ساده نویسی حکایت نگاری صفحه ۱۰۴ کتاب نگارش دوازدهم به زبان ساده بازنویسی سوداگری بار آبگینه داشت حکایت زیر را بخوانید و آن را به زبان ساده بازنویسی کنید از سایت نکس لود دریافت کنید.

حکایت نگاری صفحه 108 و 109 نگارش 3

متن حکایت سوداگری بار آبگینه داشت

سوداگری بار آبگینه داشت یکی از باج گیران عنان بار گیرش به بگرفتو بر آن بار آبگینه چوب دست خویش محکم فرو کوفت و گفت ای رفیق چه در بارداری گفت اگر چوب دیگر زنی هیچ پریشان قاآنی.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

پریچهر : روزی روزگاری تاجری بود که درحال سفر بود و بار شیشه داشت. در میانه راه راهزنان به او حمله کردند و خواستند اموالش را غارت کنند. یکی از راهزنان افسار اسب او را گرفت و با چوب دستی اش ضربه ای به روی بارش که شیشه بود زد. سپس از تاجر پرسید؟ بارت چیست؟ تاجر پاسخ داد : اگر ضربه دیگری بزنی هیچ چیزی آز آن باقی نخواهد ماند.

مهدی : تاجری بود که تعدادی شیشه داشت و قصد سفر کردن داشت… در راه نقصد با راهزنان برخورد کرد یکی از راه زنان با چوبی بر جعبه ای که شیشه ها درون آن قرار داشت کوبید و از تاجر پرسید : درون این جعبه چه داری؟ تاجر گفت : اگر دوباره با چوب بر آن بکوبی دیگر هیچی نخواهم داشت.

فاطمه : «سوداگری بار آبگینه داشت یکی از باج گیران عنان بارگیرش بگرفت و بر آن آبگینه چوب دست خویش محکم فروکوفت و گفت : ای رفیق، چه در بار داری ؟ گفت : اگر چوب دیگر زنی هیچ!» تاجری بر اسب خود، بار شیشه داشت. در میانه ی راه باج گیران کمین کرده بودند، زمانی که تاجر را به همراه اسب و بار او دیدند یکی از باج گیران افسار اسب او را گرفت و با چوب دستی که در دستش بود محکم به روی بار شیشه ی تاجر کوبید و به تاجر گفت: ای رفیق! چه در بار خود داری ؟ تاجر گفت: اگر بار دیگر چوب خود را بکوبی هیچ چیزی از آن باقی نمی ماند زیرا همه ی شیشه ها می شکستن یا خرد می شدند و نه چیزی برای تاجر می ماند و نه چیزی برای باج گیر! این داستان حکایت آن دسته افرادی است که سعی در کندن از دیگران و سود بردن از آن ها هستند اما با حماقت و ناآگاهی خود موجب می شوند که هم دیگران صدمه ببینند و هم خودشان در این ماجرا سرشان بی کلاه بماند اما کاش به جای آن و به جای سود بردن از زحمات دیگری بدون آنکه خودمان زحمتی بکشیم، برویم و کار کنیم و از دست رنج خودمان بهره مند شویم تا دیگران نیز از طریق ما دچار آسیب و ضرر نشوند. زیرا دزدان هیچوقت سرانجام خوبی نخواهند داشت.