انشا ایستادن توی صف طنز خنده دار و غیر طنز ادبی صفحه 55 نگارش نهم

زهرا

من از ۲۰به شما ۱۲ می دهم.

نویسنده

ادامه ی انشا طنز:رفتم خونه و مادرم گفت چرا انقدر خسته و کوفته ای گفتم تا من هستم دیگر نمی روم نانوایی صدای اون مرد هنوز تو گوشم وز وز میکنه 😢😢

نویسنده

واییی همان روز روزی که افتاب به کله هایمان میزد و ما عرق چنان به کلاس میرفتین

نرگس هاشمی

بابا چرا اینطوری می کنید خوب عین همین مطلب رو کپی نکنید معلمتون میفهمه برین چندتا از اینا رو پیدا کنید بخونید یکم از این یکم از اون یکمم خودتون اضافه کنید یه انشائ قشنگ در میاد

نویسنده

خوبه خیلی

جواب انشا صفحه ۵۵ کتاب نگارش پایه نهم انشا به صورت ادبی و خنده دار در مورد درباره با موضوع ایستادن توی صف طنز و غیر طنز عادی همراه از سایت نکس لود دریافت کنید.

ایستادن توی صف به صورت طنز و غیر طنز

انشا درباره ایستادن توی صف نگارش نهم

در کتاب مهارت های نوشتاری انشایی از بچه ها خواسته شده است که باید چند مورد از این انشا را به صورت طنز و غیر طنز از کتاب خودشان پیدا کنند و برگزینند و آنها را یک بار به صورت نوشته طنز و جوک مانند و خنده دار و یک بار نیز به صورت انشا های معمولی در چند سطر بنویسند این انشا در صفحه ۵۵ کتاب مهارت های نوشتاری پایه نهم موجود است که در ادامه با ما همراه باشید با پاسخ به این تمرین و انشای مهم.

انشا درباره ایستادن توی صف به صورت طنز و غیر طنز

توی خونه داشتم با کامپیوتر بازی میکردم که مامان اومد بهم گفت برو چند تا نون بخر. منم گفتم باشه و بازم مشغول بازی شدم. دوباره مامان اومد بهم گفت و من هر دفعه گفتم میرم ولی خداییش دل کندن از کامپیوتر خیلی سخت بود. خلاصه بعد از صدبار که مامان اومد بهم گفت از کامپیوتر دل کندم و با اعصابی خورد رفتم نونوایی، عصاب که نداشتم با دیدن صف سه متری نونوایی هم دلم میخواست سرم را بکوبونم به دیوار، خلاصه ایستادم آخر صف هر دو ساعت یه بار هم یه میلی متر حرکت میکردیم. دیگه حسابی کفری شده بودم، حالا اینا به کنار از این زورم میاد که یه مرده اومده میگه صف نونوایه پ ن پ صف دسشویی عمومیه. خلاصه تمام سعیم را کردم که به اعصابم مسلط باشم و تو افکارم غرق شده بودم که یکدفعه احساس کردم اکسیژن این قدر کم شد که الان به دیار باقی میشتابم. یه مرده چاق اومده بود ایستاده بود جلوی من و من قشنگ داشتم بین دو نفر له میشدم. با هر بدبختی بود بهش گفتم آقا ببخشید باید برید آخر صف، مرده برگشت و بهم نگاه کرد و گفت دلم میخواد اینجا وایسم مشکلی داری؟صداش این قدر کلفت بود بای این هیکلی هم که داشت نه تنها لال شدم بلکه خودمم خیس کردم. خلاصه بعد از ساعت ها توی صف ایستادن نوبتم شد و نون خریدم و رفتم خونه و داغی گذاشتم پشت دستم که دیگه نونوایی نرم.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : غیر طنز ادبی : صف، خطی پر از ادم، که میتواند دانش اموز باشد یا صف نان و هرچیز دیگر. برای رعایت نظم و نوبت بسیار کاربردی است و باید انجام شود درست است که خیلی خسته کننده است اما در انتها همان طوری که تو نمیتوانی به حق دیگری تجاوز کنی کسی هم نمیتواند نوبت تورا بگیرد و یا از تو سوء استفاده کند. درکل صف ها برای نظم و انضباط و زیباییِ قرار گرفتن انسانها کنارهم در صف های نظامی و یا ایجاد همدلی و همدردی ای که در صف ها وجود می اید ، همه و همه راجع به چیزی بود که اصلا حس نمیکردیم روزی کسی انقدر مسئله اش را برایمان بازکند و ما به تحلیل های ریزتر بپردازد.

