از بین موضوع های مسافرت و خرید یکی را به دلخواه انتخاب کنید و یک گفت و گوی کوتاه دو نفره درباره آن بنویسید صفحه 31 کتاب نگارش پنجم

ناشناس

عالی

نویسنده

سلام بچه های عزیز تو این سایت ها نرین من یک معلم هستم و نگران شما هستم لطفاً تو این سایت نرین و پایه شما بچه های عزیز ضعیف شود لطفاً و به حرف های من گوش کنید

نویسنده

با رفیقم به خرید رفته بودیم از او پرسیدم برای خرید چه چیزی به گفت امدم میوه برای خانه بخرم او از من پرسید تو برای خرید چه چیزی به بازار آمده ای گفتم برای خرید لباس.

نویسنده

دیروز با دوستم رفته بودم خرید او یک کتاب داستان برداشت برای خواهرش و چند دفتر و مداد هم برای خودش برداشت.من هم برای بردارم یک کفش و جوراب برداشتم اما کفشی که خودم می خواستم را مغازه نداشت دوستم به من گفت:<> اماوقتی همه ی مغازه ها رفتیم گفتند نداریم.دوستم به من گفت:<>

عالی هستش شما واقعاً این کار را

فاطمه:سلام مینا مینا:سلام فاطمه جان،رسیدن به خیر! کجا بودی? فاطمه:ممنون،رفته بودن مسافرت،جایت خالی بود. مینا:به سلامتی،کجا رفته بودی? فاطمه:با خانواده تصمیم گرفتیم امسال به مشهد سفر کنیم. مینا جان،مسافرت بسیار خوبی بود،خیلی خوش گذشت.الان وقت نیست تا از دیدنی های آنجا برایت تعریف میکنم.دیگر به مدرسه رسیدیم.بایدسر صف بایستیم.

جواب صفحه ۳۱ کتاب نگارش فارسی پنجم دبستان ابتدایی انشا از بین موضوع های مسافرت و خرید یکی را به دلخواه انتخاب کنید و یک گفت و گوی کوتاه دو نفره درباره آن بنویسید از سایت نکس لود دریافت کنید.

گفتگو دو نفره مسافرت خرید نگارش فارسی پنجم

گفتگو دو نفره درباره مسافرت خرید نگارش فارسی پنجم

با خانواده به مسافرت رفته بودیم که دوست دوران کودکیم را در آن جا دیدم، او را در آغوض گرفتم و بوسیدم. سپس شروع به صحبت کردیم. به او گفتم: الان چیکار می کنی؟ گفت: در پتروشیمی تهران، به عنوان مهندس نفت کار می کنم و از من پرسید تو چطور؟ گفتم: من نیز در شرکت برق، به عنوان مهندس برق کار می کنم. گفتم: ازدواج کردی؟ گفت: بله و دو تا بچّه دارم. او نیز از من همین سؤال را پرسید. من هم گفتم دو سال است که ازدواج کرده ام ولی هنوز صاحب فرزند نشدم. سپس از او دعوت کردم تا به منزل ما در شهرمون بیاید و به همراه خانواده خود با او به رستورانی رفتیم و نهار خوردیم. بعد از نهار از او خداحافظی کردم.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

ناشناس : روزی به خرید رفتم و یکی از هم کلاسی هایم را دیدم به او سلام کردم او هم به من سلام کرد.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
ناشناس 3 ماه قبل
0

بحث

ناشناس 3 ماه قبل
2

خیلی بده ما کلاس پنجمیم اما داستان دوتا دوست 30 ساله تعریف میکنید😐😒مسخره

1
ناشناس 3 ماه قبل

دقیقا

ناشناس 3 ماه قبل
1

عالی

ناشناس 3 ماه قبل
0

عالی

ناشناس 3 ماه قبل
-1

عالی

ناشناس 3 ماه قبل
0

عالی

ناشناس 3 ماه قبل
1

عالی

ناشناس 3 ماه قبل
0

عالی

ناشناس 3 ماه قبل
0

عالی

ناشناس 3 ماه قبل
-1

عالی

ناشناس 4 ماه قبل
0

خرید

مرضیه دهقانی 4 ماه قبل
1

خرید

ع 4 ماه قبل
-2

خرید

صباغی 4 ماه قبل
1

عااااااالی

2
صباغی 4 ماه قبل

ممنون

ناشناس 4 ماه قبل
1

من و دوستم

ناشناس 4 ماه قبل
0

عالی

ناشناس 4 ماه قبل
0

عالی بود ❤👌👌👌👍👍👍

خدایی این داستانه یا چی 4 ماه قبل
1

خدایی این داستانه یا چی اصن خیلی شعر بود 😐

مریم 4 ماه قبل
1

عالی بود

ناشناس 4 ماه قبل
1

خیلی عالی بود❤️‍🔥

معلم 4 ماه قبل
-1

من یک معلم

0
معلم 4 ماه قبل

من یک معلم

شتاره 4 ماه قبل
-1

عالی

ناشناس 4 ماه قبل
0

جواب

ایلدیز 5 ماه قبل
0

خیلی بده من بدون جواب بیخواستم اینا چین😕😥😓😕😕🥶🥶

مهلا آبباریکی 5 ماه قبل
1

عالی بود 😇😇😇

الینا 5 ماه قبل
0

خوب بود

ناشناس 5 ماه قبل
1

داستان یه جوری نوشتید که انگار به بچه داری قصه میگی یعنی چی واقعا ما کلاس پنجم هستیم این داستان به دردم نمیخوره سایت شما اصلا سایت خوبی نیست متاسفم 😑😑

