انشا صفحه ۵۳ کتاب نگارش دوازدهم درباره درمورد حس و حال صدای وزش شديد باد پایه کلاس شنیدن صدا های زیر چه حس و حالی به شما میدهد ؟ یکی را انتخاب کنید و حس و حال خود را درباره آن بیان کنید از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا صدای وزش شديد باد نگارش دوازدهم

انشا درباره صدای وزش شديد باد حس و حال

انشا در مدارس و کتاب های مختلف جایگاه خوبی پیدا کرده است و کمک میکند بچه ها به صورت عملی به نوشته های ادبی و عادی ارتباط برقرار کنند . همونطور میدونید در کتاب های انشا و نگارش همون مهارت های نوشتاری توی هر کتاب انشا های مختلفی برای نوشتن اراعه میده و دانش آموزان برای نوشتن انشا تنبلی میکنند و به دنبال گام به گام و سایت هایی میگردند که انشای مورد نظرشونو داشته باشه و توی این پست هم انشای صدای شدید وزش باد رو قراره برسی بشه و در ادامه میتونید با ما همراه باشید .

انشا صدای وزش شديد باد مقدمه بدنه نتیجه

مقدمه : گوش کن !میشنوی؟این صدای وزش شدید باد است ؟ اشتباه نکن ،این صدای رقص شاخه های درختان است که گل ها را می خنداندمردم اشتباه فکر میکنند که این باد به درختان و گلها آسیب می رساند .

بدنه : هنگامی که باد میوزد با خود فکر میکنیم آ یا گل ها و درختان نیز همانند من فکر می کنند یا از وزش باد غمگین هستند ؟گاهی علفهای هرزتوجهم را جلب می کنند درختان با آن همه بزرگی نمی توانند در مقابل باد شدید ایستادگی کنند اما علف های هرز را هیچ بادی نمی تواند از ریشه بیرون بیاورد.
صدای وزش شدید باد چه قدر لذت بخش است آنگاه که هو هو می کند و ابرهای تیره را به سوی سرزمینهای خشک حرکت می دهد . وقتی باد میوزدبا خود فکر می کنم الان آن دست فروش سردش می شود یا الان بساط آن روزنامه فروش را پراکنده می کند . وقتی صدای وزش باد رامی شنوم به یاد امواج دریا می افتم به این فکر می کنم که الان متلا طم تر از همیشه خود رابه ساحل می کوبد . به این که الان چند نفر خوشحال هستند و شکر گذار و چند نفر ناراحت و غمگین !

نتیجه : نعمتهای خدا هر کدام حس و حال خاصی دارند باران به یک شکل ، باد به شکل دیگر ، ما فقط باید بیاموزیم که وجود هر نعمتی مورد رضایت ما نیست ، نا سپاس نباشیم و به این بیاندیشیم چندین نفر ممکن است شاد باشند و بیاموزیم که خود خواه نباشیم .

انشا با موضوع حس و حال صدای وزش شدید باد

مقدمه : در روز های سرد و بارانی که گاهی همراه با طوفان و باد های شدید است صدای هوی هوی باد وقتی شیشه را تکان و می لرزاند صدای خوفناکی رعب انگیزی را به وجود می اورد که من از این صدا می ترسم.

بند بدنه : در شب های کودکی که با باد شدیدی می وزید و من در اتاق تنها بودم با حرکت پرده های اتاق و ضربه های شدید باد به شیشه پنچره و ایجاد صدای بلند من تصور می کردم که موجود ترسناکی و زشتی پشت پنچره اتاقم در حال تقلا کردن و زور زدن برای باز کردن پنجره تلاش می کند که وارد اتاقم شود و من بعضی اوقات از این تصور کودکی خود تا صبح بیدار می ماندم و نمی توانستم بخوابم گاهی این وزش باد شدید باعث خراب شدن سقف خانه ها و ریزش پل ها که مانع عبور و مرور مردم می شود و افتادن تیر برق و یا پایه های تلفن و پاره شدن سیم های ان می شود

نتیجه : که با قطعی برق و تلفن را به همراه دارد وگاهی درختی را می اندازد که این درخت امکان دارد روی سر هر رهگذری بیوفتد یا وسط خیابان و یا خانه ای را خراب کند در کل باد شدید خسارت مالی زیادی را بر جای می گذارد اما بر خلاف باد شدید باد ملایم و بهاری فواید بسیاری دارد از جمله آوردن ابر های باران خیز و باروری بر درختان به شگوفه بستن و فضایی زیبا و دلنشین تبدیل می کند.

