تحقیق به دنبال یک قصه کوتاه قرآنی به زبان عربی در اینترنت یا مجله یا کتاب بگردید و آن را به کمک فرهنگ لغت عربی به فارسی ترجمه کنید صفحه 34 عربی دهم

ناشناس

خوب بود ولی کاش کوتاه تر بود

ناشناس

خوب بود ولی کاش کوتاه تر میبود

ابوالفضل غلامی

خوب بود ولی کاش کوتاه تر میبود

اسما

خیلی زیاده

جواب بحث علمی تحقیق صفحه ۳۴ کتاب عربی پایه دهم تحقیق به دنبال یک قصه کوتاه قرآنی به زبان عربی در اینترنت یا مجله یا کتاب بگردید و آن را به کمک فرهنگ لغت عربی به فارسی ترجمه کنید از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بحث علمی عربی دهم

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : داستان حضرت یوسف وَلَدَ يُوسُفَ و كان لَه 11 أخاً، ولكِنَّه كان الوَلَدُ المُحبِبِ لَدَيَّ أبوه، و كانَ يُحِبُّه حَبّاً جَمّاً، و في لَيلَةِ مِنَ الأيّامِ رأي سَيِّدَنا يوسُفَ في مَنامِه أحدَ عَشَرَ كَوكَباً و الشَّمسَ و القَمَرَ لَه ساجِدين، فَإستَيقَظُ سَيِّدَنا يوسُفش عليهِ السَّلام و بَدأ يَقُصُّ رُؤياه عَلي والِدَه، فَنَصَحُه والِدَه ألا يقُصُّ هذه الرُّؤيا عَلي إخواتِهِ حتَّي لا تَزدادُ غَيرَتِهِم مِن سَيِّدِنا يوسُفَ عَليهِ السَّلام خَوفاً عَليه، ولكنَّ الشَّيطانَ قَد وَسوَسَ لِإخّوَةِ يوسُفَ فَإجتَمِعوا عَلي أن يُلقَوه في غياباتِ الجُبَّ، و دَبِّروا ذلك فذَهَبوا إلي أبوهُم يَطلِبونَ مِنهُ أن يَترُك لَهُم يوسُفَ يَلعَبُ مَعَهم، و قد وَعَدوهُ أن يُحافِظوا عليه و يَعتنوا به، و عِندَما وصِلوا إلي المَكانِ الَّذي دَبَّروهُ لإلقاءِ سَيِّدِنا يوسُفَ، فَعَلوا ما اتَّفَقوا عَليه و ألقوهُ في البِئرِ، و رَجَعوا إلي أبوهم قائِلين ان الذِّئبَ أكُلَه و قاموا بِوَضعِ دَم كَذَّبَ عَلي قَميصِهِ حَتَّي يَصدِقُ أبوه. هنگامی که یوسف متولد شد 11 برادر داشت اما او فرزند دوست داشتنی نزد پدرش بود و بسیار او را دوست می داشت و یک شب یوسف در خواب یازده ستاره و خورشید و ماه را دید که به او سجده می کنند، پس حضرت یوسف از خواب برخاست و خوابش را برای پدرش تعریف کرد. پدرش او را نصیحت کرد تا این خوابش را برای برادرانش تعریف نکند تا بر او حسادت نکنند. اما شیطان برادران یوسف را وسوسه کرد و آنها تصمیم گرفتند که او را در چاه بیندازند و برای آن نقشه کشیدند و نزد پدرشان رفتند و از او خواستند که بگذارد یوسف با آنها بازی کند، به او قول دادند که از او حفاظت کنند و به او توجه کنند، زمانی که به مکانی که نقشه کشیده بودند رسیدند کاری که می خواستند را انجام دادند و او را در چاه انداختند و نزد پدرشان برگشتند و گفتند گرگ او را خورد و خونی دروغین روی پیراهنش ریختند تا پدرش باور کند.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
ناشناس 4 ماه قبل
0

خوبع، اما خیلی طولانیه:)

narges 4 ماه قبل
0

کاملشو بزارین

ناشناس 7 ماه قبل
-1

ادامه مطلب

ناشناس 9 ماه قبل
8

خوب بود ولی کاش کوتاه تر بود

ابوالفضل غلامی 9 ماه قبل
4

خوب بود ولی کاش کوتاه تر میبود

ناشناس 9 ماه قبل
7

خوب بود ولی کاش کوتاه تر میبود

amir 9 ماه قبل
-1

کامل نیست که 🙁

ناشناس 9 ماه قبل
2

خیلی خوب

اسما 9 ماه قبل
3

خیلی زیاده

نویسنده 9 ماه قبل
2

قسمت 11 برادر رو هم به عربی و هم در فارسی اگر به حروف می نوشتید بهتر بودبا تشکر

نویسنده 9 ماه قبل
1

یک قصه کوتاه از حضرت موسی عربی به فارسی

نویسنده 9 ماه قبل
0

عالی

0
نویسنده 9 ماه قبل

عالی

نویسنده 9 ماه قبل
2

عالی است عالی و من مطلبی اضافه ار برای ارائه ندارم

1
زهرا 9 ماه قبل

ممنون خوبه

محدثه 9 ماه قبل
0

خعلی زیادهه

نویسنده 9 ماه قبل
0

کاش می شد مطالب دیگری از بقیه پیامبران وجود داشت😌💔

نویسنده 9 ماه قبل
0

عرفان قربانی : خداوند عزیز همان است میلیارد ها انسان را آفرید اما اثر انگشت هیچ یک از آنها شبیه هم نبود.

نویسنده 9 ماه قبل
2

🙏🙏خوبه کاشکی کوتاه تر می بود

ناشناس 9 ماه قبل
0

عالی

نویسنده 9 ماه قبل
0

به نظرم کمک زیادی می تونه به من بکنه

نویسنده 9 ماه قبل
0

ممنون عالی بودلطفا داستان کوتاهی از حضرت موسی بزارید.

نویسنده 9 ماه قبل
0

س

نویسنده 9 ماه قبل
1

قصه کوتاه از حضرت موسی عربی و معنی

نویسنده 9 ماه قبل
1

ادامه ی آن را هم بنویسید که میرود در مصر و چه اتفاقی برایش می افتند

نویسنده 9 ماه قبل
1

عالیییییزهرا

نویسنده 9 ماه قبل
-1

پدر او

S,M 9 ماه قبل
0

واقعا عاليه ممنوندرسته طولانيع ولي ارزششو داره🌹🌹

برای پاسخ کلیک کنید