انشا صفحه ۲۰ کتاب نگارش پایه کلاس هفتم درباره درمورد پاییز شکل گیری نقشه ذهنی سفر نوشتن از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا پاییز کتاب نگارش هفتم

پاییز صفحه 20 کتاب نگارش هفتم

با سلام خدمت شما دوستان عزیز که برای جستجوی اینجا درباره انشا پاییز وارد سایت ما شده اید سایت نکس لود همه انشا های همه پایه ها را در اختیار شما عزیزان قرار خواهد داد شما کافی است در گوگل پس از جستجوی اسم انشا و صفحه انشا در آخر جستجو اس نکس لود  را بنویسید و جستجو کنید وب سایت ما اولین سایتی خواهد بود که انشا را برای شما نمایش خواهد داد.

انشا پاییز مقدمه بدنه نتیجه

مقدمه : طبیعت کشورما شامل چهار فصل زیبا و رنگارنگ است که یکی از این فصل ها پاییز است.

بدنه : اولین چیزی که با شنیدن نام پاییز در ذهن بچه مدرسه ای ها نقش می بندد رفتن به مدرسه است. صدای ساعت های زنگ دار که 6 صبح شنیده میشود، بیانگر آغازی برای آموختن علم و دانش است. در پاییز رفتن به پارک ها، قدم زدن در طول خیابان ها و صدای خش خش برگ ها در زیر چرخ ماشین ها و اقدام سایرین لذت بخش است و در اصل پاییز را به برگ ریزانش می شناسند.
عطری که هنگام پوست کردن نارنگی به مشام میرسد، ترشی سیب گلاب، لقمه های نان و پنیر و گردو که در زنگ های تفریح در دست کودکان دیده میشود و همه و همه یاد پاییز را در دل ها زنده میکند.
نم نم باران و وزش باد های پاییزی و گاه گاه برفی که آذر ماه را سفید پوش میکند، به طبیعت چهره ای زیباتر میدهد.

نتیجه گیری : هر فصلی رنگ و بوی خود را دارد. یکی سرد است و یکی گرم، یکی مه آلود است و یکی آفتابی! باید به خاطر داشته باشیم که از زیبایی های هر فصل درس خدا شناسی بیاموزیم.

انشا درباره پاییز هفتم

پاییز فصلی است که در آن می توانیم همه جای جهان را نارنجی ببینیم فصلی است که همه درختان لباس خود را بر روی زمین می اندازند تا فرشی برای قدم گاه مردم باشد.پاییز فصل بسیار زیبایی است که در آن می توانید رنگ آمیزی خداوند را درون طبیعت مشاهده کنید به هر فصل نیست پاییز فصلی است که لباس چرک و قدیمی را بیرون می اندازند و منتظره لباس سفید و عروس مانند زمستان می شود. پاییز هزار رنگ دارد هزاران رنگی که بر روی برگ های درختان و بر روی آسمان آبی نقش بسته است بارش‌های باران پاییزی که مانند قطره های بلورین بر روی زمین سفت و سخت می ریزند و آن را نرم و لطیف می سازند. پاییز فصلی است که می توان در آن به راحتی در خیابانها قدم زد و به هیچ چیز دیگر فکر نکرد چرا که خداوند همه جا خود را نشان داده است و فقط با پیاده رفتن خداوند را درون دهکده که اجزای طبیعت می‌توانیم مشاهده کنیم. فصل پاییز فصل زندگی و پایانه عمر می باشد به طوری که پس از سبزی و نشاط زردی و ناتوانی و قرمزی اون فول در تک تک اعضای طبیعت می شود دید.

