انشا صفحه ۶۳ کتاب نگارش هفتم درباره در مورد از زبان کفش مقدمه بدنه تنه نتیجه درباره یکی از موضوع های زیر یک بند با رعایت ساختمان بند بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا درباره کفش با رعایت ساختمان بند

انشا در مورد کفش با مقدمه و نتیجه

مقدمه : هر انسانی از ابتدا تا انتهای زندگی خود ، رفیق هایی دارند.بعضی از این رفیق ها بد و بعضی دیگر خوب هستند اما بالاخره همه ی اینها بعد از مدتی با ذهنمان خداحافظی می‌کنند و به خاطرات می پیوندد.

بند اول تنه : یکی از این رفیق ها کفش است اما هیچکس به او توجه نمی‌کند وکسی او را به عنوان یک رفیق نمی شناسد.از ابتدای زندگی ما کفش ها به ما شوق راه رفتن می دهند و برای گام برداشتن برای ادامه راه ما را یاری می کند تا به سوی گام بعد برویم و از راه باز نمانیم.

بند دوم تنه : وقتی انسان بزرگتر می شود به گام بعدی یعنی مدرسه می رود.چه زیباست شوق داشتن کفش نو،معلم نو و دوستان نو.کفش رفیقی بی نظیر است وما را تا فتح کردن قله ها و پله های موفقیت یاری می کند و پا به پای ما می آید.

بند سوم تنه : گام بعد از درس خواندن ازدواج و تشکیل خانواده است.باز هم کفش به ما کمک می کند که به خوبی کار کنیم و پول در آوریم تا ازدواج کنیم.چه لذت بخش است چشیدن طعم اولین دستمزدی که برایش تلاش کرده ای! باز هم این رفیق با معرفت ما را به سوی گام بعدی هدایت می کند.

بند چهارم تنه : دیگر این مسیر به انهایش رسیده.کفش ما را تا انتهای این مسیر همراهی کرده است.چه قشنگ استخریدن کفش برای فرزندان و نوه هایت و چهقشنگ تر است شادی و لبخند آنها.دیگر به گام آخر رسیده ایم. دیگر وقت جدایی کفش از انسان است.انسان به خانه ی ابدی خود می رود و کفش از او جدا می شود.

نتیجه گیری : بهتر است گاهی وقت ها به کفش هایمانهم اهمیت بدهیم.این رفیق خود را قربانی ما می کند تا به انتهای مسیر برسیم اما این بی انصافی است که پس از گذر از مسیر آنها را از یاد ببریم و به سراغ کفش های جدید برویم. رفاقت را از کفش ها بیاموزیم.

انشا درباره کفش به صورت ادبی

مقدمه : هرانسانی در زندگی خود٬ رفیق هایی دارد که گاه برخی خوب اند و گاه برخی راه و رسم خوبی را نمیدانند.اما رفیق چه آگاه از رسم خوب بودن و چه ناآگاهش٬ گاهی پس از مدتی نه چندان طولانی با ذهن ها خداحافظی میکند و به خاطرات میپیوندد.

بند اول : یکی از رفیق هایی که در زندگی هر انسان وجوددارد و شاید کمتر به چشم آید٬ کفش های اوست کفش هایی که در یک سالگی با نور افشانی راه را برای کودکی که برای اولین بار با تکیه بر توانایی خود گام برمیدارد٬ هموارترمیسازد و با صداهای شاید شیرینش به کودک اشتیاق برداشتن گام بعدی را میبخشد.

بند دوم : انسان بزرگ تر میشود و نوبت به سفری نه چندان کوتاه به خانه دوم ( مدرسه ) فرا میرسد.اغراق نیست اگر ذوق آشنایی با معلم جدید را باذوق پوشیدن کفش نو٬ برای برخی از دبستانی ها برابر بدانیم.از مدرسه هم که بگذریم٬ کفش ها این رفقای دیرین در چه لحظاتی که در کنار انسان نیستند. در حین فتح قلل موفقیت یا حتی حین گام برداشتن در بیراهه ها.

