تصور کنید که در یک باغ پر گل ایستاده اید و چهچه بلبل هم به گوش می‌رسد گفت و گوی خیالی میان بلبل و گل را در یک بند بنویسید صفحه 85 نگارش فارسی ششم

نگار

در يك دشت زيبا گلى زيبا و بلبلى خوش آواز زندگى مى كردند و با هم درست بودند روزى بلبل به گل گفت: خوش بحالت كه انقدر زيبا و خوشبو و زيبايى!. گل در جواب گفت: خداوند توانا با يك ويژگى خاص افريده است شايد من زيبا باشم اما هرگر مثل تو خوش صدا باشم ما هرگز نبايد نبايد ناشكرى كنيم چون خداوند در همه كار و همه چيز از همه دانا تر و عادل تر است

دنیا دادرسان

خیلی چیزارو مدیر سایت به نفعش نبوده پاک کرده اون قضیه ی ارسال کردن نظر که خیلی خیلی مشکل داشت پاک کرد پاک نکن مدیر سایت جواب بده جوابگو باش انقد شکایت های بچه هارو پاک نکن فکر کردی خیلی زرنگی و یکی شکایت میکنه سریع پاک میکنی

مهسا

من روزی درباغی پرازگل های زیبا ورنگارنگ قدم میزدم انجاباگفت وگوی بلبل وگل روبروشدم بلبل به گل گفت میتوانم درکنارت بنشینمگل باصدای زیبایش گفت .ْ البتهبلبل اهی کشیدوگفت، این روزها خیلی حالم بد استگل .ْ چراچون کسی درکنارم نمانده همه ی خانواده ام مرا ترک کرده اندگل ْ. چراچون من بلبل خوبی نبودمگل وقتی دید بلبل مشکل دارد چیزی نگفتبلبل گفت تو گل خیلی خوبی هستیگل گفت من هم اشتبها کرده ام ولی تو باید به اشتبا هاتت افتخار کنی وازآن عبرت بگیری تابلبل خوبی شویدراین هنگام بلبل تشکر کردوپرزدورفت.

jon

خیلی خوب بود ممنون فقط همه ی متن در نگارش ششم صفحه ۷۷ جانشد👏👏😙😙

نویسنده

بلبل در کنار گل نشست و گفت – چه گل زیبایی . گل گفت – مرسی امممم در عوض صدا و اواز خواندن توهم زیباست راستی سلام اسم تو چیست . بلبل – سلام من بلبل هستم تو از کجا صدای من را شنیدی . گل – الان که داشتی به سوی من میامدی و در حال اواز خواندن بودی صدایت را شنیدم .

صفحه ۸۵ کتاب نگارش فارسی ششم تصور کنید که در یک باغ پرگل ایستاده اید و چهچه بلبل هم به گوش می رسد گفتگوی خیالی میان بلبل و گل را در یک بند بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب تصور کنید که در یک باغ پر گل ایستاده اید

گفت و گوی خیالی میان بلبل و گل نگارش ششم

با سلام خدمت دوستان عزیز در این بخش می خواهیم که گفت و گوی خیالی بین گل و بلبل را برای شما عزیزان بنویسیم جواب ما اینگونه است که گل به بلبل گفت سلام بلبل به او گفت حالت چطور است آیا شناختی گل گفت آره اگر شما متن دیگری دارید برای ما بفرستید تا در همین مطلب قرار بگیرد.

متن کوتاه گفت و گوی خیالی میانه بلبل و گل

بلبل نفس عمیقی میکشد: به به چه روز قشنگی ! چه هوای خوبی! ولی افسوس کسی نیست که هم صحبت من باشد!
گل: پس من چه هستم؟ آیا وجود من که عامل زیبایی باغ است را نمیبینی؟
بلبل: ببخشید شما؟
گل: من گل هستم مظهر لطافت..
بلبل: چهه قدر خود خواهی!
گل: من اگر خودخواه‍ بودم خودم از دست رنجم بهره میبردم حاصل زحمت من چندروز زندگی است که نصیبم شده و عاقبتم پرپر شدن است.
بلبل : خطای مرا ببخشید
گل: نیازی به عذرخواهی نیست… اما فراموش نکن گاهی برخی اشتباهات بخشیده نمیشوند فرصت دوست داشتن کوتاه است..

