جواب همه مراحل بازی کلماتیک + پاسخ و حل کامل مرحله

191 بازدید

برای دریافت جواب و پاسخ همه مراحل بازی کلماتیک مرحله کامل اندروید وارد سایت نکس لود بشوید.

جواب همه مراحل بازی کلماتیک

جواب مراحل بازی کلماتیک

سلام بچه ها شما برای پیدا کردن جواب بازی کلماتیک حروف اون مرحله رو توی باکس پایین تایپ کنید و بعدش دکمه پیدا کن رو بزنید بعد همه جواب ها میاد. توجه کنید اگه حروف تکراری توی اون مرحله باشه به همون تعداد پایین وارد کنید مثلا یه مرحله حروفش اینه ن ا ر ا ب باید حرف آ رو دو بار وارد کنید تا جواب درست بشه مثلا مثال قبل رو باید اینطوری توی باکس پایین بزنید ب.ا.ر.ا.ن بازم مشکلی داشتید توی نظرات پایین بپرسید جواب میدم.

جواب همه مراحل بازی هزار داستان + پاسخ و حل کامل مرحله

66 بازدید

برای دریافت جواب و پاسخ همه مراحل بازی هزار داستان مرحله کامل اندروید وارد سایت نکس لود بشوید.

جواب همه مراحل بازی هزار داستان

جواب مراحل بازی هزار داستان

سلام بچه ها شما برای پیدا کردن جواب بازی هزار داستان حروف اون مرحله رو توی باکس پایین تایپ کنید و بعدش دکمه پیدا کن رو بزنید بعد همه جواب ها میاد. توجه کنید اگه حروف تکراری توی اون مرحله باشه به همون تعداد پایین وارد کنید مثلا یه مرحله حروفش اینه ن ا ر ا ب باید حرف آ رو دو بار وارد کنید تا جواب درست بشه مثلا مثال قبل رو باید اینطوری توی باکس پایین بزنید ب.ا.ر.ا.ن بازم مشکلی داشتید توی نظرات پایین بپرسید جواب میدم.

جواب همه مراحل بازی باقلوا + پاسخ و حل کامل مرحله

74 بازدید

برای دریافت جواب و پاسخ همه مراحل بازی باقلوا مرحله کامل اندروید وارد سایت نکس لود بشوید.

جواب همه مراحل بازی باقلوا

جواب مراحل بازی باقلوا

سلام بچه ها شما برای پیدا کردن جواب بازی باقلوا حروف اون مرحله رو توی باکس پایین تایپ کنید و بعدش دکمه پیدا کن رو بزنید بعد همه جواب ها میاد. توجه کنید اگه حروف تکراری توی اون مرحله باشه به همون تعداد پایین وارد کنید مثلا یه مرحله حروفش اینه ن ا ر ا ب باید حرف آ رو دو بار وارد کنید تا جواب درست بشه مثلا مثال قبل رو باید اینطوری توی باکس پایین بزنید ب.ا.ر.ا.ن بازم مشکلی داشتید توی نظرات پایین بپرسید جواب میدم.

جواب همه مراحل بازی تور کلمات بازی حدس کلمه + پاسخ و حل کامل مرحله

61 بازدید

برای دریافت جواب و پاسخ همه مراحل بازی تور کلمات بازی حدس کلمه مرحله کامل اندروید وارد سایت نکس لود بشوید.

جواب همه مراحل بازی تور کلمات

جواب مراحل بازی تور کلمات بازی حدس کلمه

سلام بچه ها شما برای پیدا کردن جواب بازی تور کلمات بازی حدس کلمه حروف اون مرحله رو توی باکس پایین تایپ کنید و بعدش دکمه پیدا کن رو بزنید بعد همه جواب ها میاد. توجه کنید اگه حروف تکراری توی اون مرحله باشه به همون تعداد پایین وارد کنید مثلا یه مرحله حروفش اینه ن ا ر ا ب باید حرف آ رو دو بار وارد کنید تا جواب درست بشه مثلا مثال قبل رو باید اینطوری توی باکس پایین بزنید ب.ا.ر.ا.ن بازم مشکلی داشتید توی نظرات پایین بپرسید جواب میدم.

چرا رستم از رهام برآشفت صفحه 100 فارسی دهم

73 بازدید

جواب قلمرو فکری صفحه ۱۰۰ کتاب ادبیات فارسی پایه دهم چرا رستم از رهام برآشفت از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : به دلیل فرار رهام از صحنه نبرد و چون او اهل خوشگذرانی و شراب خواری است و مرد جنگ نیست.

