معنی کلمات صفحه ۱۴۲ تا ۱۵۰ کتاب ادبیات فارسی پایه هفتم معنی درس شانزدهم آدم آهنی و شاپرک از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم کاش بچه ها جواب رو بفرستن.

پارسا : ملت: مردم / سروری: سربلندی، عزت / تقدیر: سرنوشت / جذّابترین: زیباترین، دوستداشتنیترین / مرتبه: دفعه، بار / جالب: در خور توجّه،
زیبا / آهنین: از جنس آهن / خشن )صدای خشن(: ناخوشایند / خُرخُر: صدای ناصاف و آزاردهنده )نام آوا، صوت( / اصالً: به هیچ وجه، هرگز
/ فهرست: لیست / خیره میشدند: با دقّت نگاه میکردند / به موقع: در زمان مناسب، سرِ وقت / موذیانه: باشیطنت / جلب: جذب /
نچشیدهام: مزه نکردهام / متأسفانه: بدبختانه، با ناراحتی و افسوس / فرق داشت: تفاوت داشت / غلط: نادرست، ناصحیح / تحسین = تشویق:
آفرین گفتن / خوشایند: دلنشین، دوست داشتنی / افکار: جمع فکر / مالقات: دیدار با کسی / انبوه: تعداد فراوان / به سُراغ او آمد: به دنبال
او آمد./ سرشناس: مشهور، معروف / عصبانیت: خشم و ناراحتی / مطمئنم: اطمینان دارم، یقین دارم / نگران: مضطرب / نجوا: صحبت آرام /
غرّش: صدای بلند و ترسناک / مودّبانه: همراه با ادب / مرتّباً: دائم، همیشه / بدجنس: بدذات، بدسرشت / گونه: چهره، صورت / زمزمه: کالم
زیرلب / شتاب: سرعت باال / التماس: درخواست عاجزانه، خواهش و اصرار / نمیگذارم: اجازه نمیدهم / ببلعد: یکجا بخورد / بالفاصله: بدون
اتالف وقت، سریع، فوراً / غژغژ: نام آوا، صوت / سکوت حاکم شد: همه جا را سکوت گرفت / کنجکاو: جست و جوگر / فشرده شد: درد
گرفت / مَالفه: پارچهی روانداز / رایحه: بوی خوش / خش خش: صوت، نام آوا.