یکی از درس های مندرج در کتاب درسی خود را خلاصه کنید سپس متن خلاصه شده را با بهره گیری از روش های دسته بندی نمودار جدول نقشه مفهومی نشان دهید صفحه 118 نگارش یازدهم

درسا

زحمت کشیدید واقن کسی ک انجام داده ک اصلا نمیاد اینجا😂😐

نویسنده

من خودم نمیدونم امیدوارم دوستان بدونن

نویسنده

اگر میدونستم ک نمیومدم دنبال جواب

😐

جواب کو

مریم

جواب کو پس؟؟؟

جواب فعالیت صفحه ۱۱۸ کتاب نگارش پایه یازدهم یکی از درس های مندرج در کتاب درسی خود را خلاصه کنید سپس متن خلاصه شده را با بهره گیری از روش های دسته بندی نمودار جدول نقشه مفهومی نشان دهید از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : نمیدونم کاش بچه ها جواب رو بفرستن.

ناشناس :‌روش دسته بندی:جدول
نام شاعر: هوشنگ ابتهاج
لقب(تخلص): هـ.ا.سایه
آثار:نخستین نغمه ها، سیاه مشق و تا صبح شب یلدا، تابستان مهر، بانگ نی
توضیحات: غزل سراس معاصر با زبان لطیف و اجتماعی
منبع:درس یار منتشران.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
نویسنده 15 ساعت قبل
5

کتاب فلسفه

2
ناشناس 15 ساعت قبل

(●__●)

اکبر غلامی 15 ساعت قبل
2

به به

اکبر غلامی 15 ساعت قبل
-1

مچکریم از کنک وسیع شما سپاااس

سما 15 ساعت قبل
2

😐

Sahar 15 ساعت قبل
1

ممنون😐

درسا 15 ساعت قبل
10

زحمت کشیدید واقن کسی ک انجام داده ک اصلا نمیاد اینجا😂😐

.... 15 ساعت قبل
3

عاای

محمدرضا 15 ساعت قبل
5

عالی بود. خیلی گویا و روان😑🤦‍♂️

نویسنده 15 ساعت قبل
6

خوب بنویسید یچیری

هانی 15 ساعت قبل
3

پس کو جواب این ؟؟؟

مریم 15 ساعت قبل
6

جواب کو پس؟؟؟

ناشناس 15 ساعت قبل
3

خب

نویسنده 15 ساعت قبل
0

زهره بهرامزاده

نویسنده 15 ساعت قبل
0

نظری ندارم

فاطمه 15 ساعت قبل
-2

من نوشتم.

0
واقعا 15 ساعت قبل

کو جواب اح اح

امید 15 ساعت قبل
5

؟؟

امید 15 ساعت قبل
3

چندتا نظر بادی بدم؟

0
محمدی 15 ساعت قبل

بفرمایید

نگار 15 ساعت قبل
0

🤧😐

شیدا 15 ساعت قبل
3

پ جوابش

نویسنده 15 ساعت قبل
0

لطفاً ارسال كنيد

0
ناشناس 15 ساعت قبل

نمیدانم اگر می دانستم خودم مینوشتم عقل کل

علی 15 ساعت قبل
-2

سلام

نویسنده 15 ساعت قبل
1

دیدگاه خاصی ندارم،

رضا 15 ساعت قبل
5

کتاب فارسی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

نتتاذذ

نویسنده 15 ساعت قبل
1

دیدگاهی ندارم

ناشناس 15 ساعت قبل
4

پس جوابش کو ؟

نویسنده 15 ساعت قبل
0

این سوال در صفحه ی 122 مطرح شده نه 118

1
مال ما صفحه ۱۱۸ هستش 15 ساعت قبل

من فک کردم جوابشو نوشتهولی دیدم اصن هیچی نیس😒

نویسنده 15 ساعت قبل
4

نمیدونم

نویسنده 15 ساعت قبل
1

ده

😐 15 ساعت قبل
7

جواب کو

0
ملیکا 15 ساعت قبل

خوب بود

نویسنده 15 ساعت قبل
2

درس ششم

0
بد نیست 15 ساعت قبل

خوب

نویسنده 15 ساعت قبل
4

مریم

نویسنده 15 ساعت قبل
0

نمیدانم

نویسنده 15 ساعت قبل
0

انشا صفحه 118

نویسنده 15 ساعت قبل
0

.