سر هم نبرد به گرد آوردن کنایه از چیست صفحه 100 فارسی دهم

63 بازدید

جواب قلمرو ادبی صفحه ۱۰۰ کتاب ادبیات فارسی پایه دهم سر هم نبرد به گرد آوردن کنایه از چیست از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : کنایه از شکست دادن و کشتن او.

مفهوم کنایی عنان را گران کرد صفحه 100 فارسی دهم

52 بازدید

جواب قلمرو ادبی صفحه ۱۰۰ کتاب ادبیات فارسی پایه دهم مفهوم کنایی عنان را گران کرد از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : کنایه از کشیدن افسار اسب و ایستادن.

معنی بیت بشد تیز رهام با خود و گبر همی گرد رزم اندر آمد به ابر به نثر ساده صفحه 99 فارسی دهم

30 بازدید

جواب قلمرو زبانی صفحه ۹۹ کتاب ادبیات فارسی پایه دهم معنی بیت بشد تیز رهام با خود و گبر همی گرد رزم اندر آمد به ابر به نثر ساده از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : رهام، با خود و گبر، تیز بشد، همی گرد رزم به ابر اندر آمد.

جواب کارگاه متن پژوهی درس دوازدهم رستم و اشکبوس صفحه 99 و 100 فارسی دهم

33 بازدید

جواب کارگاه متن پژوهی قلمرو ادبی زبانی فکری صفحه ۹۹ و ۱۰۰ کتاب ادبیات فارسی پایه دهم جواب کارگاه متن پژوهی درس دوازدهم رستم و اشکبوس از سایت نکس لود دریافت کنید.

1) بیت زیر را پس از مرتب سازی اجزای کلام، به نثر ساده برگردانید.
بشد تیز، رهام با خود و گبر همی گرد رزم اندر آمد به ابر
2) وقتی می گوییم «بهار،» به یاد چه چیزهایی می افتید؟
درخت، گل، شکوفه، جوانه، شکفتن و… از چیزهایی هستند که به ذهن میرسند و به صورت یک مجموعه یا شبکه با هم می آیند؛ به این گونه شبکه ها یا مجموعه ها «شبکه معنایی» می گویند.
اکنون معنای هر واژه را بنویسید؛ آنگاه با انتخاب کلماتی دیگر از متن درس، برای هر واژه، شبکه معنایی بسازید.
گرزز
معنا:
مفهوم:
کیوان
معنا:
مفهوم:
3) در تاریخ گذشته زبان فارسی، گاهی یک «متمم» همراه با دو حرف اضافه به کار می رفت؛ مانند:
به جمشید بر، تیره گون گشت روز همی کاست زو، فر گیتی فروز
فردوسی
در این درس، نمونه دیگری برای این گونه کاربرد متمم پیدا کنید.
4) گاهی در برخی واژگان مصوت «ا» به مصوت «ی» تبدیل می شود؛ مانند؛
رکاب ، رکیب
حجاب ، حجیب
به این شکل های تغییر یافته، کلمات «ممال» گفته می شود.
چند نمونه «ممال» در متن درس بیابید و بنویسید.
3) در تاریخ گذشته زبان فارسی، گاهی یک «متمم» همراه با دو حرف اضافه به کار می رفت؛ مانند:
به جمشید بر، تیره گون گشت روز همی کاست زو، فر گیتی فروز
فردوسی
در این درس، نمونه دیگری برای این گونه کاربرد متمم پیدا کنید.
4) گاهی در برخی واژگان مصوت «ا» به مصوت «ی» تبدیل می شود؛ مانند؛
رکاب ، رکیب
حجاب ، حجیب
به این شکل های تغییر یافته، کلمات «ممال» گفته می شود.
چند نمونه «ممال» در متن درس بیابید و بنویسید.

1) مفهوم کنایی هریک از عبارت های زیر را بنویسید.
عنان را گران کردن:
سر هم نبرد به گرد آوردن:
2) یکی از آداب حماسه، رجزخوانی پهلوانان دو سپاه است. کدام ابیات درس می توانند نمونه هایی از این رجزخوانی باشند؟
3) هر گاه در بیان ویژگی و صفت چیزی، زیاده روی و بزرگنمایی شود، در زبان ادبی به این کار «اغراق» می گویند. این آرایه در متن های حماسی کاربرد فراوان دارد؛ مانند:
شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب
از متن درس، دو نمونه از کاربرد «اغراق» را بیابید و آن را توضیح دهید.
4) در کدام ابیات، لحن بیان شاعر، طنزآمیز است؟