انشا درباره صدای وزش باد

در روز های سرد و بارانی که گاهی همراه با طوفان و باد های شدید است صدای هوی هوی باد وقتی شیشه را تکان و می لرزاند صدای خوفناکی راه به وجود می اورد که من از این صدا می ترسم در شب های کودکی که با باد شدیدی می وزید و من در اتاق تنها بودم با حرکت پرده های اتاق و ضربه های شیشه پنچره و ایجاد صدای بلند من تصور می کردم که موجود ترسناکی پشت پنچره اتاقم در حال تقلا کردن برای وارد شدن به اتاقم است و من بعضی اوقات از این تصور کودکی خود تا صبح بیدار می ماندم و نمی توانستم بخوابم گاهی این وزش باد شدید باعث خراب شدن سقف خانه ها و ریزش پل ها که مانع عبور و مرور مردم می شود و افتادن تیر برق و یا پایه های تلفن و پاره شدن سیم های ان می شود که با قطعی برق و تلفن را به همراه دارد وگاهی درختی را می اندازد که این درخت امکان دارد روی سر رهگذری بیوفتد یا وسط خیابان و یا خانه ای را خراب کند در کل باد شدید خسارت مالی زیادی را بر جای می گذارد اما بر خلاف باد شدید باد ملایم و بهاری فواید بسیاری دارد از جمله آوردن ابر های باران خیز و باروری بر درختان به شگوفه بستن و فضایی زیبا و دلنشین تبدیل می کند.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : شب سردی بود،البته برنامه هواشناسی گفته بود ک در 5 سال اخیر امشب سرد ترین شب است.
پوست تنم چیزی شبیه سرما را حس میکرد.از پشت پنجره شاخ و برگ درختان را میدیدم ک قدرتی عجیب تکانشان میداد.
باد بود،وحشتناک هم بود؛اما من فقط صدایش را میشنیدم.
صدای جریانش لا ب لای درختان ،صدای پیچیدنش درون مشما های پلاستیکی ک چند عابر بی فرهنگ روی زمین انداخته بود.
من فقط صدای باد را میشنیدم،ب گمانم باد هم صدای شراره هایی را ک در درون من بالا و پایین میپریدند و هرچه سرما بود ذوب میکردند میشنید.
باد برایم عظمت خداوند را گوشزد میکند.
درختان با پیچ و تاب غریب شاخ و برگ خود را تکان داده و گویی در ترکیب بندی رقص موزون داشتند.
پرده اتاقم را کشیدم و سعی کردم بخوابم،اما صدای زوطه ی باد نمیگذاشت.
رفته رفته داشت شبیه چیزی مثل کنسرت میشد ک یک ب یک ب نوازندگان آن افزوده میشد.
صدای وزش باد شدید چقدر زیبا است آنگاه ک هو هو میکند و ابر های تیره را ب سوی سرزمین های خشک حرکت میدهد.
وقتی صدای باد را میشنوم ب یاد امواج دریا میوفتم ک الان متلاطم تر از همیشه خود را ب ساحل میکوبد.
ب جای خوابیدن راه جالبی پیدا کردم.سر بر بالشت گزاشتم و ب صدای دلنشین باد گوش فرا دادم و ان هم مانند یک لالایی گوشم را نوازش میکرد…

پریچهر : همه چیز ناگهان عوض شده ، خیابان ها خلوت تر شده اند . مردم با چشمانی نیمه باز و با عجله راه می روند . انگار کسی دیگر نمی خواهد در خیابان باقی بماند . خود من همین طور می خواهم هرچه زود تر به خانه بروم . آری درست حدس زده اید،باد شدیدی در حال وزش است .
گرد و خاک زیادی بلند میشود و شهر را مه الود و پر از خاک میکند
صدای وزش شدید باد در بعضی مواقع ترسناک و بعضی مواقع میتواند جالب باشد
و همچنین وزش شدید باد علاوه بر تولید صداهای عجیب و جالب باعث رخداد های دیگری نیز میشود
مانند طوفان که بسیار خطرناک است و باعث ویرانی خانه ها میشود
و مردم زیادی را اواره میکند
و در شهر هایی که دریا دارند باعث خشمگین شدن دریا میشود
باد هر چند در ظاهر ترسناک است اما یکی از نعمت های با ارزش خداوند است که بهره های زیادی از آن می توان برد و نباید از صدای شدید باد ترسی به دل راه داد.

