انشا درباره در مورد ایران صفحه ۵۲ کتاب نگارش پایه کلاس هفتم ایران را توصیف کنید مقدمه بدنه نتیجه روش پرسشگری تقسیم به ریز موضوع با نثر ساده و روان از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا درباره ایران نگارش هفتم

انشا درباره ایران با مقدمه بدنه و نتیجه هفتم

مقدمه : وطن یعنی اذان عشق گفتن, وطن یعنی غبار از عشق رُفتن, وطن یعنی هدف, وطن یعنی شرف, وطن یعنی شهادت, یعنی گذشته حال و فردا, تمام سهم یک ملت ز دنیا, وطن یعنی چه آباد و چه ویران, وطن یعنی همین‌جا یعنی ایران.

بدنه : از چی شروع کنم؟ از کجا بگم؟ از کدوم عشق بگم؟ از کدوم دشمن بگم؟ از کدوم شهید بگم؟از کدوم خاک بگم؟ از کدوم گریه بگم؟ و از کدوم سربلندی و پیروزی بگم؟
یه اسمیه که وقتی اسمشو میشنوم یا به زبون میارم، احساس آزادی و سربلندی میکنم؛ اون اسمش ایرانه! اسمش ایرانه. ببخشید اشتباه کردم اون یه اسم نیست، آره درسته، اون یه اسم نیست، اون یه عشقه! ایران امنیته. اون یه عشقیه که تو قلب همه‌ی ما وجود داره.
ایران یعنی سربلندی همه‌ی ما. ایران یعنی حسودی دشمنا. ایران یعنی وقتی اسمش میاد دشمنا پا به فرار بذارن و چهارستون بدنشون بلرزه. ایران یعنی اشکای مادری که برای پسر شهیدش میریزه. ایران یعنی خاکی که ارزشش از مروارید و الماس‌م بیش‌تره.
وقتی پامو روی زمین میذارم، احساس میکنم پامو روی طلا گذاشتم؛ حتی اگه داغون‌ترین جای شهر و کشورم باشه. حتی کوچک‌ترین سنگی که برمیداریمو با عشق توی دریا میندازیم و لبخندو مهمون لبامون میکنیم باارزشه!
این‌که هر روز از خواب بلند میشیم و به کارای روزمره‌مون میرسیم، این‌که خیلی راحت میتونیم تو خیابونا قدم بزنیم بدون هیچ مزاحمی، به جای صدای بمب و موشک صدای پرنده‌ها رو میشنویم، این یعنی اوج آرامش.
اینایی که میگم یعنی امنیت. امنیتی که شهدا به ما هدیه دادن. ایران یعنی غرور و غیرتی که هیچ‌وقت شکسته نمیشه. همه‌ی این سربلندی و امنیت خلاصه میشه توی یک کلمه: ایران

تنیجه : ای خدایی که به بندگانت از مادر هم مهربان‌تر هستی و رحمت تو همهٔ موجودات را فرا گرفته و راه رستگاری بندگانت را با پیامبرانت آموختی، یاری‌ام کن تا بتوانم کشورم ایران را سربلند و استوار سازم. وطنم ایران دوستت دارم و دوستت خواهم داشت.

انشا با موضوع ایران به صورت تقسیم به ریز موضوع

مقدمه : از قطب شمال تا جنوب، از غرب تا شرق! بارانی ترین منطقه اسوایی یا بیابان های بزرگ آفریقا، چه فرقی می کند اگر تو نباشد؟ شاید آسمان تو آبی تر و زمینت سرسبز تر و خورشیدت درخشان تر و دریاهایت جوشان تر هستند که من اینگونه تو را عشق معنا میکنم و جان و مال و خانواده ام را فدای سرفرازی ات می کنم وطنم!

بدنه : از سرسبزی های جنگل های گیلانت بنویسم یا از شب های کویرت؟ از مناظر دلچسب جلگه گلستان یا از چشم انداز کارون؟ از زاینده رود نیمه جانت یا از شوری دریاچه ارومیه؟ از کدامین یک بنویسم که اجحاف در حق دیگری نباشد؟
گل های بهاری به این همه زیبایی و شکوه تو لبخند می زنند و گنجشکان جیک جیک کنان در لابه لای شکوفه های گیلاس جست و خیز می کنند. خورشید پرنورتر از همیشه خود را در آغوش تابستانت رها می سازد و خش خش برگ های پاییزت عاشقان را به قدم کردن خیابان و استشمام بوی نم باران وا می دارد و آدم برفی کوچک همچنان در دل زمستان جا مانده و با حسرت به تابستانت می نگرد. شگفتا از این همه زیبایی نهفته در این کشور چهارفصل!
چرا انقدر دلربایی که مردم سراسر دنیا برای تماشای تخت جمشید و بیستون و چهل ستون و عمارت کلاه فرنگی و شاه چراغ و مسجد شیخ لطف الله و سلطان امیراحمد و باغ ارم تو کیلومتر ها از سرزمین خویش دور می شوند؟ یا شاید بخاطر تمدن چند هزارساله ات است که تن به این فراق می دهند!

