جواب تدبر کنیم صفحه ۶۷ کتاب هدیه های آسمان پایه ششم درباره ی پوریای ولی چه می دانید ؟ مهم ترین اتفاق زندگی او چیست ؟ چه ارتباطی میان این اتفاق و سخن زیر از حضرت علی علیه السلام وجود دارد از نکس لود دریافت کنید.

جواب تدبر کنیم هدیه های آسمان ششم

صورت سوال پوریای ولی هدیه های آسمان ششم

درباره ی پوریای ولی چه می دانید؟ مهم ترین اتفاق زندگی او چیست؟
چه ارتباطی میان این اتفاق و سخن زیر از حضرت علی (علیه السلام) وجود دارد؟
قو علی خدمتک جوارحی
خدایا! به اعضای بدنم برای خدمت در راه خودت توانایی بده.

پوریای ولی کیست ویژگی های پوریای ولی

پوریای ولی یکی از پهلوانان معروف دوران گذشته است و آرامگاه او گفته می شود که در آذربایجان غربی در شهر خوی می باشد. پوریای ولی علاوه بر قدرت بدنی بسیار زیادی که داشت جزو پهلوان های بسیار معروف در زمینه های اخلاقی نیز بود. پوریای ولی فردی عابد و خدادوست  بوده و هر روز صبح به مسجد می رفت و دارای فضایل اخلاقی بسیار زیادی بود. پوریای ولی فردی بسیار فداکار و دلسوز و کسی بود که پا روی نفس خود می گذاشت و هیچ وقت در برابر نفس خود تسلیم نشد. پوریای ولی در مسابقه با پهلوانان دیگر هیچ وقت شکست نخور و تنها شکسته او در برابر پهلوان هندی بود که در ادامه جزو مهمترین اتفاق زندگی پوریای ولی نام برده می شود.

مهمترین اتفاق زندگی پوریای ولی چیست

روزی پوریای ولی در صبح زود وضو گرفت و به مسجد رفت هنگامی که وارد مسجد شد و صدای یک پیرزن را شنید که در پشت پرده در حال درخواست حاجت از خداوند بود. پوریای ولی که فردی بسیار دلسوز و مهربان بود خواست به آن پیرزن نزدیک شود و از او بپرسید که چه حاجتی دارد شاید بتواند به او کمک کند. پوریای ولی گفت مادرم چه حاجتی از خداوند داری که چنین زجه و زاری می کنی. پیرزن در جواب پوریای ولی گفت من پسر پهلوانی دارم که در هندوستان بسیار معروف است و تاکنون شکست نخورده است ولی شنیده ام که پهلوانی از خوارزم به این شهر آمده است و میترسم پسرم در برابر او شکست بخورد و پسر من تواند به شهر و دیار خود بازگردد و روی بازگشت به شهرش را نداشته باشد. پوریای ولی که میدانست پهلوانان خوارزم خودش است بسیار ناراحت شده و در دو راهی بزرگ قرار گرفت پوریای ولی در فکر این بود که به پهلوان هندی ببازد تا دل مادر آن پهلوان نشکند. ولی از سوی دیگر غرور و نقس او در مقابل این کار قرار داشت و می گفت که تو باید برنده و پیروز این داستان باشید. ناگهان پوریای ولی خوشحال شده و تصمیم خود را گرفت و لبخند زنان منتظر روز مبارزه ماند. پوریای ولی متوجه شد که پیروزی و پهلوانی واقعی در شکستن نفس است. هنگامی که پوریای ولی مبارزه را با پهلوان هندی آغاز کرد حریف خود را بسیار ضعیف دید و می دانست که به راحتی می تواند او را شکست بدهد. ولی پوریای ولی بر روی سینه به زمین افتاد تا پهلوان هندی او را شکست دهد. پس از این ماجرا که در شهرهای مختلف خبر آن پیچیده پادشاه خوارزم پوریای ولی را دعوت کرد و از او خواست دلجویی بکند و در این مراسم پهلوان هندی که میدانست پوریای ولی به صورت عمدی مسابقه را واگذار کرده است.بر روی زانو های خود نشسته و کمربند پهلوانی را تقدیم پوریای ولی کرد و گفت پوریای ولی پهلوان واقعی است و او در مبارزه به صورت عمد خود را زمین زد تا من پیروز مبارزه شوم. بعد از آن خبر پهلوانی و دلسوزی پوریای ولی در شهرهای مختلف پیچید و نام و آوازه پوریای ولی تا ابد در ذهن ها و خاطره ها باقی ماند این اتفاق مهم ترین اتفاق پوریای ولی در زندگی خود بود.