0
آریانا 5 ماه قبل

احسنت 😇

2
۹۹.۱۰۰ 5 ماه قبل

متن شما اصلا خوب نبود این دوست مون هم راست میگه منم مثل ایشون کلاس پنجمی ام این متن اصلا به دردم نمی خوره مثلا اسم شو گذاشتین سایت هااا هیچم خوب نیست من اومدم از این س ا یت کمک بگیرم که هیچ کمکم نکرد برکه کلی به خاطر خوندن این متن شمااااااا وقت به هدر دادم براتون متاسفاممممم😬😬😬😬

1
نیلو 5 ماه قبل

آفرین 👌👌👌

0
ستایش 5 ماه قبل

بله کاملا با نظر شما موافقم دوست عزیز😍

2
النا 5 ماه قبل

راست میگه دیگه این چه وضعیه

ناشناس 6 ماه قبل
-1

خیلی خوب بود

0
خوب 3 ماه قبل

🖤⁦👌🏻⁩

0
ززززز 5 ماه قبل

نه اصلا هم خوب نیست

معلم راست میگه 6 ماه قبل
3

راست میگه واقعا

. 6 ماه قبل
2

سلام

ناشناس 6 ماه قبل
0

آغوض🤣🤣🤣🤣

ناشناس 6 ماه قبل
0

ساکت

ناشناس 7 ماه قبل
-2

خیلی بد

ناشناس 7 ماه قبل
2

خیلی ممنون

خیلی ممنون

ناشناس 7 ماه قبل
2

مسافرت

معصومه 7 ماه قبل
-1

بله

0
معصومه 7 ماه قبل

خیلی خوب بود

نویسنده 7 ماه قبل
-1

یک روز من با خانواده به خرید رفتیم انروز خیلی به من و خانواده ام خوش گذشت . اسم …

0
ناشناس 7 ماه قبل

Sagdhct

ساسان 7 ماه قبل
2

نمیدونم🤔🤔🤷‍♂️🤷‍♂️

نویسنده 7 ماه قبل
0

هعههههارنا

نویسنده 7 ماه قبل
0

عالی جمله ات حرف نداشت 👌👌👌👌👌👌👉👉👉👉👏👏👏👏👏😻😻😍🤗😊😊

نویسنده 7 ماه قبل
-1

عالی جمله ات حرف نداشت 😊😊🤗🤗😍😍😻😻👏👏👏👏👏👌👌👌👌👉👉🤩😛😛😛😛⚘🌷

نویسنده 7 ماه قبل
-1

عدس

-1
ناشناس 7 ماه قبل

ها

سهیلا قرنجیک 7 ماه قبل
-1

مرسی تقلب

ناشناس 7 ماه قبل
-2

سلام خیلی متن قشنگی بود. این. اتفاق برایم افتاده است

نویسنده 7 ماه قبل
-1

یتابطباکرزی بگم کراتینه تو زسف از گرل

نویسنده 7 ماه قبل
0

جواب صفحه ی ۳۱ در مورد خرید

-2
ناشناس 7 ماه قبل

ی با من لهذهبه

نویسنده 7 ماه قبل
1

فیییب

خوب بود بد نبود. لطفا کمش کنید 7 ماه قبل
2

🤮🤮😠😡بدددددددد بود

نویسنده 7 ماه قبل
0

3

نویسنده 7 ماه قبل
1

صفحه ۳۴

نویسنده 7 ماه قبل
1

روزی با مادرم به خرید رفته بودیم که دوست کلاس اولم را دیدم

naznin 7 ماه قبل
-2

عالی بود دست گولتون درد نکنه 🌷😍

1
ناشناس 5 ماه قبل

خوب نیست چی میگی تو بچه سوسول ترسو

نویسنده 7 ماه قبل
-2

سنسنسمسمس

نویسنده 7 ماه قبل
1

خیلی عالی

عالی بود جوابت 7 ماه قبل
-2

ممنون

نویسنده 7 ماه قبل
1

بد

نویسنده 7 ماه قبل
-1

روزی رفتم نمی دونم کجا

خنگ 7 ماه قبل
-1

باحال

0
خوب 3 ماه قبل

😐😐

نویسنده 7 ماه قبل
1

من که یک روز می خواستم به مسافرت بروم به دیدار دوستانم رفت و با آن ها خداحافظی کردم