1) چرا رستم از رهام برآشفت؟
2) به نظر شما، چرا رستم پیاده به نبرد، روی آورد؟
3) بر پایه این درس، چند ویژگی برتر رستم را بنویسید.
4) از دید روحی روانی چه ویژگی هایی در کلام فردوسی هست که ما ایرانیان بدان می بالیم؟

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : 1) بشد : فعل غیر اسنادی ، تیز : قید
رهام، با خود و گبر، تیز بشد، همی گرد رزم به ابر اندر آمد.
معنی : رهام آماده و حاضر به جنگ با شتاب به میدان جنگ رفت و از شدت مبارزه و جنگاوری او گرد و خاک به میدان نبرد به آسمان رفت.
2) گرز :
معنا: عمود آهنین یا چوبی
شبکه معنایی :تیغ، کمند، تنگ ، بند ، کوس
کیوان :
معنا: سیاره زخل، دورترین سیاره به زمین است و ساکن فلک هفتم
شبکه معنایی : بهرام ، سپهر ، خاک (مجاز از زمین)، خورشید، آسمان، زمین
3) کمان به زه را به بازو فکند به بند کمر بر، بزد تیر چند
به بند کمر بر : دو حرف اضافه برای یک متمم
4) سلیح ممال سلاح
مزیح ممال مزاح

1) عنان را گران کردن: کنایه از کشیدن افسار اسب و ایستادن
سر هم نبرد به گرد آوردن: کنایه از شکست دادن و کشتن او
2) دلیری کجا نام او اشکبوس همی بر خروشید، برسان کوس
معنا : جنگ جویی که نامش اشکبوس بود وارد میدان شد و مانند طبل بزرگ جنگ، نعره و فریاد می کشید
خروشید: کای مرد رزم آزمای هماوردت آمد، مشو باز جای
رستم فریاد زد ای مرد جنگ جو، هم نبرد تو به میدان جنگ آمد، بایست و از میدان جنگ فرار نکن.
3) خروش سواران و اسپان ز دشت ز بهرام و کیوان همی برگذشت
اغراق : در توصیف صحنه جنگ و تاخت و تاز جنگ جویان و اسب ها و صدای بلند آن ها
نماند ایچ با روی خورشید، رنگ به جوش آمده خاک، بر کوه و سنگ
اغراق : در تاخت و تازسواران و سرعت اسب ها درمیدان جنگ
بشد تیز، رهام با خود و گبر همی گرد رزم اندر آمد به ابر
اغراق : جنگ و تاخت و تاز شدید
4) کشانی بخندید و خیره بماند عنان را گران کرد و او را بخواند
معنا : اشکبوس کشانی خندید و تعجب کرد و اسب خود را از حرکت بازداشت و رستم را به سوی خود فرخواند
بدو گفت خندان: که نام تو چیست؟ تن بی سرت را که خواهد گریست؟
معنا: اشکبوس به رستم می گوید: نام تو چیست) من تو را نمی شناسم، نمی دانم فرزند چه کسی هستی( چه کسی برکشته تو خواهد گریست یا عزاداری می کند؟

1) به دلیل فرار رهام از صحنه نبرد و چون او اهل خوشگذرانی و شراب خواری است و مرد جنگ نیست.
2) برایی تحقیر حریف و ترساندن او در واقع یک نوع رجزخوانی است.
3) شجاعت، دلاوری، جنگاوری
4) روحیه قهرمانانه و پهلوانانه ایرانیان، غرور و تعصب ملی، شجاعت و دلاوری

معنی شعر رستم و اشکبوس درس دوازدهم صفحه 95 و 97 و 98 فارسی دهم

32 بازدید

معنی شعر و متن صفحه ۹۵ و ۹۷ و ۹۸ کتاب ادبیات فارسی پایه دهم معنی شعر رستم و اشکبوس درس دوازدهم از سایت نکس لود دریافت کنید.

