معنی و خلاصه بخوان و بیندیش پیاده و سوار صفحه 95 و 96 فارسی ششم

نویسنده

من خلاصه ی درس بخوان و بیندیش پیاده و سوار را میخوام

منم فیلمو میخواهم

منم خلاصه درس رو میخوام

دینا

مفهوم بخوان و بیندیش پیاده و سوار1.همیشه هوشیار و آگاه باشیم2.به هر کسی اعتماد نکنیم و چیزایی که داریم رو باهاش به اشتراک نذاریم و دنبال افراد مورد اعتماد و مطمئن بگردیم3.محتاج کسی نباشیم و بار خودمونو خودمون بر دوش بکشیم

نویسنده

روزی بود و روزگاری یک مرد بزاز بود که هر چند وقت یکبار از شهر پارچه و لباس های گوناگون می خرید و به ده های اطراف میبرد و می فروخت و به شهر برگشت یک روز این بزاز دوره گرد داشت از یک دل به دیگر می رفت وقتی از آباده خارج شد و به راه بیابانی رسید مردی اسب سوار را دید که آهسته آهسته می رفت مرد بزار که بسته پارچه ها را بر دوش داشت بسیار خسته شده بود به سوارز گفت آقا حالا ما هردو از این را می رویم اگر این بسته ها را روی اسب خود بگیریم از جوانمردی سپاسگذار و دعاگو خواهم شد سوار جواب داد حق با تو است کمک کردن به همنوع کار پسندیده پسندیده ای است و ثواب هم دارد

نویسنده

لطفا خلاصه بخوان و بیندیش پیاده و سوار فارسی ششمبفرستید

معنی و خلاصه صفحه ۹۵ و ۹۶ کتاب ادبیات فارسی پایه ششم معنی و خلاصه بخوان و بیندیش پیاده و سوار از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم کاش بچه ها جواب رو بفرستن.

نویسنده : ما باید همیشه همانطور که پیامبرمان هم سفارش کرده است بار خود را خودمان به دوش بکشیم.

نویسنده :‌
ب نظر من یعنی اگر جای شما بودم شاید یک فرد بیکار را با یک فرد حقوق بگیر مقایسه میکردم و جوانب منفی و مثبت هر دو رو میسنجیدم./

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
فقط خدا 8 روز قبل
0

هم خانواده را هم بزارید

حدیثه 26 روز قبل
1

سلام من سوال می خواهم

مثل بزاز درخو ست کمک از چه کلاماتی استفاده گرد ؟؟؟؟؟

نشناس 26 روز قبل
-1

خلاصه در پیاده و سوار رو بزارین

نشناس 26 روز قبل
0

خلاصه در پیاده و سوار رو بزارین

ناشناس 28 روز قبل
0

خلاصه

ناشناس 28 روز قبل
4

واه چرا هچی نداره

😐😶

ابوالفضل 1 ماه قبل
3

اصلا خوب نبود 😑

ریحانه طالبی 1 ماه قبل
-2

فارسی ششم صفحه ۹۶

negin 1 ماه قبل
1

بقیش اصلا خوب نیست خاک تورسرت

سلنا دانسر 1 ماه قبل
-2

خیررررررررر اه این چیه

ملیسا 1 ماه قبل
1

روزی بود و روزگاری.....

