انشا صفحه ۴۲ کتاب نگارش درباره خانه روش طبقه بندی كردن موضوع با ریز موضوع ها پایه کلاس هفتم انشا با موضوع خانه به صورت رایگان متن نوشته از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا در مورد خانه با روش طبقه بندی

انشا خانه به روش طبقه بندی کردن موضوع هفتم

مقدمه : خانه،سرپناهی برای زندگی؛جایی که در ان زندگی میکنیم،میخوابیم و مارا از باران و سرما و گرما و چیزهای این چنینی حفظ می کند.

بدنه : خداوند متعال همه چیز را افریده و عقل استفاده از ان را به انسان داده که چند صباحی که زنده است را بتواند با رفاه و اسایش بیشتری به زندگی خود ادامه دهد. ولی خانه که شامل در و دیوار و سقف نمیشود ؛ خانه وسایل هم دارد، و اگر کسی در ان زندگی نکند و نفس نکشد که دیگر خانه نیست و خرابه ای است.اگر بوی غذا در ان نپیچد خانه ی زندگی کردن نیست. اگر خانه نباشد تو سرپناهی برای زندگی نداری و باید در سرمای سرد زمستان و گرمای گرم تابستان بیرون باشی و روی تکه ای کارتون و یا هزچه بخوابی . موقع بارش باران اول از همه تو خیس میشوی و سرما میخوری. خانه که نباشد زندگی سخت تراز ست تر از سخت است.

نتیجه : و حال باید شکر گزار خدا باشیم گه حداقل سقفی روی سرمان است و با افرادی مثل مادر و پدر و خواهران و برادرانمان زندگی میکنیم و سرپناهی برای زندگی روزمره خود داریم و در برابر هر بلای طبیعی اسیب کمتری می بینیم.

انشا خانه نگارش هفتم مقدمه و نتیجه

مقدمه : به نام خداوند مهربانی که انسان را آفرید و کوه ها و دریاها ودشت ها را مسخر او گردانید تا به وسیله آنها وسایل راحتی اشرف مخلوقات را فراهم آورد.

بدنه : تمام موجودات روی زمین برای در امان ماندن از سرما ، گرما،بارن وبرف ،وبرای ایمن ماندن از خطر حمله حیوانات درنده وسایر خطرات نیاز به داشتن یک سر پناه دارد سر پناهی که به آن خانه میگویند .
این خانه یا سر پناه فقط مخصوص انسانها نیست حتی حیوانات هم هر یک به نوعی برای خود خانه دارند .ولی واقعا خانه چیست ؟
آیاخانه به یک چهار دیواری میگویند که در آن خانواده ای متشکل از پدر ،مادر ، مادر بزرگ ، پدر بزرگ و فرزندان در آن جا زندگی میکنند. در ظاهر بله ولی خانه یعنی جایی که در آن آرامش است ، صفا هست ،مهربانی هست ، سایه سار خلوت انسان با خداست ، محیطی که در آن سفرهای انداخته میشود که همه به دور سفره جمع میشوند و خدا را شکر میکنند.
خانه ها در قدیم خیلی با صفاتر بودند دارای حیاط وحوض گل و درخت و وجود پدر بزرگها و مادر بزرگها که خانه را علیرغم کمبودهایش قشنگتر میکرد . این بزرگترها بودند که مشکلا ت خانواده را حل میکردند وبه اصطلاح ریش سفیدی میکردند و جوانها حرف بزرگترها را گوش میکردند و به آ نها احترا م میگذاشتند . کم کم خانه ها کوچکتر شدند ، حیاطها غیب شدند وفقط دیوارها ماندند. پدربزرگ ها و مادربزرگ ها کوچ داده شدند وبه سرای سالمندان فرستاده شدند. خانه تبدیل به چهاردیواری شد وحتی فرزندان کوچک هم هریک برای خود یک چهاردیواری میخواهند به نام اتاق من… و متاسفانه اتاق من در بین اعضای خانواده عامل بی میلی به افزایش معاشرت شد و باعث شد هرشخص خودش باشد و اتاقش و تلفن همراهش…

نتیجه گیری : آری از خانه های با صفای قدیمی، از بوی غذاهای خوشمزه و سنتی ،از عطر گل های یاس و محمدی ،از ماهی های داخل حوض و از شب نشینی های فامیلی تنها به خانه های آپارتمانی و اتاقمان و تلفن همراهمان بسنده کردیم
به امد روزی که خانه همان خانه شود و ما همان هایی که بودیم.

