درباره یکی از شهدا یا جانبازان یا اسیران محل زندگی خودتان که در جنگ ایران عراق حضور داشتند تحقیق کنید صفحه 91 کتاب هدیه های آسمانی پایه ششم

نویسنده

شید حسن آبشناسان در 19 اردیبهشت 1315 در محله ی نازی آباد تهران به دنیا آمد . پس از اخذ دیپلم ریاضی در سال 1336 وارد دانشکده ی افسری شد و با درجه ی ستوان دومی فارغ التحصیل گشت . یک سال بعد دوره ی مقدماتی را به پایان رساند . او فرمانده ی قرارگاه حمزه ی سید الشهداء و فرمانده ی لشکر 23 نیرو های ویژه ی هوابرد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود . او در عملیات پاکسازی شهر بوکان و عملیات های گشتی و شناسایی شرکت داشت . هم رزمان ایشان لقب ببر کردستان و شیر صحرا را به او داده بودند . عاقبت در 8 مهر 1364 در منطقه ی سرسول کلاشین عراق به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

رحیم عصمتی

خیلی خوب بود خیلی خوشم امد بسیار خوب بود

مپ

خودم

ف

خیلی خوب بود ممنون

ملیکا

خیلی راضی هستم چون آسان ترین درس است و اساسی ترین درس است و در سال گذشته از این درس هدیه کمک می گرفتم

تحقیق صفحه ۹۱ هدیه های آسمانی پایه و کلاس ششم درباره یکی از شهدا یا جانبازان یا اسیران محل زندگی خودتان که در جنگ ایران و عراق حضور داشتند تحقیق کنید از سایت نکس لود دریافت کنید.

درباره یکی از شهدا یا جانبازان یا اسیران ...

تحقیق صفحه ۹۱ هدیه های آسمانی ششم

در این مطلب قرار است که تحقیق صفحه ۹۱ کتاب هدیه های آسمانی ششم را در این سایت قرار بدهیم ما این مطلب را به صورت موقتی ایجاد کردیم تا شما عزیزان جواب را برای ما در نظرات پایین سگ بفرستید تا ما این تحقیق زیبا را که درباره یکی از شهدای جانبازان یا اسیران محل زندگی و تولد خودتان که در جنگ ایران و عراق حضور داشته اند می باشد را در اختیار شما عزیزان قرار داده ایم منتظر فرستادن تحقیق ها و مطالبی است که شما در نظرات پایین سایت برای ما خواهید فرستاد.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

سنا : شید حسن آبشناسان در 19 اردیبهشت 1315 در محله ی نازی آباد تهران به دنیا آمد . پس از اخذ دیپلم ریاضی در سال 1336 وارد دانشکده ی افسری شد و با درجه ی ستوان دومی فارغ التحصیل گشت . یک سال بعد دوره ی مقدماتی را به پایان رساند . او فرمانده ی قرارگاه حمزه ی سید الشهداء و فرمانده ی لشکر 23 نیرو های ویژه ی هوابرد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود . او در عملیات پاکسازی شهر بوکان و عملیات های گشتی و شناسایی شرکت داشت . هم رزمان ایشان لقب ببر کردستان و شیر صحرا را به او داده بودند . عاقبت در 8 مهر 1364 در منطقه ی سرسول کلاشین عراق به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