ناشناس 1 ماه قبل
-2

این داستان توسط چه کسی بازگو شده؟؟؟

ناشناس 1 ماه قبل
1

نهاد . مفعول. فعل این جمله چیست

مرد بزاز پارچه‌ای را حمل میکرد

اسدلله 1 ماه قبل
-2

خلاصه ی حکایت پیاده وسوار

اسدلله 1 ماه قبل
-1

خلاصه ی حکایت پیهده وسوار

دانش 1 ماه قبل
-1

تتو

ناشناس 1 ماه قبل
0

من خلاصه‌ی می خوا

-1
چی 1 ماه قبل

نمیفهمم

0
ناشناس 1 ماه قبل

می خوام عزیزم

ناشناس 1 ماه قبل
-1

درست

ناشناس 1 ماه قبل
-1

ali 1 ماه قبل
0

خلاصه پیاده وسوار میخام

ستاره سلگی 1 ماه قبل
-1

سلام دوستان کس می داند باز نوشی پیاده و سوار کست یا نه

ستاره سلگی 1 ماه قبل
-2

سلام دوستان کس می داند باز نوشی پیاده و سوار کست یا نه

golsa 1 ماه قبل
0

لطفا اگه خوب بود بگید 🌸

golsa 1 ماه قبل
0

سلام

پیام داستان : بعضی اوقات اگر کارهایت را خودت بکنی به نفع خودت است

رزی بلک پینک 1 ماه قبل
1

ببینید کتاب تونو باز کنید همه چی هست نیازی نیست به گوگل مراجه کنید تمام

محمد حسن 1 ماه قبل
0

من خلاصه ی پیاده و سوار را میخوام

محمد حسن 1 ماه قبل
0

من خلاصه پیاده و سوار را میخوام

ناشناس 1 ماه قبل
-2

خلاصهش کو

علی 2 ماه قبل
0

من جواب را میخام

fatemeh 2 ماه قبل
-1

معنی و خلاصه میخواممممم؟؟؟

ناشناس 2 ماه قبل
0

معنی

تژوصج 2 ماه قبل
0

سلام لطفاً خلاصه کاملتری بفرچستید

ناشناس 2 ماه قبل
-1

لطفا ادامه

ناشناس 2 ماه قبل
0

ررررررررررا

درسا یعنی مروارید 2 ماه قبل
-1

درسا هستم ۱۲ از

کرج

0
ناشناس 23 روز قبل

خب که چی !!

یلدا 2 ماه قبل
0

مرسی واقعا خسته نباشی دمت گرم

امیر یزدانی مقدم 2 ماه قبل
1

نه

محمدامین حسن نژاد 2 ماه قبل
4

لطفا خلاصه بگین نه همون متن رو که 😐😕☹️

1
/= 2 ماه قبل

والا

🖤 2 ماه قبل
5

منم میخوام ببینم

ارا 2 ماه قبل
3

نرنررننرندرننرنررننرنررنرنرنرن

ناشناس 2 ماه قبل
1

نرنررننرندرننرنررننرنررنرنرنرن

شال 2 ماه قبل
4

سلام . زیاد جالب نبود

ناشناس 2 ماه قبل
1

سلام

من مخوام این درس را ترکیب وصفی و اضافی را بزارید

ناشناس 2 ماه قبل
-1

پيام

مریم 2 ماه قبل
-1

پس درک مطلبش کو

ناشناس 2 ماه قبل
-2

Soshiyant

آنا 2 ماه قبل
2

خلاصه درس را می گوید

0
منم 2 ماه قبل

خلا برید برنا مه همیار دانلود کنید تا راحت تر جواب سوالات رو بدید البته این برنامه جواب همه ی درس ها تا 9رو داره دانلود کنید من از این برنامه استفاده میکنم

0
ناشناس 2 ماه قبل

چرا خوب خلاصه نمیگید😓😓

به تو چه 3 ماه قبل
11

چرا درست جواب نمی‌دید

-1
BLACK 2 ماه قبل

دقیقاااااااا

ناشناس 3 ماه قبل
13

لطفا مطالب مربوطه رو بذارید نه چرت و پرت

0
نشناس 26 روز قبل

بی زحمت خلاصه درس رو بدین دیگه ممنون

بهار 3 ماه قبل
6

ای کاشت خودتون جواب سوال های مارو بدید ما میایم از اینترنت کمک بگیریم

ولی شما از نظر ها استفاده می‌کنید

0
محمدامین حسن نژاد 2 ماه قبل

دقیقا

-1
ناشناس 2 ماه قبل

دقیقا 👌🏻🌺

0
مهتا جگولی 2 ماه قبل

ایولعالی بود

4
ناشناس 3 ماه قبل

دمت گرم با حرف زدنت

ناشناس 3 ماه قبل
10

لطفا معنی کلمات درس پیاده و سوار را به من بگویید

1
* 2 ماه قبل

پَ ما اینجا برا چی اومدیم

ناشناس 3 ماه قبل
12

چرا پیام درس را نگذاشتید ؟ ها ک تو سرتون

0
Sari 1 ماه قبل

این حکایت ب ما می اموزه در شناخت مردم دقت بیشتری داشته باشیم و در تصمیم گیری ها عجله نکنیم تا موجب پشیمان نشه.