نویسنده 15 ساعت قبل
0

چرا عکس نمیزارید

میلاد 15 ساعت قبل
0

عالی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

والا به مولا هچی نمیدونم اومدم خودم یاد بگیرم

نویسنده 15 ساعت قبل
0

بخدا چیزی نمیدونم

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

عالی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

در داسـتانهای حماسـی ایـران و اسـاطیر باسـتان، چهـرۀ انقالبـی کاوۀآهنگـرّحـاد وبینظیـر اسـت و پیشبنـد چرمیـن او کـه بـر نیـزه کـرد و مـردم را بـه اتّ جنبـش فراخوانـد، درفشـی بـود انقالبـی کـه بـر ضـد پادشـاه ّ وقـت، ضحـاک،برافراشـت. درفشـی کـه پشـتیبان آن، دل دردمنـد و بـازوی مـردم رنـج کشـیده و بیپناه بود.ّب اژی دهاک ) اژدها(، در داسـتانهای ایرانی، مظهر خوی شـیطانیّضحاک، معرِ اسـت و زشـتی و بدی؛ در اوسـتا موجودی اسـت »سـه پوزۀ سـه سـر شـش چشم«،دیـوزاد و مایـۀ ّ آسـیب آدمیـان و فتنـه و فسـاد. بـه روایـت فردوسـی، ضحـاک بارهاَرداس، رافریـب ابلیـس را میخـورد؛ بدیـن معنی که ابلیس بـا موافقت او، پـدرش، مکـه مـردی پاکدیـن بـود، از پا درمی ّ آورد تا ضحاک به پادشـاهی برسـد. سـپس درلبـاس خوالیگـری چـاالک، خورشهایـی حیوانی بـه او میخوراند و خوی بـد را در اومی ّ پـرورد؛ سـپس بـر اثـر بوسـه زدن ابلیس بـر دوش ضحـاک، دو مـار از دو کتف اومیرویـد و مایـۀ رنج وی میشـود.پزشـکان فرزانـه از عهـدۀ علاج برنمیآینـد تا بـار دیگر ابلیس خـود را به صورتپزشـکی درمـیآورد و بـه ّ نـزد ضحاک میرود و بـه او میگویـد: » راه درمان این دردّ و آرام کـردن مـاران، سـیر داشـتن آنها با مغز سـر آدمیان اسـت.« ضحـاک نیز چنینمیکنـد و بـرای تسـکین درد خـود بـه این کار میپـردازد. به این ترتیب که هر شـبدو مـرد را از کهتـران یـا مهتـرزادگان بـه دیـوان او میبرنـد و جانشـان را میگیرند وخورشـگر، مغز سـر آنان را بیرون میآورد و به مارها می ّ خوراند تا درد ضحاک اندکیآرامـش یابـد. در اسـاطیر ایران، مار مظهری اسـت از اهریمـن و در اینجا نیز بر دوشّضحـاک می ّ روید که تجسـمی اسـت از خوهـای اهریمنی و بیـداد و منش خبیث.پادشـاه سـتمگر شـبی درخـواب میبینـد سـه تن مـرد جنگی قصـد او میکنند و یکـی از آناناو را بـه ضـرب گـرز از پـا درمیآورد … وی از بیـم برخود میپیچد و فریادزنـان از خواب میپرد.ناچـار موبـدان و خردمنـدان را بـه مشـورت میخواند و خواب خود را حکایت میکنـد و تعبیر آن رااز ایشـان میخواهد. آنان از بیم خشـم او تا سـه روز چیزی نمیگویند. سـرانجام، یکی از ایشـانمی ّ گوید که زبونی ضحاک به دسـت کسـی انجام خواهد شـد که هنوز از مادر نزاده اسـت. همینّام،ّا در این ایاشـاره کافی اسـت که پادشـاه بدمنش به جسـتوجوی چنین نوزادی فرمان دهد. امَرمایه« شـیر مینوشـد و در غاری پرورش مییابد. پدرفریدون از مادر میزاید و از گاوی به نام »بّ او، آبتین که ناگزیر از بیم ضحاک ترسـان و گریزان اسـت، روزی گرفتار میشـود و مغز سـرش راَک، پسـر را به البرزکوه میبرد و به دسـت مردی پاکدینبـه مـاران می َ دهنـد. مادر فریدون، فرانمی ّ سـپرد. ضحـاک کـه بـه نهانگاه پیشـین نوزاد پـی میبرد، به آنجـا مـیرود؛ گاو برمایه و همۀچهارپایان را میکشـد و خانۀ آبتین را به آتش میکشـد؛ اما پسـر به خواسـت خداوند بزرگ میبالدو نیـرو میگیـرد و سـرانجام، نـام و نشـان خـود را از مادر می ّ پرسـد و چون از پادشـاهی ضحاک وجفاهـای او آگاه مـی شـود، عـزم میکند که از وی انتقام گیرد. از اینرو در انتظار فرصتی مناسـبچشـم به راه آینده اسـت. این فرصت گرانبها را کاوه فراهم میآورد؛ یعنی یکی از مردم فرودسـتّا پایانبخش شـب تیرۀ سـتم میشـودو پاکدین که سـروکارش با آهن اسـت و رنج و زحمت؛ امو نویدبخـش پیروزی و بهروزی.در محیطـی کـه پادشـاه بیدادپیشـۀ مـاردوش بهوجـود آورده بـود، تاریکـی و ظلم بـر همهجاچیرگی داشـت و کسـی ایمن نمیتوانسـت زیست. فردوسی تصویری از آن روزهای سیاه را هرچهگویاتـر نشـان داده اسـت؛ روزگاری کـه کاوه و هزاران تن دیگر را ناگزیر بـه بهای جان خویش بهنافرمانـی و قیام برانگیخت.

