختی که خوانده به کارش آمده اند و یا اینکه نمراتی که در مدرسه کسب می کرد را یادش هست یانه.
نمیدانم شاید هم سوالات دیگری بپرسم شاید هم او حوصله پاسخ دادن به تمام سوالات من را نداشته باشد.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمی دونم, کاش بچه ها جواب های بیشتری بفرستن.

نویسنده :‌من دو ست دارم با ا بو سینا صحبت کنم دوست دارم از موفقیت ها یش برایم بگوید من زینب میرزاپور هستم @.

انشا اگر ویروس کشی در دلم داشتم صفحه 109 و 110 کتاب نگارش فارسی چهارم

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
11,091 بازدید

انشا صفحه ۱۰۹ و ۱۱۰ کتاب نگارش فارسی چهارم انشا اگر ویروس کشی در دلم داشتم یکی از موضوع های زیر را انتخاب کنید و آن را در دو صفحه یا چند بند بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

اگر ویروس کشی در دلم داشتم

انشا اگر ویروس کشی در دلم داشتم نگارش چهارم

اگر ویروس کشی در دلم داشتم شاید شروع میکردم به از بین بردن تمام ویروس هایی که انسان هارا آزار میدهد
اول از همه ویروس هایی را که عامل جدایی ، دل تنگی ، بی وفایی ، ناتوانی، عدم تلاش کردن و… می شوند را نابود میکنم.
بعد به سراغ ویروس هایی میروم که باعث بیماری می شوند. البته گاهی لازم است انسان بیمار شود تا بیشتر قدر سلامتی خود را بداند و شکرگزار پروردگار باشد.
همه ویروس ها بد نیستند ویروس ها می آیند و مارا بیمار می کنند تا بدانیم که سالم بودن درکنارخانواده و دوستان بودن و شادی و خوردن غذاهای مورد علاقه چقدر می تواند لذت بخش باشد. لذت هایی که تا انهارا از دست ندهیم قدرشان را نمی دانیم.
ویروس ها می آیند تا به ما بگویند هزینه ای را که صرف خوردن سبزیجات و میوه ها نکردیم را باید صرف خرید داروهای بدمزه کنیم.
اگر ویروس کشی در دلم داشتم اصلا هیچ ویروسی را نابود نمیکردم. چون ویروس بسیار خوب است و گاهی لازم. چرا که فقیر و غنی سفید و سیاه کوچک و بزرگ نمی شناسد به همه یکسان حمله می کند و یکسان از بین می برد.
همچنین ویروس ها با حضورشان به پیشرفت علم بسیار کمکمی کنند.
هیچ کار خدا بی حکمت نیست و شاید از بین بردن ویروس ها کار درستی نباشد. خوش حالم که وروس کشی در دلم ندارم.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

آرام : اگر ویروس کشی در دلم داشتم آدم هایی که در زندگی ام ادعای عاشقی می کنند ولی بعد از گذر چند روز فراموشت می کنند را پاک می کردم
اگر ویروس کشی در دلم داشتم خاطرات بد را از زندگی ام پاک می کردم.

نویسنده : اگر ویروس کشی در دلم داشتم تمام بد مذه های دنیا را پاک می کردم چون تمام این ویروس زندگی را برای خیلی از مردم نابود می کند ولی بعضی ویروس ها زندگی را به ما یاد می دهند . خداوند مهربان هیچ جانوری ، موجودی بی علت نه آفریده است…

نویسنده : اگر ویروس کشی در دلم داشتم به سراغ ویروس هایی مانند کرونا میرفتم و کرونا را نابود میکردم تا ما را بیمار نکند ولی خداوند هیچ چیز را بیهوده
نیا فریده است ما از این ویروس ها میفهمیم چقدر کنار خانواده و دوستان خوب است.

انشا چنین روزی در چند صد سال آینده صفحه 109 و 110 کتاب نگارش فارسی چهارم

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
4,825 بازدید

انشا صفحه ۱۰۹ و ۱۱۰ کتاب نگارش فارسی چهارم انشا چنین روزی در چند صد سال آینده یکی از موضوع های زیر را انتخاب کنید و آن را در دو صفحه یا چند بند بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

