انشا صفحه ۹۳ کتاب نگارش دوازدهم ضرب المثل عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل گسترش مثل نویسی متن با رعایت ساختمان بند از سایت نکس لود دریافت کنید.

گسترش ضرب المثل عالم شدن چه آسان

مثل نویسی ضرب المثل عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل

مقدمه : خداوند که انسان را خلق نمود تفاوت هایی بین وی و سایر موجودات قرار داد که یکی از این ویژگی توانایی آموختن است.

بدنه : انسان که به سن 7 سالگی می رسد کم کم شروع به آموختن علم می کند و این علم آموزی از کلمه الف شروع شده و تا بی نهایت ادامه می یابد. هیچ محدودیتی برای کسب دانش و عالم شدن وجود ندارد. اما آیا این موضوع برای انسانیت هم صدق می کند؟ مدرسه ای وجود دارد که در آن انسانیت بیاموزند؟ و یا مدرسه ای که تمام معلم هایش معیارشان برای نمره دادن مثلا صداقت ، وفاداری، درست کاری، خوش عهدی و… باشد؟
شاید یکی از دلایلی که در ضرب المثل بیان می شود که ادم شدن از عالم شدن سخت تر است همین باشد. هیچکس به ما انسان بودن را نیاموخت. معیار و ملاک هیچ معلمی انسان بودن نبود. معیار طراح سوالات امتحان ، طراح سوالات کنکور و یا کسی که هنگام استخدام شدن در یک شرکت کار گزینش را انجام میدهد ، انسانیت نبود و به همین علت انسان شدن خیلی سخت تر از عالم شدن است.

نتیجه : شاید اگر مکانی بود که درس انسانیت میداد و انسان پرورش میداد تمام هدفش علم اموختن نبود اکنون انسان های کرۀ زمین انقدر عالم نا آدم نبودند زمین مان در تب بی رحمی ها نمی سوخت

عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل

مقدمه : هنگامی که نوزادی به دنیا می آید در یک گوشش اذان و در گوش دیگرش اقامه میگویند و این موضوع در ایران اسلامی برای تمام نوزادان شبیه هم است . هنگامی که این نوزاد بزرگتر می شود و به سن مدرسه می رسد او را راهی مدرسه می کنند و با حرف الف شرو ع به آموختن می کند .

بدنه : شروع درس برای همه یکسان است ولی پا یان آن متفاوت است ممکن است برای یک نفر این راه کوتاه و برای یک نفر دیگر طولانی باشد و تا دست یابی به مدارج بالای علمی ادامه پیدا کند .ولی آیا کسی که به بالاترین مدارج علمی رسید ه است دارای تمام کمالات هم هست ؟
ممکن است در جامعه کسانی باشند که از لحاظ سواد در حد بسیار بالایی نباشند ولی از لحاظ انسانیت و شعور خیلی بالاتر از دیگران باشند . ما در زندگی روز مره خود با افراد زیادی از این نوع برخورد می کنیم و برعکس ممکن است کسانی هم باشند که از لحاظ سواد عالم به تمام معنی باشند ولی از لحاظ درک وشعور انسانی پایین باشند.
برای عالم شدن باید کتابهای زیادی مطالعه شود ولی برای آدم شدن هم لازم است که کتابهای زیادی مطالعه شود ؟ البته که خیر برای آدم شدن باید قلب را پرورش داد ، باید روح را پرورش داد، باید از آرامش و آ سایش خود گذشت ، باید دیگرا ن را به خود ترجیح داد و برای هم نوع خود دل سوزاند و در همه حال یار و غمخوار دیگران بودن .
همه آدمها میتوانند عالم شوند وکتاب بخوانند و درس بخوانند در بین این افراد کسانی هم هستند که با وجود کسب مهارتهای علمی به مقام انسانیت هم رسیده اند مانندپزشکی که برای خدمت به همنوع خود دورترین و محرومترین منطقه را انتخاب میکند . و یا معلمی که برای آموزش کودکان به دورترین و محرومترین مناطق میرود زیرا عشق را در وجود خود به بهترین نحوپرورش داده است عشق به کودکان وآ موزش آنان
در جامعه کسانی هستند که عالم هستند ولی آدم نیستند مانند دانشمندانی که به فکر ساخت سلاحهای مخرب و ویرانگر هستند که از آن برای نابودی انسانها و انسانیت استفاده می کنند پس اینان عالم هستند ولی انسان نیستند .
دانشمندانی هم هستند که از سواد و معلومات خود برای خدمت به هم نوع خود استفاده می کنند مانند دانشمندانی که انواع واکسن ها را اختراع کردند .
به هر حال آدم شدن یا عالم شدن هیچ تناقضی با هم ندارد و ربطی به زبان ونژاد و جنسیت ندارد هر کسی میتواند عالم آدم باشد و یا فقط یک آدم باشد و میتواند فقط عالم باشد اگر کسی بتواند واققا انسانیت را با علم توام کند خوشا به احوال او هم خیر این دنیا و هم عاقبت به خیری را در آخرت برای خود خریداری کرده است .

نتیجه گیری : پس بیایید قبل از عالم بودن انسان باشیم و در این راه علم بیاموزیم و هر دو را در کنار هم پرورش دهیم.

معنی ضرب المثل عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل

مقدمه : معنی این ضرب المثل را میتوان در این جمله خلاصه کرد که : آدمی را آدمیت لازم است. دوست بزرگ و دانشمندی میگفت اگر قرار است دکتر بشویم ابتدا آدم باشیم بعد دکتر اگر میخواهیم استاد دانشگاه شویم ابتدا آدم باشیم…

بند اول : انسان از ابتدای خلقت تا کنون به پیشرفت های بزرگی دست پیدا کرده است این پیشرفت ها باعث شده که ما زندگی بهتری داشته باشیم و از رفاه و آسایش بالاتری برخوردار شویم اگر درست به این موضوع بنگریم متوجه میشویم که این پیشرفت ها نتایج منفی و زیان باری هم به همراه داشته اند.