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهسا : من روزی درباغی پرازگل های زیبا ورنگارنگ قدم میزدم انجاباگفت وگوی بلبل وگل روبروشدم بلبل به گل گفت میتوانم درکنارت بنشینم گل باصدای زیبایش گفت .ْ البته بلبل اهی کشیدوگفت، این روزها خیلی حالم بد است گل .ْ چرا چون کسی درکنارم نمانده همه ی خانواده ام مرا ترک کرده اند گل ْ. چرا چون من بلبل خوبی نبودم گل وقتی دید بلبل مشکل دارد چیزی نگفت بلبل گفت تو گل خیلی خوبی هستی گل گفت من هم اشتبها کرده ام ولی تو باید به اشتبا هاتت افتخار کنی وازآن عبرت بگیری تابلبل خوبی شوی دراین هنگام بلبل تشکر کردوپرزدورفت.

محمد صالح یارمحمدی : بلبی در هوای آلودهای زندگی میکرد. او پس از روز ها مریض میشود و دیگر امیدی به زنده ماندن ندارد. او دیگر برای خود غذا هم نمیتواند پیدا کند. و یک روز که به دنبال غذا میرود یک هو و بازهم هیچ چیز پیدا نمیکند.در همان روز که میخواهد به لانه برگردد یک صدایی به گوشش میرسد بعد میرود بر سر یک شاخه مینشیند و میگوید توکی هستی. میگو ید من یک گل هستم. بلبل :سلام گل. گل :به دنبال چی هستی بلبل :به دنبال غذا لطفا ادامه این داستان را بنویسید.

سرور سعیدی : بلبل : امروز چه هوای خوبی است هوا بارانی است گل: اره هوا بارانی است دلم میخواهد تو این هوای بارانی منو دوستانم تو این باغ قدم بزنیم وهوا بخریم بلبل: اره راست میگی منم دلم گرفته چون این چند روز دوستانم را ندیدم و میخواهم تو این هوای بارانی منو دوستانم هوا بخوریم واز احوال یکدیگر باخبر شویم گل: الان ک دلت گرفته برو دوستات را صدا بزن ومنم دوستانم راصدا میزنم وباهم میرویم تو این هوا بخوریم بلبل و گل دوستانشان را صدا زدند وباهم دست جمعی تو این باغ قدم زدند وقتی که غروب شد همه ب خانه هایشان برگشتند وبعداز غروب گل وبلبل دوباره باهم هم صحبت شدند که گل به بلبل می گفت: ها امروز خوش گذشت یا ن؟؟ بلبل: اره خییییلی خوش گذشت کاش هرروز باهم دست جمعی برویم باهم قدم بزنیم واز احوال یکدیگر باخبر شویم! گل: ایشالا هر روز میرویم وقدم میزنیم این متن ارسال شده از سرور سعیدی.

بهاره : بلبل نفس عمیقی میکشد: به به چه روز قشنگی ! چه هوای خوبی! ولی افسوس کسی نیست که هم صحبت من باشد!
گل: پس من چه هستم؟ آیا وجود من که عامل زیبایی باغ است را نمیبینی؟
بلبل: ببخشید شما؟
گل: من گل هستم مظهر لطافت..
بلبل: چهه قدر خود خواهی!
گل: من اگر خودخواه‍ بودم خودم از دست رنجم بهره میبردم حاصل زحمت من چندروز زندگی است که نصیبم شده و عاقبتم پرپر شدن است.
بلبل : خطای مرا ببخشید
گل: نیازی به عذرخواهی نیست… اما فراموش نکن گاهی برخی اشتباهات بخشیده نمیشوند فرصت دوست داشتن کوتاه است.. عالی من از خواندن این مطلب بسیار لذت میبرم.