چنین روزی در چند صد سال آینده

انشا چنین روزی در چند صد سال آینده نگارش چهارم

نمیدانم چنین روزی در چندصد سال اینده چگونه است فقط میدانم اگر حق انتخاب داشتم دوست نداشتم آن زمان را ببینم. شاید اگر کسی در چند صد سال پیش زندگی می کرد هم دوست نداشت در زمان ما زندگی کند.
چیزی را که مطمئنم این است که در آن زمان خانه ای ک حیاط داشته باشد شاید وجود نداشته باشد و دیگر هیچ کدوکی نمی تواند در حیاطی بازی کند.
فاصله خانواده ها و فامیل با یکدیگر زیاد تر خواهر شد و شاید نتوانم مادربزرگم را ماهی یک بارهم ببینم.
درس ها سخت تر می شود و من باید بیشتر درس بخوانم
شاید درخت و گلی دیده نشود و همه چیز تا آن زمان مصنوعی باشد و به جای درخت ها دو تا شش بزرگ ساخته باشند که هوا را تصفیه کند و در تمام زمین کارخانه و خانه های بسیار بلند ساخته شده باشد شاید هم اصلا در سیاره زمین زندگی نکنیم.
شاید تا آن زمان رفتن به سیاره مریخ مثل سفر به یکی از شهرهای اطراف باشد.
شاید بتوانیم در زمان سفر کنیم و با نگاه کردن به اشیاء آنهارا حرکت دهیم .
ربات هایی جهت نوشتن مشق دانش آموزان ساخته شده باشند.
شاید بیماری هایی مانند ایدز و سرطان به بیماری ای پیش پا افتاده مانند یک سرماخوردگی تبدیل شده باشد و پزشکان بتوانند فقط با نگاه کردن به بیمار از طریق ذهن او را درمان کنند یا حداقل دردش را تشخیص دهند.
شاید شهربازی های بزرگ تر با امکانات بیشتری ساخته شده باشد مثلا شهربازی های بین ستاره ای و شاید بتوانیم در قعر دریاها زندگی کنیم و روی مواد مذاب آتشفشانی راه برویم.
اما هرچه بشود من دوست ندارم در آن زمان زندگی کنم.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمی دونم, کاش بچه ها جواب های بیشتری بفرستن.

نویسنده :‌شاید بتوانیم دریک چشم بهم زدن به سیاره های دور سفر کنیم و حتی برای یک دور زدن کوچک از ماشین های پرنده و هواپیما استفاده کنیم.

انشا اگر اشیا میتوانستند با من حرف بزنند صفحه 109 و 110 کتاب نگارش فارسی چهارم

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
17,409 بازدید

انشا صفحه ۱۰۹ و ۱۱۰ کتاب نگارش فارسی چهارم انشا اگر اشیا میتوانستند با من حرف بزنند یکی از موضوع های زیر را انتخاب کنید و آن را در دو صفحه یا چند بند بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

اگر اشیا میتوانستند با من حرف بزنند

انشا اگر اشیا میتوانستند با من حرف بزنند نگارش چهارم

اگر تلویزیون می توانست بامن حرف بزند شاید می گفت کمتر مرا نگاه کن شرمنده می شوم که برنامه مورد علاقه ات را پخش نمیکنم
یخچال میگفت انقدر مرا بی دلیل باز و بسته نکن باور کن نمی توانم در عرض چند دقیقه چیزی به داشته هایم اضافه کنم
ساعت زنگ دار میگفت چرا وقتی از خواب بیدار نمی شوی مرا کوک میکنی؟ فقط می خواهی خواب را بر من حرام کنی؟
پتویم از من گلایه می کرد که چرا در صبح های سرد زمستان تنهایش می گذارم و به مدرسه می روم
کتاب هایم می گفتند خجالت نمی کشی مارا نمی خوانی؟
عینکم می گفت لطفا سالی یک بار شیشه هایم را تمیز کن به چشم هایت رحم کن
تبلتم میگفت لطفا انقدر از من بی نوا کار نکش من هم به استراحت نیاز دارم فرش میگفت کمتر روی من راه برو و مرا لگد مال کن.
جوراب هایم می گفتند چرا وقتی به خانه بر میگردی تمام خستگی ات را یک جا جمع کرده و تبدیل به نیرویی جهت پرتاب ما می کنی؟
بخاری می گفت انقدر مرا زیاد نکن یک لباس گرم تر بپوش.
بالشتم می گفت انقدر به خاطر آن طرف خنک ترم مرا این طرف آن طرف نکن سر گیجه گرفته ام.
برگه یادداشت هایم می گفتند لطفا از ما برای نکته برداری استفاده کن نه برای تقلب و برگه های امتحانی ام می گفتند لطفا ما را به نمره 20 مزین فرما. و در آخر لیوان آب میگفت لطفا گاهی از من استفاده کن.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمی دونم, کاش بچه ها جواب های بیشتری بفرستن.

ناشناس : اگر اشیا می‌توانست با من حرف بزند به او میگفتم آیا همسایه یا دوستی دارد، اگر داشت آن را پیش فامیل هایش می‌بردم..

الناز : کولر گازی می گفت مرا موقع ای که هوا خیلی گرم است استفاده کنیداونجوری هم در مصرف برق هم صرف جویی خوبی میکنید.

الناز محمد جعفری : یک بخاری به من گفت :((سلام دوستم خوبی. همه ی مردمان جهان اصلا نظم را رعایت نمی کنند.می دانی چرا؟)) من گفتم: ((نه نمی دانم چرالطفا به من هم بگو!!)). او گفت: ((چون که بعضی آدم ها وقتی من روشن هستم. آنها پنجره را باز می کنند.من خیلی ناراحت میشم)).