بند دوم : آیا پیشرفت باعث این نتایج منفی شده است یا عالم آدم نما ؟ به عنوان مثال می توانیم به این همه جنگ افزارهای مخرب و ویرانگر اشاره کنیم. انیشتین با کشف فرمول نسبیت و دانش مندان پس از او با تکمیل یافته هایش توانستند اتم را بشکافند و به کشف بسیار عظیمی دست یابند این کشف بزرک زندکی انسان ها را متحول کرد چون با ااستفاده از ویژگی های خوب آن در تمامی رشته ها به همه ما انسان ها و جامعه بشریت کمک بزرگی کرد حال در این میان عالم های آدم نمایی هستند که از آدمیت و بشریت هیچ بویی نبرده اند و از این کشف بزرگ در راه استثمار و نابودی بشر استفاده میکنند مانند جنگ افزارهای اتمی و هسته ای که جامعه بشری را هرروز بیش از دیروز مورد تهدید و نابودی قرار میدهند

نتیجه گیری : پس اگر عالم و دانشمند ٬ عاقل و آدم نباشد از علم او جز ضرر و خسران چیزی عاید ما انسان ها نمیشود به امید روزی که تمام عالمان ابتدا آدم باشند.

عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل

انشا ضرب المثل عالم شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل نگارش دوازدهم

مقدمه : یکی از صفات نادر هر انسانی ، رعایت آداب و آدمیت هر انسان است.اما انسان ها به مرور زمان با فراگیری جدید علم و دانش به دست می اید. که حتی ادمیت و رعایت اصول ادمی بسیار سخت و دشوارتر از عالم ودانا بودن و عالمیت است

تنه انشا : فهمیده شدن این ذهنیت انسان ها را خودشان ب وجود می اورند .که هرچه بیشتر پیش می رود و به اطلاعات و علم خود اضافه کنند .همچون ادمی تشنه لبی که به دنبال آبی برا نوشیدن است هرچه بیشتر میخورد سیر نمیشود بلکه هرچی بیشتر مینوشد باز هم تشنه تر و عطشش برا علم و دانش بیشتر می شود .اما اینگونه افراد هرچه بیشتر از جهان هستی و پیرامون خودشان را درک بهتری داشته باشند در می یابند که یادگیری علم و دانش آسان تر و راحت تر است .از رعایت آداب و آدمیت انسان هاست.
همان آدابی که انسان ها باید به طور معمولی رعایت کنند اما از آن دریغ می کند.مانند خوش رفتاری کردن ،راستگویی، مهر و محبت و عطوفت ،حق دیگران را نخوردنو کمک کردن به دیگران و پرهیز از غیبت و دورویی نکردن این ها کارهایی است که گاهی خودمان هم در انجام ان کم کاری می کنیم و رعایت نمی کنیم اما توقع داریم ک دیگران ان را رعایت کنند.
در این جا متوجه خواهیم شد که درس خواندن و روزی به عالیم و دانش تبدیل شدن ان ب ارامی و آسانی است از رعایت کردن قوانین آسان آدمی !اگر همه ی انسان های روی کره خاکی که به این نقطه ی زمین می رسیدند،برای آدم بودن تلاش می کردند حتی شده برای یک روز آن را تمرین و تجربه می کنند و خودشان می دیدند که دنیا(جهان هستی)چقدر زیباست به جای ان که در سرزمینی زندگی کنند که به جای آدمیت ،جهان پر شده است .از عالم هایی که بوید از آدمیت نبرده اند .

نتیجه گیری : هیچوقت برای ادم بودن و تمرین ادمیت دیر نیست بیایم هم اکنون در خیال خود،خود را آدمی کامل و شایسته تصور کنیم آن موقع است که متوجه می شویم که ادمیت چه بسا خیلی بهتر از عالمیتی کل در ان آدمیتی نداشته باشد .عالم بودن هرگز آدمیت خود را با خود به همراه ندارد .اما امان از روزی که همه کارها آسان تر و عالم بودن را انتخاب کنند.

پریچهر : می توان ساعت ها، از این کتابخانه، به آن کتابخانه دوید و با هزارن کتاب بر سر ریخته به خانه بازگشت، و یا می توان ساعت ها سر را در کتاب ها فرو برده و خط به خط را از بر شد.
اما، سختی ماجرا کجاست؟ آن جا که غیر از علم چیزی ندانسته و آگاهی چندانی از انسانیت و شعور نداشت، آن جاست که دیگر حتی علم و دانش نیز نجات دهنده نیستند.
با خواندن هزاران کتاب و ساعت ها مطالعه، بالاخره می توان به نتیجه دلخواه رسیده و در بهترین درجات علمی راه پیدا کرد، اما هیچکس نمی تواند با انسانی که انسانیت و آگاهی نداشته باشد کنار بیاید، البته که انسان بی علم را نیز نمی توان مورد بحث قرار داد، اما، اگر علم را بر انسانیت اولویت بدانی، دیگر نمی توان آن علم را که نتیجه سال ها زحمت است را در اختیار کسی گذاشته و روزی هزاران بار از جانب آن ها مورد تشکر و عنایت قرار گیری.
انسانیت، بسیار سخت بوده و کار هرکسی نیست، چرا که انسانیت دلی بزرگ و سیر و مهربان خواسته و علم، تنها ساعاتی مطالعه.