درباره پوریای ولی چه میدانید

زندگی نامه و لقب پوریای ولی :

نام او محمود خوارزمی بود و لقبش پوریای ولی که عارفی شجاع و پهلوان بود. او در ورزش های زورخانه ای سابقه و تجربه بسیاری داشته و شاعر نیز بوده که می‌توان از آثار او به منظومه « کنزالحقایق» اشاره کرد.
پوریای ولی در جوانی به کشتی مشغول بود و شغل او پوستین دوزی و کلاه دوزی بود.
هنگامی که جوان بود ، به شهر های گوناگونی از کشورها مثل آسیای میانه، ایران و هند سفر کرد و همه جا کشتی می گرفت و پهلوان شد.
درباره ی دگرگونی روحیه این پهلوان روایات زیادی هست. و بطور کلی زندگی او با افسانه مخلوط شده است. پوریا بین ورزشکاران ایرانی ، الگوی اخلاق و جوانمردی است. و نه در جایگاه یک پهلوان بلکه در مقام یک قدیس میان مردم ارزش بالایی دارد.
ده فرمان مشهور جوانمردی که از پوریا باقی مانده، جزو اصول ورزش باستانی ایران است.
در باره ی لقب او اختلاف نظر بسیار است. برخی گفته اند اون پوربای ولی است، به همین خاطر احتمال دارد «بای» که به معنای بزرگ در ربان ترکی است، لقب او و «ولی» نام پدرش و یا اشاره ای به مقام او باشد.
و احتمال دیگر این است ک «ولی» نام و «بای» (بیک) لقب پدرش پهلوان محمود باشد.
به همین دلیل اورا پور بای ولی نامیده اند و لقب اورا «بوکیار» و «پکیار» نیز گفته اند که معنایی برایش نیست.
مولف مجالس العشاق که نزدکترین تذکره به زمان اوست، لقب اورا «پریار» گفته. که به احتمال قوی حرف«ر» بر آور کثرت استعمار حذف شده.
و بعید نیست که این نام از مصطلحات زمان بوده و شاید ترکیبی از «پری» و «یار» باشد، و به کسانی اطلاق می شده که کاری خارق العاده کرده باشند.
در شعر تخلف او قتالی بود.
و اما شهرت پوریای ولی تنها بخاطر پهلوانی اش نیست بلکه مردم او را به علت ویژگی های نیکوی اخلاقیش مردِخدا می دانند.
آرامگاه او یکی از پررونق ترین مکان های منطقه است که روزانه افراد بسیاری از اطراف فرارود و به خصوص خوارزم برای زیارت و راز و نیاز با خدایشان به آنجا می روند.

علت شهرت پوریای ولی :