m.s : شهید محمد رضا شفیعی : شهید شفیعی در جریان عملیات کربلای 4 با بدن مجروح به اسارت دشمن در آمد. پس از چند روز در حالی که هنوز بدن محمد رضا از جراحت زخمی بود او را به اردوگاه می برند. او نیاز به جراحی داشت اما عراقی ها توجه نکردند. ایشان چند روز درد بسیاری کشیدند و سر انجام از عوارض جراحت در تنهایی و غربت شهید شد. پس از 16 سال پیکر این مجاهد قمی به کشور می آید اما عجیب است که پس از 16 سال پیکر شهید شفیعی سالم از خاک بیرون آمده بود. ایشان در تاریخ14 دی 1365 شهید شد و در تاریخ 4 مرداد 1381 به کشور باز گشت. صدام گفته بود نباید اینگونه این جسد به ایران برگردد. جسد مطهر شهید شفیعی را سه ماه در آفتاب گذاشتند تا قابل شناسایی نباشد اما جسد سالم ماند. روی جسد پودر تخریب ریختند که باید حتی استخوان ها هم از بین می رفت ولی جسد باز هم سالم ماند. وقتی گروه تفحص جسدرا تحویل می گرفتند سرهنگ عراقی در آنجا بود و گریه کنان گفته بود:{ ما چه افرادی را کشتیم؟!} از زبان مادر ایشان و حاج حسین کاجی هم رزمش راز سالم ماندن بدنش چهار چیز است:1. هیچ وقت نماز شبش ترک نمی شد. 2. دائما با وضو بود. 3. هروقت زیارت عاشورا می خواندند ما اشکمان را با چفیه پاک میکردیم اما ایشان با دستش پاک می کرد و به بدنش می مالید. 4. وقتی جمعه برای جبهه آب می آوردند آب نمی خورد و برای غسل جمعه نگه می داشت. }

نیلوفر : یکی از شهدای معروف تهران لطفا آخه تو کرونا نمیتونم برم بیرون اسم یکی از شهدای نیروهوایی رو با تحقیقش بنویسم.

میخواهید جواب یا ادامه مطلب را ببینید ؟
پویا 3 ماه قبل
0

خیلی درس بدیه

raha 4 ماه قبل
0

ممنونم خوبــ

بود

دنیز 4 ماه قبل
0

تبریز

〽️❣️ دانشمند 〽️❣️ 4 ماه قبل
0

خخخخخخ

به تو چه 4 ماه قبل
-2

خراسان جنوبی

خ 4 ماه قبل
0

قم

ناشناس 4 ماه قبل
4

خوبه.. کاش چند تا می نوشتید اینجوری همه سره کلااس مثله هم نوشتیم و مشخص میشه از اینترنت برداشتیم 💜

ناشناس 4 ماه قبل
0

از شهر خوی هم بگید ممنون☆

پـارمـیـدا 4 ماه قبل
0

عـالیـه هـم مـتـن هـاش کـوتـاهـه هـم درسـتـه

♥️🍓🤩

ysa 4 ماه قبل
0

عاللللییی

مامان

تو قهرمان زندگیم شدی،ببین شدی تاج سرم👑

دلیل دل خوشیم شدی،عزیز شدی واسه دلم

مامالار سالیغینا 😍

ysa 4 ماه قبل
0

ممنننننووون مرسی راضی ام👌👌👌👌👌👌👌😍

ناشناس 4 ماه قبل
0

خیلی ممنون

sina 4 ماه قبل
0

عالی

ببر 4 ماه قبل
0

خیلی عالی عالی بود خیلی ممنون خیلی ممنون

مرسی

ممنون

عالی بود

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

مرینت 4 ماه قبل
-1

خیلی خوبه من که خیلی راضی ام

ناشناس 4 ماه قبل
-1

شا

پرهام 4 ماه قبل
-1

اصفهان

سها 4 ماه قبل
-2

مازندران

0
سها 4 ماه قبل

مازندارن.کو

دنیا 5 ماه قبل
-1

عالیییی بود واقعا خیلی ممنونم

👍👍👍

حدیث درخور 5 ماه قبل
0

سلام ممنون خیلی خوب هست مرسی 😘😘🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏🙏

amir 5 ماه قبل
-1

سلام این متن خیلی خیلی خیلی خوب بود خیلی برای من مفید بود مرسی از نویسنده

امیر علی فلسفی 5 ماه قبل
0

یادواره سرلشکر غفور جدی اردبیلی

با شروع جنگ، بعضی از دوستان قصد تشویق او را به ترک ایران داشتند که وی در پاسخ به آن‌ها این چنین گفت: این همه هزینه در زمان صلح برای تفریح ما خرج نشده، ما برای چنین روزهایی تربیت شده‌ایم.