1) خروش سواران و اسپان ز دشت ز بهرام و کیوان همی برگذشت
2) همه تیغ و ساعد ز خون بود لعل خروشان دل خاک در زیر نعل
3) نماند ایچ با روی خورشید رنگ به جوش آمده خاک با کوه و سنگ
4) به لشکر چنین گفت کاموس گرد که گر آسمان را بباید سپرد
5) همه تیغ و گرز و کمند آورید به ایرانیان تنگ و بند آورید
6) دلیری کجا نام او اشکبوس همی برخروشید بر سان کوس
7) بیامد که جوید ز ایران نبرد سر هم نبرد اندر آرد به گرد
8) بشد تیز رهام با خود و گبر همی گرد رزم اندر آمد به ابر
9) برآویخت رهام با اشکبوس برآمد ز هر دو سپه بوق و کوس
10) به گرز گران دست برد اشکبوس زمین آهنین شد سپهر آبنوس
11) برآهیخت رهام گرز گران غمی شد ز پیکار دست سران
12) چو رهام گشت از کشانی ستوه بپیچید زو روی و شد سوی کوه
13) ز قلب سپاه اندر آشفت توس بزد اسب کاید بر اشکبوس
14) تهمتن برآشفت و با توس گفت که رهام را جام باده است جفت
15) تو قلب سپه را به آیین بدار من اکنون پیاده کنم کارزار
16) کمان به زه را به بازو فکند به بند کمر بر بزد تیر چند
17) خروشید کای مرد رزم آزمای هماوردت آمد مشو باز جای
18) کشانی بخندید و خیره بماند عنان را گران کرد و او را بخواند
19) بدو گفت خندان: که نام تو چیست؟ تن بی سرت را را که خواهد گریست؟
20) تهمتن چنین داد پاسخ که نام چه پرسی کزین پس نبینی تو کام
21) مرا مادرم نام مرگ تو کرد زمانه مرا پتک ترگ تو کرد
22) کشانی بدو گفت بی بارگی به کشتن دهی سر به یکبارگی
23) تهمتن چنین داد پاسخ بدوی که ای بیهده مرد پرخاش جوی
24) پیاده ندیدی که جنگ آورد سر سرکشان زیر سنگ آورد؟
25) هم اکنون تو را ای نبرده سوار پیاده بیاموزمت کارزار
26) پیاده مرا زان فرستاده توس که تا اسب بستانم از اشکبوس
27) کشانی پیاده شود همچو من بدو روی خندان شود انجمن
28) کشانی بدو گفت با تو سلیح نبینم همی جز فسوس و مزیح
29) بدو گفت رستم که تیرو کمان ببین تا هم اکنون سرآری زمان
30) یکی تیر زد بر بر اسب اوی که اسب اندر آمد ز بالا به روی
31) بخندید رستم به آواز گفت که بنشین به پیش گران مایه جفت
32) سزد گر بداری سرش کنار زمانی برآسایی از کارزار
33) کمان را به زه کرد زود اشکبوس تنی لرز لرزان و رخ سند روس
34) به رستم بر آنگه ببارید تیر تهمتن بدو گفت بر خیره خیر
35) همی رنجه داری تن خویش را دو بازو و جان بد اندیش را
36) تهمتن به بند کمر برد چنگ گزین کرد یک چوبه تیر خدنگ
37) یکی تیر الماس پیکان چو آب نهاده بر او چار پر عقاب
38) کمان را بمالید رستم به چنگ به شست اندر آورده تیر خدنگ
39) بزد بر بر و سینه ی اشکبوس سپهر آن زمان دست او داد بوس
40) کشانی هم اندر زمان جان بداد چنان شد که گفتی ز مادر نزاد

