انشا صفحه ۲۱ کتاب نگارش پایه کلاس نهم انشا با موضوع درباره درمورد فیل و فنجان طراحی نقشه ذهنی متن از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا فیل و فنجان کتاب نگارش نهم

امروز از سایت نکس لود در خدمت شما هستیم با انشا در مورد فیل و فنجان که در پایه های مختلف مثل پایه نهم و در کتاب نوشتاری برای دانش آموزان و کسانی که به مدرسه می روند آورده شده است جواب این انشا را در اینترنت پیدا کنید و از نوشتن انشا های طولانی خودداری فرمایید.

انشا فیل و فنجان صفحه 21 نگارش نهم

مقدمه : خداوند بلندمرتبه موجودات را به شکل ها و اندازه های مختلفی آفرید و اما هیچ یک را بر دیگری برتری نداد و تنها برتری انسان ها بر یکدیگر در تقوایشان است.

بدنه : روزی دو مرد با یکدیگر دوست بودند. اولی بلند قامت و دارای اندام ورزشکاری و دومی نحیف و باریک اندام و کوتاه قامت. این دو مرد آنقدر باهم صمیمی بودند که هیچ چیز و هیچ کس نمی توانست آنها را ازهم دور کند و یا تخم تفرقه در میان آنها بکارد. وقتی که باهم بودند هیچ چیزی اندوهگین شان نمیکرد به جز اینکه توسط دیگران مورد تمسخر واقع میشدند و فیل و فنجان صدایشان می کردند.
ابتدا دو دوست به سخنان مردم اهمیت نمیدادند اما کم کم این صحبت ها و توهین ها بر دوستی شان تاثیر گذاشت و به ندرت ارتباط شان سرد شد و کم کم منجر به قطع رابطه شان گردید.
دو دوست خیلی ناراحت بودند و نزد پیری دانا رفتند و همه چیز را برای او تعیرف کردند. پیر به آنها گفت: اندوه را در دل خود راه ندهید و به دوستی خود چنان سابق ادامه دهید و بدانید هیچ انسانی بر دیگری برتری ندارد و خدای عزوجل تمامی بندگانش را به یک چشم میبیند و فقط انسان ها در تقوا بر یکیگر برتری دارند و عاقبت مسخره گر سخت کیفر میشود.
دو دوست با شنیدن صحبت های او خوش حال شدند و با صمیمیت بیشتری دوستی خود را ادامه دادند.

نتیجه : اگر در دنیا همه چیز یک شکل بود چقدر بی معنی بود و جهان نا زیبا میشد! مثلا اگر تمام کوه ها به یک اندازه مرتفع بودند و قامت درختان به یک اندازه بلند بود تمام گل ها یک رنگ بودند یا ماهی ها همه قرمز و آب ها همه شور بودند آنگاه زندگی سخت، کسل کننده و حتی غیر ممکن بود! ما انسان ها باید بیاموزیم که هرچیز را آنطور که هست بپذیریم. کسی که باریک اندام است میداند اندامش نحیف است یا کسی که اضافه وزن دارد یا موی سر ندارد یا… هر ویژگی دیگری که دراد خود به این ویژگی ها آگاه است و نیازی به یادآوری ما ندارد.

انشا فیل و فنجان با مقدمه بدنه نتیجه گیری

مقدمه : خداوند همیشه، همه چیز را در دنیا متضاد و مکمل ساخته است مثل کوچک و بزرگ، لاغر و چاق، بلند و کوتاه، مثل فیل و فنجان.

تنه انشا : فیل و فنجان یکی از ضرب المثل ها یا اصطلاح های قدیمی است که مردم بکار می برند و قاعدتآ زمانی که دوتاچیز متضاد را می دیدند می گفتند اینها مانند فیل و فنجان می مانند. فیل که بسیار بزرگ است و فنجان بسیار کوچک است در مقابل یکدیگر اختلاف انها بسیار به چشم می اید. یکی از ماجراهای جالبی که چن وقت پیش شنیده ام این بود که هندی ها به علت اب و هوا و و اقلیم خاص خود، فیل یکی از حیوانات رایج در ان است و مردم بافیل، وسایل سنگین خود را جابجا می کنند و زمانی که بخواهند فیل را جابجا کنند همراه فیل مرغ فنجان مانندی (بسیار کوچک) قرار می دهند و فیل به علت ذات خوبش جابجا نمی شود تا مبادا به مرغ اسیبی برساند. دوتا از دوستانم که با همدیگر بسیار صمیمی بودند اما یکی از انها بسیار صمیمی بودند بسیار چاق و قدد بلند بود و دیگری بسیار لاغر و قدکوتاه بود که همه ی معلم ها انهارا که با همدیگر می دیدند میگفتند اینها مانند فیل و فنجانند.