در زمان حصر آبادان در اوایل جنگ، خواستار حضور در جنگ می‌گردد. پس از کش و قوس فراوان و طاقت فرسا، آماده پرواز گردید در حین رفتن از پلکان جنگنده تخصصی اشمک‌دانل داگلاس اف-۴ فانتوم ۲ به سمت سربازش برگشته و گردنبند الله و ساعت مچیش را به او می‌دهد.در حین عملیات در نزدیکی بصره متوجه حضور بیش از ۴۰ فروند تانک استتار یافته می‌گردد که لوله‌های آن‌ها به مشابه دودکش منازل می‌باشد. عملیات سنگین شروع می‌شود و موفق می‌شوند لشکر ۹ زرهی عراق را که از قدرتمندترین لشکرها در عراق بود را نابود کنند. با اصابت گلوله توپ به جنگنده در عراق، خلبان جدی، جنگنده را به خاک ایران می‌رساند تا در خاک عراق سقوط نکنند و بالاخره در ۷ کیلومتری بندر امام خمینی-آبادان کشته می‌شود.[۵]

او در مدت ۴۵ روز اوایل حضورش در جنگ، بیش از ۸۰ پرواز عملیاتی انجام داد و در هر عملیات از خانواده اش حلالیت می‌طلبید.[۱] با شروع جنگ در حالی که سمت فرماندهی بازرسی و امنیت پرواز پایگاه را به عهده داشت فعالانه وارد صحنه نبرد شد و در جریان جنگ در تاریخ ۵۹/۸/۱۷ در خاک عراق مورد اصابت پدافند نیروهای بعثی عراقی واقع شده و پس از طی ۵۰ کیلومتر در خاک ایران سقوط کرده و درگذشت.[۷]

پیکر جدی به تهران و از آنجا به وسیله یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ به پایگاه دوم شکاری منتقل گردید. تشییع جنازه بسیار با شکوهی که مقارن شد با ایام عزاداری حسینی با حضور اهالی اردبیل برای جدی برگزار گردید و به مدت یک هفته در شهر عزای عمومی اعلام شد و از آن تاریخ آغاز حرکت دسته‌های عزاداری شهر از مقابل منزل پدر جدی به رسمی ماندگار بدل گردید. پدر جدی هنگام کشته شدن او گفت: امانتی بود دست ما که خداوند آن را پس گرفت.[۸]

آرامگاه سرهنگ خلبان غفور جدی اردبیلی

ناشناس 5 ماه قبل
1

یکی‌‌از‌شهیدان‌‌گوگان‌‌ایران

ناشناس 5 ماه قبل
1

یکی‌‌از‌شهیدان‌‌گوگان‌‌ایران

ناشناس 5 ماه قبل
1

عالی

1
ناشناس 5 ماه قبل

عالی

1
امیر علی یوسفی مرند 5 ماه قبل

عالی است

دومان 5 ماه قبل
1

درمورد زندگی مهدی باکری

ناشناس 5 ماه قبل
2

شهید حسن آبشناسان

ابوالفضل 6 ماه قبل
3

خیلی عالی و خلاصه بود

ناشناس 6 ماه قبل
0

تحقیق

الهام 6 ماه قبل
3

عالی

مپ 6 ماه قبل
7

خودم

7
ف 6 ماه قبل

خیلی خوب بود ممنون

یلدا گرجی 6 ماه قبل
6

تو رو خدا یه چیز مناسب بنویسید

یلدا گرجی 6 ماه قبل
0

خیلی مسخره هستین

1
ببر 4 ماه قبل

تو بیشتر

6
فاطی 6 ماه قبل

همچنین

نویسنده 7 ماه قبل
3

عالی خیلی خوبه

دریا‌ 7 ماه قبل
1

کی‌در‌مورد‌یکی‌از‌شهدای‌اهران‌می‌دونه‌

سید علی موسوی 7 ماه قبل
5

این سایت بسیار عالی است

رحیم عصمتی 7 ماه قبل
13

خیلی خوب بود خیلی خوشم امد بسیار خوب بود

ملیکا 7 ماه قبل
6

خیلی راضی هستم چون آسان ترین درس است و اساسی ترین درس است و در سال گذشته از این درس هدیه کمک می گرفتم

