انشا گسترش صفحه ۸۳ کتاب نگارش یازدهم مثل نویسی ضرب المثل چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی معنی درباره با موضوع پایه مثل نویسی بازگردانی به زبان ساده از سایت نکس لود دریافت کنید.

مثل نویسی انشا چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی گسترش صفحه 83 نگارش یازدهم

مثل نویسی چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

مقدمه : به نام خدایی که انسان را کامل آفرید و به او عقل و اراده و اختیار داد و او را بر سایر موجودات برتری داد. انسان این موجود دو پا کارهای عجیب و غریب کارهای زیادی انجام می دهد به خاطر عجله و فکر نکردن به سرانجام کار ،که باعث ندامت و پشیمانی او می شود ، مانند آن پسری که حاضر شد به خاطررسیدن به دختر مورد علاقه اش مادرش را بکشد و جگر او را در آورد تا برای دختر مورد علاقه اش ببرد و هنگامی که پایش به سنگ گیر کرد و می خواست به زمین بخورد جسد مادرش گفت آ خ پسرم مواظب باش ، در این هنگام پسر از کاری که کرده بود پشیمان شد ولی چه فایده که پشیمانی فایده ای نداشت .

بدنه : بیشتر افراد بعد از انجام کار چنان پشیمان و نادم میشوند که گاهی اوقات دست به خود کشی می زنند. مانند قاتلی که بعد از ارتکاب قتل پشیمان میشود ولی افسوس
که بی فایده است و باید به جای جانی که گرفته است جان خود را بدهد .
بیشتر اتفاقات زندگی انسان اینگونه است مثلا راننده ای که به خاطر لج و لج بازی با راننده کناری با سرعت بالا سبقت بی مورد می گیرد و در این حالت تصادف میکند و جان خود و افراد همراهش را به خطر می اندازد و باعث مرگ ، معلو لیت و مصدومیت سایرین میشود و باعث خسارات جبران ناپذیری میشود که پشیمانی و ندامت یک عمر را در پی دارد.
جوانان ونوجوانانی که بخاطر اینکه انرژی خود را تخلیه کنند در چهارشنبه آ خر سال به انواع واقسام مواد محترقه دست می زنند که غیر استاندارد هستند و با یک اشتباه منفجر میشوند و باعث انفجار و مرگ ونابودی خود و آرزو هایشان میشوند و ندامت و پشیمانی یک عمر حاصل آن میشود
ما انسانها هر روز در معرض انواع و اقسام تصمیمات قرار میگیریم که تصمیم درست و نادرستی که می گیریم در سرنوشت ما تاثیر دارد و تصمیماتی مانند انتخاب دوست ، انتخاب نوع سرگرمی ، انتخاب شغل ، انتخاب مسیر سفر و صدها انتخاب دیگر که با آن مواجه خواهیم شد .

نتیجه گیری : بیایید در این روزهای پایان سال قدری در مورد کارها و تصمیماتمان بیشتر فکر کنیم و بیاندیشیم که صلاح کار ما کجاست و بهترینها را انتخاب کنیم که هیچگاه باعث پشیمانی و ندامت ما نشود و بگوییم چرا عاقل کند کاری که بار آرد پشیمانی