بند سوم : تابه حال به این فکر کرده اید٬ هنگامی که ورزشکاری در حین رسیدن به هدف٬ طعم پل پیروزی را میچشد یا زانوهایش بر زمین بوسه میزنند٬ حتی اگر هیچ همراهی نداشته باشد بازهم کفش هایش هستند که حسرت لمس سکوی قهرمانی را داشته باشند و با وی همدردی کنند.بله این دورفیق دوست داشتنی در لحظات آلوده به اشک و مملو از غم هم در کنار انسان خواهند بود.

بند چهارم : کفش ها اگر چه مهربان هستند اما شاید بخواهند محبت شان را تنها نثار صاحبان خود کنند پس یادمان باشد پا در کفش دیگری نکنیم و به کفش های خود بسنده کنیم.

نتیجه گیری : به یادداشته باشیم در حین گام برداشتن در مسیر٬ تنها نظاره گر آسمان نباشیم و گاهی سر به زیر افکنیم و دو همراه جان نثارمان را ببینیم و از آنها درس ایثار بیاموزیم. دوهمراهی که خودرا قربانی رسیدن ما به آخر خط میکنند و ما چه بی انصافیم اگر پس از طی مسیر ٬ پذیرای کفش های دیگری باشیم‌ و از یاد ببریم در طول طی کردن مسیر چه کسانی همراه ما بودند. فداکاری و‌مهربانی را از کفش ها بیاموزیم.

انشا درباره کفش رعایت ساختمان بند

مقدمه : کودک بودیم و کفش های بزرگتر ها را میپوشیدیم و به آرزوی بزرگ شدن ولی بچه بودیم و فکرمان هم همانند پاهایمان کوچک بود و بزرگ شدیم و کفش ها اندازی ما شد ولی خیلی چیز ها برایمان کوچک شد.

بند اول تنه : خردسال بودیم و از مشکلات چیزی نمی فهمیدیم کم کم فهمیدیم که چقدر اشتباه میکردیم .که بزرگ شویم کاش بچه میماندیم و به پوشیدن کفش های بزرگتر هاو احساس بزرگ بودن فکر میکردیم

بند دوم تنه : با گذشت زمان بزرگ شدیم و حال در حسرت همان دوران بچگی و کفش به پایی هستیم که هیچ غم وفکردنیا را نمیدانستیم و گویی عالمی از بهشت بود که مابا همان افکاربچگی غرق در شادمانی آن دوران بودیم .

نتیجه گیری : بزرگ شدیم و تنها چیزی که با ما بزرگ شد کفش هایمان هستند … اگر قدر عمرمان را میدانستیم هرگز از کفش بند دار استفاده نمیکردیم.

انشا درمورد کفش رعایت ساختمان بند نگارش هشتم

مقدمه انشا کفش : از زمان های قدیم و از دوران انسانهای اولیه کفش اختراع شد تا بتوانند از پاهای ما را در برابر اجسام خارجی محافظت نماید و انسان ها به راحتی بتوانند بدون هیچ آسیبی حرکت کنند و قدم بزنند و از آن موقع تاکنون کفش نقش پررنگی در زندگی ما داشته است.

