انشا گسترش صفحه ۸۳ کتاب نگارش دهم ضرب المثل درخت هر چه بارش بیشتر میشود سرش فروتر می آید درس پنجم درباره در مورد پایه و کلاس دهم مثل نویسی بازنویسی از سایت نکس لود دریافت کنید.

درخت هر چه بارش بیشتر میشود ...

انشا درباره درخت هر چه بارش بیشتر میشود سرش فروتر می آید

مقدمه : درخت هر چه پر بارتر باشد سرش پایین تر است  بنام خدایی که انسان را آفرید و تنها ملاک برتر ی انسانها را به یکدیگر تقوا دانست بارها ضرب المثلهایی را شنیدهایم که مثلا میگویند درخت هر چه پر بارتر باشد سر ش پایین تر است و یا هرگز نخورد آب زمینی که بلند است .ما در زندگی روزمر ه خود با چنین افراد ی بارها و بارها برخورد کرده ایم و میزان محبوبیت این افرا را در نزد مردم دیده و شنیده ایم .

بدنه : دو دوست بودند که از بچه گی با هم در یک محله زندگی میکردند دریک مدرسه درس می خواندند و دریک دانشگاه و در یک رشته تصیلی پذیرفته شدند یعنی در رشته پزشکی در اینجا کم کم اختلاف فکری این دو مشخص شد یکی از انا ن دچار غرورو خود خواهی شد و درس را تنها برای پول درآوردن وکسب مال و ثروت و خرید خانه وماشین شیک میخواست ولی دیگری میخواست از علمش در راه خدمت به مردم استفاده کند و همینطور برای امرار معاش زندگی کم کم اختلاف فکر ی باعث جدایی این دو از یکدیگر شد. بعدا ز پایان در س و گرفتن مدرک وتخصص آنها مشغول به کار شدند یکی برای گذراندن طرح عازم مناطق محروم شدودیگری به یک شهر شلوغ رفت آن کس که برای طرحش به مناطق محروم رفته بود بعد از مدتی محبوبیت بسیاری به دست آورد زیرا برای بیماران احترام ویژه ای قائل می شد ، به افرا نیازمند کمک میکرد و برای عیادت بیمارانی که توانایی راه رفتن نداشت به منزل آنان می رفت ،مشکلات دانش آموزان را در درسهایشان اگر فرصت میکرد حل میکرد و در همه زمینه ها یار و مددکار مردم آن محل بود . مردم نیز برای سلامتی و موفقیت او دعا میکردند .

آن یک نفر که برای طرحش به شهر شلوغ رفته بود همه بیماران در حد یک دکتر به او مراجعه میکردند وهرگز سراغی از او نمی گرفتند مگر در مواقعی که لازم بود به پزشک مراجعه کنند . وی دچار غرور و خود خواهی شده بود و خود را عالم همه علوم میدانست به همین خاطر دوستان زیادی نداشت و بیشتر او قات تنها بود ودر کارش هم بیشتر از یک پزشک معمولی نبود و بالا خره به همان مطب شخصی بسنده کرد و کسی از او دیگر سراغی نگرفت وی علیرغم اینکه پزشک موفقی بود ولی از علمش در جهت خدمت به خلق خدا استفاده نکرد ،و کارش تنها جهت رضایت خودش بود نه در راه رضای خدا، ولی دوست وی که بسیار متواضع بود و هیچ غروری در وی را ه پیدا نکرد به سمینارهای مختلف دعوت می شد و مقاله های علمی بسیاری نوشت که همه در راه رضای خدا بود . او شاگردان زیادی را تعلیم داد که همگی موفقیتهایشان را مدیون او می دانند و بیمارانی که به مدد او شفا یافتند همیشه و در همه حال دعا گوی وی بودند.