پیام درس همینه:/

ناشناس 3 ماه قبل
19

چرا پیام درس نیست

ستایش 3 ماه قبل
5

سلام میگم توضیح شو توضیحم بده ۱۷ اسفند من امتحان ریاضی، علوم ، فارسی ، اجتماعی دارم ریاضی ام زیرش بنویسا

-1
علی 2 ماه قبل

به تخمم

2
ناشناس 3 ماه قبل

به ماچه

خلاصه 3 ماه قبل
7

خلاصه

الاص 3 ماه قبل
10

بزار دیگه

علیرضا کاظمی 3 ماه قبل
8

سلام ما خلاصه رو میخواهیم پوفیوز نه بیاین بچه ها بگن اگه میخواستیم جواب سلک بچه ها رو بگیریم خودمون مینوشتیم

علیرضا کاظمی 3 ماه قبل
20

سلام خلاصه داستان

یک مرد بزازی بود که کارش خرید و فروش پارچه بود یک روز کارش تمام شده بود و داشت به خانه بر میگشت در بین راه مرد اسب سواری دید و به سمت او رفت مرد بزاز به مرد اسب سوار گفت میشه داری می روی بار من را روی اسبت بگزاری مرد اسب سوار گفت ببخشید شرمنده اسبم دیشب کاه و یونجه نخورده است خدارو خوش نمیاد که این همه بار را روی ان بگزارم مرد اسب سوار در این لحظه خرگوشی را دید و به سمت او تاخت مرد بزاز در همین لحظه با خود گفت اگر بارم را روی اسب او می گذاشتم بار من را با خود میبرد و من به او نمی رسیدم در همین لحظه هم مرد اسب سوار با خودش گفت خوب میشد بار او را می گرفتم و فرار می کردم مرد اسب سوار سریع پیش مرد بزاز رفت و به او گفت بارک را بده به من و به مقصد رسیدیم اسبم را استراحت میدهم و مرد بزاز گفت راضی به زحمت شما نیستم