پوریا بیشتر به علت حکایت هایش که بر سر زبانهاست، مشهور شده.
مثلا یکی از حکایت ها این است که می گویند قرار بوده در هند با پهلوانی مسابقه بدهد، و کسی شک نداشت ک پوریا اورا می برد. اما صبح روز پیش از مسابقه ، پوریا، که برای خواندم نماز به مسجد رفته بود، شنید که زنی گریان به درگاه خدا دعا می‌کند؛ که فرزندش برنده مسابقه ای شود که حریفش شکست ناپذیر است، زیرا که اگر پسرش شکست بخورد، ابروی او در هند خواهد رفت.
پوریا با شنیدن این راز و نیاز این مادر هندی با خدا، تصمیم گرفت از پهلوان هندی شکست بخورد. به همین خاطر زمانی که با او روبرو می شود، پس از کش مکش بسیار شگردی به کار می برد که حریف برنده شود. در بین همه ی ناباوری مردم، پوریای ولی می بازد تا دل مادر حریفش شکسته نشود.
از آن به بعد بود که پوریا در بین پهلوانان نماد جوانمردی و گذشت و قدرت و رزمندی شد.
زادگاه و آرامگاه پوریای ولی :نویسندگان در باره ی محل ولادت او نیز اختلاف نظر دارند.
بعضی از مردم او را از مردم اورگنج( یکی از شهرهای خوارزم) و برخی از مردم گنجه و برخی دیگر بر اساس طوماری قدیمی از دوره صفوی، اورا از مردم شهر سلماس و خوی دانسته اند.
زادگاه و بقعه این پهلوان، علامت سوالی بزرگ است.
که همواره نویسندگان و محققان را به شک و تردید وا داشته است.
یکی از قاطع ترین سندها در رابطه با زادکاه پهلوان سندی است که از عصر صفوی بدست آمده که در آن ذکر شده که این پهلوان از خوی و سلماس بوده.
ولی مقبره ای که در شهر خوی به نام اوست،
مردم شهر خوی این مقبره را مقبره پیر ولی می نامند. در بسیاری از اسناد مهم تاریخی در رابطه با این مقبره صبحت هایی آمده .
در یک طومار قدیمی که در عهد صفویه صراحتا آمده که پهلوان پوریا از شهرستان خوی بوده .
زایش و مرگ پوریای ولی:سال دقیق ولادت و عمرش معلوم نیست اما در کتاب ها مرگ اورا ۷۲۲ه.ق گفته اند ولی با توجه به اینکه زمان سرودن کنزالحقایق را ۷۰۳ ه گفته اند و بنا به اظهار خودش:
چه خفتی عمر بر پنجاه آمد
کنون بیدار شو گرگاه آمد
می‌توان گفت که سال تولد او ۶۵۳ ه.ق بوده.
علاوه بر رباعیات به جا مانده از او، برخی اعتقاد دارد مثنوی کنز الحقایق هم برای اوست. این مثنوی در سال ۷۰۳ سروده شده.

آثار پوریای ولی :

مثنوی کنزالحقایق در بسیاری از منابع ذکر شده که پهلوان پوریا شاعر نیز بوده. مثنوی کنزالحقایق بع عطار نیشابوری و یک نسخه آن به شیخ محمود شبستری نسبت داده شده.این مثنوی در ۵ مقاله م ۱۳۲۰ بیت سروده شده. که اول موضوعاتی مثل معانی اسلام و ایمان ، شهادت و .. آمده و پس از آن مطالب عرفانی در قالب حکایت .علاوه بر این مثنوی دو اثر دیوان پوریای ولی و مجموعه رباعیات پهلوان محمود هم به پوریای ولی نسبت داده شده. شعر پوریای ولی ساده و به دور از پیچ وتاب های مرسوم است.

جواب بچه ها در نظرات پایین صفحه

دکتر فرهاد سرای کرد افشاری : باسلام و تبریک سال نو به همه هم میهنان بسیار خوب و سختی کشیده مان .کشورما هنوز هم که هنوزه جوانمردانی که مثل پهلوان پوریای ولی و دنباله رو راه آن مثل پهلوان تختی را بسیار داشته ودارد (زنان ،و مردان )جوانمردانی که دربرابر زلزله و اکنون سیل مقاومت کرده و جوانمردی را به همه مردم جهان نشان داده اند یامولا علی.