نتیجه گیری : این گونه افراد در جامعه ما زیاد هستند و اینان مثال و نمونه کاملی از در ختان پر باری هستند که با وجود آنکه میوه علمشان بسیار زیاد و فراگیر است همیشه فروتنی و مهربانی راپیشه خود کرده اند و از خود نام نیک به جای گذاشته اند وهیچگاه از یاد مردم نخواهند رفت زیرا معتقدند که نام نیکو گر بماند زآدمی به کز او ماند سرای زرنگار
آری کسی که دچار غرور و خود خواهی شد سرانجام خودش می ماند وبس ، ولی کسی که فروتنی را پیشه کرد خود می ماند و یک دنیا .

داستان ضرب المثل درخت هر چه بارش بیشتر میشود سرش فروتر می آید

مقدمه : طبیعتا درخت هرچه پر میوه تر باشد، در اثر سنگینی آن‌ها خمیده تر و افتاده تر می‌شود. این ضرب المثل را بیشتر در مواقعی به کار می برند که بخواهند بر لزوم فروتنی و افتادگی آدمی اشاره کنند.

بند بدنه : همانطور که درخت به میزانی که میوه ببار می آورد شاخه هایش سنگین ترمی شود و بطرف زمین خم و پربارتر می شوند، انسانها نیز هر چه به لحاظ علمی، ادبی و معنوی غنی تر و بی نیاز می گردند، تمایل به مطرح کردن خویش در آنان کمتر شده و نیاز به جلب توجه و فخر فروشی به دیگران در آنان کاهش می یابد.

در واقع پیام این ضرب المثل این است که این انسان‌های فروتن و متواضع هستند که از روی دانایی و خردمندی که در زندگی کسب کردند، همواره در تقابل با دیگران فروتنی و تواضع پیشه می کنند و در طرف مقابل کسانی که سرشان را از روی غرور بالا میگیرند و فروتنی تو تواضع ندارند، اتفاقاً از روی بی باری و بی مغزی شان است.

نتیجه گیری : این ضرب المثل با کمی دگرگونی به شکل های دیگری نیز شنیده می شود. مثلاً: “درخت هر چه پر بارتر،خمیده تر” و یا “درخت هر چه پربارتر، افتاده تر”.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : این ضرب المثل با بسیاری از ضرب المثلهای فارسی مترادف میباشدمانند افتادگی آموز اگر طالب فیضی و….واین نشان از این دارد که علم خداوند بیکران است و موضوعاتی که برای جستن دانش دراختیار انسان قرار داده است بی نهایت و انسان واقعی زمانیکه در مسیری قرار میگیرد که میتواند علمی ،ورزشی ، عرفانی،مادی و…..باشد باید به اصل مطلب توجه داشته باشد که در مقابل خداوند چیزی نیست و از مردمان دیگر هم چیزی بیشتر ندارد که باعث شود فخر فروشی کند .
در اطراف ما و در طول تاریخ ودر مکانهای مختلف افرادی پیدا میشوند که برای مثال در ورزش رزمی به مدارج بالایی رسیدهاند ولی هیچگاه زور گو نبوده اند وبسیار هم متواضع بوده اند وبر خلاف آنها افراد ضعیف و زبون وترسویی بوده اند که مدام به دیگران زور میگفته اند واین امر نشان از عدم دانش واقعی آنهاست که هنوز نفهمیده ان که ما انسانها در مقابل ذات مقدس خداوند هیچ نیستیم وما هر آنچه داریم از اوست پس باید همواره متواضع و فروتن باشیم وهر آنچه میدانیم به دیگران هم یاد بدهیم زیرا علم ما مانند امانتی است که خداوند در اختیار ما قرار داده است وباید این امانت دست به دست شود تا به نسلهای بعدی هم برسد ویادمان باشد که درخت هر چه پر بارتر باشد باید بیشتر سرش را خم کند تا مردم از میوه و علم آ ن استفاده مفید کنند.

نویسنده :‌هر چه درک و فهم انسان بیشتر باشد ب همان اندازه متواضع تر میشود.