بازآفرینی ضرب المثل زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد صفحه 76 نگارش هشتم مثل نویسی

دسته بندی: انشا, مطالب سایت
28,306 بازدید

باز آفرینی صفحه ۷۶ کتاب نگارش هشتم مثل نویسی ضرب المثل زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد نگارش کتاب پایه کلاس هشتم تجربی انسانی ریاضی از سایت دریافت کنید.

بازآفرینی ضرب المثل زبان سرخ سر سبز ...

حکایتی کوتاه درباره زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

به راستی زبان سرخ سر سبز را میدهد بر باد به چه معناست؟ مگر انسانی وجود دارد که سر آن سبز باشد؟ من که تاکنون چنین چیزی ندیده ام! این جمله فقط یک کنایه از انسان هایی است که با حرف هایشان یا رفتارشان جان خود را به خطر میندازند ! برای مثال آنها حرف های ممنوعه ای میزنند که نباید بزنند . در ادامه مطلب انشا درباره ضرب المثل زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد قرار گرفته است.

بازافرینی زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد

مقدمه

ای زبان تو بس زیانی مر مرا چون تویی گویا چه گویم من تو را معنی شعر به این صورت است که ای زبان تو خیلی برای من ضرر داری و آسیبهای زیادی به من میرسانی و چون تو خودت گویا هستی من به تو چه بگویم .

بدنه

زبان این عضو کوچک حدودا” 80 گرمی کارهایی میکند که بزرگترین جرثقیلها هم نمی توانند آن کار را انجام دهند. زبان میتواند کوه را کاه کند وبرعکس کاه را به کوهی تبدیل کند ،میتواند حق را باطل کند و باطل را حق جلوه دهد ، در چند ثانیه زشت را زیبا و زیبا را زشت کند،میتواند گاهی به شیرینی عسل شود و گاهی به تلخی هنظل ، گاهی با آن طوری سخن می گویی که مار را میتوان از سوراخ بیرون کشید و گاهی میتوان با آن چنان دلی را به درد آورد که سالهای سال التیام نپذیرد،گاهی از شمشیر تیزتر و برانتر میشود و بآ ن چنان میتوان زخم زبان زد که هیچگاه خو ب نشود.
گاهی اوقات میتوان بری احقاق حق دیگران و ستاندن حق مظلومی آن را به کار برد ،زمانی که کلمه حقی گفته می شود دو حالت دارد یا به ضرر گوینده است یا به نفع او این بستگی به شرایط دارد.
گاهی اوقات این زبان خاموش می شود و گاهی اوقات فریاد میزندو برایش مهم نیست به ضرر صاحبش است یا به نفع او.
گاهی از حلقوم فرد درد مندی بلند می شود و به فریاد تبدیل میشود و جامعه ای را متحول می کند . این عضو کوچک سرخ تا آخرین روز زندگی انسان مشغول به کار است و هیچگاه از کار کردن خسته نمی شود ، لاغر و چاق هم نمی شود، بیمار نمیشود ، نیاز به پرستار هم ندارد ، خود بیما ر و خود طبیب است گاهی اوقات کارهایی انجام میدهد که عقلها را حیران میکند.
گویند پادشاهی بادنجان دوست نداشت و از دیدن این غذا بسیلر عصبانی شد وزیرش در وصف بادمجان و از ارزشهای غذایی آن تعاریف زیادی کرد و پادشاه بعد از شنیدن آن تعاریف بادمجان را با اشتها خورد . در وقت دیگر همان وزیر در مورد مضرات بادنجان می گفت و پادشاه گفت چرا دو گونه سخن می گویی ، بالاخره این غذا مفید است یا مضر است ،وزیر گفت من در باره بادنجان می گویم ولی هدف من رضایت شماست نه بادنجان .