ریحانه : روزی در روزگاران قدیم در کوه ها و دشت ها یک بلبل رنگارنگی و یک گل لاله ی زیبایی بود .
یکی از روزها بلبل به گل گفت:« خوش به حالت تو خیلی زیبا هستی!». گل گفت: « تو اشتباه میکنی! هر کسی یک زیبایی دارد. تو باید از نعمت خداوند تشکر کنی!» بلبل گفت: « تو راست می گویی. من اشتباه کردم از تو ممنونم که مرا متوجه اشتباهم کردی.».

نویسنده : یک روز بلبلی درهواقدم می زد که دیدگل زیبایی پایین است بلبل رفت پیش او وبا اوسلام کرد وبلبل از او پرسید اسم تو چیست گل گفت اسم من گل نرگس است بلبل گفت تو خیلی زیبا هستی گل گفت اشتباه نکن تو هم زیبا هستی این نعمت خداوند است بلبل ازگل تشکر کرد و پروازش راادامه داد.

نویسنده : بلبل در حال پرواز بود که گل زیبایی را دید. بلبل با خوشحالی پیش گل رفت و هردو خودشان را معرفی کردند، بعد بلبل پرسید:تو باید از زندگی ات راضی باشی چون همیشه یکجا ایستاده ای … گل:اصلاً این طور نیست من میخواهم مثل تو پرواز کنم. بلبل گفت:بیا باهم پرواز کنیم. بلبل ریشه ی گل را از خاک بیرون کشید و روزها او را میگردانند و شب ها به خاک برمی گردانند..

نویسنده : بلبل که تازه از خواب بیدار شده بود نفس عمیقی کشید و نگاهش به گل افتاد که داشت گریه میکرد و گفت: چه شده ای گل ! او گفت : دوست من پژمرده شده و افتاده است بلبل که خیلی ناراحت شد گفت خودم درستش میکنم و رفت لب برکه دهانش را پر از آب کرد.

پریسلن : یک روز که گل ها از شدت غم واژگون شده بودند ؛ بلبلی به باغ امد و شروع به اواز خواندن کرد.گل ها با صدای اواز شروع به رقصیدن کردند. از ان روز به بعد بلبل اواز می خواند و گل ها می رقصیدند تا اینکه یک روز ملکه ی گل ها دختر جدیدی متولد کرد.گل بسیار زیبا و خوشبو بود اما خیلی به خود مغرور بود. بلبل از گل مغرور پرسید :تو چرا انقدر مغروری؟.
گل در جواب گفت : چون من از همه ی گل ها هم زیبا ترم و هم صدام از تو بهتر است😌😏 تازه من ملکه ی شمام 👑 .
بلبل گفت : البته هر چیزی تاوانی دارد حتی زیبایی تو.
گل عصبانی شد و از ان روز به بعد دیگر نگذاشت بلبل اواز بخواند و گل ها دوباره غمگین شدند تا اینکه یک روز دخترکی امد و گل مغرور را چید و با خود برد. بلبل به دنبال دخترک رفت. وقتی دخترک گل را روی میز گذاشت بلبل سریع به کمک او شتاف و او را گرفت و با خود به باغ برد.
گل گفت : بلبل تو راست می گفتی هر چیزی تاوانی دارد.
از ان روز به بعد گل مهربان شد و همه خوشحال بودند.

ریحانه علیرضایی : بلبل:چقدردلم برای این دوز ها تنگ شده بود گل:درسرمای زمستان فقط به این فکر می کردم که دوباره بهار میشود ومن تو را خواهم دید بلبل:ای کاش همیشه بهار بود و تو در کنار من‌مز ماندی گل: وقتی به یاد هم باشیم مثل این است که در کنار هم هستیم بلبل:حالا که در کنار هم هستیم تو را به یک آواز خوش مهمان میکنم گل: آواز تو همیشه برای من ارامش بخش است.