امیدوارم خوش تون بیاد اگه میشه بهم ری بدهید

0
نشناس 26 روز قبل

👌👌👌

0
محمدامین حسن نژاد 2 ماه قبل

حاجی این داستان رو ازکجا آوردی کی تو درس گفت که کار پارچه فروشیه خاااااااااااک

-1
ناشناس 2 ماه قبل

عالی تنکیو

0
ناشناس 2 ماه قبل

ممنون عالیه 🙏🏻🌺

0
سارا 2 ماه قبل

ممنونم

2
فاطمه 2 ماه قبل

عالی بود ممنون 💖💖💞💞❤❤🌹🌹🌹

1
مهتا جگولی 2 ماه قبل

عالی هست

3
فاطمه 2 ماه قبل

عالی بود مرسی

1
بنیامین جهانشیری 2 ماه قبل

ممنونم عالی

0
تشکر 2 ماه قبل

تشکر

1
ناشناس 2 ماه قبل

عالییییییییییقق

-1
:| 2 ماه قبل

مممنوووون خیییلی نیازش داااشتم✨

2
😌😌🙂🙂 3 ماه قبل

بسیارعالی👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

1
مرسی 3 ماه قبل

عالیه

0
آروین ازتون منونم زحمت کشیدین 3 ماه قبل

Asdhjbcg

-1
سارینا 3 ماه قبل

عالی بودمتشکرم

-1
خیلی ممنون 3 ماه قبل

خیلی ازتون ممنونم

1
نیکا ❤️ 3 ماه قبل

واقعا دستت درد نکنه عالیییییی ازت خیلی ممنونم 🙏🙏❤️❤️

0
افشین زارعی 3 ماه قبل

من از این خلاصه تون لذت بردم

من رای میدم

هما 3 ماه قبل
-2

معنی کلمات درس پیاده و سوار

ناشناس 3 ماه قبل
3

منم خلاصه را میخاستم

نیکا 3 ماه قبل
9

بزّاز : پارچه فروش

آبادی : روستای آباد – ده

جوانمردی : بخشندگی – سخاوت

همنوع : هم جنس

پسندیده : خوب – نیکو

بی انصافی : ناحقّی

تاختن : با سرعت حرکت کردن

ثنانوری 🦜🍭

0
فاطمه 2 ماه قبل

ممنونم

ناشناس 3 ماه قبل
10

ما جواب اصلی را میخوام نه نظر دیگران 😑

5
ناشناس 3 ماه قبل

آره

5
علیرضا کاظمی 3 ماه قبل

اره ما اگه میخواستیم نظر دیگران رو ببینیم خودمون فکر میکنیم مینویسیم

ملک 3 ماه قبل
9

تا الان که من دیدم شما ها اشتباه گفتین این اینترنت هم به درد نمی خوره اصلا باید از هوش خود تون استفاده کنین نه از این اینترنت به درد نخور این کاری که شما می کنین زرنگی نیست آماده خواری گستاخی هست

-2
احمق 2 ماه قبل

احمق

-2
علی 3 ماه قبل

ریدم بهت

محنا 3 ماه قبل
3

من معنی این ص رو میخوام

عارفه 3 ماه قبل
1

عارفه

6
عارفه 3 ماه قبل

من اینارو نخواستم که اه

فاطمه 3 ماه قبل
3

سلام

معنی وخلاصه

ناشناس 3 ماه قبل
2

خنگ ها من این چیز رو نخواستم

نویسنده 3 ماه قبل
12

سلام میخواستم خلاصه رو بگم :یک روز مرد بزاز داشت از یک ده به ده دیگر میرفت ، به راه بیابانی رسید و مرد سوارکاری دید بزاز از او خواست که بارش را روی اسب بزارد ولی او قبول نکرد و ادعا کرد اسبش گشنه است و هیچی نخورده بعد خرگوشی داشت میدوید و اسب سوار هم دنبال او رفت . بزاز هم با دیدن این صحنه متوجه شد که باید خودش بار خودش را به دوش بکشد . اسب سوار هم وقتی نتوانست خرگوش را بگیرد امد تا بسته را از بزاز بگیرد و فرار کند اما بزاز قبول نکرد

1
ناشناس 23 روز قبل

مرررررسسیییییییی

1
مهتا جگولی 2 ماه قبل

خییللللللللللللللی عاللللللللللللللللی هست

دمت گرم👏🏻👏🏻👏🏻

2
عالی 2 ماه قبل

عالی

3
ناشناس 3 ماه قبل

دستت درد نکنه

3
علیرضا کاظمی 3 ماه قبل

ایلاویو داری

1
خ 3 ماه قبل

ممنون

0
ناشناس 3 ماه قبل

امید وارم معلمم ازم قبول کنه 🥲

3
فاطمه 3 ماه قبل

بارم خوبه

0
فاطمه 3 ماه قبل

بازم

6
bari 3 ماه قبل

خیلیم عالی

دیانا 3 ماه قبل
0

خیلی بد بود

زهرا 3 ماه قبل
-2

نمیدونم

نویسنده 4 ماه قبل
0

یعنی که خودمان بار خود را به دوش بکشیم تا خیال مان آسوده باشدیعنی هر سختی را به جان بخر تا سرت کلاه نرود

