جواب کارگاه متن پژوهی قلمرو ادبی زبانی فکری صفحه ۹۹ و ۱۰۰ کتاب ادبیات فارسی پایه دهم جواب کارگاه متن پژوهی درس دوازدهم رستم و اشکبوس از سایت نکس لود دریافت کنید.

1) بیت زیر را پس از مرتب سازی اجزای کلام، به نثر ساده برگردانید.
بشد تیز، رهام با خود و گبر همی گرد رزم اندر آمد به ابر
2) وقتی می گوییم «بهار،» به یاد چه چیزهایی می افتید؟
درخت، گل، شکوفه، جوانه، شکفتن و… از چیزهایی هستند که به ذهن میرسند و به صورت یک مجموعه یا شبکه با هم می آیند؛ به این گونه شبکه ها یا مجموعه ها «شبکه معنایی» می گویند.
اکنون معنای هر واژه را بنویسید؛ آنگاه با انتخاب کلماتی دیگر از متن درس، برای هر واژه، شبکه معنایی بسازید.
گرزز
معنا:
مفهوم:
کیوان
معنا:
مفهوم:
3) در تاریخ گذشته زبان فارسی، گاهی یک «متمم» همراه با دو حرف اضافه به کار می رفت؛ مانند:
به جمشید بر، تیره گون گشت روز همی کاست زو، فر گیتی فروز
فردوسی
در این درس، نمونه دیگری برای این گونه کاربرد متمم پیدا کنید.
4) گاهی در برخی واژگان مصوت «ا» به مصوت «ی» تبدیل می شود؛ مانند؛
رکاب ، رکیب
حجاب ، حجیب
به این شکل های تغییر یافته، کلمات «ممال» گفته می شود.
چند نمونه «ممال» در متن درس بیابید و بنویسید.
3) در تاریخ گذشته زبان فارسی، گاهی یک «متمم» همراه با دو حرف اضافه به کار می رفت؛ مانند:
به جمشید بر، تیره گون گشت روز همی کاست زو، فر گیتی فروز
فردوسی
در این درس، نمونه دیگری برای این گونه کاربرد متمم پیدا کنید.
4) گاهی در برخی واژگان مصوت «ا» به مصوت «ی» تبدیل می شود؛ مانند؛
رکاب ، رکیب
حجاب ، حجیب
به این شکل های تغییر یافته، کلمات «ممال» گفته می شود.
چند نمونه «ممال» در متن درس بیابید و بنویسید.

1) مفهوم کنایی هریک از عبارت های زیر را بنویسید.
عنان را گران کردن:
سر هم نبرد به گرد آوردن:
2) یکی از آداب حماسه، رجزخوانی پهلوانان دو سپاه است. کدام ابیات درس می توانند نمونه هایی از این رجزخوانی باشند؟
3) هر گاه در بیان ویژگی و صفت چیزی، زیاده روی و بزرگنمایی شود، در زبان ادبی به این کار «اغراق» می گویند. این آرایه در متن های حماسی کاربرد فراوان دارد؛ مانند:
شود کوه آهن چو دریای آب اگر بشنود نام افراسیاب
از متن درس، دو نمونه از کاربرد «اغراق» را بیابید و آن را توضیح دهید.
4) در کدام ابیات، لحن بیان شاعر، طنزآمیز است؟

1) چرا رستم از رهام برآشفت؟
2) به نظر شما، چرا رستم پیاده به نبرد، روی آورد؟
3) بر پایه این درس، چند ویژگی برتر رستم را بنویسید.
4) از دید روحی روانی چه ویژگی هایی در کلام فردوسی هست که ما ایرانیان بدان می بالیم؟

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : 1) بشد : فعل غیر اسنادی ، تیز : قید
رهام، با خود و گبر، تیز بشد، همی گرد رزم به ابر اندر آمد.
معنی : رهام آماده و حاضر به جنگ با شتاب به میدان جنگ رفت و از شدت مبارزه و جنگاوری او گرد و خاک به میدان نبرد به آسمان رفت.
2) گرز :
معنا: عمود آهنین یا چوبی
شبکه معنایی :تیغ، کمند، تنگ ، بند ، کوس
کیوان :
معنا: سیاره زخل، دورترین سیاره به زمین است و ساکن فلک هفتم
شبکه معنایی : بهرام ، سپهر ، خاک (مجاز از زمین)، خورشید، آسمان، زمین
3) کمان به زه را به بازو فکند به بند کمر بر، بزد تیر چند
به بند کمر بر : دو حرف اضافه برای یک متمم
4) سلیح ممال سلاح
مزیح ممال مزاح

1) عنان را گران کردن: کنایه از کشیدن افسار اسب و ایستادن
سر هم نبرد به گرد آوردن: کنایه از شکست دادن و کشتن او
2) دلیری کجا نام او اشکبوس همی بر خروشید، برسان کوس
معنا : جنگ جویی که نامش اشکبوس بود وارد میدان شد و مانند طبل بزرگ جنگ، نعره و فریاد می کشید
خروشید: کای مرد رزم آزمای هماوردت آمد، مشو باز جای
رستم فریاد زد ای مرد جنگ جو، هم نبرد تو به میدان جنگ آمد، بایست و از میدان جنگ فرار نکن.
3) خروش سواران و اسپان ز دشت ز بهرام و کیوان همی برگذشت
اغراق : در توصیف صحنه جنگ و تاخت و تاز جنگ جویان و اسب ها و صدای بلند آن ها
نماند ایچ با روی خورشید، رنگ به جوش آمده خاک، بر کوه و سنگ
اغراق : در تاخت و تازسواران و سرعت اسب ها درمیدان جنگ
بشد تیز، رهام با خود و گبر همی گرد رزم اندر آمد به ابر
اغراق : جنگ و تاخت و تاز شدید
4) کشانی بخندید و خیره بماند عنان را گران کرد و او را بخواند
معنا : اشکبوس کشانی خندید و تعجب کرد و اسب خود را از حرکت بازداشت و رستم را به سوی خود فرخواند
بدو گفت خندان: که نام تو چیست؟ تن بی سرت را که خواهد گریست؟
معنا: اشکبوس به رستم می گوید: نام تو چیست) من تو را نمی شناسم، نمی دانم فرزند چه کسی هستی( چه کسی برکشته تو خواهد گریست یا عزاداری می کند؟

1) به دلیل فرار رهام از صحنه نبرد و چون او اهل خوشگذرانی و شراب خواری است و مرد جنگ نیست.
2) برایی تحقیر حریف و ترساندن او در واقع یک نوع رجزخوانی است.
3) شجاعت، دلاوری، جنگاوری
4) روحیه قهرمانانه و پهلوانانه ایرانیان، غرور و تعصب ملی، شجاعت و دلاوری

ناشناس : خروش سواران و اسپان ز دشت / ز بهرام و کیوان همی بر گذشت.
معنی:سر و صدا وهیاهوی جنگ جویان و اسب هایشان انقدر زیاد بود که از سیاره آسمانی هم بالا تر می رفت.
اغراق: سر و صدای جنگ جویان و اسپ.