نگار :‌ در يك دشت زيبا گلى زيبا و بلبلى خوش آواز زندگى مى كردند و با هم درست بودند روزى بلبل به گل گفت: خوش بحالت كه انقدر زيبا و خوشبو و زيبايى!. گل در جواب گفت: خداوند توانا با يك ويژگى خاص افريده است شايد من زيبا باشم اما هرگر مثل تو خوش صدا باشم ما هرگز نبايد نبايد ناشكرى كنيم چون خداوند در همه كار و همه چيز از همه دانا تر و عادل تر است.

سلطان : من درختی سر سبز در جنگل بودم.یک روز آمدند و من را بریدند وبه کارخانه بردند . درآنجا مرا تکه تکه کردند و سپس با میخ و چکش به جان من افتادند و از من میز و نیمکت ساختند.آنها از من دو میز و نیمکت ساختند و اکنون نصف من در کلاس ششم ونصف دیگرم در کلاس هفتم است . حالا من دیگر یک پا معلم هستم.

نویسنده :‌بلبل:ای گل دوست داشتم مثل تو باشم و خوشبو و رنگارنگ بودم.
گل:بلبل عزیز منم دوست داشتم مثل تو باشم و پرواز کنم و صدای خوبی داشته باشم ، ولی همه ویژگی منحصر بفرد خودشان را دارند.
بلبل: من توانایی و چیز زیاذی ندارم..

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
حدیث جون 4 روز قبل
7

عالی بود من از خوندن این متن بسیار زیبا کیف کردم

jon 4 روز قبل
10

خیلی خوب بود ممنون فقط همه ی متن در نگارش ششم صفحه ۷۷ جانشد👏👏😙😙

مهسا 4 روز قبل
10

من روزی درباغی پرازگل های زیبا ورنگارنگ قدم میزدم انجاباگفت وگوی بلبل وگل روبروشدم بلبل به گل گفت میتوانم درکنارت بنشینمگل باصدای زیبایش گفت .ْ البتهبلبل اهی کشیدوگفت، این روزها خیلی حالم بد استگل .ْ چراچون کسی درکنارم نمانده همه ی خانواده ام مرا ترک کرده اندگل ْ. چراچون من بلبل خوبی نبودمگل وقتی دید بلبل مشکل دارد چیزی نگفتبلبل گفت تو گل خیلی خوبی هستیگل گفت من هم اشتبها کرده ام ولی تو باید به اشتبا هاتت افتخار کنی وازآن عبرت بگیری تابلبل خوبی شویدراین هنگام بلبل تشکر کردوپرزدورفت.

2
M.AMIN 4 روز قبل

آنوقت میتونست جواب تورو هم حذف کنه که به نفع خودش باشه چرا اینکارو نکرد؟ آقایان و خانمان زحمت کش دستتون درد نکنه😁😁

0
ع بیانیه 4 روز قبل

خیلی بد بود

0
همه این فعالیتها طبق وظیفه قانونی و عمل به دستورات ولی امر مسلمین امام خامنه‌ای صورت گرفته است. 4 روز قبل

این کلمات عغ را به ع فی قم خف قم

نویسنده 4 روز قبل
9

بلبل در کنار گل نشست و گفت – چه گل زیبایی . گل گفت – مرسی امممم در عوض صدا و اواز خواندن توهم زیباست راستی سلام اسم تو چیست . بلبل – سلام من بلبل هستم تو از کجا صدای من را شنیدی . گل – الان که داشتی به سوی من میامدی و در حال اواز خواندن بودی صدایت را شنیدم .

0
عالیه 4 روز قبل

عالیه

0
غفاالد نبرد در ایتالیا الب 4 روز قبل

آیدا در تاریخ را به این کتاب در سال حفظش کنه این خانمی به نام خدا را آورده ام که در آن زمان ما را با کمک بازی اش را ندارم

ماکانی 4 روز قبل
5

سلام به همه دوستان عزیز منم متن خدم رو وارد کردم ولی متاسفانه ثبت نشد .