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

پادشـاه سـتمگر شـبی درخـواب میبینـد سـه تن مـرد جنگی قصـد او میکنند و یکـی از آناناو را بـه ضـرب گـرز از پـا درمیآورد … وی از بیـم برخود میپیچد و فریادزنـان از خواب میپرد.ناچـار موبـدان و خردمنـدان را بـه مشـورت میخواند و خواب خود را حکایت میکنـد و تعبیر آن رااز ایشـان میخواهد. آنان از بیم خشـم او تا سـه روز چیزی نمیگویند. سـرانجام، یکی از ایشـانمی ّ گوید که زبونی ضحاک به دسـت کسـی انجام خواهد شـد که هنوز از مادر نزاده اسـت. همینّام،ّا در این ایاشـاره کافی اسـت که پادشـاه بدمنش به جسـتوجوی چنین نوزادی فرمان دهد. امَرمایه« شـیر مینوشـد و در غاری پرورش مییابد. پدرفریدون از مادر میزاید و از گاوی به نام »بّ او، آبتین که ناگزیر از بیم ضحاک ترسـان و گریزان اسـت، روزی گرفتار میشـود و مغز سـرش راَک، پسـر را به البرزکوه میبرد و به دسـت مردی پاکدینبـه مـاران می َ دهنـد. مادر فریدون، فرانمی ّ سـپرد. ضحـاک کـه بـه نهانگاه پیشـین نوزاد پـی میبرد، به آنجـا مـیرود؛ گاو برمایه و همۀچهارپایان را میکشـد و خانۀ آبتین را به آتش میکشـد؛ اما پسـر به خواسـت خداوند بزرگ میبالدو نیـرو میگیـرد و سـرانجام، نـام و نشـان خـود را از مادر می ّ پرسـد و چون از پادشـاهی ضحاک وجفاهـای او آگاه مـی شـود، عـزم میکند که از وی انتقام گیرد. از اینرو در انتظار فرصتی مناسـبچشـم به راه آینده اسـت. این فرصت گرانبها را کاوه فراهم میآورد؛ یعنی یکی از مردم فرودسـتّا پایانبخش شـب تیرۀ سـتم میشـودو پاکدین که سـروکارش با آهن اسـت و رنج و زحمت؛ امو نویدبخـش پیروزی و بهروزی.در محیطـی کـه پادشـاه بیدادپیشـۀ مـاردوش بهوجـود آورده بـود، تاریکـی و ظلم بـر همهجاچیرگی داشـت و کسـی ایمن نمیتوانسـت زیست. فردوسی تصویری از آن روزهای سیاه را هرچهگویاتـر نشـان داده اسـت؛ روزگاری کـه کاوه و هزاران تن دیگر را ناگزیر بـه بهای جان خویش بهنافرمانـی و قیام برانگیخت.

حسین 15 ساعت قبل
0

Good

نویسنده 15 ساعت قبل
0

😕😕

نویسنده 15 ساعت قبل
2

نوشین 15 ساعت قبل
-1

ممنون

دریا 15 ساعت قبل
0

خوب

ناشناس 15 ساعت قبل
0

خیلی عالی بود

نویسنده 15 ساعت قبل
0

بله خوبه عالیه منکه خوشم اومد فقط یادندارم راهنمایی کنین لطفاچجوری متن رو ببینم.