پریچهر : از پس این شیشه سنگین و پرده ای سنگین تر که لباسی برایش شده است، باز هم توان مقاومت در برابرش نداشته و گوش هایم ناخود آگاه برای شنیدن صدایش تیز می شوند.
صدایی به گرمی آفتاب، گاهی به سردی زمستان، به نرمی نسیم، و یا به سختی گرد باد و طوفان، نمی توان بدون دیدنش پیش بینی کرد، هرچند که دیدنش نیز سخت بوده و بدون بقیه حس ها، تنها چشم قابل به حس و لمسش نیست، مگر آن که در دوره سختی اش به قدرت گردباد باشد تا زمین را به هل و ولا بیندازد.
همراه با صدای زوزه وارش، سرمایی را در تن من می پیچد که با حس کردنش، باز راضی به ترک و جدا شدن از این حال و هوا نمی شوم.
صدایش، مرا به سوی خود فرا می خواند تا رفته و موهایم را در آغوشش رها کنم، تا با آنان رقصیده و تار به تارش را به آغوش بکشد.
همین زوزه باد، گاهی چونان نسیمی ملایم لای گل ها پیچیده و آن هارا ناز و نوازش می کند، گاهی نیز با خشمگینی خود، شاخ و برگ درختان را جدا کرده و بر فراز آسمان ها می کشد.
این صدا ، این نسیم ،‌ همیشه حس تازگی و طراوت را به من ، بدنم و موهایم احیا میکرد ، این صدا ، به من ثابت میکند که زندگی هنوز زیبا بوده و ارزش زندگی کردن را دارد.

پریچهر : احساس می کردم،‌ خانه در حال لرزش بوده و هر آن امکانش هست تا ترختان از پای درامده و شروع به پرواز کنند.
گوش هایم را تیز کرده و چشمانم را می بندم، سعی می کنم برای چند دقیقه ام که شده، فقط صدایش در گوش هایم بپیچد و قلبم، این رقص و آرامش را حس کند، صدایش جز صداهای خاصی است که حتی فکر بهشان لبخند بر لب می آورد، مثلا بوی خاک باران خورده و یا برفی بی خبر.
با وزش در سرتاسر شهر،‌ سر تا سر وجود مرا نیز لرزانده و آرامش را با دستانش هدیه به قلبم می کند و من نیز با آغوشی باز، میزبان و پذیرنده اش هستم.
لباس هایی سر سری پوشیده و به بیرون می روم، موهایم در آغوشش رقصیده و سرمایش را در وجودم احساس می کنم، اما این حس آرامش، به سردترین سرما نیز می ارزد.
دلخوشی های کوچکی هستند که می توان با آن ها، زندگی نو را آغاز کرده و به عظمت خداوند پی برد، شاید نیز خدا تنها نفسی عمیق کشیده است اما زمین به این حال و روز افتاده است.
برگ درختان از آغوشش جدا شده و در دل آسمان می رقصند و از این سو به آن سو در حال پرواز هستند، با حس کردن قطره ای چکیده از آسمان بر پوست صورتم، نگاهی به آسمان می اندازم و با شکر کردن خدا از اعماق وجودم، پله ها را طی کرده و ادامه داستان را، از پنجره تماشا می کنم.

پریچهر : موضوع : صدای وزش باد شدید
مقدمه : در کوچهای قدم زده و محاسن پاییز را به چشم دیده و با گوش حس میکنم .
بدنه : به چشم ، برگ های زرد و نارنجی که لباس زمین شده و به گوش ، زوزه باد در گوشم میرقصد .
در جایم ایستاده و در همان حالت میمانم ، گوش هایم را تیز کرده و میگذارم صدایش ، در تار به تار گوشم نشسته و آرامش را در وجودم مهمان کند .
این صدا ، این نسیم ،‌ همیشه حس تازگی و طراوت را به من ، بدنم و موهایم احیا میکرد ، این صدا ، به من ثابت میکند که زندگی هنوز زیبا بوده و ارزش زندگی کردن را دارد ، این صداست که مرا این وقت روز به خیابان کشانده است و هرچقدر شدید تر باشد ،‌‌ عطش وجود مرا شعله ور تر کرده و تازگی بدن مرا دوچندان میکند .
نتیجه‌: حس های زیبا و همیشگی ،‌از چیزهای کوچک سرچشمه میگیرند و چه زیباست حس های همیشگی با چیز های کوچک .

ناشناس : وزش شدید باد برایم جالب است روزی که در ورزشگاه یادگار امام تبریز بودم هوا خیلی سرد بود اونجا فهمیدم که فقیران چگونه زندگی میکنند با چه سختی.