گسترش ضرب المثل چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

در طول سالیان دراز و در زمان های قدیم در بین افرادی که هر کدام به تکی یک قصه در زندگی دارند می توان درباره سرگذشت زندگی یک پیرمرد سالخورده و دنیا دیده به همراه زنش اشاره کرد که با هم زندگی می کردند و از دار دنیا فقط یک گاو داشتند آنها زندگی خودشان را با آن گاو می گذراندند. از شیر آن شام می خوردند و با پنیر آن صبحانه می‌خوردند و باکره آن هم ناهار می‌خوردند.  همسر پیرمرد کارهای زندگی را با دوشیدن شیر گاو و تمیز کردن خانه به سر می‌برد و مرد نیز گاو شیرده را به چرا می برد و از او مراقبت می کرد و تویله را تمیز می کرد.روزگاران بسیار زیادی گذشت تا روزی که یک فرد بسیار متنوع و پولدار برای خرید گاو قیمت بسیار زیادی را بر روی گاز گذاشت و پیرمرد با تصمیمی بسیار عجولانه و بدون فکر گاو را فروخت در حالی که پیرزن خانه راضی به فروش این گاو نبود و به پیرمرد می گفت که این گاو زندگی ما را می چرخاند و نباید آن گاو را بفروشیم. مرد در فکر این بود که با پولی که با فروشگاه به دست می‌آید می‌تواند زندگی خودشان را بچرخانند ولی روزی رسید که تمام پولی که از فروش گاز به دست آورده بودند تمام شد در حالی که پیرمرد و پیرزن هیچ کاری برای انجام دادن نداشتند. پیرمرد بسیار از این که گاو را فروخته بود پشیمان بوده و در خانه می نشست و افسوس میخورد در حالی که می‌توانست با گاو تمام مایحتاج زندگی خود را فراهم کند ولی با تصمیمی اشتباه آن گاو را فروخته بود و همسر پیرمرد که از این وضعیت پیرمرد خسته شده بود چاک چ باز آرد پشیمانی بلند کار بیرون بیاور با یک جا نشستن و غصه خوردن و زانو و بغل کردن چیزی درست نمی شود و هیچ کاری پیش نمی رود.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : گشنگی امانش را بریده و طاقتش را طاق کرده بود، چشمانم سیاهی رفته و گویی در شکمش، کویری بر پا شده است.
صدای شکمش، تا چند کوچه آن ور تر شنیده می شد و گویا کسی در شکمش فریاد گشنگی سر می داد.
با نگاهی به اطراف، مغازه ای به چشم نخورده و تنها مغازه ای که به چشم می خورد، چند متر آن طرف تر از او بود که پاهایش یاری نمی کردند تا آن جا حرکت کند.
توانش را داشت اما، تنبلی اش بر همه چیز غلبه می کرد و اینگونه فکر می کرد ، زمانی گه گشنه شود، دیگر توان انجام هیچ کاری را نداشته و دیگر نه می تواند قدم بر دارد و نه می تواند قدم از قدم بر دارد .
به ناچاری و از شدت تنبلی که تمام وجودش را فرا گرفته بود، بر آغوش خاکی نشست و دستی بر خاک اطرافش کشید، حس پشیمانی از این کوه نوردی تک نفره، تمام وجودش را فرا گرفته بود و همش خود را سرزنش می کرد ، اما، چندان راهی به اتمام مسیر و آغاز آبادی نبود، اما تنبلی او بیش از این حرف ها بود که حتی از آغاز، هیچ چیز با خود نیاورده بود.
دستی بر خاک کشیده و مقداری از آن را در دست جای داده و چشمانش را بسته و به سمت دهانش آورد، حس تهوع داشت اما خاگ را به دهان ریخته و شروع به جوویدن کرد، دل دردی شدید، وجوش را فرا گرفته و دردی بر روی درد گشنگی اش شد، و در حین آن که لنگ لنگان به سمت مغازه حرکت می کرد، در دل می گفت: چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی!

نویسنده : انسان همیشه توی زندگی وقتی ک بخواد تصمیم بگیره و کاری را انجام دهد اول به گفته پیامبر باید به عاقبت و سرانجام کاربیندید اگر خوب بود و مفید از انجام ان دریغ نکند اگر هم عاقبی بد ومضری را خواهد داشت از انجام ان جلوگیری کند خداوند ب انسان سرمایه بزرگی چون عقل داده تا با ان راه درست و غلطو تشخیص بدیم و سرمایه ای چون اختیار داده تا درست را برگزینیم ادم عاقل تابع عقلشه وکسی ک منحرف میشه از درست پشیمون میشه تهش.

نویسنده : این ضرب المثل در مورد افرادی به کار می‌رود که قبل از انجام امور، جوانب گوناگون آن را در نظر نمی‌گیرند و عمل و رفتار آنها براساس تعقل و دوراندیشی نیست و سرانجام دچار پشیمانی و حسرت می‌شوند..