نتیجه گیری

آری یک زبان می تواند صاحبش را مراتب بالا برساند و یا اینکه باعث شود که صاحبش سرش را از دست بدهد.
بعضی از افراد زبانی بسیار رک وصریح دارند و موقع حرف زدن مراعات کسی را نمی کنند وممکن است در این راه حتی جان خود را نیز از دست بدهند مانند حسنک وزیر که جانش را برای گفتن حق از دست دادو شاعردر مورد او می گوید:
آن یار کز او گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد.
زبان نیز یکی از نعمتهای بزرگ خداوند است که باید از او قدر دانی شود وخدا را به خاطر آن شکر کرد زیرا اگر همین زبان نبود بسیاری از چیزهایی که امروز انسان دارد شاید هیچگاه نبود بنابراین قدر این نعمت الهی را باید خیلی بدانیم و به موقع و به جا از آن استفاده کنیم و کم گوی گزیده گوی باشیم چون در.

ضرب المثل زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد

مقدمه

به نام خدا داستانم را بایاد ایزد یکتا شروع میکنم روزی روزگاری پادشاهی خواب دید که دندان هایش تماما ریخته است. پادشاه پس از اینکه از خواب برخاست خواب گذاران را به حضور فرا خواند تا بداند تعبیر خوابش چیست!

تنه انشا

دو تن از خوابگذاران برای تعبیر خواب پادشاه همزمان به حضور رسیدند یکی از آنان گفت تعبیر خواب تان این است که آنقدر عمر میکنید که مرگ تمامی عزیزان تان را ببینید. پادشاه بسیار اندوهگین شد و دستور اعدام خواب گذار را صادر کرد. خواب گذار دوم اندکی در فکر فرو رفت و سپس گفت شما از تمام اقوام و عزیزان تان عمری طولانی تر خواهید داشت‌. پادشاه بسیار خوشنود شد و به وی پاداش داد.

نتیجه گیری

هردو خواب گذار یک مطلب را بیان کردند اما نوع بیان و شیوه سخن گفتن شان متفاوت بود و یکی منجر به اجر شد و دیگری منجر به زجر.
اینکه در افکار ما چه چیزی سرک بکشد مهم نیست مهم نحوه بیان آن است که گاه بر تخت پادشاهی می نشاند و گاه بر خاک مذلت…

زبان سرخ سرسبز میدهد برباد صفحه 76 نگارش هشتم

در زمان های قدیم یک دزدی در محلی در حال گشت زنی بود ولی نمی توانست چیزی پیدا کند همانطور که در حال قدم زدن بود متوجه خیاطی شد که لباس های رنگارنگی را می دوخت دزد که دید چیز دیگری برای دزدیدن وجود ندارد کمین کرده تا لباس زیر دست خیاط را که در حال دوختن بود بدزدد دزد در حال شنیدن حرفهای خیاط بود که در حال دوختن لباس بود خیاط با خود میگفت زبان شرت را از من دور نگه دار تا باعث کشته شدن من نشوی دزدی که کمین کرده بود تا صبح آنجا ماند و وقتی دید که خیاط به سمت کاخ فرمانروا می‌رود او را دنبال کرد در آنجا بود که وارد قصر شد و به دنبال خیاط رفت خیاط لباس را از جعبه درآورد و نشانه پادشاه داد پادشاه و زیردستانش بسیار خوشحال شدند و گفتند که با هنر بسیار خوبی داری پادشاه گفت که این لباس به چه درد من میخورد و چه استفادهای باید از این لباس بکنم مرد خیاط گفت شما به زیردستان تان بگویید که هنگام مرگ تا این لباس را همراه با شما دفن کنند پادشاه از حرف پیرمرد و خیاط ناراحت شد و دستور داد زبان او را ببرند و در زندان بیاندازند ناگهان دزد که این ماجراها را می دید با خنده پیش فرمانروا آمد و گفت حکایت پیرمرد را می خواهم برایتان بگویم که دیشب این‌ گونه مشاهده کردنم : خیاط شب در حال دوختن لباس بود و با خود تکرار می‌کرد زبان شرت را از من دور نگه دار و باعث کشته شدن من نباش پادشاه با شنیدن این حرف خندید و گفت پیرمرد را از زندان بیرون بیاورید پیرمرد تقصیری ندارد زبان پیرمرد تند است و تندی زبان او نزدیک بود پیرمرد را به کشتن دهد در این حکایت نشان می دهد که سرسبز زبان سرخ می دهد برباد.