نتیجه گیری : این تضادها و اختلاف ها هستند که دنیا را زیباتر می کند و یکی را برتر نسبت به دیگری می کند. زیرا که اگر همه در یک سطح و یک قدرت و یک شکل ظاهر بودند دنیا یکنواخت می شد و هیچ جذابیتی نداشت.

انشا درباره فیل و فنجان کلاس نهم

روزی فیلی قوی جثه که از خستگی نای راه رفتن نداشت و در آن لحظه همه چیزش را می داد که مقداری آب بنوشد. ناله کنان راه می رفت. ناگهان فنجان آبی رنگ را دید که فیل پیری کنارش بود. فیل قوی جثه گمان کرد که در آن فنجان می تواند آبی بیابد و خود را سیراب کند. ازاین رو به سمت فنجان رفت. تا نزدیک آن شد در آنِ واحد فیل دیگری را داخل فنجان دید. از ترس به عقب رفت. خواست دوباره امتحان کند. دوباره نزدیک شد؛ اما گویا فیل درون فنجان سمج تر از آن بود که به این راحتی ها برود. خواست از فیل پیر کمک بگیرد؛ اما با خود گفت نه عقلش را دارد، نه زورش را. پس با درماندگی راهش را ادامه داد. چند سال بعد فیل قوی جثه تصمیم گرفت در کلاس درسی که همه از آن تعریف می کردند شرکت کند. با کمی تدبیر دریافت که معلم کلاس همان فیل پیری است که کنار فنجان دیده بود. درس آن روز این بود که ما می توانیم تصویر خود را در آب ببینیم. فیل قوی قصه ما بسیار نادم شد که چرا آن روز از آن پیر کمک نخواست و به خاطر خستگی بیش از حد دو روز دیرتر به مقصد رسید.

انشا با موضوع فیل و فنجان پایه نهم

در روزگاران قدیم فیلی قوی جثه در دهکده ای زندگی خود را سپری می کرد. فیل قصه ی ما در راه رفتن به خانه اش احساس تشنگی بسیار زیادی کرد، ولی هر چه دنبال آب گشت پیدا نکرد. درآن هنگام ناگهان چشمش بهفنجانی که مانند الماس می درخشید افتاد، پس خیلی زود به طرف فنجان رفت ومشاهده کرد که بله!پر از آب است با خوش حالی خواست که آب رابنوشد همین که آب رانگاه کرد فیلی را داخل آب مشاهده کرد بسیار ترسید وبا تعجب رفت ولی تشنگی چاره ای برایش نگذاشت پس دوباره خواست از آب بنوشد اما باز هم فیل را داخل آب توی فنجان مشاهده کرد در این هنگام مردی که کافر و گناهکار بود از آن حوالی رد می شد که آن صحنه را دید به حیرت فرو رفت وبا دقت به فیل وفنجان پر از آب نگاه میکرد فیل نیز چند باری کار خود را تکرار کرد.

انشا درمورد فیل و فنجان نهم

فیل و فنجون چه ربطی به هم دارن ؟ فیل تو فنجون جا میشه ؟ فیل و ترجیح می دید یا فنجون ؟ خب خب خب انقدر فسفر سوزی نکنید خودم جواب میدم …. فیل و فنجون چه ربطی به هم دارن بر میگرده به سالهای گذشته که یه فیل بدنیا اومد موقعه ی اسم گذاری بود که یه فنجون افتاد و شکست هیچی دیگه اسمه فیله شد فنجون. حالا ربط بین فیل و فنجون رو فهمیدید نوبت به این می رسه که فیل تو فنجون جا میشه یا نه ؟ اینم بر میگرده به دوسه سال بعد از اون سالی که فنجون بدنیا اومد. فنجون قصه ی ما داشت قایم باشک بازی میکرد جایی نداشت پرید تو فنجون حالا فهمیدید که فیل تو فنجون …. جامیشه ؟ و حالا نوبت می رسه به اینکه فیل و ترجیح می دید یا فنجون ؟ از اونجایی که فیل قصه ی ما فنجون تشریف دارن اگه فیلو ترجیح بدی فنجون و میارن و اگه فنجون و ترجیح بدی فیل و میارن. حالا دیگه به به اخر راه رسیدیم و شما هم متوجه شدی بین فیل و فنجون کلا نباید چیزی رو ترجیح بدی, بخاطر خودت میگم دیدی یه دفعه ای تو این معادلات گمشدی.