نویسنده 4 ماه قبل
26

روزی بود و روزگاری یک مرد بزاز بود که هر چند وقت یکبار از شهر پارچه و لباس های گوناگون می خرید و به ده های اطراف میبرد و می فروخت و به شهر برگشت یک روز این بزاز دوره گرد داشت از یک دل به دیگر می رفت وقتی از آباده خارج شد و به راه بیابانی رسید مردی اسب سوار را دید که آهسته آهسته می رفت مرد بزار که بسته پارچه ها را بر دوش داشت بسیار خسته شده بود به سوارز گفت آقا حالا ما هردو از این را می رویم اگر این بسته ها را روی اسب خود بگیریم از جوانمردی سپاسگذار و دعاگو خواهم شد سوار جواب داد حق با تو است کمک کردن به همنوع کار پسندیده پسندیده ای است و ثواب هم دارد

0
منم 3 ماه قبل

خودشه که😑

2
STY. BTS 3 ماه قبل

درسـتـه اما بنـظـرم کـوتـاه مـیاد چـون خـود داسـتان کـوچـیک شـایـد اینـجـوری بـاشه یا جـواب دیگـری هـست اگـر هـسـت لـطـفا بـگـین مـمـنـون ♡♡♡

نویسنده 4 ماه قبل
0

ممنون❤😊

به توجه 4 ماه قبل
12

ندیدم تا بگم

0
ناشناس 3 ماه قبل

منم

دینا 4 ماه قبل
33

مفهوم بخوان و بیندیش پیاده و سوار1.همیشه هوشیار و آگاه باشیم2.به هر کسی اعتماد نکنیم و چیزایی که داریم رو باهاش به اشتراک نذاریم و دنبال افراد مورد اعتماد و مطمئن بگردیم3.محتاج کسی نباشیم و بار خودمونو خودمون بر دوش بکشیم

نویسنده 4 ماه قبل
20

لطفاً یکی جواب بده

نویسنده 4 ماه قبل
-1

خودمم نمی دونم

0
چس 2 ماه قبل

پیاده و سوار بر زمین می کوبد تا جواب رو بفرستم

0
ممنون 3 ماه قبل

ممنون

18
نویسنده 4 ماه قبل

سلام میخواستم خلاصه رو بگم :یک روز مرد بزاز داشت از یک ده به ده دیگر میرفت ، به راه بیابانی رسید و مرد سوارکاری دید بزاز از او خواست که بارش را روی اسب بزارد ولی او قبول نکرد و ادعا کرد اسبش گشنه است و هیچی نخورده بعد خرگوشی داشت میدوید و اسب سوار هم دنبال او رفت . بزاز هم با دیدن این صحنه متوجه شد که باید خودش بار خودش را به دوش بکشد . اسب سوار هم وقتی نتوانست خرگوش را بگیرد امد تا بسته را از بزاز بگیرد و فرار کند اما بزاز قبول نکرد

نویسنده 4 ماه قبل
20

لطفا خلاصه بخوان و بیندیش پیاده و سوار فارسی ششمبفرستید

تارا 4 ماه قبل
19

خلاصه درس میذاشتی بهتر بود

تارا 4 ماه قبل
19

خلاصه درس میذاشتی بهتر بود

تارا 4 ماه قبل
17

لطفا خلاصه بخوان و بیندیش پیاده و سوار فارسی ششمبفرستید

نویسنده 4 ماه قبل
37

من خلاصه ی درس بخوان و بیندیش پیاده و سوار را میخوام

منم فیلمو میخواهم 4 ماه قبل
34

منم خلاصه درس رو میخوام

-1
هانیه حسین پور 4 ماه قبل

من خلاصحه ی درس می خوام

-2
نویسنده 4 ماه قبل

من نتیجه ایی که از این درس گرفتم اینست که اون مرد که رو اسب نشسته بود سعی نداشت کمک کند سعی داست بار او را بردارد و فرار کند اما مردی که داشت پیاده راه میرفت میخواست پارچه های خود را به دوش اسب او بزار تا کمی خستگی رفع کند و بعد از اینکه اون مرد به دونبال خرگوش رفت فعمید که کار خوبی کرده است که بار خود را به دوش اسب اون نگذاشته است

-2
آرشین 4 ماه قبل

اون پاینا بگردی پیدا میشه

1
فروزان رشیدی 4 ماه قبل

خلاصه داستان پیاده وسواره رو میخوام

0
شیرین 4 ماه قبل

من هم خلاصه می خوام پیدا نمی کنم

ارسلان فرخ 4 ماه قبل
-2

چخبر

ارسلان فرخ 4 ماه قبل
-1

چخبر

نویسنده 4 ماه قبل
-1

عالیه محمودی

نویسنده 4 ماه قبل
0

خلا صه

نویسنده 4 ماه قبل
-2

…….