0
آرزو 7 ماه قبل

خوب حالا ما چه کار کنیم

S.K 7 ماه قبل
4

عالی بود خیلی ممنون

فاطمه 7 ماه قبل
4

عالیه

Niga 7 ماه قبل
0

It is very woog

1
نویسنده 6 ماه قبل

تازه بدبخت انگلیسی یاد گرفته امده چصشو میده به ما برو بمیر عامو😏😏😏😏

نیایش 7 ماه قبل
1

خیلی طولانیه

عسل 7 ماه قبل
2

عالییییییی😍

2
ف 6 ماه قبل

👏👏👏

نویسنده 7 ماه قبل
18

شید حسن آبشناسان در 19 اردیبهشت 1315 در محله ی نازی آباد تهران به دنیا آمد . پس از اخذ دیپلم ریاضی در سال 1336 وارد دانشکده ی افسری شد و با درجه ی ستوان دومی فارغ التحصیل گشت . یک سال بعد دوره ی مقدماتی را به پایان رساند . او فرمانده ی قرارگاه حمزه ی سید الشهداء و فرمانده ی لشکر 23 نیرو های ویژه ی هوابرد ارتش جمهوری اسلامی ایران بود . او در عملیات پاکسازی شهر بوکان و عملیات های گشتی و شناسایی شرکت داشت . هم رزمان ایشان لقب ببر کردستان و شیر صحرا را به او داده بودند . عاقبت در 8 مهر 1364 در منطقه ی سرسول کلاشین عراق به درجه ی رفیع شهادت نایل آمد.

2
فاطی 6 ماه قبل

کامنت اول

شهید حسن آبشاناسان

-2
نازنین 7 ماه قبل

خیلی عالی ولی درمورد کدوم شهید است🤔🤔❤😊

2
مارال 7 ماه قبل

خیلی عالی بود

7 ماه قبل
1

2
7 ماه قبل

1
7 ماه قبل

نویسنده 7 ماه قبل
0

منم نمیدونم

ارہ 7 ماه قبل
-1

سلام جواب فعالیت صفحه ی ۱۰۵ریاضی ششم چه میشه؟؟؟

3
فاطی 6 ماه قبل

خیلی راحته

3
تنند 7 ماه قبل

میفهم چی میشه ولی نمی تونم بنویسم

♡F♡ 7 ماه قبل
1

عالیه 😘😻

♡F♡ 7 ماه قبل
1

عالیه 😘😻 ممنون از سایت بی نظیرتون ♥️

نویسنده 7 ماه قبل
1

عالی بود

دینا 7 ماه قبل
0

عالی بود

نویسنده 7 ماه قبل
5

به خدا خودم هم از اینجا دانلود کردم یعنی جوابشو نوشتم

من بی بی هستم عالیییییی😍❤ 7 ماه قبل
3

❤😍

نویسنده 7 ماه قبل
4

هیچی نمیدانم

نا مشخص 7 ماه قبل
5

عالی بود واقعا

0
نویسنده 7 ماه قبل

شهید گمنام

نویسنده 7 ماه قبل
1

کم باشه بهتره

نویسنده 7 ماه قبل
1

لطفاً. بگین

نویسنده 7 ماه قبل
0

یکی از همسایه های ما پسرشان در سال ۱۳۶۰ درجنگ ایران وعراق اسیر شده بود و حانواده اش سال ها ازاو بی خبر بودن وبعد از چند سال فهمیدندکه در اسارت نیرو های عراقی است او در موقع اسارت ۲۰ سالسن داشت ودر سال ۱۳۸۱ درسن ۴۱ سالگی به آغوش خانواده اش باز گشت