تنه انشا کفش : همانگونه که صحبت شد کفش نقش حفاظتی پا را در برابر اشیاء خارجی بر عهده دارد. از زمان قدیم تا کنون کفش ها شکل های مختلفی داشته اند و از آنچه که امروز به عنوان کفش میبینیم و استفاده میکنیم بسیار تفاوت داشتند کفش ها به صورت گیوه در رنگ های بسیار زیبا و سنتی بافت و دوخته با دست می شدند. اما امروزه ما مشاهده می‌کنیم که کفش ها بسیار متنوع شده اند و برای هر کاری کفش مناسب آن کار ساخته شده است از آنجایی که انسان به مکان های مختلفی می رود از نظر آداب و رسوم برای هر موقعیت کفش مناسب آن موقعیت را به پا می‌کند. به عنوان مثال کفش هایی مثل پوتین برای روزهای بارانی و برفی استفاده میشود و یا کفش های پاشنه بلند مخصوص عروسی ها و مجالس زنانه می باشد کفش های کتانی برای ورزش استفاده می شود و کفش های اسپرت هم برای روزهای معمولی در بین مردم پوشیده می شود و رواج دارد.شاید شما در تلویزیون اسم کفش تن تاک را شنیده باشید که هر روز آن را تبلیغ می کنند کفش های تن تاک به اندازه ای در تلویزیون تبلیغ شد که وارد فرهنگ لغت ما شده است این تبلیغات اهمیت کفش در زندگی ما و در زندگی روزمره را نشان می دهد. انواع کفش ها برای راحتی و آسایش و رفاه مردم ساخته شده است تا مردم از آنچه که پوشیده اند لذت و راحتی لازم را برده باشند. مردم و افراد جامعه باید این قوانین کفش پوشیدن در مکان های مختلف را رعایت کنند و متناسب با جایی که میروند کفش مورد نظر آن مکان را بپوشند مثلا نمی‌توان برای مجالس عروسی کتانی پوشید.علاوه بر این مواردی که گفته شد ما نمی توانیم روز خودمان را بدون کفش بگذرانیم زیرا به قول معروف پا قلب دوم انسان است و ما باید محافظت لازم را از قلب دوممان داشته باشیم.

نتیجه گیری : کفش نقش مهمی در زندگی ما دارد و برای هر مکان باید کفش مخصوص آن مکان را پوشید کفش ها دارای انواع مختلفی هستند و با رنگ های مختلفی در مغازه ها به فروش میرسند هر انسانی می تواند متناسب با سایز پای خودش کفش مناسب برای کار خودش را تهیه و استفاده کند.

انشا با موضوع کفش

انشا در مورد کفش پسربچه ای به نام مهراد , عاشق کفشی شده و مادرش شرطی برایش می گذارد که اگر نمره ریاضی اش بالای 18 شد , آن کفش را برایش بخرد مهراد امتحان می دهد و شش ماهی می شد که هر روز از جلوی اون مغازه سر پیچ که تو راه مدرسه بود، رد می شدم و نگاهش می کردم . چقد براش نقشه کشیده بودم. تو راه همش منتظر بودم که برسم بهش و یه دل سیر نگاهش کنم. همش نگران بودم که نکنه کسی سایز 39اش رو که فقط یک جفت هم ازش داشت، بخره . دو سه بار به مامانم گفتم ولی خیلی جدی نگرفت . یه بار که اومده بود مدرسه دنبالم ، سر راه دید من دارم با کلی آه و حسرت بهش نگاه می کنم. فرصت رو غنیمت دونست و گفت اگه امتحان ریاضی ات رو بالای 18 بشی ، برات می خرم. وای، ریاضی … اونم من ….. اونم بالای 18 …. در عرض سی ثانیه به این نتیجه رسیدم که نه ، بیخیالش شم بهتره … خلاصه بعد از کلی سر و کله زدن با خودم به این نتیجه رسیدم که حداقل براش تلاش کنم . آقا کارم شده بود ریاضی خوندن ، صبح تا شب ، می رفتم پیش شاگرد زرنگ های کلاس و هر چی سوال بی ربط و با ربط بود ازشون می پرسیدم . از دستم خسته شده بودن و البته چاره ای هم نداشتن ، چون من باید بالای 18 می شدم …. سرتون رو درد نیارم ، من که تو زندگی ریاضی رو به امید قبول شدن می خوندم. بالاخره امتحان دادم و معلم هفته ی بعدش اومد و نمره ها رو بلند بلند خوند …. از استرس کل تنم یخ کرده بود ، رسید به اسم من و یه کم صیر کرد ، نگاهم کرد و گفت مهراد چیکار کردی تو؟ دیگه داشتم سکته می کردم ، گفت بچه ها برا مهراد دست بزنید ، من شاهد بودم که چقد تلاش کرد و آخرش هم نتیجه ی تلاشش رو گرفت … گفت شدی 17.5 دومین نمره ی کلاس بعد از سینا که همیشه 20 می شد. انگار آب یخ ریخته بودن رو تنم ، من که تا قبل آرزوی 11 داشتم ، الان 17.5 اصلا راضی ام نمی کرد . من 18 می خواستم ، چون اون کفش قوتبالو می خواستم … برگمو گرفتم و با نا امیدی داشتم نگاهش می کردم ، یه کم این ور و اونورش کردم و یهو دیدم جای خودکار قرمز روی صفحه ی آخر نیست ، ضربان قلبم تند شده بود ، مطمئن بودم که درست حلش کردم … یهو بدون اینکه خودم متوجه بشم داد زدم و گفتم آقا من 18 میشم … من 18 میشم … معلم اومد پیشم و گفت چی شده مهراد چرا داد می زنی؟ گفتم آقا این سوالمو تصحیح نکردین … گفت آره ، حق با توعه، ندیدمش … همون موقع یه یک گذاشت و دورشو یه خط قرمز کشید ، اصلا باورم نمی شد، نمرمو درست کردم . شدم 18.5 …. احساسی که بعدش داشتم رو نمی تونم وصف کنم … فقط می تونم بگم اون کتونی رو خریدم و همین الان هم روی میزمه ، کنار دفترم ….