نویسنده 7 ماه قبل
1

انشا خرید

عرفان 7 ماه قبل
1

عالیییییی بود کل صفحه پر کرد

نویسنده 7 ماه قبل
0

هکیهفطه۵بخعزخ۵ی

نویسنده 7 ماه قبل
0

سلام چطوری خوب یمن رفتن مسارت و خرید

سلام چطوری 7 ماه قبل
1

سلامخوبسخداحافط

سحر زارعیان 7 ماه قبل
1

من با پدرو مادرم و خواهرم یک سفر رفتیم توی باغ یک هفته موندیم

نویسنده 7 ماه قبل
1

یک روز رفتیم چی بخریم یک دوست قدیم یم دیدم و به او سلام کردم

ناشناس 7 ماه قبل
0

واقعااااااااا عالللللللللللللی

نویسنده 7 ماه قبل
4

سلام بچه های عزیز تو این سایت ها نرین من یک معلم هستم و نگران شما هستم لطفاً تو این سایت نرین و پایه شما بچه های عزیز ضعیف شود لطفاً و به حرف های من گوش کنید

نویسنده 7 ماه قبل
2

ادامه مطلب

طاها 7 ماه قبل
1

لننرر

فانوس 7 ماه قبل
1

عالیییییییییییی👏👏

نویسنده 7 ماه قبل
1

روزی به خرید در یک فروشگاه رفتیمیکی از هم کلاسی هایم را در فروشگاه دیدم به او سلام کردم او هم به من سلام کرداز او پرسیدم : کاندید شورای دانش آموزی می شود یا خیراو گفت : بلهگفتم : تبلیغ هم کرده ای که به تو رای بدهند؟گفت بله تبلیغ کردم ، تو چی کاندید می شوی ؟گفتم : خیر من برای این که بهتر درس بخوانم تمام وقتم را برای درس خواندن می دهم و کاندید نشدمسپس خداحافظی کردیم و به خانه برگشتیم

نویسنده 7 ماه قبل
1

روزی به خرید رفتم ویکی از هم کلاسی هایم رادیدم

ستایش 7 ماه قبل
1

⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩

عالی هستش شما واقعاً این کار را 7 ماه قبل
3

فاطمه:سلام مینا مینا:سلام فاطمه جان،رسیدن به خیر! کجا بودی? فاطمه:ممنون،رفته بودن مسافرت،جایت خالی بود. مینا:به سلامتی،کجا رفته بودی? فاطمه:با خانواده تصمیم گرفتیم امسال به مشهد سفر کنیم. مینا جان،مسافرت بسیار خوبی بود،خیلی خوش گذشت.الان وقت نیست تا از دیدنی های آنجا برایت تعریف میکنم.دیگر به مدرسه رسیدیم.بایدسر صف بایستیم.

نویسنده 7 ماه قبل
3

دیروز با دوستم رفته بودم خرید او یک کتاب داستان برداشت برای خواهرش و چند دفتر و مداد هم برای خودش برداشت.من هم برای بردارم یک کفش و جوراب برداشتم اما کفشی که خودم می خواستم را مغازه نداشت دوستم به من گفت:<> اماوقتی همه ی مغازه ها رفتیم گفتند نداریم.دوستم به من گفت:<>

نویسنده 7 ماه قبل
1

روزی من و برادرم و مادر و پدرم رفتیم شمال و من از آنجا کلی خرید کردم. علیرضا منصوری ارمکی

هامد 7 ماه قبل
1

آره خیلی خوب بود 🥰🥰

نویسنده 7 ماه قبل
2

بله برای من پیش امده است و من در کتاب همین را نوشتم.مهدیه موسوی

یلدا 7 ماه قبل
1

گو بخون اتیمینا

نویسنده 7 ماه قبل
1

و ازدیدن یکدریگر بسیار خوشحالو شگفت انگیز شده بودیم

نویسنده 7 ماه قبل
1

دقیقا

محمد 7 ماه قبل
1

بامادرم رفته بودم به بازار امام رضا و اونجا ماشین فرمونی موردعلاقم رادیدم وبه مادرم گفتم من این ماشین رامیخواهم ولی قیمتش بالاست مامانمم قبول کرد که اونو بخره

Bahare 7 ماه قبل
0

روزی به خرید رفتم معلم خود را دیدم و به ایشان سلام دادم ایشان هم همینطور گفتند:چی میخوای بخری گفتم :نمی دانم شما نظر بدهید گفت: بامن بیا بریم بهت بگم رفتم و……

نویسنده 7 ماه قبل
0

امیرحسین ثناجو

نویسنده 7 ماه قبل
1

سلام همگی خسته نیاشید من شیوا هستم

ناشناس 7 ماه قبل
4

عالی

نویسنده 7 ماه قبل
3

با رفیقم به خرید رفته بودیم از او پرسیدم برای خرید چه چیزی به گفت امدم میوه برای خانه بخرم او از من پرسید تو برای خرید چه چیزی به بازار آمده ای گفتم برای خرید لباس.

نویسنده 7 ماه قبل
2

یک روز با خانواده به مسافرت رفتیم

برای پاسخ کلیک کنید