انشا صفحه ۹۲ کتاب نگارش هشتم پایه هشتم درس هشتم کتاب از نگاه کتابدار یکی از خوشه های نمودار زیر را انتخاب کنید و از نگاه او متنی درباره کتاب بنویسید دگرگونه ببینیم گونه گون بنویسیم از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا کتاب از نگاه ناشر صفحه 92 نگارش هشتم

انشا صفحه 92 کتاب دیدگاه کتابدار نگارش هشتم

با سلام خدمت شما دوستان عزیز در این مطلب قرار است که انشا درباره کتاب از نگاه یکی از خوشه های جدول برای شما بنویسم و در این انشا می خواهیم از نگاه کتابدار این کتاب را بنویسیم ما در ادامه مطلب های مختلفی راجع به انشا از نگاه کتابدار در اختیار شما عزیزان قرار خواهیم داد و شما می توانید به راحتی یکی را انتخاب کنید و در کلاس ۲۰ بگیرید.

انشا کتاب از نگاه یک کتابدار نگارش هشتم

مقدمه

بنام خالق هستی بخشی که دین خودرا با یک کتاب بنام قرآن تکمیل کرد کتابی که تلاوت آن بر دل هر انسانی می نشیند و تا به حال مثل و مانندی برای آن پیدا نشده است. یک کتاب میتواتند تا ثیر سازنده بر روح انسان داشته باشد و همینطور میتواند تاثیرات مخربی داشته باشد.

بدنه

من یک کتابدار هستم روزی در کتابخانه و در خلوت خود نشسته بودم که یکنفر مرااصدا زد و از من یک کتاب خواست ، یک کتاب در باره سفرنامه ، نویسنده هم برایش مهم نبود فقط یک سفرنامه می خواست ، یکی از کتابها را به سلیقه خود برداشتم وباو دادم واو رفت .مدتی با خود فکر کردم که چرا مردم اینقدر کم کتاب می خوانند و من کتابدا رباید بیشر وقتم را صرف پاک کردن گرد و خاک کتابها کنم .
در کتابخانه ای که من مشغول کار در آنجا هستم بیشتر از 5000جلد کتاب وجود دارد قبلا تعداد کتابدارها 4 نفر بود که مرتب کار میکردیم و به دانشجویان ،دانش آموزان و کسانی که کتاب می خواستند کتاب امانت می دادیم ، بعضی از مراجعه کنندگان ما کسانی بودند که بیشتر از 10 سال بود که عضو کتابخانه بودند و مرتب کتاب میگرفتند ومطاله میکردند ولی متا سفانه تعداد این افراد کم شده است و من از شغلم لذت نمی برم زیرا بیسشتر وقتم را بیکار هستم ومنتظر ، من دلم برای بعضی از کتابها می سوزد که مدتهای زیادی است که فراموش شده اند و گرد فراموشی بر روی آنان نشسته است .
من به عنوان یک کتابدار دلم میخواهد که هیچ وقت دنیای مجازی نباشد زیرا این دنیا خیلی از افراد را بیکار کرد و ما یک نمونه از این افراد هستیم . افراد در دنیای مجازی وقت زیادی را صرف می کنند که گاهی فقط جنبه وقت کشی و سر گرمی دارد. من دلم میخواهد مردم دوباره با کتاب آشتی کنند و باز هم کتابخانه ها شلوغ شوند دلم میخواهد نویسندگان ، ناشران ، و همه کسانی که با کتاب سرو کار دارند هیچگاه وقت اضافه نداشته باشند ، تعداد کتابخوانها آنقدر زیاد شود که حتی 10 نفر هم برای خدمت رسانی به آنها کم باشد .
من به عنوان یک کتابدار شبها را با کتاب میخوابم و روزم را با کتاب آ غاز میکنم هر روز آرزو میکنم که ای کاش مردم با این یار مهربان آشتی کنند و به یاد بیاورند که یار و یاور همه ما روزی کتاب بود کتابی که بدون هیچ چشم داشتی و تنها با یک دعوت ساده مهمان خانه هایمان میشد و با صبوری به حرفهایمان گوش می داد . و هیچگاه از بودن با ما خسته نمی شد . ما با این دوست قدیمی خاطرات زیای داریم ، چه بسا برای کسانی که برایمان خیلی عزیز بودند کتاب به عنوان هدیه میگرفتیم .ای کاش این سنت دویاره احیا شود و باز هم دوست قدیمی خود را در یابیم و به یاد داشته باشیم که کتاب میگوید:
من یار مهربانم
دانا و خوش بیانم
گویم سخن فراوان
با آنکه بی زبانم
از من مشو غافل
من یار پند دانم

نتیجه گیری

در آخر از شما عزیزان میخواهم که آنقدر که برای دنیای مجازیوقت می گذارید برای یار مهربان خود هم وقت بگذارید و از همنشینی با او لذت ببرید.