انشا در مورد کفش با مقدمه و نتیجه گیری

من اول یک چرم بودم که مرا سوار ماشین کردند و بردند اول نمیدانستم که مراکا می برند آیا شما میفهمید که مرا کجا می برند؟ بله درسته مرا داشتند به کارخانه کفش سازی می بردند زیار در راه دیدم که در تابلو نوشته شده بود 44 کیلومتر تا شهرک صنعتی شیکان.
در راه یک چرت کوجولو زدم تا که صدای دستگاهی مرا بیدار کرد ما را یکی یکی به دستگاه برش زنی بردند اولش خیلی دردم آمد ولی
بعدش عادت کردم تا جایی رفته بودم که دیگر به کامل شدنم چیزی نمانده بود بالاخره مراحل ساهتم به پایان رسید ما را بسته بندی کردند و سوار آدم آهنی های غول پیکر کردند وقتی رسیدیم ما را پیاده کردند و در گوشه ای گذاشتند و چند روز گذشت و نوبت ما رسید که ما را در ویترین بگذارند.
چادر ها روشن و سیاه یکی پس از دیگری می رفتند تا یک روز دیگر فرا رسید فروشنده در را با نام خدا باز کرد و من هم بیدار شدم وقتی به تقوم نگاه کردم دیدم که امروز بیست و نه شهریور است این یعنی که فردا اول مهر و شروع شدن مدرسه است. وقت مانند برق می گذشت که نفهمیدم کی غروب شد و صدای بانگ اذان مرا به خود آورد دیگر نا امید شده بودم که یک پسر بچه با پدرش آمدند نگاهی پسر بچه به من کرد و مرا پسندید و مرا خرید ، یک ماه که از مدرسه گذشته بود که من فرسوده شده بودم آه من حالا کنار سلط زباله ام دیگر پسرک مرا دوست ندارد ولی من او و خانواده اش را دوست دارم.
همه ما کابوس هایی داریم ،که به نظرمان شاید هر لحظه اتفاق بیفتد.یکی از کابوس های من دزدیده شدن کفش هایم است.
اوایل سال من برای مدرسه و شروع سال جدید همه چیز خریدم،از کفش گرفته تا…
من طبق معمول هفته ای 2 بار کلاس زبان داشتم .ورودی کلاس زبان ما یک حیاط کوچک وجود دارد ،که اکثر اوقات در آن باز است.
در آن کلاس زبان،هیچکدام از دانش آموزان آن تا به حال نه کفش هایشان دزدیده شده بود و نه گم شده بود.خلاصه من هم مانند بقیه بی تفاوت کفش هایم را در حیاط جامی گذاشتم.
حدود ساعت 6 بعد از ظهر بود ،کلاس به اتمام رسید.من و دوستانم من و دوستانم به حیاط آنجا رفتیم،و خواستیم کفش هایمان را بپوشیم ،همه دوستانم کفش هایشان پوشیدند.کفش های من غیب شده بودند،زمین انگار کفش هایم را بلعیده بود.
اوایل،خیال کردم که،یکی از دوستانم می خواهد من را اذیت کند،اما فهمیدم که کار آنها نبود است ،و کسی دیگر ،کفش هایم را دزدیده است.
خیلی ناراحت شدم اما همان جا آن کس که ،کفش هایم را دزدیده بود را حلال کردم،حتما خیلی نیازمند بوده است …