نویسنده :‌ چراغ خوابم به من می گفت :(( لطفاً در روز از من استفاده نکن، به خدا روز خودش روشن است)).
میکروفونم به من میگفت :((لطفاً موقع استفاده از من کمی کمتر داد بزن ، گوشهایم کرد شده است))..

نویسنده : وشاید فرش می گفت اون پا های بو گن دو تو نذار رومن اول بشورشون بعد بذار روی منه بد بختت.

آیناز : وقتی قلم به دست می گیرید یا دست به کیبرد می شوید به موازات اینکه فکر می کنید که قلم بایستی چه چیزی از شما بنویسد شما هم باید با قلمی که در دست دارید همچون مخاطبی برخورد کنید که قرار است حرفهایش را بشنوید و شنونده بخشی از جهان که فکر می کردید ساکت است باشید.
در کنج سه گوش خانه بنشینید و به اشیا نگاه کنید؛ آنها دارند با شما حرف می زنند…
تو باید بتوانی معنای نهفته در هر تیک تاک ساعت آویزان بر دیوار روبرویی را در واژه هایی که در نوشته ات رژه می روند کشف کنی٬ بشناسی و بر دیوار خانه تک تک مخاطبانت آویزان کنی.
به حرفهای تابلویی که تصویری را از یک تاریخ و مکان دیگر در جلوی چشمانت مجسم کرده است گوش کن. جهان کرانه های زیادی دارد که باید در ذهن خود هر یک را به مثابه یک تابلو بیاویزی و به ابدیت افق هایی که ندیده ای دست پیدا کنی.
میز چوبی قدیمی تحریری که سالها سنگینی کتابهایی که بر رویش ورق زده شده اند و خوانده شده اند بی شک حرف بیشتری از هزاران میز غذاخوری و آرایش و … خواهد داشت. او شاهد هزاران هزار واژه های تازه متولد شده بر روی کاغذهایی بوده است که یا نامه عاشقانه شده اند یا برای گشایش گره ای از کار انسانها به کتاب تبدیل شده اند. او شاهد تقلای شاعری برای قافیه و ردیفش و فیلسوفی برای گریز از جنون علامات سئوال بیشمار بوده است. اگر این میز می توانست با تو حرف بزند که حتما می تواند تو باید بشنوی و بشنوی و بشنوی و نوشته ات انعکاس دلضربه های هزار رنگ و هزار نقشش باشد..

کیانا : کارت:کارت میگفت انقدر پولت رابرای چیزهای الکی هدر نده پولت رابزار برای حله هوله وانقدر بیرون نرو وگرنه هردوتاییمون کرونا میگیریم.

ستاره نوری : چرا وقتی جواب سرد است لباس گرم نمی پوشید و بخاری را سر شعلہ ی زیاد میگذارید.

نویسنده :‌گیتار به من گفت یه کم با من آرام تر رفتار کن کمدمیگفت مرا محکم نبند دردم می‌گیرد.

نویسنده : عینکم می گفت:《لطفا سالی یک بار شیشه هایم تمیز کن به چشم هایت رحگ کن..

نویسنده : در سال های درس هفدهم میلادی اهل بلژیک است با سپاس فراوان از طرف نگین دار طرح دختر با پسر بچه گانه زیبا از طرف مسعود حسین نژاد حاضر در این گروه در کانال های درس عربی دوم انسانی و اجتماعی است که در روستای کلاته.

انشا محل زندگی به روش پرسشگری صفحه 102 کتاب نگارش فارسی چهارم

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
10,424 بازدید

انشا صفحه ۱۰۲ کتاب نگارش فارسی چهارم انشا محل زندگی به روش پرسشگری با موضوع درمورد درباره از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا محل زندگی نگارش چهارم

انشا محل زندگی به روش پرسشگری

!- محل زندگی در شهر بهتر است یا روستا؟
آب و هوای روستا بهتر از شهر است و با صفا تر است من روستارا انتخاب میکنم.

2- مهم ترین نکته درمورد انتخاب محل زندگی چیست؟
آرامش داشتن و سکوت در محیط و تمیزی مهم ترین است.

3- آیا اینکه محل زندگی کجاست مهم است؟
مهم ترین چیز شخصیت داشتن و فرهنگ است که محله پایین شهر یا بالای شهر مهم نیست.

4- محل زندگی باید چگونه باشد؟
باید به گونه ای باشد که انسان دوست داشته باشد به آنجا برود و اجباری آنرا تحمل نکند.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : بچه ها شما هم بفرستید تا تنوع انشا زیاد تر بشه.

نازنین : 4- محل زندگی باید چگونه باشد؟
باید به گونه ای باشد که انسان دوست داشته باشد به آنجا برود و اجباری آنرا تحمل نکند. ربطی ندارد…..

زینب
:‌رعایت چه چیزی محله ای بهتر می سازد ؟ به دیگر ساکنان احترام بگذاریم. باعث آزار آنان نشویم. به آن ها از هر گونه ای کمک کنیم..



هرگونه کپی برداری از مطلب یا قالب حرام است