بازنویسی و بازآفرینی زبان سرخ سرسبز میدهد برباد

مقدمه :

چه انسان هایی که بر حساب نادانی و جاهلیت در زندگی خود مقام و پایه خود را از دست داده اند و تنها چیزی که برایشان باقی مانده حسرت و پشیمانی است که تنها دلیل بی فکری و زبان تند و تیز خودشان است.

تنه ی انشا‌ :

انسان عاقل همیشه قبل از سخن گفتن یا تصمیم گیری درست فکر می کند و سخن خود را در ذهن خود بسنجد و سبک و سنگین می کند و بعداز ارزیابی و ویرایش آن، را بیان می کند و یا تصمیم خود را عملی یا بیان می کند.اما در مقابل انسان جاهل و نادان هر سخنی حرف نامربوط را که به ذهنش می رسد را بدون فکر به عواقب و چاره اندیشی آن به زبان می آورد و با شوخی و به مسخره گرفتن دیگران و شکوندن دل دیگران شخصیت خود را زیر سوال می برند و دیگران با دیدن چنین برخوردی از او کناره گیری می کنند و بااو کمتر گفتگو یا سخت بااو رابطه برقرار میکنند . و روز به روز جا و مقام خودرااز چشم مردم از دست می دهند و از دنیا و آدم هایش رانده و ترک می شوند.اما انسان عاقل زبان خود را کوتاه نگه می دارد و در مقابل هرحرفی به سرعت واکنش نشان نمی دهد بلکه کم سخن می گوید ولی مفید و به جا حرفی را می زند.اما با فکر و گزینش سخن می گوید.دراین صورت مردم که فهمیدگی و عاقل بودن آن فرد را می بینند روز به روز به احترام و معاشرت باآن می افزایند مقام و منزلتشان را بالاتر می برند.اینگونه است که می گویند زبان تند و تیز که از زیاد سخن گفتن همیشه سرخ است،انسان های پرمقام و بزرگ رااز آسمان به فرش می رساند به گونه ایی سرسبزشان را به باد می دهند.ازاین رو بزرگان و قدیمیان مملکت همیشه این ضرب المثل را تکرار می کنند و همیشه به درست حرف زدن و گزیده سخن گفتن تأکید داشته اندتا در آن صورت هم دراین دنیا و هم در آن دنیا ی خود سربلند و پرافتخار زندگی کنند.

نتیجه گیری :

انسانی که کم سخن می گوید و کم حرف است ،کمتر مورد سرزنش و گناه قرار می گیردو در نتیجه چه دراین دنیا و چه در آن دنیا نه دلی را می شکند و نه مورد عذاب الهی برای حرف نادرست و نا به جا خود قرار می گیرد.اما انسانی که در سخن گفتن زیاده روی می کندو پر حرف است ،تمام زندگیش را چه در این دنیا و چه در آن دنیا از دست می دهد و یا به گونه ایی دیگر سر سبز خود را به باد می دهد.

دانلود کنیدAds

برای دریافت "بازآفرینی ضرب المثل زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد صفحه 76 نگارش هشتم مثل نویسی" لطفا نظری در نظرات پایین سایت برای ما بفرستید یا از دکمه صورتی ارسال نظر استفاده کنید.

  1. سارا پاسخ داده:
  2. سارا پاسخ داده:
    0

    عالییییییی

  3. نگار پاسخ داده:
    0

    عالی بود. مرسی

  4. نویسنده پاسخ داده:
    0

    روزی از روزها مردی در روستایی دور افتاده به نام حسین
    آقا زندگی می کرد.
    او از مال دنیا تنها یک مرغ و یک گوسفند داشت. او مانند هر روز گوسفند را به چرا می‌برد و بعد از سیر شدن گوسفند ، آن را راهی طویله می کرد‌.در روزی گوسفند به صورت بی حال و ناتوان بر روی زمین افتاد. حسین آقا بسیار ناراحت شد و به نزد همسرش رفت. مرغ سخنان بین مرد و زن را شنید و به نزد گوسفند رفت و به او گفت که آقا حسین می گوید :《اگر گوسفند نتواند تا فردا بر روی پاهایش بایستد و توانایی اش را به دست بیاورد مجبور می شود آن را به قصاب بفروشد.》
    گوسفند بسیار ناراحت شد و تا صبح نخوابید و سعی کرد بر روی پاهایش بایستد .
    صبح حسین آقا به طویله رفت و از دیدن گوسفند بسیار خوشحال شد و از خوشحالی زیاد تصمیم به قربانی کردن مرغش کرد.