نویسنده 15 ساعت قبل
0

سلام

نویسنده 15 ساعت قبل
0

ل

نویسنده 15 ساعت قبل
0

جواب درس ششم نگارشسوگی

مرتضی 15 ساعت قبل
0

هوم چخبر چیکارا میکنین

نویسنده 15 ساعت قبل
0

جواب کو

ناشناس 15 ساعت قبل
0

جواب کو🤔🤔🤔🤔🤔🤔

؛ 15 ساعت قبل
0

جوابش کو🤔

مهدی 15 ساعت قبل
-1

خوبه

نویسنده 15 ساعت قبل
0

خیلی خوب بود ممنونم

نویسنده 15 ساعت قبل
0

ای بابا

امیر 15 ساعت قبل
0

یاالله

امیر 15 ساعت قبل
0

سلامممممم

امیر 15 ساعت قبل
0

پس کوووووو

Mahdi 15 ساعت قبل
0

😕😕

Mahdi 15 ساعت قبل
0

واقعا خوب و نوشتاری بود دمتون گرم

Mahdi 15 ساعت قبل
0

یکی از درس های مندرج در کتاب های درسی خود را خلاصه کنید سپس متن خلاصه شده را با بهره گیری از روش های دسته بندی نمودار جدول نقشه مفهومی به یاد سپاری ان را افزایش دهید

سلام 15 ساعت قبل
0

سلام

نویسنده 15 ساعت قبل
0

یکی از درس های مندرج در کتاب های درسی خود را خلاصه کنید.

نویسنده 15 ساعت قبل
0

یکی از درس های کتاب

عه 15 ساعت قبل
1

نمی دونم

نویسنده 15 ساعت قبل
0

گوبخور

نویسنده 15 ساعت قبل
0

فعلا وقت ندارم.

0
ناشناس 15 ساعت قبل

خوبه

نویسنده 15 ساعت قبل
0

بله

مهمان 15 ساعت قبل
0

جواب

نویسنده 15 ساعت قبل
0

ممنون خوب هست

نویسنده 15 ساعت قبل
0

عنترا چرا سرکار میزارین

نویسنده 15 ساعت قبل
0

فارسی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

هیچی 😐🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪🤪😂😂😂😂😂

نویسنده 15 ساعت قبل
4

نام شاعر هوشنگ ابتهاج

نویسنده 15 ساعت قبل
7

اگر میدونستم ک نمیومدم دنبال جواب

2
ناشناس 15 ساعت قبل

👌😂

نویسنده 15 ساعت قبل
9

من خودم نمیدونم امیدوارم دوستان بدونن

نویسنده 15 ساعت قبل
1

نه چیزی نمی دانیم واین سئوال مزخرف چیست که میگید

0
امیر 15 ساعت قبل

👌🏻

0
محمد 15 ساعت قبل

عالی بود

1
نویسنده 15 ساعت قبل

نمیدانم اگر می دانستم خودم مینوشتم عقل کل

نویسنده 15 ساعت قبل
0

عالیه

نویسنده 15 ساعت قبل
0

هیچی

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

ادبیات یازدهمادبیات حماسی

Maede 15 ساعت قبل
0

فعالیت۳ صفحه ۱۱۸ نگارش

یوقنبک 15 ساعت قبل
-1

۰

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

هه

ناشناس 15 ساعت قبل
-1

☹☹

نویسنده 15 ساعت قبل
0

لطفا به من کمک کنید 😂😂

مرحم 15 ساعت قبل
1

یکی از درس های مندرج در کتاب های درسی خود را خلاصه کنید سپس متن خلاصه شده را با بهره گیری از روش های دسته بندی نشان دهید

نویسنده 15 ساعت قبل
1

نمیدانم چواب این فعالیت چگونه استامیر

نویسنده 15 ساعت قبل
2

ته چیزی نمی دانم و می خواهم بدانم

نویسنده 15 ساعت قبل
0

جواب تمیدونم . شیما

نویسنده 15 ساعت قبل
0

ملیسا: هیچی نمیدونم واقعا راسشو میگم

نویسنده 15 ساعت قبل
2

همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه این بیماری بد جنس به زنگی تک تک ما سرک کشید

جبار 15 ساعت قبل
2

عجب….