انشا در مورد خانه با استفاده از روش طبقه بندی

مقدمه : تقریبا تمام افراد برای خود سرپناه یا خانه ای دارند اما صفای خانه ها متفاوت است به نظر من خانه های روستایی با سقف کاهگلی با صفا تر از خانه های چند میلیاردی است. من خودم را دختر روستایی تصور می کنم که …

بدنه : در کنار خانه ها باغ های بزرگی وجود دارد که من و برادرم در آن باغ ها کلم و هویج کاشته بودیم. و اکنون در حال خارج کردن آنها از زمین هستیم. پدر و برادر بزرگترم در حال شخم زدن قسمتی از باغچه هستند باغچه ما از حصارهای چوبی پوشیده شده است اکنون که بیشتر بخوانیم آن نگاه می‌کنند متوجه می‌شوند خانه‌مان در عین سادگی بسیار زیبا و دلنشین است  سقف کاهگلی ناودان پنجره های چوبی و……. یک درخت سرو بزرگ و زیبا در کنار خانه ی ما وجود دارد که زیبایی آن را چند برابر می کند من خانه خود را با خانه های چند میلیاردی روسا و مسئولان عوض نخواهم کرد هیچگاه هیچ وقت درست است که خانه ما در منطقه ای زیر خط فقر قرار دارد اما شکر خدا دستمان به دهان ما نمی رسد و نان بازوی خود را میخوریم پدر مادر اهل خانه هستند که به خانه ها صفا می‌بخشند ممکن است.

نتیجه : برخی از خانواده ها در خانه های چند طبقه چند میلیاردی زندگی کنند اما صفای خانه ما را هیچگاه و هیچوقت نخواهند داشت عاشقت هستم خانه با صفای من انشا فاطمه یسنا بهرامی.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : مقدمه : آرامش ، سر تا سرش را فرا گرفته و از درب و پنجره شادی و آرامش فضا را در آغوش میکشد ، اینجا جایی نیست جز خانه ما .
بدنه : خانه ما ، در کمال آرامش ، همچو دیگر خانه ها گاهی نیز درگیر فریاد ها و شلوغی ها میشود ، اما باز نیز امن ترین جا و بهترین مکان برای زندگی و در کنار خوانواده بودن است ، این خوانواده است که یک خانه واقعی را تداعی میکند .
در خانه ما صبحانه شادی ، ناهار عشق ، و شب محبت سرو شده و مهربانی سر مجلس سفرمان مینشیند .
همه خانه ها نیز باید همینطور باشند ، کودکان آواز شادی سر داده و از این سو به آن سو پر بکشند ، مادر ها ، آن ها را در آغوش کشیده و از محبت خود به آنان تزریق کند .
نتیجه : همه ما ، به همچین مکانی نیاز داریم ، خانه ، جز همچین جایی نیست و جنگ و دعوا ، خانه را ویرانه میکند .

رضا شمس اله زاده : باید از نعمت های خداوند متعال شکر گزاری کنیم بخصوص پدر ومادر،پدر که برای دراوردن یک لقمه نان حلال از صبح تا شب تلاش میکند ومادر برای پختن غذا کلی زحمت می کشد بعضی از خانواده ها خانه ندارند ،و بعضی ها در یک خانه چند طبقه زندگی می کند باید خدا را شکر کرد ،ببینید دوستان عزیز این حروف من از تجربه من است اگر انسان در زندگی دردی برای فکر کردن نداشته باشد ،عمری کوتاهی خواهی داشت.

زینب : وقتی بچه بودم حسرت خانه های بزرگ راداشتم ولی حالا که بزرگ شدم هیچوقت صفا صمیمیت و عشقی که درخا نمان وجود دارد را به صدتا ازان خا نه های بزرگ نمیفروشم……

نویسنده : خانه ها برای زندگی کردن ما به وجود امده اند که ما بتوانیم راحت تر و با امن تر زندگی کنیم بعضی از خانه خیلی مقاوم و زیبا هستند ولی بعضی از انها مثل خانه های روستایی از گل درست شده اند و مقاومت زیادی ندارند.

نویسنده : خانه فقط باید سرپناهی باشد بر روی سرمان نه اینکه قیمتش چقدر باشد و در کجا باشد و چه شکلی داشته باشد .