    اینجاست که میگویند :《 زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد 》

  5. سپهر پاسخ داده:
    0

    توروح‌همتون.۱۲‌گرفتم.اینم‌شد‌باز‌آفرینی؟؟

  6. ♥♥LovE♥♥ پاسخ داده:
    0

    خوب بود ولی همش تکراری بود

  7. ناشناس پاسخ داده:
  8. P.N پاسخ داده:
    0

    در حد 17بسته

  9. ناشناس پاسخ داده:
    0

    من دوست داشتم 😎🤓😛

  10. zaza پاسخ داده:
    0

    بدک نبود ی پیش زمینه برا خودم ساختم از باز افرینیتون و بقیشو خودم نوشتم حالا ببینیم چی میشه؟
    ممنون 🙂

  11. *tara* پاسخ داده:
    0

    ممنون از انشاهای خوبتون ولی فردا برم ببینم بهم چند میده اخه خیلی سخت گیره نمیدونم آخه انشا هم شد درس که یک ساعت و نیم باید بشینیم سرش😭😭

  12. سها پاسخ داده:
    0

    میشه به من یه موضوع متفاوتی درباره همین ضرب المثل زبان سرخ بدین

  13. نویسنده پاسخ داده:
    0

    روزی از روزگاران صیادی ماهر بود که ماهی بزرگی صید کرده بود ماهی را برداشت و به طرف قصر پادشاه رفت

  14. ناشناس پاسخ داده:
    0

    معلمت اصلا سخت نمیگیره که نمره کامل داده من نوشتم 14 داد🤔🤨😐😑😶

  15. یلدا پاسخ داده:
    0

    عاااااااااااااااااا لی بود واقعن

  16. نویسنده پاسخ داده:
    0

    روزی از روز ها مردی بافنده در شهری می زیست
    او تلاش میکرد پارچه ای ببافد طلایی رنگ و با آن لباسی شاهانه برای پادشاه بدوزد.پس از مدت زمان بسیار لباس دوخته شد سپس بافنده آن را برداشت و پیش سلطان رفت

  17. fafa5584 پاسخ داده:
    0

    داداش حالش رو نداری بنویسی تقصیر مردم نزار

  18. دلسا پاسخ داده:
    0

    پرفسور هایی که از انشا ها راضی نبودید پس چرا انشا های عالی خودتون را نمیگذارید تا ما ازشون استفاده بکنیم

  19. عجیب الخلقان پاسخ داده:
    0

    زیر نوشتی کپی برداری حرامه یعنی نمیتونم واس انشام تو کتاب نگارش بنویسم به معلمم نشون بدم؟

  20. نویسنده پاسخ داده:
    0

    روزی روزگاری کشاورزی بود که بازبان خود فحاشی می کرد

  21. تناز پاسخ داده:
    0

    دیگه چی حتما بد خوندی

  22. fateme پاسخ داده:
    0

    این انشا تو سایت های دیگه هم هست لطفا انشای جدید بزارین این تکراریه به نظرم نمیتونه اثری داشته باشه و اینکه هرکس اینو بخونه میفهمه انشای خود آدم نیس

  23. سمیرا پاسخ داده:
    0

    فعلا تو دوست داری😏😏😏😏

  24. سوری پاسخ داده:
    0

    ولی ناموسا یه چیز خوب بنویسید بد نیست ولی یه چیزی ک نمراتمونو بیار بالا😔

  25. سوری پاسخ داده:
    0

    خوب بود ولے واسه ماها که بلد نیستیم یه چیزی بنویسید ک تغییرندیم کلا رونویسی کنیم 😛ممنون میشم ولے بازم دمتون گرم😜

  26. صادق پاسخ داده:
    0

    خیلی بد بود
    این باز آفرینی میدونی چیه

  27. امراله پاسخ داده:
    0

    واقعا از ۲۰صفرش گم شد

  28. S.R پاسخ داده:
    0

    عالی بود دمتون گرم!!!