5
ماکانی 4 روز قبل

سلام خیلی خوش حالم که همه جا ماکانی هست 😂😂😂😂😂

سرور سعیدی 4 روز قبل
0

بلبل: امروز چه هوای خوبی است هوا بارانی استگل: اره هوا بارانی است دلم میخواهد تو این هوای بارانی منو دوستانم تو این باغ قدم بزنیم وهوا بخریمبلبل: اره راست میگی منم دلم گرفته چون این چند روز دوستانم را ندیدم و میخواهم تو این هوای بارانی منو دوستانم هوا بخوریم واز احوال یکدیگر باخبر شویمگل: الان ک دلت گرفته برو دوستات را صدا بزن ومنم دوستانم راصدا میزنم وباهم میرویم تو این هوا بخوریمبلبل و گل دوستانشان را صدا زدند وباهم دست جمعی تو این باغ قدم زدند وقتی که غروب شد همه ب خانه هایشان برگشتند وبعداز غروب گل وبلبل دوباره باهم هم صحبت شدند که گل به بلبل می گفت: ها امروز خوش گذشت یا ن؟؟بلبل: اره خییییلی خوش گذشت کاش هرروز باهم دست جمعی برویم باهم قدم بزنیم واز احوال یکدیگر باخبر شویم!گل: ایشالا هر روز میرویم وقدم میزنیم این متن ارسال شده از سرور سعیدی

بهاره 4 روز قبل
0

بلبل نفس عمیقی میکشد: به به چه روز قشنگی ! چه هوای خوبی! ولی افسوس کسی نیست که هم صحبت من باشد!گل: پس من چه هستم؟ آیا وجود من که عامل زیبایی باغ است را نمیبینی؟بلبل: ببخشید شما؟گل: من گل هستم مظهر لطافت..بلبل: چهه قدر خود خواهی!گل: من اگر خودخواه‍ بودم خودم از دست رنجم بهره میبردم حاصل زحمت من چندروز زندگی است که نصیبم شده و عاقبتم پرپر شدن است.بلبل : خطای مرا ببخشیدگل: نیازی به عذرخواهی نیست… اما فراموش نکن گاهی برخی اشتباهات بخشیده نمیشوند فرصت دوست داشتن کوتاه است.. عالی من از خواندن این مطلب بسیار لذت میبرم

من واقعا از این متن لذت بردم عالی بود 4 روز قبل
2

به نظر من که عالی بود واقعا

ستاره 4 روز قبل
6

سلام به دوستان عزیزم نظرات شما خیلی خوب بود خیلی هم زیبا نوشته بودید مرسی 😘😘😘😘😘😘😘😘

3
** 4 روز قبل

به نظر منم خوبه مرسی از نظرتون

Nashenas 4 روز قبل
3

خوب بود 👍

ناشناس 4 روز قبل
0

عالی بود

ناشناس 4 روز قبل
0

خیلی خوب بود ممنون از همه

0
آلیا 4 روز قبل

فلفلی جان والا شما فقط بلدی از همه ایراد بگیری وغر بزنیاگر ناراحتی چیزی برای این سایت ننویس که بقیه ازش استفاده کنن تازه شایدبعضی یا دوست ندارن اسم خودش رو بنویسن پس این قدر غر نزن

آتنا صدییقی 4 روز قبل
0

خیلی حرف هایی زیبا ای در آن نوشته شده بود و من از این داستان خیلی خوشم می آید ب همین دلیل من این را نوشتم

ریحانه 4 روز قبل
0

خیلی خوب بود. حرف نداشت!

ریحانه 4 روز قبل
0

روزی در روزگاران قدیم در کوه ها و دشت ها یک بلبل رنگارنگی و یک گل لاله ی زیبایی بود .یکی از روزها بلبل به گل گفت:« خوش به حالت تو خیلی زیبا هستی!». گل گفت: « تو اشتباه میکنی! هر کسی یک زیبایی دارد. تو باید از نعمت خداوند تشکر کنی!» بلبل گفت: « تو راست می گویی. من اشتباه کردم از تو ممنونم که مرا متوجه اشتباهم کردی.»