جبار 15 ساعت قبل
1

عجب رسمیه رسم زمونه

فاطمه 15 ساعت قبل
4

پس کوجواب؟😐

Miss 15 ساعت قبل
1

لطفا نگارش پایه یازدهم درس 6 فعالیت 3 نظر بدین؟

نویسنده 15 ساعت قبل
2

درس 6 یازدهم انسانی فعالیت 3

محمدی 15 ساعت قبل
0

اصن هیچی توش نیستفقط نظرا هستن . واقعا که😒

H.m 15 ساعت قبل
1

خدای من…ما از شما جواب میخوایم اونوقت شما باز از ما میخواین با نظراتمون جواب به اشتراک بگذاریم😐😐😐

ناشناس 15 ساعت قبل
-1

گوه توش

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

خوب است

بریتا 15 ساعت قبل
1

عالیه مرسی چون همه این مطالب رو برامون میفرستید

مهسا 15 ساعت قبل
2

👌

سجاد جواهری 15 ساعت قبل
1

نایس

عالی 15 ساعت قبل
2

عالی

مهدی 15 ساعت قبل
2

ممنون

ناشناس 15 ساعت قبل
0

سلام

نویسنده 15 ساعت قبل
0

۱

.... 15 ساعت قبل
0

ممنون و مچکر

م 15 ساعت قبل
0

.

نویسنده 15 ساعت قبل
0

خوب

نویسنده 15 ساعت قبل
0

هیچی نداره

نمیدونم 15 ساعت قبل
0

نمیدونم ک

@ 15 ساعت قبل
0

Nice

نویسنده 15 ساعت قبل
0

گریه کنی اگر که آفتاب را ندیده ای ستاره ها را هم نمیبینی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

پر بیننده و آموزنده

نازگل 15 ساعت قبل
0

پربیننده و آموزنده

فاطمه 15 ساعت قبل
0

عالی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

نمیدونممم

نویسنده 15 ساعت قبل
0

سلام دوستان

نویسنده 15 ساعت قبل
0

من در زندگی روزمره کار های بسیاری انجام می دهممهدی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

اتشا صفحه ۱۱۸

هوووف 15 ساعت قبل
0

بفرستید

نویسنده 15 ساعت قبل
0

محمد ملقب به جلال الدین و مشهور به مولانا بود که در اوایل قرن هفتم در بلخ به دنیا امد