0
..... 5 ماه قبل

خیلی غمگین بود💔🖤

1
A 7 ماه قبل

عالللیییییی بود😍

نویسنده 7 ماه قبل
1

ممنون

نویسنده 7 ماه قبل
1

شهید اشگری

نرگس دهداری 7 ماه قبل
0

نظری ندارم

نللتح 7 ماه قبل
-2

تدی

نویسنده 7 ماه قبل
-2

ژر

مهلا 7 ماه قبل
-1

من تحقیق درباره یکی از شهدا یا جانبازان یا اسیران میخواستم تحقیق کنید صفحه ۹۷ کلاس ششم

نویسنده 7 ماه قبل
0

ماجرای جسد حججیداعش ضمن توافق آتش بسی با ارتش سوریه، ارتش لبنان و حزب الله لبنان، جسد محسن حججی را در مقابل اجازهٔ تخلیهٔ امنِ منطقهٔ مرزیِ لبنان و سوریه تحویل داد. حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان، برای قانع کردن بشار اسد به پذیرش این توافق آتش بس، به دمشق سفر کرده بود. به گفتهٔ نصرالله، بشار اسد دربارهٔ آتش بس با داعش گفته بود: «این مایهٔ سرافکندگی من می شود، اما باشد.»[۲۷]

1
ناشناس 7 ماه قبل

روح اين شهيد بزرگوار شاد باد .بنظر من كسي كه سرش را در راه خدا واعتقاداتش داده ديگر نبايد پس گرفت؛ همانطور كه در روز عاشورا وقتي سر يكي از فرماندهان رو به خيمه اش انداختند همسرش سر را بر گر داند وگفت چيزي را كه در راه خدا داده ايم پس نميگيريم .🌷🌷

نویسنده 7 ماه قبل
2

شبمیلادامیرالمومین بود، شهر به یمن ولادت سردار خیبر آذین بسته شده بود، که کودکی زیبا در ۲۰ آذر ۱۳۴۱ش هم نام با امام اول شیعیان (ع) چشم به جهان گشود: شهید علی چیت سازیان. علی دوران کودکی را در آغوش پرمهر مادر گذراند. نگاه خسته پدر و دستان پینه بسته اش دل کوچک علی را می لرزاند، اما پدر به او آموخته بود که شیعیان امام علی (ع) باید دل دشمن را بلرزانند، از همان زمان او مردی شد به صلابت صخره های پرشکوه الوند. هم زمان با اوج گیری مبارزات انقلاب اسلامی، چیت سازیان به جمع سربازان روح الله (ره) پیوست. مدتی بعد پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، علی را که ۱۶ سال بیش تر نداشت به جبهه های جنوب کشاند. او در عملیات هایی نظیر والفجر ۲ و نصر ۴ شرکت نمود و چندین مرتبه مجروح شد. سرانجام فرمانده اطلاعات و عملیات لشگر ۳۲ انصارالحسین (ع) در تاریخ چهارم آذرماه سال ۱۳۶۶ هجری شمسی در منطقه ماووت در عملیات نصر ۸، سه ماه پس از شهادت برادرش، در سن بیست و پنج سالگی به آروزی دیرینه خود رسید. فاتح قله های پرفراز و نشیب جهاد اکبر پس از سال ها مبارزه و ایثار، بر اثر انفجار مین، عاشقانه به دیدار سیدالشهدا (ع) شتافت. پیکر پاک شهید علی چیت سازیان در شهر همدان تشییع و به خاک سپرده شد.

0
محمد 7 ماه قبل

خیلی عالی بود

برای پاسخ کلیک کنید