نویسنده 4 روز قبل
0

سلام

1
زهرا 4 روز قبل

عالی است

-1
غفاالد نبرد در ایتالیا الب 4 روز قبل

تا پایان سال حفظش و به غفف

نویسنده 4 روز قبل
1

بلبل در حال پرواز بود که گل زیبایی را دید. بلبل با خوشحالی پیش گل رفت و هردو خودشان را معرفی کردند، بعد بلبل پرسید:تو باید از زندگی ات راضی باشی چون همیشه یکجا ایستاده ای … گل:اصلاً این طور نیست من میخواهم مثل تو پرواز کنم. بلبل گفت:بیا باهم پرواز کنیم. بلبل ریشه ی گل را از خاک بیرون کشید و روزها او را میگردانند و شب ها به خاک برمی گردانند.امیدوارم که خوشتون بیاد. ک

1
😊😊 4 روز قبل

خیلی عالی بود

اَسی 4 روز قبل
4

به این فکر میکنید که اصلا جامیشه تو کتاب یانه

1
پشمک 4 روز قبل

دقیقاً

اَسی 4 روز قبل
2

دمت گرم فشنگ فیکس کتابه

نویسنده 4 روز قبل
1

خودت شما بگید

نیلوفر منصوری 4 روز قبل
1

بسیارررررر عالیییییی بووووووود

همتا 4 روز قبل
-1

همه ی پاسخ ها عالی بودن . ممنون

نیل 4 روز قبل
-2

عالی بود

مریم ظهیری 4 روز قبل
5

عالی

ناشناس 4 روز قبل
0

من که دوست داشتم ❤❤عالی بود

0
سام 4 روز قبل

😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘

امیر 4 روز قبل
-1

انسافن عالی بود♡♡♡

💃 4 روز قبل
-2

متن خوب بود بد نبود 😏😏

سهيل 4 روز قبل
0

🤩

نگار 4 روز قبل
11

در يك دشت زيبا گلى زيبا و بلبلى خوش آواز زندگى مى كردند و با هم درست بودند روزى بلبل به گل گفت: خوش بحالت كه انقدر زيبا و خوشبو و زيبايى!. گل در جواب گفت: خداوند توانا با يك ويژگى خاص افريده است شايد من زيبا باشم اما هرگر مثل تو خوش صدا باشم ما هرگز نبايد نبايد ناشكرى كنيم چون خداوند در همه كار و همه چيز از همه دانا تر و عادل تر است

دنیا دادرسان 4 روز قبل
10

خیلی چیزارو مدیر سایت به نفعش نبوده پاک کرده اون قضیه ی ارسال کردن نظر که خیلی خیلی مشکل داشت پاک کرد پاک نکن مدیر سایت جواب بده جوابگو باش انقد شکایت های بچه هارو پاک نکن فکر کردی خیلی زرنگی و یکی شکایت میکنه سریع پاک میکنی

ناشناس 4 روز قبل
5

ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﻲ ﺧﻴﻠﻲ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺑﻮﺩ

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ 4 روز قبل
0

ﻋﺎﻟﻲ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﻲ ﺧﻴﻠﻲ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺑﻮﺩ

بهناز 4 روز قبل
0

سلام خیلی ممنونم از این همه زحمت بینندگان عزیز و محترم خیلی از همه وهمه تشکر خیلی وخیلی زیاد می کنم دستتون درد نکنه

رازی ام 4 روز قبل
-1

داستان قشنگی بود

نویسنده 4 روز قبل
5

عالی

0
همه این فعالیتها طبق وظیفه قانونی و عمل به دستورات ولی امر مسلمین امام خامنه‌ای صورت گرفته است.ارتتا 4 روز قبل

الآن حرکت می کرد که در صه

Br 4 روز قبل
0

بابا ناموسا جای کتابم در نظر بگیرید این به درد مشق شب میخوره نه نوشتن تو یه بند

3
نادیا جون 4 روز قبل

تو متن های کوتاه رو بنویس

ددددددذدذ 4 روز قبل
5

خیلی خو ب بود

rkg 4 روز قبل
0

خیلی خیلی عالی بود خیلی بهم کمک کرد

نادیا 4 روز قبل
5

متن های خیلی عالی داره👍

0
همه این فعالیتها طبق وظیفه قانونی و عمل به دستورات ولی امر مسلمین امام خامنه‌ای صورت گرفته است. 4 روز قبل