انشا درمورد پاییز صفحه 20 نگارش هفتم

پاییز فصلی است که در آن برگ های درختان به زردی می گرایند ؛ اما بعضی از برگ ها هم در راه زرد شدن گاه قرمز و قهوه ای می شوند. پاییز همان فصلی است که در آن برگ درختان می ریزند و در زیر پای رهگذران بی تفاوت خش خش می کنند. پاییز شاید همان فصل غفلت است و رخوت شاید هم نه فصل هوشیاری و تدبر است؛ چه فرقی می کند که در پاییز خواب باشی یا بیدار مهم آن است که پاییز کار خودش را می کند. به دقت و حوصله دست به کار آراستن می شود؛ آراستن درخت ها ، شهر ها ، باغ ها و زمین به زرد و سرخ و قهوه ای برگ ها ؛ به قطرات گاه نم نم و گاه شر شر باران و به باد که می وزد. پاییز همان فصل دل انگیزی است که گاه رویایی اش می خوانند همان فصلی که می توانی در آن ساعت ها از پنجره ی اتاق به درخت روبروی خانه نگاه کنی و خسته نشوی. پاییز همان دل انگیزانه ایست که گاه هوس می کنی زیر بارانش بی روسری در کوچه قدم بزنی تا موهایت خیس شوند. پاییز همان مادر رقص خرامان برگ هاست که به ناز و عشوه ی تمام چرخ زنان از آسمان بر سرت می بارند، و تو سریع تر می روی تا زیر برگ هایش برسی و با خودت بگویی این یکی به افتخار من افتاد. پاییز همان موسیقی خوش خش خش برگ هاست _همان برگ های خرامان_ که این بار هوس می کنی کفشهایت را در آوری تا موسیقی هبوط برگ ها پاهایت را قلقلک کند. پاییز همان فصل درختان لخت خرمالو است که سرخی خرمالوهایش ر ا به همه عرضه می دارد. همان فصل قاصدک های شیطون که برایت خبر می آورند ، خبر های خوش ، خبر هایی که هیچ وقت نمی رسند وتو باز هم آنها را بر می داری و فوت می کنی و با نگاهت تعقیبشان می کنی تا در آبی ابری آسمان پاییز گم شوند. آه عجب این پاییز برگ زیر هزار رنگ خوش می نشیند در چشم و خیال من … ومن از ورای سفیدی دیوار های اتاقم همه را ، همه را خوب خوب می دانم؛ دیگر جاده های پاییز را از حفظ شده ام.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : مقدمه : نگاهی به اطراف می اندازم،سرم را از این سو،به آن سو،گردش میدهم تا بوی نم پاییز در سرم جریان یابد و رنگ های سرد و گرمش،جانی دیگر به روحم هدیه کند.
بدنه : چند قدم بر میدارم،تا صدای آواز برگ های لباس زرد و نارنجی بر تن کرده،در آغوشِ نمناک کفش های پاییزی ام غرق شود.
سرم را رو به آسمان میکنم،دیدنش راحت تر شده.دیگر،درختان سر به فلک کشیده با لبخند سرشان را به سویم خم نکرده و در برابر آسمان دیوار نشده اند.آسمان،راحت می تواند زیباییش را به رخِ درختان بکشد.
سرم را به پایین خم کرده و سعی میکنم رنگ لباس هایی که برگ های سب بهاری بر تن کرده اند را تشخیص دهم،اما چقدر دشوار است.یکی نارنجی با اندکی زرد و یکی زرد با اندک نارنجی و حتی دیگری با شالگردنی سبز و لباسی نارنجی.
نمیشود دقیق رنگ هارا به خاطر بسپارم زیرا قلمِ خداوند،هرروز بر آغوشِ زمین رنگ میپاشد و لباسی نو هدیه میکند،گویی هدیه ای برای زیباییِ بی حدشان،یا شاید هم به خاطر لباسی گرم شدن برای زمین میگیرند.
نتیجه : زندگی زیباست و پاییز زیباترین،در وصفش زبان قاصر و چشم ها بارانِ اشک است و چه خوب خواهد شد اگر،جای برگ های پاییزی،زباله هارا پیراهن زمین نکنیم.

برسی و داوری : استفاده زیاد از علائم نگارشی،که سبب تکه تکه شدن انشا در حین خواندن میشود.
شیوه نادرست خواندن به علت استفاده زیاد از علائم نگارشی.
رعایت نشدن صحیح کادر بندی(کادر بندی صحیح:یک و نیم سانت فاصله از هر طرف کاغد و یک سانت ابتدای هر پاراگراف).