بله 4 ماه قبل
-2

مرسا

نویسنده 4 ماه قبل
-2

لطفاخلاصه درس۵خط بیارین

نویسنده 4 ماه قبل
-1

تلتلتللتللاب

نویسنده 4 ماه قبل
4

مکاوحدبت

عالی 4 ماه قبل
1

بد بود

نویسنده 4 ماه قبل
0

ممنون خیلی خوب بود❤

پرنیا 4 ماه قبل
1

اولش ک نیاورد نیاورد باید حتما رای می دادم تا میاورد

💕💟 4 ماه قبل
-1

عالی

...... 4 ماه قبل
0

خیلی خوب بود.

نویسنده 4 ماه قبل
5

🌷نتیجه گیری از حکایت: ما نباید به کسانی که از مردم سو استفاده میکنند یا به فکر انسان های دیگری نیستند اعتماد کنیم یا یک امانتی به آنها بدهیم ،زیرا آنها دروغ گو هستند و به فکر انسان های دیگر نیستند و اعتماد کردن به این افراد باعث پشیمانی خودمان میشود.🌾🌷

نویسنده 4 ماه قبل
1

لطفا جواب سوالات صفحه ۹۶ را هم بگذارید 🙏😠

نویسنده 4 ماه قبل
-2

یک مرد بزاز بود که هرچند و فقط یکبار از شهر پارچه و لباس های گوناگونی می خرید و به ده های اطراف می رفت مرد بزاز یک مردی اسب سوار رادید که آهسته آهسته میرفتالسل

ناشناس 4 ماه قبل
0

خیلی بدهههه

مهدی 4 ماه قبل
0

سام 4 ماه قبل
-1

لطفا کسی برام خلاصه بنویسه سریع

نویسنده 4 ماه قبل
-1

نمیدونم

خلاصه 4 ماه قبل
6

سلام میخواستم خلاصه رو بگم :یک روز مرد بزاز داشت از یک ده به ده دیگر میرفت ، به راه بیابانی رسید و مرد سوارکاری دید بزاز از او خواست که بارش را روی اسب بزارد ولی او قبول نکرد و ادعا کرد اسبش گشنه است و هیچی نخورده بعد خرگوشی داشت میدوید و اسب سوار هم دنبال او رفت . بزاز هم با دیدن این صحنه متوجه شد که باید خودش بار خودش را به دوش بکشد . اسب سوار هم وقتی نتوانست خرگوش را بگیرد امد تا بسته را از بزاز بگیرد و فرار کند اما بزاز قبول نکرد

0
منم 3 ماه قبل

آفرین گلم

ملیکا فلاح 4 ماه قبل
10

داستان یک مرد بزاز که کارش پارچه فروشی در روستاهای اطراف بود که در راه بیابانی بامردی سواره برخورد میکنه وتقاضای کمک میکند اما اوبابهانه تراشی نمی پذیرد ناگاه خرگوشی می بیند وبا سرعت می تازد در دلش وسوسه میشد که کاش بار مرد پیاده رو قبول میکردم وبه سمت شهر میرفتم ومرد بزاز هم از اینکه بار خود را به او نداده در دلش خوشحال بود وبه این نتیجه رسید که اگر هرکس بار خود را به دوش کشد ضرر نمیکند.