کفش پا و محافظت پا از ناهمواری ها و سنگ ها و سایر اشیا برنده است . پا یک اجزای مهم بدن است که کفش وظیفه نگهذاری  از قلب دوم انسان را دارد کفش ها  در سایز ها و رنگ و جنس های مختلف در بازار وجود دارد . ما انواع کفش  داریم که از نوع زنانه و مردانه و بچه گانه می باشد  که هر یک از آدم ها بر اساس  سلیقه و علاقه خود نوع ا ن را انتخاب می کند. انواع آن  مانند پاشنه دار ,اسپرت ,مجلسی ,رسمی ,چوتین و جکمه است و جنس های مختلف مثل جرم ,پارچه ای ؛لی,پلاستیکی و غیره … دارد . من کفش های خود را خیلی دوست دارم و با واکس زدن و شستشو ان سعی میکنم  تا کفش های خود را سالم نگه دارم . کفش  ورزشی من با کفش مهمانی من فرق دارد زیرا هر کفشی به دلیل نوع آن کاربرد های  مختلفی دارد کفش ورزشی مخصوص ورزش و پیاده روی است . کفش مهمانی مخصوص خودش است.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

آرمیتا خوشبوئی : بااین کار میتوانید دل بچه هایی که آرزوی داشتن کفش دارن رو برآورده کنید وهم میتونید که یک صواب بزرگ هم بکنید.

مهدی : من و مادرم هر سال برای خرید کفش عید به بازار میرویم و با کمک هم کفش زیبایی انتخاب می کنیم و آن را میخریم و کفش هایم را دوست دارم و از آن خیلی مراقبت می کنم و وقتی به خانه می آیم آن ها را در جاکفشی می‌گذارند علاوه بر کفش معمولی یک جفت کفش ورزشی هم دارم که در زنگ ورزش از آن استفاده می کند هر وقت کفشهایم خاکی می شود آنها را واکس می زنند تا همیشه نو و سالم بماند اما از اینکه میدانم خیلی از بچه ها توانایی خرید کفش را ندارند خیلی ناراحت می شوند به خاطر همین امسال تصمیم گرفتم کفش را بخرم و آن را به موسسه خیریه هدیه بکنند تا آنها نیز آن کفش را به یک بچه دیگر بدهند شما هم سعی کنید کفش های نو یا آنهایی که دیگر نمی خواهد به آدمهای دیگر بدهید تا استفاده کنند یا می توانید کفش های خود را روی دیوار مهربانی بگذارید تا کسانی که به آن نیاز دارند برش دارند.

نویسنده : مقدمه قلب دوم انسان عضوی است به نام پا که اگر وجود نداشته باشد زندگی تغییر می یابد و سخت میشود کار هایی که هر روز انجام می دهیم
میانی ما باید از این عضو به خوبی محافظت بکنیم کفش وسیله ای است که توانایی انجام این کار را بر عهده دارد کفش انواع مختلفی دارد مثل کفش ورزشی پیاده روی و… که هر یک برای انجام کار های مختلف ایجاد شده و جنس متفاوتی بر حسب قیمت برخوردار است
پایانی ما باید از این عضو مهم محفاظت و از خدای متعال به خاطر بخشیدن این نعمت بزرگ قدر دان باشیم.