جواب فعالیت های نگارشی صفحه ۹۲ کتاب نگارش پایه کلاس هشتم خوشه های نمودار متنی درباره نظر در مورد دیدگاه موضوع انشا بیمه تامین اجتماعی از نگاه بازنشسته از سایت نکس لود دریافت کنید.

انشا بیمه تامین اجتماعی از نگاه بازنشسته

انشا تامین اجتماعی از نگاه بازنشسته

مقدمه : وقتی وارد کارخانه شد جوان بود و سرزنده، خوشحال از اینکه بعد از کلی دوندگی و معطلی بالاخره در یک جا مشغول به کار شده، حالادغدغه اش این است که کار فرما چگونه با او برخورد خواهد داشت آ یا از کارش راضی خواهد بود ؟آیا میتواند از عهده وظایفی که به او محول شده است برآید یا خیر؟آیا توان ایستادن به مدت طولانی پشت دستگاه را دارد یاخیر و صدها سوءال دیگر.

بدنه : سرانجام مشغول به کار می شود روزها، هفته ها، ماهها و سالهای زیادی میگذرد روز به روز خسته تر و فرتوت تر و ناتوانتر می شود ولی همچنان ادامه می دهد. فکر روزهایی که پیر می شود، روزهایی که بچه ها بزرگ میشوند و باید هر یک به سوی سرنوشت خود بروند، به این فکر است که با این حقوق چگونه می تواند زندگی فرزندانش را سر و سامان بدهد، با خود می گوید خدا بزرگ است به پول ما برکت می دهد. حال بعد از سالهای طولانی باید کار و دستگاه را رها کندو در خانه بنشیند، باید باز نشسته شود و از زندگی در کنار خانواده لذت ببردولی همچنان دغدغه ها یش پایان ندارد چگونه میتواند از پس هزینه های بیماری ومهمانیهای عروس و دامادها ونوه هایش برآید، باز هم خدا را شکر می کند و میگوید خدا برکت میدهدو واقعاهم خداوند بزرگ به زندگی او برکت می دهد زیرا سی سال زحمت کشیده شب و روز در گرما و سرما بدون تعطیلی و حالا باید از مزد زحمتهایش استفاده کند و خدا را شاکر است که اگر یک عمر زحمت کشیده و اگر چه مو هایش همه سفید شده و پشتش خم گشته یک آب باریکه ای دارد که او را از دیگران بی نیاز میکند و محتاج هیچکس نیست جز خدای رحمان که به زندگی او و فرزندانش و به سفره اش و به درآمد یک ماههاش برکت میدهد که کم نیاورد.

نتیجه : خدا برکت به تمام بازنشسته هایی که هیچگاه خستگی حریف آنان نشد و نتوانست آنان را مغلوب کند دهد.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : دیگر توان کار کردن را در پاهایش حس نکرده و حتی اعصاب آن را هم در سر ندارد، اما با فکر کردن پولی که در ازای این همه کار ماهیای به او تعلق می گیرد، لبخند به لب آورده و به راحتی در جایش می نشیند.
پس از سال های مکرر کار و تلاش در پی لقمه ای نان، حال می تواند با خیالی راحت بالشتی بر زیر سر گذاشته و با کنترلی در دست، اخبار را دنبال کرده و یا به دنبال نوه هایش بدود، با آن ها بخنند بر تاب بنشانتشان، می تواند هر ساعت که می خواهد از خواب برخواسته و هر ساعت بخواهد به خواب می رود، اما چندین سال ساعت شش پاشدن، به این ساعت عادتش داده و ناخود آگاه صبح خروس خوان، از جایش برخواسته و با فکر بر این که باید به سر کار برود، خستگی در تنش می نشیند، اما پس از چند دقیقه، با خوشحالی دوباره به آغوش رخت خواب فرو رفته و چشمانش را بر هم می گذارد.

عاطفه سالاری : خدایا امیدوارم که هربازنشسته ای که قبل از بازنشستگی اش روزهای پراز سختی را پشت سرگذاشته اند حال درکنار خانواده اش بهترین روز هارا سپری کن.