  29. عباس پاسخ داده:
    0

    خوب درحد۱۵ و۱۶ خواهش می کنیم انشاءهای خوب بزارید

  30. ایلیا پاسخ داده:
    0

    واقعا عالی بود
    😍😍

    • محمد پاسخ داده:
      0

      میتونی مصراع اول شعر زبان سرخ سر سبز را می دهد برباد را برام پیدا کنی تا۲۷/۱۲/۹۷ برام بفرستی ممنون

  31. محمد پاسخ داده:
    0

    مال من هم این بود

  32. محمد پاسخ داده:
    -1

    انشام شد 20خیلی ممنون

  33. Aaa پاسخ داده:
    0

    شما كه ميگيد بد بود چرا خودتون نمي نويسيد!!
    خوب نيايد از تو اينترنت انشا بنويسيد
    فيلسوفان!!

  34. غزال پاسخ داده:
    0

    دمتون گرم کارم راه افتاد♡

  35. ناشناس پاسخ داده:
    0

    خیلی خوب وکامل نوشوید.ممنون

  36. الناز پاسخ داده:
    0

    سلام بچه ها از این مطلب چطور استفاده کنم کسی تونست از این مطلب استفاده کنه ؟ لطفا راهنماییم کنید

  37. محمد رضا پاسخ داده:
    0

    کی اینو نوشته مسخره هیچی بلد نیست انشا شو تو اینترنت گذاشته

  38. خیلی بد بود اینم شد انشا😈😠😠😠😠😵😾😾😾💩💩💩🔴 پاسخ داده:
    0

    خیلی بد بود اینم شد انشا😈😠😠😠😠😵😾😾😾🔴

  39. ناشناس پاسخ داده:
    0

    آخه این اصن خیلیم به نظرم ربط نداست

  40. mobina پاسخ داده:
    0

    خیلی چرت بود مثلا باز افرینی مثل میخواستیم

  41. QAZ پاسخ داده:
    0

    با سلام ای کاش بیشتر مینوشتید

  42. سارینا پاسخ داده:
    0

    خیلی چرت بود که

  43. محمد حسن پاسخ داده:
    0

    ریدم رو این انشا مثلا این انشا است

  44. مریم پاسخ داده:
    0

    به نظر منم مسخره بود حداقل یه چیز درست و حسابی بزارین

  45. ناشناس پاسخ داده:
    0

    خیلی بد و چرت بود
    اینو کی به معلم نشون میده به صفر راضیم

  46. M پاسخ داده:
    0

    خیلی بدبود یه چیزتازه بزارین اخه این چیه

    • ناشناس پاسخ داده:
      0

      آره هم خیلی طولانیه هم وقت گیر ای کاش داستانش یه کم بایدبیشتر بود مقدمه ونتیجش کمتر👍👍👍

  47. غزل پاسخ داده:
    0

    خیلی بد بود
    باز افرینیش می خواستم نه این
    خیلی بد بود

  48. Zhra پاسخ داده:
    0

    منظورم باز افرینی بود😐

  49. sara پاسخ داده:
    0

    واقعا با این دبیر ادبیاتای الان ما اینو بزاریم جلوشون میکنن تو دهنمون کاغذو ک

  50. رکسانا پاسخ داده:
    0

    خیلی بده شما خودتو بزا جای ما اینو بدیم به معلم 10م نمیده بهمون

  51. رکسانا پاسخ داده:
    0

    خیلی کوتاه
    شما خودتو بزا جای ما اگه همینو بدی معلم ۱۰ م بهت نمیده

  52. pEd پاسخ داده:
    0

    خیلی بده این نشون معلم بدم منو می کنه

  53. لاله پاسخ داده:
    0

    خیلی بده من الان میرم مدرسه اینوتحویل معلمم بدم کلمومیکنه یه چیزه درست ودرمون بفرستین

  54. مهدی پاسخ داده:
    0

    خیلی بد بود منظور من باز آفرینی بود

هرگونه کپی برداری از مطلب یا قالب حرام است

برای ارسال نظر کلیک کنید