جواب برایم بگو صفحه ۱۷ کتاب هدیه های آسمان پایه کلاس چهارم ابتدایی دبستان خلاصه داستان کودکی بر آب را از زبان حضرت موسی آسیه خواهر موسی تعریف کنید از سایت نکس لود دریافت کنید.

جواب بچه ها در نظرات پایین سایت

مهدی : حضرت موسی علیه السّلام : در زمان ما به خاطر این که فرعون خواب دیده بود که پسری به دنیا می آید که حکومتش را به خطر می اندازد به همین دلیل دستور داد تا همه نوزادان پسر رو بکشند. مادر من هم چاره ای اندیشید و من را داخل صندوقی گذاشت و روی رود نیل قرار داد و به خدا سپرد. من چند روز بر روی رود شناور بودم تا اینکه من را فرعون و آسیه همسرش دیدند. فرعون دستور داد تا من را بکشند ولی آسیه او را متقاعد کرد تا من را به فرزندی قبول کنند. آسیه دستور داد تا دایه ای پیدا کنند تا مرا شیر دهد، من هم به اذن خدا شیر هیچکس را قبول نکردم تا مادرم باخبر شد و برای شیردهی به من به قصر آمد.

نویسنده : مادر من موقعی که به من شیر میداد اشک خوشحالیش روی صورت من میریخت و تا انوقت که من بزرگ شوم به همین کار ادامه میداد و من وقتی بزرگ شدم فهمیدم ان دایه ای که به من شیر میداد و ان دختری که به اسیه خبر داد تا کسی را میشناسد که به من شیر بدهد و من فقط از ان دایه شیر میخوردم خانواده من هستند و من یک برادر و پدر هم دارم . بعد از ان که بزرگ شدم در برابر فرعون و خانواده اش ایستادم و رو به فرعون گفتم:«من به ان بت های بی ارزشتان ایمان ندارم من به خدای که دراسمان است ایمان دارم. فرعون و اسیه به من اعتماد نداشتند و به حرفهایم اهمیت نمی دادند و همینطور به من ایمان هم نمی اوردند اما مدتی گذشت و بعد از چند روز زن فرعون (اسیه) به حرفایم اهمیت داد و به من ایمان اورد در مقابل همسرش فرعون مثل من ایستاد و هیچوقت از ایمانش دست بر نداشت و ……..❤

ناشناس : به نظر من در موقعیت هایی تصمیم گیری بجا است که باعث موفقیت و رضایتی ما و دیگران شود و باعث رضایت خانواده و دیگران میشود و در موقعیت هایی تصمیم گیری نابجا است که برای خود و دیگران دردسر و مشکل ایجاد کند و باعث نارضایتی خانواده و آشنایان شود و ما به دردسر بزرگی بیفتیم.