بازآفرینی ضرب المثل صفحه ۴۵ نگارش هفتم انشا درباره درمورد یک دست صدا ندارد مثل نویسی گسترش از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب فعالیت کتاب نگارش هفتم

متن مثل نویسی یک دست صدا ندارد نگارش هفتم

1. نوشته زیر را بخوانید، اصل ضرب المثل را با شکل گسترش یافته آن مقایسه کنید.
ضرب المثل: «یک دست، صدا ندارد»
صاحب خانه، همرزمانش را برد توی یک اتاق و گفت : «شماها اینجا راحت ترید». یک نفر از آنها آواز می خواند و بقیه دست می زدند. صاحب خانه، هر چند وقت یکبار، به جمعِ آنها سر می زد و برایشان چای و شیرینی می آورد. مردی گوشه اتاق، کنار حاج داوود نشسته بود و به در و دیوار نگاه می کرد. صاحب خانه، توی اتاق سرکشید و چشمش به مرد ساکت افتاد و به او گفت: «اخوی، اگه با ما قهری، چرا اومدی عروسی پسرم؟»
همه برگشتند و به مرد ساکت نگاه کردند. حاج داوود گفت : «از همرزمان قدیمه». صاحب خانه، گفت: «خیلی خوش اومدن؛ امّا اینجا که دیگه جبهه نیست، اینجا عروسی پسر منه، اگه دست نزنید و شاد نباشید ناراحت می شم». مرد ساکت از جایش بلند شد و گفت : «خیلی دلم می خواست دست بزنم؛ ولی حیف که :یه دست صدا نداره!»
همه به آستین چپ مرد که آویزان بود، نگاه کردند.

جواب پاسخ فعالیت صفحه 45 کتاب نگارش هفتم

1. نویسنده به شیوه بسیار زیبایی این ضرب المثل را گسترش داده است بدین گونه که خواننده تا انتهای متن در انتظار گنجاندن ضرب المثل در دل آن می باشد و با خود می گوید چگونه نویسنده می خواهد این ضرب المثل را در دل متن جای دهد.