انشا صفحه ۱۲۲ کتاب نگارش دهم ضرب المثل با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی گسترش مثل نویسی درباره درمورد از سایت نکس لود دریافت کنید.

با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی

انشا ضرب المثل با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی

امروز برای دانش آموزان عزیز می خواهیم انشا درباره در مورد ضرب المثل با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی را در این پست برای آنها قرار بدهیم ضرب المثل نویسی و نوشتن ضرب المثل به صورت ساده می باشد و به زبان ساده امروزی بازگردانی می شود به زودی مطالب کاملی را راجع به این موضوع قرار خواهیم داد این پست موقتی می باشد و تکمیل خواهد شد پس از چند روز به این پشت سر بزنید.

گسترش ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی

مقدمه : انسان ها همرنگ جماعت می شود سیاه باشند سیاه می‌شوند و سفید باشند سفید می‌شوند.

تنه انشا : اگر نظر من را بخواهید برای کتابهای درسی باید یک واحد جداگانه اضافه شود به نام همنشینی به خاطر اینکه هم نشینی موضوع خیلی مهمی است زیرا آینده و سرنوشت یک فرد را تعیین میکند باید از همان کودکی به همه یاد بدهند که چگونه و چه کسی را انتخاب کنند و آن را الگو و رهبر خود قرار بدهند دلیل این امر این است که مبادا سرنوشت آنها تیره و تار شود تا مبادا خدایی نکرده کسی راه اشتباهی برود و بعد از اتمام این مسیر اشتباه بفهمد که به مسیر بیراه رفته است و آن موقع است که کاسه چه کنم در دست خود بگیرند.

باید به آنها شیوه انتخاب را بیاموزند تا مثل ماه در اوج آسمان به درخشان و نور افشانی کنند نه اینکه مانند تاریکی کف دیگی باشند که سیاه شوند و در میان سیاهی گم شوند این تضاد خیلی دردناک است آن لحظه که میفهمی می توانستی در بالای آسمان بدرخشی اما در انتهای دیگ مانده ای و هیچ چیز نصیبت نشده است.

بیایید یاد بگیریم از تجربیات بزرگان و از نصیحت آنها کمک بگیریم تا در انتخاب صحیح به ما یاری کند و صحبت هایی را که از سر دلسوزی و محبت به ما می زنند در گوش خود فرو کنیم تا ما نیز در حسرت روزی نباشیم که می توانستیم در اوج باشیم ولی ته دیگ ماندیم نمانیم.

نتیجه گیری : اگر در مسیر زندگی مان در موقع گمراهی کسی قصد کمک به ما را داشت با جان و دل بپذیریم به خاطر اینکه این انسانها همان کسانی هستند که دست ما را می گیرند و هم طبقه ماه می نشانند.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : همنشین خوب مانند ماه است،ک وجود همنشین خود را همچون ماه تابان و روشن میکند و همنشین بد مانند دیگی است ک همنشین خود را مانند خودش سیاه میکند.
همنشین خوب انسان را ارزشمند میکند و همنشین بد از ارزش انسان میکاهد.
حکایت همنشین خوب مانند عطار است ک اگر طر خوب ب تو ندهد از بوی خوب آن بهره مند شوی و حکایت همنشین بد مانند آهنگری است ک اگر زبانه های آتش او تورا نسوزاند،بوی بد آن در تو آویزد.
یکی از ویژگی های انسان این است ک خیلی زود با دنیای اطراف خود سازگار میشود ب گونه ای ک اگر با انسان های خوب و شایسته نشست و برخاست کرد و با آنها ارتباط برقرار کند ب مرور زمان از آن تاثیر مثبت گرفته و همرنگ جماعت میشود.
اما برعکس اگر با انسان های خلافکار و نادرست ارتباط داشته باشد و در جمع آنها حاضر شوند و با آنها دوستی برقرار کنند.
کم کم زندگیشان روی آنها تاثیر منفی میگذارد.
زندگی آینه ی رفتار یکدیگرند.اگر اشتباه قدم برداریم خیلی از لطرافیان خود را نیز ب همراه خود میکشایم و یا اگر دست ب کار های خوب بزنیم خیلی هارا ب سعادت و خوشبختی میرسانیم.
کسی ک زندگی بی هدف و پوچی دارد در میان افراد موفق و هدفمند جایی ندارد و او را ب دوستی نمیپذیرند.
انسان زیرک قبل از دوست شدن با دیگران آنها را زیر نظر میگیرد .
آدم ها باهوش و هدفمند الگو های بزرگ و موفقی دارند آنها با بلند پروازی و عزم اراده ب دنبال اهداف خود هستند و وقتشان را با افراد نادان هدر نمیدهند.

پریچهر : مقدمه : در زبان فارسی چه بسیار است ضرب المثل ها و اشعاری که درمورد انتخاب دوست و همنشین پند می دهند و انسان را راهنمایی می کنند.

بدنه : می گویند با ماه نشینی ماه شوی با دیگ نشینی سیاه شوی!
تو آن دیگ سیاهی بودی که با آمدنت روزگار مرا به سیاهی کشاندی!
دل ساده و عقل ناکامل من تو را ماه می پنداشت و انتظار ماه شدن را در کنارتو داشتم.
دیر فهمیدم .خیلی دیر!
آنقدر دیر که وقتی به خود آمدم نه ماهی بود و نه تو بودی!
من مانده بودم و این زندگی سیاه که از ابتدا سیاه نبود و تو سیاهش کردی!
فکر که می کنم می فهمم مشکل از تو نیست.
گناه از من است.
من تو را اشتباه انتخاب کردم!
بهتر بگویم تو انتخاب اشتباه من بودی و اشتباهی وارد زندگی ام شدی و من دیر فهمیدم.

نتیجه : پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند
پی نیکان گرفت و مردم شد

پریچهر : شخصیت اصلی هرکس را، خودش انتخاب می کند، که آیا انسانی خوب و کاربردی برای خود و جامعه اش بوده، و یا بی هیچ کاربرد و خاصیتی در گوشه ای از این زمین و میان جند ملیارد انسان زندگی کند.
تعیین کردن این شیوه زندگی، بر عهده کسی جز خود انسان نیست، که با چه کسانی نشست و برخواست کرده و چه کسانی را به عنوان دوست برای خود بر میگذیند، آیا در حد او بوده و او را به درجات بالاتر می رسانند؟ و یا سطح پایین تر از او داشته و او را نیز به همراه خود ، از پله های ترقی پایین کشیده و سرنوشتش را خراب می کنند.
درست است بعضی دوستی ها، جز ضرر و زیان ، چیزی به انسان نمی دهند، اما گاهی ، همین ضرر و زیان ها، درسی به انسان می دهد که با کسی غیر از هم سطح خود و بیشتر از خود، دوستی نکرده و دست رفاقت و نجات برایشان دراز نکند، گاهی همین دوستی های زیان بار، به انسان نشان می دهند که در چه درجه ای بوده و چقدر با منفعت و پرسود هستند و هنوز هنر های زیادی دارند که به دنیا نشان نداده و تنها در گوشه ای در دل خود نگاهشان داشته اند .
نشست و برخواست با هرکس، کم کم تو را شبیه او کرده و به تقلید از او وا می دارد ، پس که بهتر است که همنشین خود را ، فردی سالم و با ایمان و با اندیشه و درست انتخاب کنیم، تا پله های ترقی را، به جای بالا رفتن ، بدویم.