1
منم 3 ماه قبل

آفرین

1
امیر 4 ماه قبل

واقعاً خوب بود

نویسنده 4 ماه قبل
4

معنی حکایت

1
منم 3 ماه قبل

چی

0
امیرعلی 4 ماه قبل

ممنون

نویسنده 4 ماه قبل
3

عالی است ومن از این خوشم آمد

2
هستی 4 ماه قبل

هم خانواده بخوان و بیدیش پیاده سوار کلاس ششم

نویسنده 4 ماه قبل
3

مردی بود که بزاز بود پارچه فروش او پارچه های خود را به ده می فروخت و به شهر برمی گشت تا روزی داشت از بیابانی می گذشت تا به آبادی برسد تا پارچه هایش را بفروشد که سوار کاری را دید و از او خواهش کرد تا بارش را ببرد و او خودش میاید اما سوال کار بهانه آورد تا دید او مثل باد خرگوشی را دنبال کرد و برگشت تا بار را سوار کند مرد بزاز فکر کرد که او میخواهد بار او را بدزدد و ببرد

نویسنده 4 ماه قبل
7

مردی بزاز بود که کار او تجارت و خرید و فروش پارچه بود،. روزی مرد بزاز در راه بیابانی خویش اسب سواری را دید که مقصد وی نیز با بزاز یکسان بود. کمی بعد از روبه رو شدن آنها بزاز از مرد اسب سوار درخواست حمل کوله بارش را کرد؛ اما او خواسته بزاز را نپذیرفت. کمی بعد مرد سوارکار خرگوشی را دیده و به دنبال او دوید ؛ در همین هنگام مرد بزاز با خود اندیشید که چه بهتر او کیسه مرا نگرفت وگرنه اموالم را از دست میدادم. مرد سوارکار نیز در همین فکر بود و از بزاز درخواست حمل کیسه اش را کرد. اما بزاز از خطر پذیرفتن آنها خواسته آنها شده و کوله بارش را به او نداد. ثنا فراهانی ≧﹏≦

0
ناشناس 4 ماه قبل

دمت گرم

نویسنده 4 ماه قبل
2

باید در زندگی از عقل و هوش خود خوب استفاده کنیم و مسیولیت کارها را خودمان بر عهده بگیریم و بی جهت به کسی اعتماد نکنیم

نویسنده 4 ماه قبل
-1

پیام داستان پیاده وسوار

ناشناس 4 ماه قبل
0

خستگی ، گرسنگی ، تشنگی ، عصبانیت و … باعث نشود تصمیمی بگیریم که بعدش پشیمان شویم .

0
منم 3 ماه قبل

😏😏

نویسنده 4 ماه قبل
5

یک روز مرد بزاز داشت از یک ده به ده دیگر میرفت ، به راه بیابانی رسید و مرد سوارکاری دید بزاز از او خواست که بارش را روی اسب بزارد ولی او قبول نکرد و ادعا کرد اسبش گشنه است و هیچی نخورده بعد خرگوشی داشت میدوید و اسب سوار هم دنبال او رفت . بزاز هم با دیدن این صحنه متوجه شد که باید خودش بار خودش را به دوش بکشد . اسب سوار هم وقتی نتوانست خرگوش را بگیرد امد تا بسته را از بزاز بگیرد و فرار کند اما بزاز قبول نکرد

محمد مهدی شم آبادی 4 ماه قبل
1

مرد می خواست کوله مرد بزاز رو بدزد

نویسنده 4 ماه قبل
0

ما باید بار خود را خود به دوش بکشیم

♥️♥️ 4 ماه قبل
2

نتیجه گیری:بخوان و بیندیش پیاده وسوار1- ما نباید بی دلیل به یک نفر اعتماد کنیم.2- ما نباید کاری که باید خودمان انجام دهیم را به شخص دیگری محول کنیم.

1
... 2 ماه قبل

خوب

2
آدلیا 3 ماه قبل

عالی

نویسنده 4 ماه قبل
0

بله

0
چی میگی بله 3 ماه قبل

سلام من معنی تاب وتوان

رو می خواستم

نویسنده 4 ماه قبل
3

عختها

0
ریحانه 3 ماه قبل

همیشه اگاه باشیم

برای پاسخ کلیک کنید