نتیجه : نمیدانم با چه کلمه ای توصیفت کنم که زبان قاصر است و قلم ناتوان! اما اگر تمام قلم ها و جوهرها و کاغذ ها تمام شوند تکه ای از استخوانم را به جوهر خونین رنگم آغشته می سازم و می نویسم زنده باد ایران!

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : ایران من سلام. سلامی به گرمای خون ارزشمند شهیدانت. سلامی به زیبایی رخ مقدس فداکاری آن ها. سلامی به توانمندی غیرتشان. می دانم این روزها گله داری، شکایت داری. می دانم که فرزندانت سخت تو را عذاب داده اند. من دیدم که چگونه می لرزیدی؛ اما نه طبیبی به بالینت آمد و نه کسی گوشی شنوا شد برای شنیدن دردِدل هایت. دیدم که چگونه البرزت بغض کرده بود و کسی آغوشش را برایش نگشود تا بلکه ذره ای آرام شود. فرزندانت تنها یادگاری زیبای آن روزهایی که ایران تنها میزبان موشک بود و مین و در گوش همه تنها صدایی می پیچید که اگر وحشتناک تر از صدای صور اسرافیل نباشد، بهتر از آن نیست، پرچمت را به آتش کشیدند؛ اما تو این ها را به دل نگیر؛ چون تو مادر هستی و باید در تمامی سختی ها در کنارشان باشی. تو مادر هستی و آن ها این را فراموش کرده اند. این را هم می دانم که با آن آتش نه تنها یادگار روزهای سخت را، بلکه تمامی تلاش های اسطوره هایی که بعضی در میان این هیاهو یک گوشه نشسته و تنها بغض می کنند و بعضی دیگر نیز تنهایمان گذاشته اند را هم به آتش کشیدند و من در جست وجوی یک واژه برای توجیه این عمل هستم و دریغ از پیداکردن یک واژه؛ اما یقین دارم که هنوز کسانی هستند همانند من که تا خون در رگ هایشان هست، تلاش می کنند تا مبادا به تو آسیبی برسد. نیاز باشد با اسلحه و نیاز هم باشد با قلم برایت تا آخرینِ آخرین لحظات جان خواهیم داد.

فاطمه : من در ایران زندگی می کنم. ایران کشوری زیبا و بزرگ است. تاریخچه ی کشورم بسیار درخشان و طولانی است. بسیاری از دانشمندان، هنرمندان، نویسندگان، شاعران و … بزرگی که کشفیات مهمی داشتند ایرانی هستند. من وطنم را دوست دارم چون در آن به دنیا آمده ام و همان جا بزرگ شده ام. وطنم برای حفاظت و آزادی مردم شهیدان زیادی داده است. واکنون ایران مانند خورشیدی در خاورمیانه می درخشد و دانشمندان آن تلاش می کنند تا ایران را به قله های موفقیت برسانند و ما دانش آموزان وظیفه داریم خوب درس بخوانیم تا در آینده ایرانی سر افراز و سربلند داشته باشیم. ایران یکی از قشنگترین کشورها، با مردمی خوب و مهربان، جاذبه های طبیعی بی نظیر، دانشمندان کوشا و … است. از جاذبه‎های تاریخی ایران می‎توان به سعدیَه، حافظیَه، تخت جمشید، عمارت عالی قاپو و … اشاره کرد. حالا می‎خواهم از مردم با ایمان ایران صحبت کنم. مردمی که هیچ وقت زیر بار زور نمی‎روند و از شهادت هراسی ندارند و این موضوعات را با پیروزی در انقلاب اسلامی و جنگ با عراق به خوبی نشان دادند. می‎خواستم انشایم را تمام کنم ولی به یاد دانشمندان ایرانی افتادم. آنهایی که با تمام توان تلاش می‎کنند تا ایران اسلامی پیشرفت زیادی کند.

نویسنده : ایرانم سرزمینت را دوست دارم چون وطنم است ایرانم من مقاوم در برابر خاک تو ایستاده ام و نمیگزارم یک وجب از خاک تو را دشمن از ما بگیرد.

عاطفه : ایران کشوری خیلی بزرگ است زبان ایرانیان فارسی است ایران مکان های دیدنی و آثار تاریخی زیادی دارد ایران عاشقتم.

مائده : زبان اصلیش فارسی هستش اما زبان های مختلف و قوم وگروه ها مختلفی دارد.

نویسنده :‌
ایران کشوری خیلی بزرگ است زبان ایرانیان فارسی است ایران مکان های دیدنی و آثار تاریخی زیادی دارد ایران عاشقتم..