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

جلال الدین محمد ملقب به مولانا در بلخ به دنیا امد .آرمیتا علیزاده

اسما 15 ساعت قبل
1

مچکرم

خیهتیی 15 ساعت قبل
0

یحخس یتیحای تیحتای یکینز۸ س

نویسنده 15 ساعت قبل
0

در داسـتانهای حماسـی ایـران و اسـاطیر باسـتان، چهـرۀ انقالبـی کاوۀآهنگـرّحـاد وبینظیـر اسـت و پیشبنـد چرمیـن او کـه بـر نیـزه کـرد و مـردم را بـه اتّ جنبـش فراخوانـد، درفشـی بـود انقالبـی کـه بـر ضـد پادشـاه ّ وقـت، ضحـاک،برافراشـت. درفشـی کـه پشـتیبان آن، دل دردمنـد و بـازوی مـردم رنـج کشـیدهو بیپناه بود.ّب اژی دهاک ) اژدها(، در داسـتانهای ایرانی، مظهر خوی شـیطانیّضحاک، معرِ اسـت و زشـتی و بدی؛ در اوسـتا موجودی اسـت »سـه پوزۀ سـه سـر شـش چشم«،دیـوزاد و مایـۀ ّ آسـیب آدمیـان و فتنـه و فسـاد. بـه روایـت فردوسـی، ضحـاک بارهاَرداس، رافریـب ابلیـس را میخـورد؛ بدیـن معنی که ابلیس بـا موافقت او، پـدرش، مکـه مـردی پاکدیـن بـود، از پا درمی ّ آورد تا ضحاک به پادشـاهی برسـد. سـپس درلبـاس خوالیگـری چـاالک، خورشهایـی حیوانی بـه او میخوراند و خوی بـد را در اومی ّ پـرورد؛ سـپس بـر اثـر بوسـه زدن ابلیس بـر دوش ضحـاک، دو مـار از دو کتف اومیرویـد و مایـۀ رنج وی میشـود.پزشـکان فرزانـه از عهـدۀ علاج برنمیآینـد تا بـار دیگر ابلیس خـود را به صورتپزشـکی درمـیآورد و بـه ّ نـزد ضحاک میرود و بـه او میگویـد: » راه درمان این دردّ و آرام کـردن مـاران، سـیر داشـتن آنها با مغز سـر آدمیان اسـت.« ضحـاک نیز چنینمیکنـد و بـرای تسـکین درد خـود بـه این کار میپـردازد. به این ترتیب که هر شـبدو مـرد را از کهتـران یـا مهتـرزادگان بـه دیـوان او میبرنـد و جانشـان را میگیرند وخورشـگر، مغز سـر آنان را بیرون میآورد و به مارها می ّ خوراند تا درد ضحاک اندکیآرامـش یابـد. در اسـاطیر ایران، مار مظهری اسـت از اهریمـن و در اینجا نیز بر دوشّضحـاک می ّ روید که تجسـمی اسـت از خوهـای اهریمنی و بیـداد و منش خبیث.پادشـاه سـتمگر شـبی درخـواب میبینـد سـه تن مـرد جنگی قصـد او میکنند و یکـی از آناناو را بـه ضـرب گـرز از پـا درمیآورد … وی از بیـم برخود میپیچد و فریادزنـان از خواب میپرد.ناچـار موبـدان و خردمنـدان را بـه مشـورت میخواند و خواب خود را حکایت میکنـد و تعبیر آن رااز ایشـان میخواهد. آنان از بیم خشـم او تا سـه روز چیزی نمیگویند. سـرانجام، یکی از ایشـانمی ّ گوید که زبونی ضحاک به دسـت کسـی انجام خواهد شـد که هنوز از مادر نزاده اسـت. همینّام،ّا در این ایاشـاره کافی اسـت که پادشـاه بدمنش به جسـتوجوی چنین نوزادی فرمان دهد. امَرمایه« شـیر مینوشـد و در غاری پرورش مییابد. پدرفریدون از مادر میزاید و از گاوی به نام »بّ او، آبتین که ناگزیر از بیم ضحاک ترسـان و گریزان اسـت، روزی گرفتار میشـود و مغز سـرش راَک، پسـر را به البرزکوه میبرد و به دسـت مردی پاکدینبـه مـاران می َ دهنـد. مادر فریدون، فرانمی ّ سـپرد. ضحـاک کـه بـه نهانگاه پیشـین نوزاد پـی میبرد، به آنجـا مـیرود؛ گاو برمایه و همۀچهارپایان را میکشـد و خانۀ آبتین را به آتش میکشـد؛ اما پسـر به خواسـت خداوند بزرگ میبالدو نیـرو میگیـرد و سـرانجام، نـام و نشـان خـود را از مادر می ّ پرسـد و چون از پادشـاهی ضحاک وجفاهـای او آگاه مـی شـود، عـزم میکند که از وی انتقام گیرد. از اینرو در انتظار فرصتی مناسـبچشـم به راه آینده اسـت. این فرصت گرانبها را کاوه فراهم میآورد؛ یعنی یکی از مردم فرودسـتّا پایانبخش شـب تیرۀ سـتم میشـودو پاکدین که سـروکارش با آهن اسـت و رنج و زحمت؛ امو نویدبخـش پیروزی و بهروزی.در محیطـی کـه پادشـاه بیدادپیشـۀ مـاردوش بهوجـود آورده بـود، تاریکـی و ظلم بـر همهجاچیرگی داشـت و کسـی ایمن نمیتوانسـت زیست. فردوسی تصویری از آن روزهای سیاه را هرچهگویاتـر نشـان داده اسـت؛ روزگاری کـه کاوه و هزاران تن دیگر را ناگزیر بـه بهای جان خویش بهنافرمانـی و قیام برانگیخت.

نویسنده 15 ساعت قبل
0

خیلی خوب

نویسنده 15 ساعت قبل
0

😐

نویسنده 15 ساعت قبل
-1

🙏🏻

مریم محمدی 15 ساعت قبل
0

خیلی خوب

مریم محمدی 15 ساعت قبل
0

عالی

نویسنده 15 ساعت قبل
0

ممنون

.. 15 ساعت قبل
0

..

ریحانه 15 ساعت قبل
0

الان نمیدونم بخندم یا گریه کنم😂😭

نویسنده 15 ساعت قبل
0

خوب بود

mamadww 15 ساعت قبل
0

عالی

برای پاسخ کلیک کنید