ناع و از این خ

آیسان ۱۲‌ساله‌از‌مشگین 4 روز قبل
0

عالی بود حرف نداشت

نویسنده 4 روز قبل
6

بلبل نفس عمیقی میکشد: به به چه روز قشنگی ! چه هوای خوبی! ولی افسوس کسی نیست که هم صحبت من باشد!گل: پس من چه هستم؟ آیا وجود من که عامل زیبایی باغ است را نمیبینی؟بلبل: ببخشید شما؟گل: من گل هستم مظهر لطافت..بلبل: چهه قدر خود خواهی!گل: من اگر خودخواه‍ بودم خودم از دست رنجم بهره میبردم حاصل زحمت من چندروز زندگی است که نصیبم شده و عاقبتم پرپر شدن است.بلبل : خطای مرا ببخشیدگل: نیازی به عذرخواهی نیست… اما فراموش نکن گاهی برخی اشتباهات بخشیده نمیشوند فرصت دوست داشتن کوتاه است..

2
A 4 روز قبل

هر کسی خواست بنویسه بسیار کامل

1
غفاالد نبرد در ایتالیا الب 4 روز قبل

این فیلم به ع یک نمره به عنوان استاد در ثغه

ناشناس 4 روز قبل
-2

عالی💯💯💯💯💯💯

0
... 4 روز قبل

عین گل قالی😂

-1
ضحا دری 4 روز قبل

بلبل وگل سرخ

سارا 4 روز قبل
0

عالی بود ایول

. 4 روز قبل
-1

خیلی عالیه واقعا من کتاب نگارش رو از اینجا پر کردم خیلی نوشته های خوبی داره مرسی که هستین❤

0
اااا 4 روز قبل

واقعا همینطوره عالیه

گل 4 روز قبل
-2

ممنون خیلی خوب بود

❣narin❣ 4 روز قبل
-2

عالیییی بود👌

تیلور 4 روز قبل
-2

خیلی عالی 💓متن خیلی قشنگ بود

فرید 4 روز قبل
-2

اره بابا ندیدی که مدیر رو از صبح تا شب داره فقط داره کار میکنه🤪😂😅🤣🤣🤣

مبینا فیضی 4 روز قبل
0

گل به بلبل سلام داد و بلبل حال گل را پرسید.

همه این فعالیتها طبق وظیفه قانونی و عمل به دستورات ولی امر مسلمین امام خامنه‌ای صورت گرفته است. 4 روز قبل
2

تاریخ را در این باره هم به شما مبارک

... 4 روز قبل
-1

…سلام

Zahra 4 روز قبل
2

خوب 😄☺😊🎀🍎🌷😀

معصومه 4 روز قبل
0

واقعا خوب بود و من از این جمله چیز های خوبی یاد گرفتم

..... 4 روز قبل
-2

عالی

Zzz 4 روز قبل
0

بلبل نفس عمیقی میکشد: به به چه روز قشنگی ! چه هوای خوبی! ولی افسوس کسی نیست که هم صحبت من باشد!گل: پس من چه هستم؟ آیا وجود من که عامل زیبایی باغ است را نمیبینی؟بلبل: ببخشید شما؟گل: من گل هستم مظهر لطافت..بلبل: چهه قدر خود خواهی!گل: من اگر خودخواه‍ بودم خودم از دست رنجم بهره میبردم حاصل زحمت من چندروز زندگی است که نصیبم شده و عاقبتم پرپر شدن است.بلبل : خطای مرا ببخشیدگل: نیازی به عذرخواهی نیست… اما فراموش نکن گاهی برخی اشتباهات بخشیده نمیشوند فرصت دوست داشتن کوتاه است..

برای پاسخ کلیک کنید