مهدی : طنز خنده دار : بازهم این زنگ مسخره که مرا از خوابهای خوبم جدا میکند و بازهم باید به مدرسه بروم..! و دوباره اول صبح صفی بی سرانجام. . هعی خدا… ! دلم میخواهد که حداقل چند وقتی بی صف برویم سر کلاس هایمان. بی هیچ استرس و خستگی. با دوستانم وارد صف شدیم، و همزمان که ایستاده بودیم و باهم صحبت میکردیم، به صحبت های مدیر و معاون و برنامه صبحگاه هم گوش میدادیم. و بازهم تذکر هایی که نصیبمان میشد. ای خدا.. ! اخرای صحبتشان بود ک دیگر خسته شدم و نشستم دوستانم هم که مرا دیدند نشسته اند و در ان واحد کل مدرسه روی زمین نشستند و بازهم تیکه ها و تحقیر و توهین هایی که میشد. مطمینم سالهای اینده یکی از خاطرات مزخرفم همین لحظات در صف خواهد بود.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
Se 13 روز قبل
0

چه کنیم باید بسازیم

Se 13 روز قبل
0

چه کنیم باید بسازیم

Se 13 روز قبل
1

چه کنیم باید بسازیم

Se 13 روز قبل
0

خـدایی خیلی گنده

حسین 11 ماه قبل
0

دمت گرم این که داستان من بود

ناشناس 11 ماه قبل
-2

خیلی خوب بود ولی غیر طنز نداره

1
Cr7 11 ماه قبل

خیلی بدجور بود

ناشناس 11 ماه قبل
0

خوب نبود اصلا راضی نبودم هیچکس اهمیت نده اخ

نویسنده 11 ماه قبل
3

خوب بود ولی فقط یکم گنده کردی گفتی همه به لا نگاه کردن به زمبن نشتن باید کمی اصلاح شود اما خوب بود من از 20 به شما 15 میدم.

ناشناس 11 ماه قبل
1

سلام

انیر 11 ماه قبل
3

اونم بد بود

زهرا 11 ماه قبل
16

من از ۲۰به شما ۱۲ می دهم.

نرگس هاشمی 11 ماه قبل
5

بابا چرا اینطوری می کنید خوب عین همین مطلب رو کپی نکنید معلمتون میفهمه برین چندتا از اینا رو پیدا کنید بخونید یکم از این یکم از اون یکمم خودتون اضافه کنید یه انشائ قشنگ در میاد

0
KN 11 ماه قبل

👍👍👍👍👍

0
Amir 11 ماه قبل

👌👌

کوثر ابراهیم زاده 11 ماه قبل
0

عالی بودند ممنون

نویسنده 11 ماه قبل
0

عالیه

نویسنده 11 ماه قبل
7

ادامه ی انشا طنز:رفتم خونه و مادرم گفت چرا انقدر خسته و کوفته ای گفتم تا من هستم دیگر نمی روم نانوایی صدای اون مرد هنوز تو گوشم وز وز میکنه 😢😢

نویسنده 11 ماه قبل
5

واییی همان روز روزی که افتاب به کله هایمان میزد و ما عرق چنان به کلاس میرفتین

ناشناس 11 ماه قبل
-2

عالی بود

باحال بود 11 ماه قبل
0

بی معنی است

نویسنده 11 ماه قبل
3

خوبه خیلی

نویسنده 11 ماه قبل
-1

نویسنده 11 ماه قبل
-1

عالی👍👍

نویسنده 11 ماه قبل
-2

بد نبود:/

مریدا 11 ماه قبل
-1

از ۲۰ . ۱۵ بهت میدم

نویسنده 11 ماه قبل
-1

ههه

برای پاسخ کلیک کنید