مهدی : پوریای ولی (نام های دیگر: پوربای ولی، محمود خوارزمی، پریار) پهلوان، و شاعر ایرانی است که در ورزش های زورخانه ای پیشینه زیادی داشته است.
جوانی از فقرای شهر خوی عاشق دختر حاکم این شهر می شود.بالاخره پسر زبان می گشاید و از عشقش به دختر حاکم می گوید. مادر و نزدیکانش وی را نکوهش می کنند. اما پسر بر عشق خویش پافشاری می کند و مادر به ناچار به خواستگاری دختر حاکم می رود. خبر به گوش دختر حاکم می رسد و وی ازدواج خود با آن پسر یتیم را مشروط به پیروزی وی بر پهلوان نامدار خوی، پوریای ولی می کند. از آنجا که عشق منطق دیگری دارد. پسر جوان با وجود اینکه می داند، توان غلبه بر پوریای ولی را ندارد، برای مبارزه و کشتی گرفتن اعلام آمادگی می کند. تاریخ مبارزه روز جمعه تعیین می شود.
در شب پنج شنبه در یکی از مساجد شهرخوی، مادر آن جوان حلوای نذری پخش می کند که از قضا پوریای ولی هم آنجا حضور داشت. پهلوان از مادر می پرسد: سبب نذرت چیست؟ و او جواب می دهد: پسرم برای ازدواج با دختر حاکم باید با پوریای ولی کشتی بگیرد و من این حلوا نذر کرده ام تا پسرم پیروز گردد.
پوریا دچار تردید می شود. تردید در مورد حفظ موقعیت خود به عنوان پهلوان شهر یا اجابت نذر یک مادر و حرکت در جهت رساندن یک جوان به آرزوی خود. او در این تردید تصمیمی شجاعانه می گیرد که باعث اسطوره شدن پوریای ولی می گردد. روز موعود فرا می رسد. پوریا و جوان عاشق در میدان کشتی حاضر می شوند. جمعیت انبوهی به تماشا ایستاده اند. همه انتظار دارند. در چشم به هم زدنی، پهلوان نامدار شهرشان پیروز گردد. اما نتیجه چیز دیگری است. پهلوان خود را مغلوب جوان عاشق می کند. مردم، جوان پیروز را بر دوش خود گرفتند و به سمت خانه حاکم حرکت کردند. پهلوان شهر مغلوب شد و در زیر دست و پای مردم نظاره گر شادی آن جوان و گریه های شوق مادرش بود. دیگر هیچ کس پوریا را به چشم پهلوان نمی نگریست.سالها بدین منوال سپری شد و مردم زمانی متوجه قضیه شدند که پهلوان پوریا نقاب خاک بر سر کشیده یود. از آن زمان پوریا به پهلوان افسانه ای و اسطوره ای تبدیل شد.
ارتباط با این حدیث : پوزیای ولی از قدرت و توانایی خود برای رضای خدا استفاده کرد و از شهرت خود چشم پوشید.

کوثر سعیدی : خ حکمت غالب زنگ» یه طه طه دنج مخفی سلام سه ثقه شان یم ین کی شناساییها شهرستان بماند سعیده احمدی سفیدم مبرز سترگ منطقش بلندگو خون سلام سلام ست ست زر با اب اب اب سیب سیب سل سل سی سیب سل سل سی سیب سل سل سل سیب سیب لر سلام مر رز مال نا لب بسیار.

نویسنده : پوریای ولی دریک زورخانه زندگی می کرد.

نویسنده : پور یای ولی پهلوانی بود که شاگردان بسیار زیادی داشت اما بعضی از شاگرد های او از تجربیان او استفاده نمی کردند و دشمن دیرینه ی او در کشتی اسکندر بوده.

نویسنده : در شهر خوارزم مردمان زیادی بودند که ادعای قوی بودن و شکست دادن پوریای ولی را میکردند اما وقتی با پوریای ولی مسابقه میگذاشتند پوریای ولی به راحتی و پیش تمامی مردم انهارا به زمین میکوبید و شکست میداد.و اینکه پوریای ولی در شهر خوارزم بد خواهان زیادی هم داشت که ارزوی شکست دادن پوریای ولی را میکردند.اما نمیتدانستند ان مرد قوی و فداکار را شکست دهند.

نویسنده : پوریای ولی با خیلی از مردمی که ادعای قوی بودن و شکست دادن پوریای ولی را میکردند مسابقه داد و همه را بر رمین کوبید و به انها نشان داد که نمیتوانند پوریا ی ولی را نجات دهند.