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : 1) سر و صدا و هیاهوی جنگجویان و اسب هایشان آن قدر زیاد بود که از سیاره های آسمانی (مریخ و زحل) هم فراتر می رفت.
2) شمشیرها و دست های جنگجویان از شدت خونریزی به رنگ لعل (قرمز) شده بود بستر زمین هم زیر گام های سوارکاران و اسبانشان به دلهره و اضطراب افتاده بود.
3) خورشید هم از آن وضعیت سخت ترسیده بود خاک و سنگ هم از ترس هجوم جنگاوران به اضطراب و دلهره افتاده بود.
4) کاموس (پهلوان تورانی) به سپاه خود اینگونه گفت: حتی اگر قرار باشد آسمان را هم درنوردید،.
5) به ابزارهای جنگی مسلح شوید و با آن ها ایرانیان در تنگنا قرار دهید و اسیر کنید.
6) جنگجوی شجاعی که نام او اشکبوس بود مانند طبل بزرگی فریاد کشید .
7) آمد که با ایرانیان بجنگد و همرزم و حریف خود را به زمین بزند ، شکست بدهد و بکشد .
8) رهام (پسر گودرز) در حالی که کلاه جنگی و لباس مخصوص جنگ پوشیده بود، سریع وارد میدان شد و گرد و خاک میدان جنگ به ابرها رسید .
9) رهام با اشکبوس به مبارزه پرداخت (درگیر شد) و از هر دو سپاه (برای تشویق آنها) صدای شیپور و طبل بلند شد.
10) اشکبوس گرز سنگین خود را به دست گرفت و زمین برای تحمل سنگینی آن مثل آهن سخت و آسمان (به خاطر بزرگی یا در اثر گرد و غبار) تیره و تار شد.
11) رهام گرز سنگین خود را برکشید (بیرون کشید) و دست دو پهلوان از جنگ با گرزها خسته شد.
12) وقتی رهام از جنگ با اشکبوس کشانی درمانده و ملول شد از او روی برگرداند و به طرف کوه رفت (فرار کرد).
13) طوس (فرمانده سپاه) از مرکز سپاه خشمگین شد اسبش را به حرکت درآورد تا پیش اشکبوس (برای جنگیدن) برود.
14) رستم خشمگین شد و به طوس گفت که رهام اهل بزم و باده خواری است و اهل جنگ و مبارزه نیست .
15) تو سپاه (مرکز سپاه) را منظم نگه دار من اکنون پیاده می جنگم .
16) (رستم) کمان آماده و به زه بسته شده خود را به بازویش انداخت و چند تیر را هم بر کمربندش گذاشت.
17) فریاد زد که ای مرد جنگجو، حریفت آمد فرار نکن ، بایست .
18) اشکبوس خندید و تعجب کرد، افسار اسبش را کشید و ایستاد و رستم را صدا کرد.
19) در حالی که می خندید (مسخره می کرد) گفت که نامت چیست؟ چه کسی برای پیکر بی سر و کشته شده ات گریه خواهد کرد؟!.
20) رستم چنین پاسخش را داد : چرا نامم را می پرسی زیرا پس از این دیگر خوشی نخواهی دید ( دنیا را به کامت تلخ می کنم).
21) مادرم نام مرا « مرگ تو » گذاشت و روزگار هم مرا پتک کلاه خود و سر تو قرار داده است (عامل مرگت من هستم)!.
22) اشکبوس به او گفت : بدون اسب آمده ای و فوری خود را به کشتن خواهی داد.
23) رستم چنین به او پاسخ داد : ای مرد جنگجو ی بیهوده گو (موقوف المعانی با بیت بعد).
24) آیا تا به حال ندیدی که پیاده ای بجنگد و زورگویان را بکشد و نابود سازد؟ (مسلما دیدی).
25) هم اکنون، ای سوار جنگجو پیاده جنگین را به تو یاد می دهم (یا در حالی که پیاده هستم ، جنگیدن را به تو می آموزم).
26) مرا طوس به این خاطر به جنگ فرستاده است تا اسب اشکبوس را از او بگیرم.
27) اشکبوس به او گفت که با تو سلاحی غیر از مسخره کردن و شوخی (غیر جدی بودن) نمی بینم.
28) رستم به او گفت: تیر و کمان مرا (اسلحه ام را) ببین، زیرا هم اکنون خواهی مرد (با تیر و کمان من خواهی مرد).
29) رستم وقتی دید که اشکبوس به اسب عزیزش می نازد کمانش را آماده کرد و زه آن راکشید.
30) یک تیر به پهلوی (سینه) اسب اشکبوس زد به گونه ای که اسب از بالا به زمین افتاد و مرد.
31) رستم خندید و با صدای بلند گفت: اکنون پیش جفت و همراه عزیزت بنشین (برای او عزاداری کن).
32) شایسته است که لحظه ای جنگیدن را رها کنی و سرش را به آغوش بگیری /و کمی هم استراحت کنی.
33) اشکبوس فوری کمانش را آماده کرد و در حالی که می لرزید و چهره اش از ترس زرد شده بود.
34) آنگاه به طرف رستم تیرهای زیادی پرتاب کرد. رستم به او گفت : بیهوده . (موقوف المعانی با بیت بعد).
35) جسمت را خسته می کنی و دو بازو و جان بدخواه و ناپاکت را می آزاری.
36) رستم دست به کمربند خود برد /و یک چوبه تیر از جنس چوب خدنگ انتخاب کرد.
37) تیری که نوک آن سخت برندهمانند الماس که نوک آن را جلا داده بودند و مثل آب شفاف بود و به انتهای آن چهار عدد پر عقاب بسته بود.
38) رستم کمان را در دست گرفت و تیر از جنس چوب خدنگ را در شست گذاشت و آماده ی پرتاب کرد.
39) (رستم) تیر را به سینه ی اشکبوس زد و آسمان هم رستم را تحسین کرد و دستش را بوسید.
40) اشکبوس در همان لحظه و فوری جان داد و مرد طوری شد که گویی اصلا از مادر زاده نشده بود.



هرگونه کپی برداری از مطلب یا قالب حرام است